آیت الله شهید دکتر محمد مفتح
من مسئول مفتح بودم و حسن هم مسئول محافظش و محمد هم باید هوای رانندهای شهید مفتح را میداشت. اسلحهها هم کلت بودند، مال حسن «کالیبر 45»، مال من «برونینگ» که تیر یوزی میخورد و مال محمد هم «لاما» بود. حسن حمله را شروع کرد و به طرف محافظ تیراندازی نمود...