ناکامی آمریکا در براندازی با تکیه بر شکاف قومیتی
روایتی از آشوبطلبی خسرو قشقایی در سالهای نخست انقلاب و بازگشت امنیت به فارس
وقایع سالهای نخستین پس از انقلاب اسلامی در منطقه فارس، آمیزهای از تحولات سیاسی و تنشهای مسلحانه بود. در یکی از این تحولات، «خسرو قشقایی» قرار داشت؛ چهرهای که پس از دههها حضور در خارج از کشور، در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی به ایران بازگشت و با ایجاد درگیریهای نظامی، در نهایت دستگیر و در ۹ مهر ۱۳۶۱ اعدام شد.
بازگشت به ایران
خسرو قشقایی، فرزند صولتالدوله (رئیس ایل قشقایی)، در سال ۱۲۹۶ در شیراز متولد شد. بعد از درگذشت پدر در سال ۱۳۱۱ به اجبار حکومت پهلوی به تهران مهاجرت کرد. خسرو تا شهریور ۱۳۲۰ در تهران زندگی کرد و پس از استعفا و خروج رضاشاه از ایران به میان ایل خود بازگشت تا نیرویی در مقابل دولت تشکیل دهد؛ اما، قوام که در آن موقع نخستوزیر بود، سرلشکر زاهدی را مامور فارس کرد تا بتواند بر اوضاع فارس مسلط شود و شرایط را آرام کند.[1]
خسرو قشقایی همچنین یکی از چهرههای باسابقه در سیاست ایران بود که در دورههای پانزدهم، شانزدهم و هفدهم مجلس شورای ملی حضور داشت. او در مجلس هفدهم خود را به محمد مصدق نزدیک کرد و عملاً ذیل جبهه ملی نیز قرار گرفت. او پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و مصادره املاک خانواده، ناچار به ترک ایران شد و سالها در آلمان و شهر مونیخ گذران زندگی کرد.[2]
قشقایی در دورهای در صف مخالفان شاه و حامی نهضت ملی قرار داشت، اما این سابقه بهمعنای قطع ارتباط او با محافل آمریکایی نبود و اسناد آمریکایی از تماسهای او با نمایندگان و نهادهای این کشور در دورههای مختلف حکایت دارند.[3]
پس از انقلاب
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، خسرو قشقایی در زمستان ۱۳۵۷ به فیروزآباد فارس برگشت. آنها در ابتدا از انقلاب اسلامی پشتیبانی کردند. این حمایت اولیه، بهمعنای پذیرش کامل ساختار سیاسی جدید یا کنار گذاشتن پایگاه مستقل قدرت ایلی نبود. چراکه آنها همچنان از جایگاه و نفوذ سنتی خود در میان ایل برخوردار بودند و بازگشتشان در شرایطی اتفاق افتاد که یکی از مسائل کشور، تثبیت حکومت مرکزی و پایان دادن به مراکز مستقل قدرت، برای یکسان شدن فرآیندهای کاری و تسهیل در تصمیمگیری و بالاررفتن هماهنگیها بود. از این منظر، حضور دوباره قشقاییها در فارس خیلی زود از یک مسئله سیاسی به مسئلهای مرتبط با امنیت و حاکمیت مرکزی تبدیل شد.
مهره مستقیم آمریکا
در همین دوره، گزارشهای اطلاعاتی آمریکا نیز از فعالیتهای سیاسی خسرو قشقایی خبر میدادند. در گزارشی محرمانه به تاریخ اواسط شهریور ۱۳۵۸، یکی از منابع وابسته به ایل قشقایی مدعی شده بود که خسرو قشقایی به دریادار مدنی، استاندار وقت خوزستان، پیشنهاد رهبری یک کودتای نظامی علیه امام خمینی و دولت موقت را داده است. بنا بر همین گزارش، مدنی این پیشنهاد را در آن مقطع زودهنگام دانسته و به ضعف نیروهای مسلح برای اجرا این عملیات اشاره کرده بود.[4]
این موضوع در ادامه نیز در جریان بررسی اعتبارنامه قشقایی در مجلس اول مطرح شد. او که در انتخابات نخستین دوره مجلس شورای اسلامی به نمایندگی از مردم شهرستان اقلید شرکت کرده بود، با مشکل مواجه شد و اعتبارنامه وی تصویب نشد. بررسی پرونده او در کمیسیون تحقیق صرفاً به سابقه سیاسیاش محدود نبود و سوابق ارتباط او با دستگاههای آمریکایی و فعالیتهای سیاسی وی پس از انقلاب نیز در این بررسی مطرح شد. گزارش رسمی کمیسیون تحقیق مجلس درباره اعتبارنامه قشقایی میگوید اسناد لانه جاسوسی درباره ارتباط قشقایی با مقامهای آمریکایی و سیا بررسی شده و ارتباط او با مأمور آمریکایی، از جمله در دوره پس از انقلاب، در پرونده مطرح بوده است. همچنین در گزارش، اهداف تماسها شامل کسب اطلاعات درباره وضعیت امنیتی فارس و فعالیتهای قشقایی ذکر شده است.[5]
بعدها و بعد از دستگیری، خسرو قشقایی در اعترافات بازجویی خود اذعان داشت که «کاندیداتوری من برای نمایندگی مجلس شورای اسلامی در اجرای برنامههای آمریکا علیه جمهوری اسلامی بود که به تشویق بنیصدر مطرح شد و قرار بود من به عنوان مهره مستقیم آمریکا در مجلس نفوذ کنم.» برای این برنامه عظیم جاسوسی صرفاً ۵ میلیون ریال صرف هزینه تبلیغات خسرو قشقایی برای مجلس شورای اسلامی شده بود.[6]
با انتشار اسناد مربوط به ارتباطات قشقایی با محافل آمریکایی، پرونده سیاسی او وارد مرحله تازهای شد. در همین دوره، برخوردهای خیابانی و مسلحانه پیرامون او و ایل قشقایی افزایش یافت و مسئلهای که پیشتر عمدتاً سیاسی بود، به تدریج ابعاد امنیتی و نظامی پیدا کرد. این مشاجرهها و درگیریها نزدیک به دو سال میان حکومت و ایل قشقایی در جریان بود تا اینکه نیروهای سپاه پاسداران موفق به دستگیری خسرو قشقایی به همراه چند تن از همراهانش در شیراز شدند.[7]
بازجویی از حقوق بگیر ساواک
نهایتاً خسرو قشقایی در خرداد ماه سال ۶۱ دستگیر شد. در متن منتشرشده از بازجوییهای خسرو قشقایی، او درباره ارتباطات مالی و سیاسی خود پیش و پس از انقلاب مطالبی را بیان کرده است: «در ۸ سال قبل از انقلاب که در خارج به سر میبردم ساواک ماهانه ۹۰ هزار ریال برای ما میفرستاد و پس از مراجعت به ایران توسط عبدالرحمان برومند و معدنی حدود ۲ میلیون تومان در اختیار ما گذاشته شد و از این طریق آمریکا هزینه برنامههای ما را تامین میکرد.»[8]
در نخستین سالهای پس از پیروزی انقلاب، سرویسهای اطلاعاتی آمریکا با همکاری سلطنتطلبان و عناصر وابسته، طرح کودتای نظامی را برای براندازی نظام نوپا طراحی کردند. اعترافات خسرو قشقایی، ابعاد این توطئه را چنین افشا میکند: «پس از پیروزی انقلاب اسلامی بر اساس برنامهای از طرف آمریکا من با افرادی چون مدنی و بنیصدر ارتباط برقرار کردم و در سال ۵۹ با کمکهای بسیار فراوان آمریکا و همکاری شاپور بختیار، ناصر قشقایی و پسرش عبدالله برای تهیه نفرات و امکانات جهت اجرای یک کودتای آمریکایی به جنوب رفتیم. ولی برخلاف آنچه که تصور میکردیم همکاری گسترده مردم مانع انجام عملیات شد.» آمریکا حتی نمایندهای را در شیراز برای آنها انتخاب کرده بود که به طور متوسط ماهانه با ارسال ۱۵۰ میلیون ریال مقرری هزینه مخارجهای توطئههای آنان علیه جمهوری اسلامی ایران را تامین میکرد.[9]
اسناد آمریکایی هم نشان میدهد قشقاییها در محاسبات سیاسی و امنیتی واشنگتن بهعنوان یکی از مراکز بالقوه قدرت مورد توجه قرار داشتند و گزارشهایی نیز درباره ارتباطات و طرحهای سیاسی مرتبط با آنان وجود داشته است.[10]
آزادی به واسطه بنیصدر
قشقایی پیرامون رابطهاش با بنیصدر نیز اینطور میگوید: «من در سال ۵۹ پس از دستگیری توسط نیروهای انقلاب اسلامی توسط بنیصدر از زندان آزاد شدم و به دنبال آن بنیصدر، شخص نجاتدهنده من، مکرر تاکید داشت به پاس این خدمتی که به من کرده بود، من برای حمایت از او منطقه فارس را بسیج کنم که در نهایت هدف از جمعآوری نیروی بیشتر برای اجرای توطئههای آمریکا بود که در حاشیه آن قصد ایجاد نارضایتی و ناامیدی در بین مردم نسبت به حکومت را داشتیم تا بتوانیم منطقه آزادتری برای فعالیتهایمان به دست بیاوریم.»[11]
پیرامون این اعترافات، مرحوم هاشمی رفسنجانی نیز در خاطرات خود نقل میکند: «امروز عصر فیلم مصاحبه خسرو قشقایی را که اعدام شده گذاشتند. صریحاً اعتراف کرد که با هدایت آمریکاییها عمل میکرده، با اشاره بنیصدر با آنها ارتباط برقرار کرده و با گروهکها مخصوصاً منافقین همراه و شریک بودهاند که آنها سه قرص سیانور به او هدیه کردهاند و در راه فرار به خارج دستگیر شده است.»[12]
اعدام خسرو قشقایی در ۹ مهرماه ۱۳۶۱ در فیروزآباد فارس، نقطه پایانی بر یکی از پرالتهابترین بحرانهای امنیتی و سیاسی جنوب کشور در سالهای نخست پس از انقلاب اسلامی بود. این رویداد تنها فرجام زندگی یکی از واپسین سران ایل قشقایی نبود، بلکه پایان ساختار سنتی قدرت ایلیاتی و تلاش برای احیای اقتدار مسلحانه در برابر حاکمیت ملی به شمار میرفت. با پایان این درگیریها، دستگیری و اعدام سران شورش، خط پایانی بر ماهها التهاب، دودستگی و درگیری کشیده شد.
امری که برای مردم منطقه، مسافران و جامعه محلی، پس از ماهها تنش، حس امنیت، تثبیت نظم و آسودگی را به همراه آورد.
[1] بسطامی، رضا (۱۳۸۴). خاطرات علی دانش منفرد، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص۹۷.
[2] بهداروندیانی، غلامرضا (۱۳۹۸). تاریخ ایران پس از انقلاب اسلامی، ج۵، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص۹.
[3] U.S. Department of State. (n.d.). Telegram from the Embassy in Iran to the Department of State [Document 36]. In Foreign Relations of the United States, 1952–1954, Iran, 1951–1954. Office of the Historian. https://history.state.gov/historicaldocuments/frus1951-54Iran/d36
[4] مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی (۱۳۸۶). اسناد لانه جاسوسی آمریکا، ج۶، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ص۳۷۴.
[5] کتابخانه مجلس شورای اسلامی. (۱۳۵۸). مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی جمهوری اسلامی ایران: جلسه علنی روز یکشنبه بیست و دوم تیرماه ۱۳۵۸، دوره ۱، جلسه ۲۸.
[6] کیهان، ۲۴ / ۰۷ / ۱۳۶۱، ص۱۹.
[7] کاوشی سیدآبادی، حسین (۱۳۹۷). لبخندهای زمستانی: خاطرات رجبعلی طاهری، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص۲۱۹.
[8] کیهان، ۲۴ / ۰۷ / ۱۳۶۱، ص۱۹.
[9] همان.
[10] U.S. Department of State. (June 29, 1951). Telegram from the Embassy in Iran to the Department of State [Document 36]. In Foreign Relations of the United States, 1952–1954, Iran, 1951–1954. Office of the Historian. https://history.state.gov/historicaldocuments/frus1951-54Iran/d36
[11] همان.
[12] هاشمی رفسنجانی، فاطمه (۱۴۰۰). پس از بحران: کارنامه و خاطرات آیتالله هاشمی رفسنجانی، تهران: معارف انقلاب، ص۲۷۷.


















نظرات