سقوط در تبعید

روایتی از نقش‌آفرینی بریتانیا در سقوط و تبعید رضاشاه برای منافع خود


سقوط در تبعیدرضا پهلوی به اتفاق شمس پهلوی در ایام تبعید در ژوهانسبورگ

۸ مهرماه ۱۳۲۰ (۳۰ سپتامبر ۱۹۴۱)، کشتی پستی «بندرا» که رضاشاه و خانواده‌اش را از ایران خارج می‌کرد، بندرعباس را به قصد بمبئی ترک کرد.[1] در همین روز، وینستون چرچیل، نخست‌وزیر بریتانیا، در مجلس عوام با صراحتی تحقیرآمیز اعلام کرد: «ما دیکتاتور ایران را به تبعید فرستادیم و جای او پادشاهی را نشاندیم که قول داده است مجموعه‌ای از اصلاحاتی را که بسیار دیر شده و سخت مورد نیاز است، انجام دهد».[2]

 

از تصور تا واقعیت

رضاشاه در بندرعباس، در حالی که تصور می‌کرد مقصدش هندوستان یا آمریکای جنوبی است، سوار بر کشتی «بندرا» شد.[3] بر اساس اسناد آرشیو ملی بریتانیا، مقامات لندن گزینه‌های مختلفی را برای محل تبعید رضاشاه بررسی کردند که شامل موریس، آفریقای شرقی بریتانیا (کنیا)، سیشل، کانادا و آفریقای جنوبی می‌شد.[4] در نهایت، موریس به‌عنوان مقصد نهایی انتخاب شد. شائول بخاش در کتاب The Fall of Reza Shah با استناد به اسناد وزارت خارجهٔ بریتانیا (FO 371) نشان می‌دهد که «انتخاب موریس، نه به دلیل ملاحظات انسانی، بلکه برای دور نگه‌داشتن کامل رضاشاه از دسترسی به هرگونه رسانه و ارتباط با حامیان بالقوه‌اش در ایران و هند بود».[5]

پنج روز سرگردانی

کشتی «بندرا» در ۹ مهر ۱۳۲۰ به ساحل بمبئی نزدیک شد، اما به دستور دولت بریتانیا، به رضاشاه و همراهانش اجازهٔ ورود به بندر داده نشد.[6] آن‌ها مجبور شدند پنج روز در لنگرگاه بمبئی بمانند. سپس با کشتی دیگری به نام «برمه» به سمت جزیرهٔ موریس حرکت کردند. رضاشاه در مسیر دریافت که مقصد نهایی را حکومت بریتانیا تغییر داده و جزیرهٔ دورافتادهٔ موریس را برای تبعید او در نظر گرفته است.[7] این تغییر مسیر، بدون اطلاع قبلی و در حالی انجام شد که او و همراهانش هیچ‌گونه امکان بازگشت یا اعتراض نداشتند.

بخاش با استناد به اسناد آرشیوی نشان می‌دهد که «رضاشاه در طول سفر دریایی، بارها از ناخدای کشتی دربارهٔ مقصد نهایی پرسیده بود و هر بار پاسخ مبهمی دریافت کرده بود».[8]

 

چرا موریس؟

انتخاب موریس به‌عنوان محل تبعید، دلایل راهبردی مشخصی داشت. نخست، بریتانیا در تلاش بود رضاشاه را از ساختار قدرت در ایران دور کند و امکان هرگونه برقراری ارتباط با شاه جوان و سیاستمداران مورد وثوق خود مانند فروغی را از او بگیرد.[9]

دوم و دلیل مهم‌تر آن بود که موریس جزیره‌ای دورافتاده در اقیانوس هند بود که دسترسی رضاشاه به رسانه‌های جمعی و افشای روابط پنهانی دو دههٔ او با لندن را غیرممکن می‌ساخت. اسناد وزارت خارجهٔ بریتانیا به‌صراحت نشان می‌دهند که «انگلیسی‌ها می‌خواستند موقعیت خود را در ایران حفظ کنند و مطمئن باشند که سابقهٔ نکبت‌بار بیست سال گذشته، غارت‌ها و وحشی‌گری‌ها، پاک می‌شود و یا تا آنجا که ممکن است پنهان می‌ماند».[10]

شائول بخاش، استاد تاریخ دانشگاه جرج میسون نیز به‌طور مفصل به این ابعاد پرداخته و نشان می‌دهد که «روابط پرتنش رضاشاه با بریتانیایی‌ها در موریس و ژوهانسبورگ» یکی از محورهای اصلی این تبعید تحقیرآمیز بود.[11]

 

سخنرانی چرچیل در مجلس عوام

در ۳۰ سپتامبر ۱۹۴۱ (۸ مهر ۱۳۲۰)، وینستون چرچیل در مجلس عوام، در حالی که کشتی حامل رضاشاه در لنگرگاه بمبئی منتظر تعیین سرنوشت بود، اعلام کرد[12]: «ما دیکتاتور ایران را به تبعید فرستادیم و جای او پادشاهی را نشاندیم که قول داده است مجموعه‌ای از اصلاحاتی را که بسیار دیر شده و سخت مورد نیاز است، انجام دهد».[13]

این اظهارات، که با لحنی پیروزمندانه و بدون هیچ اشاره‌ای به سرنوشت انسانی رضاشاه بیان شد، نشان‌دهندهٔ نگاه ابزاری بریتانیا به حاکمان دست‌نشاندهٔ خود بود.[14]

 

گزارش سفیر آمریکا در لندن

در همان روز، سفیر ایالات متحده در لندن در تلگرافی به وزارت خارجهٔ کشورش، گزارش داد: «در جریان بررسی اوضاع جنگ در مجلس عوام در ۳۰ سپتامبر، آن‌گونه که در صورت جلسات رسمی پارلمان انگلیس آمده است، نخست‌وزیر این مطالب را دربارهٔ ایران ذکر کرد».[15] در بخش دیگری از این تلگراف، سفیر آمریکا نوشت: «ما بی‌آنکه تلفات جانی داشته باشیم با سرعتی شگفت‌آور و با هماهنگی نزدیک با هم‌پیمانان خود ریشه عناصر شرور در تهران را از جا کندیم. یک دیکتاتور را به تبعید فرستادیم و یک پادشاه مشروطه روی کار آوردیم».[16]

این گزارش، که در آرشیو وزارت خارجهٔ آمریکا نگهداری می‌شود، نشان‌دهندهٔ هماهنگی کامل لندن و واشنگتن در قبال تحولات ایران و نگاه مشترک آن‌ها به رضاشاه به‌عنوان «عنصری شرور» بود که باید از صحنه حذف می‌شد.

 

روایت ناخدا اسکراین

سرکلارمونت اسکراین، سرکنسول بریتانیا در ایران، مأمور همراهی رضاشاه در مسیر تبعید به موریس بود. رضاشاه در طول سفر، در گفت‌وگویی با ناخدا اسکراین، سخنانی بر زبان آورد که به‌وضوح از ترس، استیصال و عدم ارادهٔ او در برابر دولت بریتانیا حکایت داشت.

او گفت: «آخر چرا انگلیسی‌ها نگفتند که به کمک من احتیاج دارند؟! اگر نخست‌وزیر شما اهمیت سوق‌الجیشی مملکت من را برای متفقین و لزوم استفاده از آن را برایم توضیح می‌داد، من فرصت خوبی برای مساعدت به شما داشتم. شما انگلیسی‌ها ادعا می‌کنید که من جاسوسان آلمانی را پناه داده بودم! این حرف بی‌معنی است... می‌گویید که به ایران به‌عنوان یک کانال ارتباطی جهت حمل تجهیزات جنگی - مثل تانک و توپ - به شوروی احتیاج داشتید، بسیار خوب! ولی به‌جای انجام این عملیات اسف‌بار در مملکت، قبلاً من را از موضوع مطلع می‌کردید؛ من می‌توانستم تمام راه‌آهن سراسری ایران را در اختیارتان بگذارم. ولی شما به‌جای در میان نهادن خواسته‌های خود، نه‌تنها کشور مرا به جنگ کشاندید، بلکه در هجوم به آن، با بدترین و مخوف‌ترین دشمنان ما، یعنی روسیه شریک شدید، در حالی که هیچ احتیاجی به چنین حمله‌ای نبود».[17]

این سخنان، به‌خوبی نشان‌دهندهٔ ماهیت رابطهٔ رضاشاه با بریتانیا در طول دو دههٔ سلطنت اوست. رضاشاه که با کودتای ۱۲۹۹ و با حمایت بریتانیا به قدرت رسیده بود، در تمام سال‌های سلطنت خود به لندن وابسته باقی ماند.[18]

در آبان ۱۳۲۰، رادیو بی‌بی‌سی بیانیه‌ای از دولت بریتانیا پخش کرد که در آن به وابستگی دولت ایران به انگلستان اشاره شده بود. در بخشی از این بیانیه آمده بود: «ما در ۱۹۱۹ قراردادی با ایران بستیم که شما و بسیاری از مردم گمان بردند که ما می‌خواهیم ایران را تحت حمایت خود درآوریم... تمام تقویت و مساعدت ما از رضاشاه پهلوی سرش این بود».[19]

 

رفتار مثل زندانیان

پس از ده روز دریانوردی، کشتی «برمه» در بندر پورت‌لوئی، پایتخت موریس، لنگر انداخت.[20] رضاشاه و همراهانش با چندین دستگاه اتومبیل به محلی که برای آن‌ها در نظر گرفته شده بود، یعنی «مُکا»، منتقل شدند.[21] آن‌ها در قلعهٔ «وال-اوری» (Château Val-Ory) اسکان داده شدند.[22]

رضاشاه در طول هفت ماه اقامت خود در موریس، از خانه و محوطهٔ آن خارج نشد و تنها در باغ‌های قلعه قدم می‌زد.[23] او به داماد خود گفته بود: «من یک زندانی هستم و باید مانند یک زندانی رفتار کنم».[24] این جمله، عمق تحقیر و انزوای او را در تبعید نشان می‌دهد.

آب‌وهوای گرم و مرطوب موریس، وضعیت جسمی رضاشاه را به‌تدریج وخیم‌تر کرد.[25] او درخواست کرد که به آفریقای جنوبی و سپس کانادا برود، اما بریتانیا با رفتن او به کانادا مخالفت کرد و تنها با انتقال او به دوربان و ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی موافقت نمود.[26] رضاشاه سرانجام در ۵ مرداد ۱۳۲۳ (۲۶ ژوئیه ۱۹۴۴) در ژوهانسبورگ، در حالی که از بیماری قلبی رنج می‌برد، درگذشت.[27]

 

مترسک قدرت

تبعید رضاشاه به موریس، بیش از آنکه یک اقدام دفاعی در برابر تهدید آلمان باشد، نمایشی از قدرت امپریالیستی بریتانیا بود. بریتانیا با فریب دادن رضاشاه در مورد مقصد نهایی، او را به جزیره‌ای دورافتاده فرستاد که هیچ‌گونه امکان ارتباط با دنیای خارج را نداشت. این اقدام، نشان‌دهندهٔ نگاه ابزاری بریتانیا به حاکمان دست‌نشاندهٔ خود بود. رضاشاه که با کودتای ۱۲۹۹ به قدرت رسیده بود، پس از دو دهه خدمت به منافع لندن، در نهایت به‌عنوان «مترسک» کنار گذاشته شد.[28] شائول بخاش در کتاب The Fall of Reza Shah با تکیه بر اسناد منتشرنشده نشان می‌دهد که بریتانیا حتی «به‌طور جدی، هرچند موقت، ایدهٔ کنار گذاشتن کامل پهلوی‌ها و بازگرداندن یک سلسلهٔ پیشین را بررسی کرده بود».[29]

 

رفتن رضاه شاه و حضور آمریکا

سفیر آمریکا در تهران، لوئیس دریفوس، در ۱۸ سپتامبر ۱۹۴۱ (۲۷ شهریور ۱۳۲۰) در تلگرافی به وزارت خارجهٔ کشورش نوشت: «واکنش ایرانیان به خلع شاه تقریباً شکلی از حس رهایی و شادمانی است که عموماً با رفتن یک ستمگر رخ می‌دهد... این که هنوز یکی از اعضای خاندان تحقیر شده پهلوی بر تخت است مایه یأس بزرگ آن‌هاست و این درست در مقابل خشنودی حاصل آمده از گام‌های مؤثر شاه جدید برای اصلاح بدی‌ها و جبران نادرستی‌هاست».[30]

تبعید رضاشاه، اگرچه به پایان سلطنت او انجامید، اما زمینه‌ساز حضور نظامی و اقتصادی آمریکا در ایران شد. بریتانیا و شوروی که ایران را اشغال کرده بودند، در طول جنگ جهانی دوم از خاک ایران به‌عنوان «پل پیروزی» برای ارسال کمک‌های جنگی به شوروی استفاده کردند. رضاشاه در همان گفت‌وگوی معروف خود با ناخدا اسکراین، به این موضوع اشاره کرده و گفته بود که اگر بریتانیا از ابتدا خواسته‌های خود را مطرح می‌کرد، او «تمام راه‌آهن سراسری ایران را در اختیارشان می‌گذاشت».[31]

 

[1] روزنامه اطلاعات، ۱۳ مهر ۱۳۲۰، ص ۱.

[2] Majd, M. G. (۲۰۰۰). From Qajar to Pahlavi: Iran, ۱۹۱۹-۱۹۳۰. University Press of America, p. ۵. (نقل از سخنرانی وینستون چرچیل در مجلس عوام، ۳۰ سپتامبر ۱۹۴۱) قابل دسترسی در: http://ensani.ir/file/download/article/۲۰۱۰۱۱۱۸۱۵۳۹۱۲-۲۲۰.pdf

[3] روزنامه اطلاعات، ۱۳ مهر ۱۳۲۰، ص ۱. (گزارش درباره عزیمت پادشاه سابق به سوی آمریکای جنوبی).

[4] Qatar Digital Library. (۲۰۱۸). Coll ۲۸/۱۰۷ ‘Persia (Iran) Movements of the ex-Shah.’ British Library: India Office Records and Private Papers, IOR/L/PS/۱۲/۳۵۱۸. https://www.qdl.qa/archive/۸۱۰۵۵/vdc_۱۰۰۰۶۱۲۲۰۸۵۵٫۰x۰۰۰۰۳۹

[5] Bakhash, S. (۲۰۲۱). The Fall of Reza Shah: The Abdication, Exile, and Death of Modern Iran’s Founder. London: I.B. Tauris / Bloomsbury Publishing, pp. ۱۲-۱۵. ISBN: ۹۷۸۰۷۵۵۶۳۴۴۰۸.

[6] Ibid.

[7] روزنامه اطلاعات، ۱۳ مهر ۱۳۲۰، ص ۱. (گزارش درباره عزیمت پادشاه سابق به سوی آمریکای جنوبی).

[8] The Fall of Reza Shah: The Abdication, Exile, and Death of Modern Iran’s Founder, pp. ۱۲-۱۵.

[9] تارنمای مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، کد مطلب: ۷۵۹  

[10] همان.

[11] The Fall of Reza Shah: The Abdication, Exile, and Death of Modern Iran’s Founder, pp. ۱۲-۱۵.

[12] یادداشت‌های سخنرانی چرچیل در آرشیو دانشگاه کمبریج (کتابخانهٔ چرچیل، مجموعهٔ سخنرانی‌های مجلس عوام، ۳۰ سپتامبر ۱۹۴۱) نگهداری می‌شود.

[13] From Qajar to Pahlavi: Iran, ۱۹۱۹-۱۹۳۰, p. ۵.

[14] Churchill Archives Centre. (۱۹۴۱). Speeches: House of Commons: speech notes and other material, ۳۰ Sep ۱۹۴۱ - ۱۱ Dec ۱۹۴۱. University of Cambridge. https://archivesearch.lib.cam.ac.uk/

[15] Winant, telegram 4653, 891.00/1791, October 1, 1941.

[16] Ibid.

[17] تقوی مقدم، سید مصطفی (۱۴۰۰). پهلوی ستایی در ترازوی تاریخ، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ص۳۶.

[18] From Qajar to Pahlavi: Iran, ۱۹۱۹-۱۹۳۰, p. 3.

[19] فاتح، مصطفی (۱۳۵۸). پنجاه سال نفت ایران، تهران: پیام، ص۴۶۷-۴۶۸.

[20] IICHS. (۲۰۱۵). Reza Shah in Exile - Slide Show. Institute for Iranian Contemporary Historical Studies. https://www.iichs.ir/en/gallery/۳۶۷۵/۳/۰/reza-shah-in-exile

[21] Ibid.

[22] L'Express Maurice. (۲۰۲۳). Diplomacy: what lies behind the Iran-Mauritius thaw? L'Express. https://lexpress.mu/node/۴۲۰۴۰۴

[23] Wilson Center. (۲۰۲۱). The Fall of Reza Shah: The Abdication, Exile, and Death of Modern Iran’s Founder. https://www.wilsoncenter.org/event/fall-reza-shah-abdication-exile-and-death-modern-irans-founder

[24] Diplomacy: what lies behind the Iran-Mauritius thaw? L'Express. https://lexpress.mu/node/۴۲۰۴۰۴

[25] Reza Shah in Exile - Slide Show. Institute for Iranian Contemporary Historical Studies. https://www.iichs.ir/en/gallery/۳۶۷۵/۳/۰/reza-shah-in-exile

[26] Ibid.

[27] Ibid.

[28] From Qajar to Pahlavi: Iran, ۱۹۱۹-۱۹۳۰, p. 3.

[29] The Fall of Reza Shah: The Abdication, Exile, and Death of Modern Iran’s Founder, pp. ۱۲-۱۵.

[30] مجد، محمدقلی (۱۳۸۹). از قاجار به پهلوی، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ص۱۶.

[31] پهلوی‌ستایی، ص۳۶.