دخالتهای آمریکا در ایران چگونه آغاز شد؟
جنگ جهانی دوم، اگرچه صحنه اصلی نبردهای آن در اروپا و اقیانوس آرام بود، اما دامنه آن به سرعت به ایران نیز کشیده شد. در شهریور ۱۳۲۰ (اوت ۱۹۴۱)، نیروهای بریتانیا و شوروی با هماهنگی کامل، ایران را اشغال کردند و رضا شاه را مجبور به کنارهگیری و تبعید کردند . ایالات متحده که تا پیش از حمله پرل هاربور در دسامبر همانسال رسماً وارد جنگ نشده بود، به تدریج و به ویژه پس از ورود تمامعیار به جنگ، نقش فزایندهای در تحولات ایران یافت. (درباره حمله پرل هاربور اینجا را بخوانید.)
اما پیش از حمله پرل هاربور، رضاشاه در تلگرافی به روزولت، رئیسجمهور وقت آمریکا در ۲۵ اوت ۱۹۴۱/۳ شهریور ۱۳۲۰ عملاً اولین ارتباط سیاسی بین دو کشور را در روز اشغال نظامی ایران آغاز کرد. رضاشاه در این تلگراف از فرانکلین روزولت نوشت: « البته از حوادث اخیر ایران که قوای انگلیس و روس بدون اخطار قبلی غفلتاً از مرزهای این کشور عبور و به تصرف نقاط و بمباران عدهی زیادی از شهرهای باز و بیدفاع ایران مبادرت ورزیدهاند، خاطر آن حضرت آگاه گردیده است. [...] در این موقع لازم میدانم به استناد اعلامیۀ آن حضرت مبنی بر مساعدت و تقویت اصول عدالت بینالمللی و حفظ حقوق آزادی ملل، از شما تقاضا نمایم که به این قضیه که برای ایران پیش آمده و یک کشور بیطرف و صلحجو را، که هیچ منظوری جز حفظ آسایش و اصلاح امور داخلی خود ندارد، دچار مصائب جنگ میسازد متوجه نموده با اقدامات مؤثر نوعپرورانۀ خود در رفع این تجاوزات مساعی لازم مبذول فرمایند.»
این نامه پیشینه سطح پایینتری نیز داشت. ۲۱ مرداد محمد شایسته، وزیر مختار ایران در آمریکا در ملاقات با کوردل هال، وزیر خارجه آمریکا به وی گفت: من اطمینان دارم اگر دولت شما حتی اگر یک کلمه به انگلیسیها بگوید، آنها به ایران حمله نخواهند کرد. کوردل هال در پاسخ به شایسته سکوت کرد و چیزی نگفت. زیرا ۲۰ مرداد فرانکلین روزولت، رئیسجمهور آمریکا در دیدار با چرچیل با برنامههای انگلیس درباره ایران موافقت کرده بود.
روزولت هشت روز بعد در پاسخ به نامۀ رضاشاه به او اطمینان داد که جای هیچگونه نگرانی از بابت روسها و انگلیسیها وجود ندارد. روزولت تأکید کرد که روسها و انگلیسیها به او اطمینان دادهاند که نظری به استقلال و تمامیت ارضی ایران ندارند و پس از رفع خطری که منافع آنها را از جانب آلمانیها تهدید میکند ایران را ترک خواهند کرد. این ساده اندیشی رضاشاه، موجب کمک به او نشد، اما آغاز روابطی بود که به سلطه کامل آمریکا انجامید.
شاهراه حیاتی کمک به شوروی
کریدور ایران (Persian Corridor) عنوانی بود که به مسیر تدارکاتی اطلاق میشد که از خلیج فارس آغاز و تا مرزهای شوروی در آذربایجان امتداد داشت. (برای اطلاع بیشتر اینجا را بخوانید.) این مسیر به عنوان یکی از شریانهای اصلی حیاتی برای تأمین تجهیزات ارتش سرخ در برابر آلمان نازی عمل میکرد. محمولههای جنگی از طریق کشتی به بنادر خلیج فارس از جمله بوشهر، بندر شاهپور (امام خمینی فعلی) و خرمشهر میرسید و سپس با قطار یا کاروانهای کامیون از طریق ایران به مقصد شوروی حمل میشد .
اهمیت این مسیر از آنجا ناشی میشد که پس از سقوط فرانسه و بسته شدن دیگر مسیرهای تدارکاتی، کریدور فارس به یکی از معدود راههای قابل اعتماد و قابل استفاده در تمام فصول سال برای ارسال کمک به شوروی تبدیل شده بود و همین امر، حامیان سابق رضاشاه را به عزل او واداشته بود.
زمینههای حضور آمریکا در ایران
آمریکا در مرحله اول اشغال، حضور مستقیم نداشت، اما با ورود به جنگ در آذر ۱۳۰۰، به تدریج به یکی از سه قدرت اصلی حاضر در ایران تبدیل شد. این حضور از چشمانداز کمک به جبهه شوروی و تقویت کریدور تدارکاتی این کشور توجیه میشد .
نخستین گروه از نیروهای آمریکایی، یکسال بعد در آذر ۱۳۲۱ وارد ایران شدند. این نیروها تحت عنوان "فرماندهی خلیج فارس" (Persian Gulf Command) مأموریت یافتند تا خطوط تدارکاتی به شوروی را مدیریت و راهآهن سراسری ایران را کنترل کنند . راهآهن ایران که تنها سه سال پیش از جنگ تکمیل شده بود، به عنوان محور اصلی این عملیات تدارکاتی در نظر گرفته شد. (تصاویر آن را اینجا ببینید.)
تعداد نیروهای آمریکایی مستقر در ایران در طول جنگ به حدود ۳۰٬۰۰۰ نفر رسید . این نیروها علاوه بر پرسنل نظامی، شامل مهندسان، تکنسینها، رانندگان کامیون و پرسنل راهآهن نیز بودند. آنان در شهرهای مختلف از جمله اهواز، آبادان، خرمشهر، شوشتر، چالوس و خوزستان مستقر شدند .
اسناد تصویری بهجامانده از آن دوره، صحنههای متعددی از حضور این نیروها را نشان میدهد: افسران آمریکایی در کنار کامیونهای لیبرتی، بیمارستانهای صحرایی، همکاری با نیروهای شوروی و بریتانیا، و همچنین تعامل با مردم محلی .
کمکهای تدارکاتی به شوروی
هدف اصلی حضور نظامی آمریکا در ایران، انتقال هرچه سریعتر تجهیزات به شوروی بود. بر اساس آمار موجود، آمریکاییها از طریق کریدور فارس موفق به ارسال ۱۶/۳ میلیون تن مواد غذایی، مهمات و تسلیحات به نیروهای روسی شدند . این حجم عظیم کمکها که از طریق کشتی به بنادر جنوبی ایران وارد و سپس با قطار و کامیون به مرزهای شمالی منتقل میشد، نقشی حیاتی در توانمندسازی ارتش سرخ برای مقابله با ارتش آلمان داشت.
برای تحقق این هدف، آمریکاییها صدها لوکوموتیو دیزلی (که نسبت به لوکوموتیوهای بخار برای اقلیم ایران مناسبتر بودند) و هزاران واگن باری به ایران وارد کردند و خطوط راهآهن موجود را توسعه دادند .
همزمان با حضور نظامی، آمریکا مستشارانی نیز برای کمک به بازسازی ساختارهای اقتصادی، مالی و نظامی ایران اعزام کرد. این مستشاران که در چهارچوب برنامههای کمکهای فنی و اقتصادی فعالیت میکردند، نقش مهمی در نزدیکی دولت ایران به غرب ایفا کردند.
یکی از مهمترین چهرههای این حضور، آرتور میلسپو بود که در رأس هیئت مستشاران مالی آمریکا با ادعای ساماندهی وضعیت آشفته اقتصاد ایران سالها فعالیت کرده و جزئیات ایران را به خوبی میدانست. جرج واشنگتن، یکی دیگر از مقامات آمریکایی، به عنوان رئیس عملیات کمکهای اقتصادی آمریکا (لند-لیز) در ایران و عراق فعالیت میکرد .
آمریکا با استفاده از روشهای گوناگون، ضمن متمایل کردن سیاستمداران ایرانی به غرب، و با ایجاد پایگاه و اجرای سیاستهایی برای جهتدهی به افکار عمومی در ایران، برنامهای بلندمدت برای حضور در خلیج فارس داشت .
تعامل با جامعه ایران
حضور دهها هزار نیروی آمریکایی در ایران، به ناچار با تعاملات اجتماعی نیز همراه بود. آلبومهای عکاسی بهجامانده از سربازان آمریکایی، تصاویری از زندگی روزمره ایرانیان، بازارها، کودکان، زنان و مردان محلی، چوپانان و قایقرانان را ثبت کردهاند . در برخی موارد، این تعاملات فراتر از سطح عمومی میرفت و با خانوادههای ثروتمند ایرانی مانند خانواده "مبصر" در اهواز ارتباط برقرار میشد .
همچنین تصاویری از همکاری نیروهای آمریکایی با مردم محلی، مانند کمک یک پسر ایرانی به مکانیک آمریکایی در تعمیر هواپیما، یا توزیع غذا میان کودکان فقیر توسط همسر وزیر مختار آمریکا ، نشاندهنده تلاش برای ایجاد تصویری مثبت از حضور آمریکا در ایران بود.
کنفرانس تهران
نوامبر ۱۹۴۳ (آذر ۱۳۲۲)، تهران میزبان یکی از مهمترین نشستهای سران متفقین در طول جنگ جهانی دوم بود. فرانکلین دلانو روزولت (رئیسجمهور آمریکا)، وینستون چرچیل (نخستوزیر بریتانیا) و ژوزف استالین (رهبر شوروی) بدون اطلاع دولت مرکزی و با تحقیر آن، در تهران گرد هم آمدند تا درباره استراتژی نهایی جنگ علیه آلمان نازی گفتگو کنند .
این کنفرانس که با تدابیر شدید امنیتی برگزار شد، نشاندهنده اهمیت راهبردی ایران در محاسبات قدرتهای بزرگ بود.
گذار از انزواگرایی به نفوذ بلندمدت
حضور آمریکا در ایران در جریان جنگ جهانی دوم، نقطه عطفی در تاریخ سیاست خارجی این کشور نسبت به خاورمیانه بود. بر خلاف قرون گذشته که آمریکاییها عمدتاً به عنوان مبلغان مذهبی، بازرگانان و زائران به خاورمیانه سفر میکردند، در جریان جنگ جهانی دوم، دولت آمریکا آغاز به ایجاد پیوندهای عمیق سیاسی و اقتصادی با منطقه کرد .
به عبارت دیگر، حضور موقت جنگی آمریکا در ایران، به تدریج به حضور بلندمدت سیاسی و اقتصادی با قوانین تبعیضآمیز حمایتی (کاپیتولاسیون) تبدیل شد. تجربهای که آمریکاییها در مدیریت کریدور فارس و تعامل سلطهجویانه با ساختارهای حکومت شاهنشاهی به دست آوردند، زمینهساز نقشآفرینی گستردهتر آنان در دهههای بعد، به ویژه پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شد.
محمدرضا پهلوی که در جریان اشغال ایران توسط متفقین به سلطنت رسیده بود، به یکی از مهرههای اصلی و مطیع آمریکا در منطقه تبدیل شد. او با تصور امکان بقا با تکیه به آمریکا، در طول دوران سلطنت خود با پنج رئیسجمهور آمریکا دیدارهای حمایتجویانه کرد . اما آنگاه که آمریکا احساس کرد او امکان حفظ منافع آنها را ندارد، پیشنهاد ترک تهران و انتقال اختیارات به شاپور بختیار را روی میز گذاشت و حتی اجازه اقامت در آمریکا را به او نداد.
منابع
مرکز پژوهش و نشر فرهنگ سیاسی دوران پهلوی. (۱۳۵۶). درباره سوم شهریور و نقش ایران در جنگ جهانی دوم. تهران: مرکز پژوهش و نشر فرهنگ سیاسی دوران پهلوی.
طیرانی، بهروز. (۱۳۷۹). روزشمار روابط ایران و امریکا. تهران: انتشارات وزارت امور خارجه.
Kahn, D. (2000, November 2). Did Roosevelt know? The New York Review of Books.
Mintz, F. P. (1985). Revisionism and the origins of Pearl Harbor. University Press of America.
U.S. Senate, Joint Committee on the Investigation of the Pearl Harbor Attack. (1946). Investigation of the Pearl Harbor attack: Report of the Joint Committee (S. Doc. No. 79-244). U.S. Government Printing Office.


















نظرات