سازمان مجاهدین خلق
روزنامه اطلاعات؛ اول تیرماه ۱۳۶۰: «به گزارش نماینده واحد مرکزی خبر از پاریس، روز شنبه [۳۰ خرداد] گروهی از طرفداران منافقین ضدخلق[=مجاهدین خلق] و گروهک امریکایی «کومله» به طرفداری از بنیصدر در محل خوابگاه بینالمللی دانشجویان در پاریس اجتماع کرده، در حمایت از وی سخنرانی و تظاهرات کردند...طرفداران بنیصدر و بختیار قرار است روز سهشنبه(فردا) در پاریس تظاهرات کرده، به سفارت جمهوری اسلامی...
روزنامه اطلاعات؛ ۳۱ خردادماه ۱۳۶۰: «صبح امروز روابط عمومی سپاه پاسداران مرکز اطلاعیهای در رابطه با درگیریهای دیروز و شهادت چهارده تن از برادران سپاه پاسداران به شرح زیر صادر کرد:«بسمه تعالی - مردم مسلمان تهران - در درگیریهای تحمیلی دیروز که بهگونهای سازمانیافته توسط طیف رسوای ضدانقلاب و به سرکردگی گروه منافق موسوم به مجاهدین خلق صورت پذیرفت، ۱۴ تن از بهترین فرزندان این امت دلیر...
بر اثر انفجار بمب در مقابل شمس العماره تهران 15 نفر شهید، 50 نفر مجروح، 10 باب مغازه و 12 دستگاه اتومبیل و موتورسیکلت منهدم شدند.
مسعود رجوی که انتظار نداشت انقلاب اسلامی ایران بدون نیاز به گروههای چریکی به پیروزی برسد و معتقد بود انقلاب ۱۳۵۷ مراحل یک انقلاب را آنچنان که در نظریات مارکسیستی مطرح است، به درستی طی نکرده؛ پس از پیروزی انقلاب اسلامی در پی یک شورش مسلحانه برای هدایت آن به مسیر مطلوب خود بود تا بتواند قدرت را قبضه کند. او سرانجام پس از یک دوره استتار با فعالیتهای سیاسی، سرانجام در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ اعلام ورود به...
سازمان نام چهار نفری را که کنار مسعود رجوی در تاریخ 30 /11 /50 محکوم به اعدام شدند، همیشه در کنار یکدیگر مینوشت و چیزی از دلیل عفو مسعود نمیگفت. اما با پیروزی انقلاب اسلامی و حضور موثر دو برادر «علی باکری» در جایگاه فرماندهی سپاه، نام او را در این پلاکارد حذف کردهاند و نام احمد رضایی را جایگزین او کردهاند.
صحنه حمله به خانه تیمی زعفرانیه در «ماجرای نیمروز» و نجات یک کودک را به یاد دارید؟ این کودک، مصطفی رجوی است که هنگام عملیات روز ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ علیه مرکزیت سازمان در داخل کشور رخ داد، با شهادت یک نیروی امنیتی توسط اعضای سازمان نجات یافت.
موسی خیابانی وقتی متوجه محاصره خانه میشود، خود را به ماشین پژو 504 ضد گلوله طوسیرنگی میرساند که مسعود رجوی از سفر پاریس با خود آورده بود، اما در همان نقطه کشته میشود.
هنگامی که در ۴ آذر ۱۳۵۸ امام خمینی در جمع پرسنل سپاه پاسداران به بسیج عمومی اشاره کردند، سازمان کوشید میلیشیای تازهتأسیس خود را با این فرمان همسو و مشروع جلوه دهد.
این تصاویر، یکی از درگیریهای مسلحانه سازمان مجاهدین خلق است که در ادامه تلاش برای ناامن سازی ایران، 18 آبان 1360 در خیابان یوسفآباد تهران رخ داده است.
رجبعلی طاهری، از فعالان برجستهٔ سیاسی و مذهبی فارس و از پایهگذاران حزب جمهوری اسلامی در شیراز بود. او پس از پیروزی انقلاب، مسئولیت سپاه پاسداران استان فارس را نیز برعهده گرفت و در سازماندهی نیروهای انقلابی و مقابله با جریانهای معارض نقش مؤثری ایفا کرد. همین جایگاه باعث شد منافقین او را از موانع اصلی نفوذ خود بدانند و چندینبار برای حذفش اقدام کنند.
با خودروی خود جلو میروند و میگویند «ما حزباللهی هستیم، پاسدار کمیته هستیم و رادیو تلویزیون الان میخواهد بیاید فیلمبرداری کند. شما یک دقیقه در همین حالت باشید تا رادیو تلویزیون برای فیلمبرداری بیاید.» بعد در همین حین که جمعیت هم شعار میداد، عقب میروند تا یک مقدار فاصله بگیرند. فرمانده آنها فردی به نام شیرزاد بود که سازمان دربارهاش تبلیغ کرده بود. او دستور میدهد که آتش کنید، شلیک کنید
قرار بود ۵ مهر ۱۳۶۰ پس از شلیک یک گلوله مردم دور معترضین جمع شده، سپس همگی پس از به کنترل درآوردن مجلس، رادیووتلویزیون و آزادسازی زندانیان اوین به سراغ جماران بروند! مسئولان ارشد مجاهدین خلق به اعضاء، سمپاتها و رابطها تأکید کرده بودند: امروز[۵مهرماه] مثل ۲۲ بهمن است؛ مردم از شما با شکلات و شیرینی استقبال میکنند، مراقب باشید زیاد به ایشان نپردازید ولی تشکر فراموش نشود!
مسعود رجوی که معتقد بود انقلاب اسلامی ایران، مراحل یک انقلاب را آنچنان که در نظریات مارکسیستی مطرح است، به درستی طی نکرده؛ در پی یک شورش مسلحانه برای هدایت انقلاب به مسیر مطلوب خود بود. از این رو در پنجم مهرماه فراخوانی برای راهپیمایی مسلحانه با عنوان «تست عنصر اجتماعی» داد.
سازمان مجاهدین خلق (منافقین) روز ۲۴ شهریور ۱۳۶۰ دو اتوبوس شرکت واحد را در خیابان ولیعصر تهران آتش زد. حدود ۲۰ دختر از هوادار سازمان منافقین خلق در خیابان کریمخان زند در حالی که عدهای موتورسوار آنها را همراهی میکردند به طرف میدان ولیعصر آمدند و به یک اتوبوس حمله کردند. با تهدید مسافران اتوبوس را پیاده و با مواد آتشزا اتوبوس را به آتش کشیدند .
از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ماه ۱۳۵۷ تا پیش از طلوع آفتاب پانزدهم شهریورماه ۱۳۶۱، تروریستها در تهران، پایتخت جمهوری اسلامی ایران، ۵۷۲ نفر از شهروندان را به شهادت رسانده بودند؛ از کارگر و دانشآموز و دانشجو تا رئیسجمهور و نخستوزیر. آفتاب نیمه شهریور که طلوع کرد، تا پیش از عصر، مهمترین واقعه تهران، برگزاری نخستین جلسه دادگاه صادق قطبزاده، متهم به براندازی نظام جمهوری اسلامی و...
شهید سید اسدالله لاجوردی با خسرو زندی گفتگوی متفاوتی داشت. وی در همان روز اعترافات موثری کرد که جزئیات ماجرای جنایت منافقین مشهور به «عملیات مهندسی» را به طور کامل فاش کرد.
13 سال بعد، سازمان مجاهدین خلق با افشای حضور مسعود رجوی در این مراسم، ناخواسته نشان داد پشت پرده حج خونین پیچیدهتر از قضاوتهای موجود تا آن روز بوده است.
اوایل سال ۱۳۵۵، احمد توکلی، دانشجوی جوان دانشگاه شیراز، به اتهام فعالیت سیاسی توسط ساواک بازداشت شد. او مدتی قبل از این اتفاق و تحتتأثیر فضا و شعارهای سازمان مجاهدین خلق، جذب این گروه شده بود؛ سازمانی که در آن روزگار، بسیاری آن را یکی از جدیترین گروههای مبارز علیه حکومت پهلوی میدانستند. اما حالا، در دل بازجوییها و تنهاییهای طولانی، نشانههایی از یک انحراف عمیق فکری در عملکرد سازمان...
این تصویری از سلول محمد رضا سعادتی در زندان در تاریخ 26 شهریور 1359 است. آنچنان که مشخص است بر خلاف هیاهوی سازمان مجاهدین خلق، او از امکانات و آزادی سیاسی خوبی در زندان برخوردار بوده است.
یکی از گروههایی که برغم سابقه مبارزاتی بیشتر و ساماندهی شاخه مسلحانه در تشکیلات خود، به یاری سازمان مجاهدین خلق پرداخت، بخشی از هیأتهای مؤتلفه اسلامی بود. اما همین گروه از میانه دهه پنجاه بیشتر افشاگری را درباره التقاط آن سازمان در دستور کار خود قرار داد. این گفتگو به بازخوانی چرایی آن همکاری پرداخته است.