رضاشاه
در گزارش حوادث ۲۲ دی ماه ۱۳۰۶ آمده است: «در ساعت دو و نیم صبح یک فروند طیاره به موجب دستوری که لیله گذشته صادر شده بود با هشت بمب حرکت نمود موقع اشرار را در کبیرکوه کنار صیمره بمبارد نمود. راپرت داد که دو بمب خیلی خوب اصابت کرده و چهاربمب دیگر درمیان چادرهای اشرار محترق شده، دو بمب دور افتاده است.»
خیلی محرمانه، مجلس مختصری در پستوی منزلی گرفته بود و روضه میخواند. یکی از شیطانهای خبرچین، به بخشدار آن زمان منطقه ما خبر داده بود که در فلان منزل مجلس روضهخوانی محرمانه برقرار است. در حالی که این روضهخوان روی صندلی نشسته بود و روضه میخواند، ناگهان بخشدار پرده پستو را کنار زد و داخل شد و با عصبانیت تمام به طرف روضهخوان رفت و روی همان صندلی چند تا سیلی محکم – چپ و راست – به صورت او زد و با اهانت و فحاشی او را از صندلی پایین آورد و با خود برد و مجلس را به هم زد.
دفتر مخصوص شاهنشاهی نمره صادره: ۱۲۱۰۳ خروج: ۷/۱۰/۱۰ وزارت جلیله داخله در باب متحدالشکل نمودن لباس به طوری که ملاحظه میشود برای مردم سوءتفاهمی حاصل شده و مخصوصاً این اختلاف بیشتر در ولایات مشهود است که اهالی فقط کلاه را تغییر داده ولی اغلب همان لباسهای ملبسه سابق را میپوشند، و حال اینکه مقصود از اتحاد شکل این بوده که لباس هم به نیمتنه و شلوار مخصوص آن تبدیل یابد و البته زینتها و زواید...
متحدالشکل شدن لباس، با نادیده گرفتن کامل تنوع قومی، مقدسات مذهبی و حق انتخاب فردی، به جای ایجاد همبستگی، به شکاف عمیق بین حکومت و مردم، سرکوب و فرسایش بخشی از هویت تاریخی ایران منجر شد. نماد مهندسی اجتماعی آمرانه بود که به دلیل بیتوجهی به عقاید ریشهدار مذهبی، تنوع فرهنگی و هویتهای محلی، به جای ایجاد همبستگی ملی، به شکاف، رنجش، مقاومت و سرکوب دامن زد.
وقتی وزیر مختار آمریکا به باقر کاظمی، وزیر خارجه ایران، توضیح داد که نشریات آمریکایی تحت حمایت قانون اساسی این کشور قرار دارند، کاظمیدر عین ناباوری مقام آمریکایی، پیشنهاد کرد که آمریکاییها برای رضایت خاطر ملوکانه اعلیحضرت پهلوی قانون اساسیشان را تغییر بدهند.
رضاخان که به لطف انگلیس که از کودتای سوم اسفند 1299 آغاز شد و تا تاجگذاری او در اردیبهشت 1305، به صورت گام به گام ادامه یافت، در 22 آذر 1304 دیگر از مجلس موسسان عنوان «پادشاه» را کسب کرده بود. سخنران اولین دیدار رسمی او در کسوت پادشاهی پرسی لورن، وزیرمختار انگلیس بود.
نمره ۵۹ از شرفعرض خاکپای مبارک شاهانه ارواحنا فداه گذشت. مشارکت در این امر ضروری نبوده، بهتر این است معذرت بخواهند.
حکومت رضاشاه برای جشن گرفتن آنچه پیروزی جلوه میداد، یک «کارناوال» (Carnival) یا به تعبیر امروزی آن شادپیمایی به سبک اروپایی در تهران برپا کرد. تا از یک سو، پیروزی بودن آن را تثبیت کند؛ از سوی دیگر از رضاشاه قهرمانی در مقابله با امپریالیسم انگلیس بتراشد و همچنین از بعدی که شاید مهمتر بود، هدف او را در فرهنگ دنبال کند.
در ۲۶ آبان ۱۳۱۲، جعفرقلی خان بختیاری، مشهور به سردار اسعد سوم[1]، به دستور مستقیم رضاشاه بازداشت شد. این اقدام که در فضایی آمیخته با سوءظن، بدگمانی و خصومت شخصی شاه نسبت به بختیاریها صورت گرفت، نقطهٔ آغاز پروندهای بود که چند ماه بعد به مرگ او در زندان قصر انجامید.
پس از ناکام ماندن قرارداد ۱۹۱۹، انگلستان خواستههای خود را در کودتای سوم اسفند دنبال کرد. پس از آن تدین نقش مهمی در دورهٔ گزار از قاجار به پهلوی داشت.
سند شماره ۱ تاریخ سند: ۲۳ دیماه ۱۳۰۸ نمره: ۳۰۰۱ طهران دفتر محترم مخصوص شاهنشاهی مطابق راپرت واصله فرخی نماینده مجلس و مدیر [روزنامه] طوفان که چندی است روزنامه او توقیف و در مجلس منزل کرده و اخیراً خیال مخالفت دارد، چند روز قبل آقای [عبدالحسین تیمورتاش] وزیر دربار [به] وسیله [عبدالله] یاسایی و [ابراهیم] ملکآرایی به مشارالیه پیغام داده «چون آنچه به شما نصیحت کردهام نپذیرفتهاید، اگر از...
حکومت رضاشاه و سیاستهای به شدت مستبدانه وی به قدری خوف و وحشت در دل مردم ایجاد کرده بود که حدی بر آن متصور نبود. شایع شده بود که همه قتلها، ظلمها و کشتارها نتیجه گناهان و سوءرفتار قبلی خود مردم است و به خاطر قبول چنین اندیشهای در برابر آن مقاومتی نمیکردند.
«از روز اول که من یادم است -شماها جوانید یادتان نیست- از روز اولی که رضاشاه کودتا کرد، کودتایی بود که با دست انگلیسها بود! خود انگلیسها هم بعد از اینکه این رفت، در رادیو دهلی گفتند که (من خودم شنیدم) ما رضاشاه را آوردیم، و لیکن خیانت کرد، بردیمش!»(امام خمینی(ره)؛ ۱۹ مهر ۱۳۵۷) «وقتی اصل آقای شاهش[محمدرضا پهلوی] را میبینی، آن را هم متفقین اینجا گذاشتند. خودش گفت این را که «متفقین صلاح...
روزنامه اطلاعات؛ ۹ مهرماه ۱۳۲۰ گزارش وینستون چرچیل نخستوزیر انگلیس درباره اوضاع ایران پس از شهریور ۱۳۲۰
: همسویی رضاشاه با تکاپوی صهیونیستی در ایران و مساعدت و همکاری او با کانونهای یهودی و صهیونی در مسیر فراهمسازی زمینهها برای برپایی دولت صهیونیستی، از فرازهای حساس و اسرارآمیز تاریخ معاصر ایران است. خدمات شایان توجه رضاشاه به آرمان صهیونیسم و مساعدت و همکاری همهجانبه او با حرکتهای صهیونیستی در ایران، آنچنان جایگاهی نزد رهبران و کانونهای صهیونیستی داشت که تاریخنگاران و...
در دوران پهلوی اول، آمریکاییها به دنبال رقابت خود با انگلیسیها بر سر غارت منابع ایران موفق شدند امتیاز استخراج نفت در مناطق شرق و شمال شرقی ایران را از رضاشاه بگیرند. بدینترتیب که در ۲۷ دیماه ۱۳۱۵ لایحهای بهوسیله علیاکبر داور، وزیر دارایی، تقدیم مجلس شورای ملی شد که شامل دو قرارداد بود: یکی استخراج نفت مناطق شرق و شمالشرقی ایران و دیگری لولهکشی آن، بهوسیله دو شرکت آمریکایی....
: توان نظامی ارتش رضاشاه که بسیار هم از آن سخن میرفت و همواره بودجه قابل توجهی را به خود اختصاص داده بود، در آستانه اولین تهاجم بیگانگان در سوم شهریور ۱۳۲۰ رخ عیان کرد و رضاشاه به سرعت دریافت که ارتش او توان مقابله در این جنگ را ندارد، و تنها برای کسب وجهه ظاهری دستور مقاومت را صادر کرد. سرلشگر عزیزالله ضرغامی رئیس ستاد ارتش در گزارش چهارم شهریور خود نوشت:«...در این موقع که دشمن شمالی و...
به رغم اینکه سازمان سیاسی بهاییت به صورت هدفمند در حال فعالیت بود و با تدوین ایدئولوژی سیاسی جدید خود به فتح مرحلهای مراکز قدرت میاندیشید، پرسش مهم این است که چرا پهلوی با بهاییت همراهی داشت؟ مهمترین دلیل را میتوان در وابستگی این حکومت به قدرتهای بیگانه، یعنی آمریکا، اسراییل و انگلیس دانست. در حقیقت حکومت پهلوی و سازمان سیاسی بهاییت هر دو تابعی از سیاست دولتهای سلطهگر بودند و از نوعی...
در سال ۱۹۲۶، سپردههای رضاخان در بانکهای خارجی به چنان سطحی رسیده بود که شخص شاه نیز انکار آن را ضروری دید. هافمن فیلیپ (Hoffman Philip)، وزیرمختار آمریکا، به اعلامیهای نظامی مورخ ۲۹ آوریل ۱۹۲۶، یعنی فقط چند روز بعد از تاجگذاری رضاشاه، میکند که «هرگونه سپردهگذاری از سوی شخص شاه و یا اعضای خانواده سلطنتی در بانکهای خارجی یا داخلی را شدیداً تکذیب و، بدین ترتیب، افسران ارتش را اکیداً از...
ظاهراً در ابتدای امر رضاخان فقط به شکل ظاهری خود متکی بود که عبارت است از قدی بلند و هیکلی نسبتاً تنومند. با این حال ظاهراً او فاقد اعتماد به نفس لازم بود و همیشه در پشت سرش کسانی وجود داشتند که به شکلی مرئی و نامرئی حمایتش میکردند و رضاخان به پشتگرمی آنان بود که عملیات خود را پیش میبرد؛ و در غیر این صورت از جماعت کناره میگرفت. رضاخان حتی بعدها هم مردی بود گوشهگیر و به عبارت بهتر مردی شناخته...