از باشگاه لاینز تا کاخ نخست‌وزیری

روایتی از صعود حسنعلی منصور با پشتوانه شبکه‌های غربی


از باشگاه لاینز تا کاخ نخست‌وزیری

بر اساس یکی از اسناد ساواک، در ۲ شهریور ۱۳۴۱ درخواست عضویت حسنعلی منصور در باشگاه «لاینز» مورد موافقت قرار گرفت. اهمیت این سند زمانی بیشتر آشکار می‌شود که عضویت منصور در کنار جایگاه لاینز در شبکه‌های اجتماعی، اقتصادی و نخبگانی آن دوره بررسی شود. لاینز در ایران تشکیلاتی علنی و ظاهراً غیرسیاسی و عام‌المنفعه بود که در میان مدیران، صاحبان شرکت‌ها، افراد بانفوذ و گروه‌های مختلف اقتصادی و اجتماعی جایگاهی مهمی داشت. در عین حال، منابع مربوط به لاینز و فراماسونری از حضور برخی فراماسون‌ها در این باشگاه و احتمال ارتباط آن با محافل ماسونی سخن گفته‌اند؛ هرچند برای اداره مستقیم لاینز توسط فراماسون‌ها دلیل قطعی ارائه نشده است.[1]

 

لاینز؛ تشکیلاتی اجتماعی و عام‌المنفعه

باشگاه لاینز در سال ۱۹۱۵ میلادی در شهر سن‌آنتونیو تگزاس به‌وسیله ملوین جونز تأسیس و در سال ۱۹۱۷ نخستین مجمع جهانی آن در شیکاگو تشکیل شد. این تشکیلات فعالیت خود را بر امور اجتماعی، اقتصادی، خدماتی و فرهنگی متمرکز می‌کرد و همچون روتاری و فراماسونری، مدعی عدم مداخله در امور سیاسی بود. با گسترش فعالیت لاینز، این سازمان به مجموعه‌ای بین‌المللی تبدیل شد و کشورهای مختلف را در قالب مناطق و باشگاه‌های متعدد دربرگرفت.[2]

بر اساس اساسنامه و ساختار رسمی لاینز، فعالیت این تشکیلات غیرسیاسی و مبتنی بر خدمت به افراد و جامعه، ایجاد دوستی و اتحاد میان اعضا و انجام امور عام‌المنفعه بود. در ایران نیز فعالیت‌هایی مانند توزیع عصای سفید میان نابینایان و توزیع لباس میان دانش‌آموزان بی‌بضاعت برای آن ذکر شده است. اعضای باشگاه‌ها نیز به‌طور منظم در جلسات ماهانه گرد هم می‌آمدند. چنین فعالیت‌هایی چهره‌ای اجتماعی و خدماتی به لاینز می‌داد و آن را از ساختار مخفی یا نیمه‌مخفی لژهای فراماسونری متمایز می‌کرد.[3]

با این حال، در یکی از گزارش‌های ساواک درباره اهداف لاینز، عبارتی مبنی بر «پشتیبانی از اصول حکومت‌های صالح و تقویت افراد شایسته» مورد توجه قرار گرفته است. این پرسش اساسی در گزارش مذکور مطرح شده که چگونه سازمانی با ادعای غیرسیاسی بودن می‌تواند درباره «صالح بودن حکومت‌ها» یا «شایستگی افراد» داوری کند؟ پاسخ به این پرسش را باید در فضای ژئوپلیتیک آن دوران جست‌وجو کرد. در دهه‌های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ شمسی و در اوج دوران جنگ سرد، باشگاه‌هایی نظیر لاینز و روتاری عملاً به عنوان بازوی «قدرت نرم» بلوک غرب (به‌ویژه آمریکا) عمل می‌کردند. هدف پنهان این تشکیلات، شبکه‌سازی در میان نخبگان، تکنوکرات‌ها و سرمایه‌داران کشورهای در حال توسعه بود تا ضمن جلوگیری از نفوذ کمونیسم، نخبگان هم‌راستا با منافع غرب را در ساختار حاکمیت این کشورها ارتقا دهند.[4]

 

شکل‌گیری لاینز در ایران

با چنین کارکردی، لاینز در اواخر دهه ۱۳۳۰ وارد ایران شد. درباره زمان دقیق آغاز فعالیت لاینز در ایران، در مطالب موجود روایت‌های متفاوتی وجود دارد. در یکی از مطالب، سال ۱۳۳۶ برای تأسیس شعبه ایران ذکر شده است؛ در روایت دیگری، آغاز فعالیت تشکیلات لاینز در ایران به سال ۱۳۳۹ نسبت داده شده است. در این روایت آمده است که در ۱۰ فروردین ۱۳۳۹، شفیق منصور، نماینده سیار لاینز بین‌المللی، گروهی از ساکنان تهران را برای پایه‌گذاری این مؤسسه در ایران دعوت کرد. بنابراین، با توجه به مطالب موجود، بهتر است از شکل‌گیری لاینز در ایران در اواخر دهه ۱۳۳۰ سخن گفته شود و از تعیین یک تاریخ قطعی پرهیز شود.[5]

فعالیت لاینز در ایران به تهران محدود نماند و به‌تدریج در شهرهای مختلف گسترش یافت. در منابع مورد بررسی، از وجود باشگاه‌های لاینز در تبریز، اصفهان، مشهد، تهران و رشت یاد شده و در یکی از اسناد نیز تعداد باشگاه‌های این تشکیلات در سراسر کشور ۱۵۴ باشگاه ذکر شده است. این گسترش نشان می‌دهد که لاینز توانسته بود شبکه‌ای نسبتاً وسیع از اعضا را در نقاط مختلف کشور گرد هم آورد.[6]

ساختار تشکیلاتی لاینز در ایران نیز به‌صورت منطقه‌ای سازمان یافته بود. ایران با شماره ۳۵۴ در تشکیلات بین‌المللی لاینز ثبت شده بود و به سه منطقه ۳۵۴ الف، ۳۵۴ ب و ۳۵۴ ث تقسیم می‌شد. منطقه ۳۵۴ الف تهران و شماری از استان‌های کشور را دربرمی‌گرفت و ۷۲ باشگاه و ۱۸۸۴ عضو داشت. منطقه ۳۵۴ ب شامل اصفهان، کرمان و زاهدان بود و منطقه ۳۵۴ ث شیراز و اهواز را شامل می‌شد. مجموع اعضای سه منطقه ۳۵۱۸ نفر اعلام شده و مهندس شریف‌امامی ریاست هر سه منطقه را بر عهده داشت.[7]

 

لاینز و شبکه نخبگان

لاینز در ظاهر یک باشگاه اجتماعی و عام‌المنفعه بود، اما ترکیب اعضای آن نیز در منابع مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس این منابع، اعضای فراماسونری بیشتر از میان روشنفکران و تحصیل‌کردگان انتخاب می‌شدند، در حالی که در روتاری و لاینز مدیران، صاحبان شرکت‌ها و مؤسسات، افراد بانفوذ و متمکن و تکنوکرات‌ها حضور بیشتری داشتند. از این منظر، این باشگاه‌ها محیطی برای ارتباط میان گروه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و اداری فراهم می‌کردند.[8]

چنین ترکیبی باعث می‌شد لاینز تنها از منظر فعالیت‌های خدماتی قابل بررسی نباشد؛ زیرا حضور مدیران، صاحبان شرکت‌ها، تجار و رجال سیاسی در این باشگاه، امکان برقراری ارتباط میان گروه‌هایی را فراهم می‌کرد که هر یک در بخش‌هایی از ساختار اقتصادی و اجتماعی کشور نقش داشتند. از این رو، بررسی عضویت چهره‌هایی مانند حسنعلی منصور در لاینز را می‌توان در چارچوب شبکه روابط نخبگان آن دوره نیز مورد توجه قرار داد.[9]

 

لاینز، روتاری و مسئله ارتباط با فراماسونری

روتاری و لاینز در منابع مورد استفاده، در کنار فراماسونری به‌عنوان تشکیلاتی معرفی شده‌اند که در فضای اجتماعی و اقتصادی غرب شکل گرفتند و در قرن بیستم گسترش یافتند. با این حال، از نظر ساختار و شیوه فعالیت با لژهای فراماسونری تفاوت داشتند. فراماسونری ماهیتی پنهان یا نیمه‌پنهان داشت، در حالی که روتاری و لاینز به‌صورت علنی فعالیت می‌کردند و فعالیت‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و خدماتی را در دستور کار داشتند. همچنین برخلاف لژهای ماسونی، زنان نیز امکان عضویت در این باشگاه‌ها را داشتند.[10]

یکی از موضوعات مطرح‌شده در منابع، ارتباط احتمالی لاینز با فراماسونری است. در یکی از منابع تصریح شده که دلیل قطعی در دست نیست که نشان دهد فراماسون‌های ایران باشگاه‌های لاینز را اداره می‌کردند؛ با این حال، حضور برخی فراماسون‌های صاحب‌مقام و شناخته‌شده در باشگاه‌های لاینز و فعالیت فراماسون‌های کشورهای مختلف در این باشگاه‌ها، این تصور را ایجاد کرده بود که لاینز می‌توانست محیطی برای شناسایی و جذب افراد مورد نظر لژهای فراماسونری باشد.[11] نهایتاً هم پس از طی مراحل مختلف، زمینه ورود برخی از آنان به لژهای فراماسونری فراهم شود.[12]

 

حسین علاء؛ نمونه‌ای از حضور رجال سیاسی در لاینز

حضور رجال سیاسی در لاینز در منابع موجود به حسنعلی منصور محدود نشده است. در روایت مربوط به شکل‌گیری نخستین باشگاه لاینز در ایران، نام حسین علاء، وزیر دربار، نیز مطرح شده است. بر اساس این روایت، هنگامی که شفیق منصور، نماینده لاینز بین‌المللی، برای تشکیل شعبه ایران با الله‌پاشا صالح دیدار کرد، صالح پس از آگاهی از ارتباط او با فراماسونری از ادامه همکاری خودداری کرد و حسین علاء را به او معرفی نمود. در ادامه روایت آمده است که شفیق منصور نزد حسین علاء رفت و علاء در تشکیل نخستین باشگاه لاینز در ایران نقش پیدا کرد.[13]

 

پیشینه خانوادگی و جایگاه سیاسی حسنعلی منصور

حسنعلی منصور برای ورود به این شبکه‌های درهم‌تنیده قدرت، کار خود را از صفر آغاز نکرده بود؛ بلکه او میراث‌دار خانواده‌ای بود که سابقه حضور عمیقی در سطوح بالای سیاسی کشور داشت. پدر او، رجبعلی منصور، از رجال سیاسی دوره پهلوی و نخست‌وزیر دوره رضاشاه بود. در منابع مورد استفاده، رجبعلی منصور از چهره‌های مرتبط با فراماسونری و از اعضای لژ بیداری ایرانیان معرفی شده است. از این منظر، فعالیت سیاسی حسنعلی منصور را می‌توان در بستری خانوادگی بررسی کرد که سیاست، دیپلماسی و حضور در ساختار قدرت در آن سابقه داشت.[14]

این پیشینه خانوادگی البته به‌تنهایی اثبات‌کننده ارتباط حسنعلی منصور با فراماسونری نیست؛ اما در بررسی جایگاه او در میان نخبگان سیاسی دوره پهلوی اهمیت دارد. به‌ویژه آنکه درباره عضویت خود منصور در فراماسونری، منابع موجود روایت‌های متفاوتی ارائه کرده‌اند.[15]

 

منصور، هویدا و کانون مترقی

در سال‌های پیش از تشکیل حزب ایران نوین، حسنعلی منصور در جریان سیاسی جدیدی فعالیت داشت که از کانون مترقی شکل گرفته بود. کانون مترقی در سال ۱۳۴۰ تأسیس شد و محسن خواجه‌نوری، منوچهر شاهقلی، فتح‌الله ستوده و امیرعباس هویدا از اعضای مؤسس آن بودند. این تشکل در سال ۱۳۴۲ به حزب ایران نوین تبدیل شد. در همین دوره، جریان جدیدی از نخبگان تحصیل‌کرده غرب و تکنوکرات‌ها در ساختار سیاسی کشور در حال ظهور بود و منصور به یکی از چهره‌های مهم این جریان تبدیل شد.[16]

ارتباط میان حسنعلی منصور و امیرعباس هویدا نیز تنها به فعالیت‌های سیاسی آنان محدود نمی‌شد. در دوره‌ای که هویدا و منصور تحت نظر و هدایت گراتیان یاتسویچ[17] قرار داشتند، بخش مهمی از فعالیت آنان صرف سازماندهی کانون مترقی می‌شد. در این روایت، تشکیل و سازماندهی کانون مترقی بخشی از روندی معرفی شده است که زمینه صعود سیاسی منصور را فراهم کرد.[18]

 

منصور و فراماسونری؛ روایت‌های متفاوت

درباره ارتباط حسنعلی منصور با فراماسونری، منابع موجود روایت‌های یکسانی ندارند. در یکی از اسناد ساواک، نام او در فهرست اعضای «لژ پهلوی» آمده است و در گزارشی از ساواک خوزستان نیز نام او در زمره اعضای «لژ همایون» ذکر شده و تاریخ ورود او ۱۱ خرداد ۱۳۳۳ اعلام شده است. در مقابل، احمد براتلو، از استادان قدیمی ماسونی، روایت کرده است که با عضویت منصور در لژ فروغی مخالفت کرده و او را شایسته پذیرش در این لژ نمی‌دانسته است.[19]

در روایت دیگری که در اسناد فراماسونری آمده است، مظفر بقایی درباره عضویت منصور اظهار کرده که عضویت او یک بار پذیرفته نشده، اما بار دوم قبول شده است. در همان جلسه، درباره عضویت یا عدم عضویت برخی رجال دیگر نیز بحث شده است. بنابراین، حتی در منابعی که به موضوع فراماسونری پرداخته‌اند، درباره چگونگی عضویت منصور روایت‌های متفاوتی وجود دارد.[20]

در منبع دیگری نیز آمده است که مخالفت اولیه احمد براتلو با پذیرش منصور در لژ فروغی درست بوده، اما عضویت او بعدها انجام شده است. همچنین در این روایت تأکید شده که منصور در تشکیلات کانون مترقی تحت هدایت امیرعباس هویدا قرار داشت و در فراماسونری نیز دنباله‌رو او بود.[21]

با وجود این تضاد در روایت‌های تاریخی، تقلیل دادن جایگاه منصور صرفاً به تأیید یا رد عضویت او در یک لژ خاص، خطای تحلیلی است. آنچه اهمیت دارد این است که در ساختار سیاسی پهلوی دوم، دیگر نیازی نبود یک تکنوکرات جاه‌طلب حتماً عضو رسمی لژهای تاریک و سنتی باشد؛ باشگاه‌هایی نظیر لاینز عملاً همان کارکرد لابی‌گری، ارتقای سیاسی و اتصال به کانون‌های قدرت خارجی را در پوشش یک سازمان عام‌المنفعه، علنی و شیک ارائه می‌دادند و منصور به خوبی از این ابزار مدرن بهره برد.

عضویت منصور در لاینز

در چنین زمینه‌ای، سند مربوط به عضویت حسنعلی منصور در باشگاه لاینز اهمیت پیدا می‌کند. بر اساس سند ساواک، در ۲ شهریور ۱۳۴۱ درخواست عضویت او در این باشگاه مورد موافقت قرار گرفت. (برای مشاهده سند به اینجا مراجعه کنید).

این تاریخ از نظر سیاسی نیز قابل توجه است؛ زیرا در آن زمان کانون مترقی فعالیت خود را آغاز کرده بود، اما حزب ایران نوین هنوز تشکیل نشده بود و تبدیل کانون مترقی به این حزب در سال ۱۳۴۲ اتفاق افتاد. بنابراین، عضویت منصور در لاینز را باید در دوره‌ای بررسی کرد که او هم‌زمان در حال فعالیت در جریان سیاسی جدید و تثبیت موقعیت خود در میان بخشی از نخبگان سیاسی و اجتماعی بود.[22]

 

صعود سیاسی منصور

در سال‌های ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲، منصور به یکی از چهره‌های اصلی جریان سیاسی‌ای تبدیل شد که از کانون مترقی شکل گرفته بود و در سال ۱۳۴۲ به حزب ایران نوین تبدیل شد. اسناد مربوط به این دوره از تلاش فراکسیون ایران نوین برای تغییر موازنه جناح‌های سیاسی و آماده کردن منصور برای تصدی نخست‌وزیری سخن می‌گویند. در همین اسناد، از این موضوع نیز سخن رفته است که اعضای این جریان امیدوار بودند در دولت آینده منصور جایگاه‌هایی به دست آورند.[23]

در همین منابع، درباره حمایت برخی وابستگان به فراماسونری و عوامل انگلیس از موقعیت منصور نیز گزارش‌هایی وجود دارد. این اسناد مدعی‌اند که گروه‌هایی از این افراد از نامزدی منصور برای نخست‌وزیری حمایت می‌کردند و آن را در راستای اهداف سیاسی خود می‌دانستند.[24]

 

یک عضویت در دل یک شبکه گسترده‌تر

سند عضویت حسنعلی منصور در لاینز را می‌توان در کنار مجموعه‌ای از ارتباطات و فعالیت‌های او در آن دوره بررسی کرد. لاینز تشکیلاتی علنی و ظاهراً غیرسیاسی و عام‌المنفعه بود که در ایران شبکه‌ای از مدیران، افراد بانفوذ، صاحبان شرکت‌ها و گروه‌های مختلف اجتماعی و اقتصادی را گرد هم آورده بود. در عین حال، منابع مربوط به لاینز و فراماسونری از حضور برخی فراماسون‌ها در این باشگاه و احتمال استفاده از آن برای شناسایی و جذب افراد سخن گفته‌اند.[25]

عضویت منصور در لاینز در ۲ شهریور ۱۳۴۱ نیز در دوره‌ای قرار می‌گیرد که او در کانون مترقی فعالیت داشت و در مسیر تثبیت جایگاه سیاسی خود حرکت می‌کرد؛ کانونی که یک سال بعد به حزب ایران نوین تبدیل شد. از این منظر، این عضویت را می‌توان یکی از موارد قابل بررسی در کنار فعالیت‌های سیاسی، ارتباطات نخبگانی و پیشینه خانوادگی منصور دانست.

شاید برخی معتقد باشند که تنها دلیل رشد سیاسی منصور عضویت در لاینز نبوده و ممکن است فعالیت های سیاسی او هم در این جایگاه موثر باشد. اما با همین مدل نگاه هم نمی‌توان تاثیر این عضویت و حضور در این شبکه را در سرعتا رشد او در جایگاه سیاسی نادیده گرفت.

 

[1] رائین، اسماعیل (۱۳۵۷). فراموشخانه و فراماسونری در ایران، ج۳، تهران: امیرکبیر، ص۴۷۵.

[2] مرکز اسناد انقلاب اسلامی (۱۳۹۱). فراماسونرها و روتارین‌ها و لاینزهای ایران، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص۶۳.

[3] فراموشخانه و فراماسونری در ایران، ص۴۷۵-۴۷۶.

[4] سند ساواک، ۲۷/۴/۱۳۴۷، شماره ۱۱۶۱۹ / ۲۰ ه‌ ۴. (برای مشاهده سند به اینجا مراجعه کنید)

[5] فراموشخانه و فراماسونری در ایران، صص۴۷۴-۴۷۶.

[6] فراماسونرها و روتارین‌ها و لاینزهای ایران، ص۶۳.

[7] سند ساواک، ۲۷/۴/۱۳۴۷، شماره ۱۱۶۱۹ / ۲۰ ه‌ ۴. (برای مشاهده سند به اینجا مراجعه کنید)

[8] فراماسونرها و روتارین‌ها و لاینزهای ایران، ص۵۵.

[9] همان.

[10] همان.

[11] فراموشخانه و فراماسونری در ایران، ص۴۷۵.

[12] همان، صص۴۷۵-۴۷۷.

[13] همان، صص۴۷۶-۴۷۷.

[14] وقایع اتفاقیه و شرح احوال رجال، ص۵۴۴، حاوی جلد اول پاورقی‌های 9 جلد کتاب منتشر شده توسط مرکز بررسی اسناد تاریخی

[15] فردوست، حسین (۱۳۸۷). ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج۲، تهران: اطلاعات، صص۳۶۴-۳۶۵.

[16] وقایع اتفاقیه و شرح احوال رجال، ص۵۴۳.

[17] رئیس دفتر سیا در ایران، که آمریکایی یوگسلاوی الاصل بود

[18] ذوالفقاری، ابراهیم (۱۳۸۶). قصه هویدا، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ص۲۳۶.

[19] ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، صص۳۶۴-۳۶۵.

[20] موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی (۱۳۸۰). اسناد فراماسونری در ایران، ج۲، صص۴۱۴-۴۱۶.

[21] قصه هویدا، ص۲۵۶.

[22] وقایع اتفاقیه و شرح احوال رجال، ص۵۴۳.

[23] منصوری، جواد (۱۳۷۸). تاریخ قیام پانزده خرداد به روایت اسناد، ج۲، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص۳۹۱.

[24] همان.

[25] فراموشخانه و فراماسونری در ایران، ص۴۷۵.