سفر هیئت اعزامی اتیوپی به ایران برای شرکت در جشنهای دوهزار و پانصد ساله شاهنشاهی
درخواست سرویس اطلاعاتی اتیوپی از ساواک با واسطهگری موساد!
سرّی
از: [اداره] کل دوم ۲۱۴
به: ستاد ویژه
شماره گزارش: ۲۱۴/۱۸۱۸
تاریخ گزارش: ۵۰/۶/۱۸
گیرندگان خبر: [اداره] کل هشتم ۸۲۳
منبع: نمایندگی ساواک در اسرائیل
سرویس امنیتی حبشه توسط سرویس امنیتی اسرائیل درخواستهای زیر را نموده است:
۱- پنج نفر از کارمندان سرویس امنیتی حبشه[=اتیوپی] با هیئت اعزامی حبشه شرکت در جشنهای دوهزار و پانصد ساله به ایران اعزام خواهند شد.
۲- جهت پنج نفر اضافی جا و مکان برای اقامت در تهران و شیراز خواستار میباشند.
خواهشمند است دستور فرمایید نظریه ساواک را ابلاغ تا نمایندگی آن را توسط سرویس اسرائیل به سرویس امنیتی حبشه اعلام نماید.*
[پینوشت:] در صورت تصویب نتیجه اقدامات ستاد ویژه استعلام و به طور کلی صورت افراد سایر سرویسها که در این جشن همراه سران کشورهای خارجی به ایران میآیند، به اداره کل هشتم اعلام شود.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
* به دلایل، عوامل و علل متعددی، سه کشور ایران، ترکیه و اتیوپی جایگاه مهم و اساسی در استراتژی پیرامونی اسرائیل داشتند. اهمیت این جایگاه فقط به دلیل موقعیت ژئوپولتیکی و استراتژیکی آن کشورها نبود، بلکه زمینههای سیاسی دیگری نیز وجود داشت که از همه مهمتر وابستگی دولتمداران و حکام آن کشورها به اردوگاه نظام سلطه جهانی و حامیان اصلی اسرائیل بود. بهرهگیری سریع و همهجانبه از این فرصتها و موقعیتها برای اسرائیلیها، حیاتی و کلیدی بود. بنابراین آنها نیز فرصت را مغتنم شمردند و بدون فوت وقت، در کنار انعقاد پیمان سهجانبه اطلاعاتی با ترکیه و ایران، که شرح آن گذشت، همزمان با اتیوپی و ایران نیز یک پیمان اطلاعاتی سهجانبه منعقد کردند، تا در کنار به خدمت گرفتن دستگاه اطلاعاتی ایران و ترکیه در یک جبهه، از ایران و اتیوپی نیز در جبهه دیگری استفاده کنند و آنها را در خدمت استراتژی صهیونیسم به کار گیرند. اسرائیلیها با حضور و نفوذ همهجانبه سیاسی و اطلاعاتی که از قبل در اتیوپی به هم زده بودند توانستند ایدههای خود را جامه عمل بپوشانند. سال ۱۹۵۷، حدود یک سال پس از تجاوز سهجانبه فرانسه، انگلیس و اسرائیل به مصر، امپراتور اتیوپی با درخواست بنگوریون نخستوزیر وقت اسرائیل موافقت کرد و به این ترتیب روابط دو طرف گسترش یافت و این به منزله تلاش آمریکا برای تثبیت موقعیت اسرائیل در آفریقا بود. در تاریخ ۱۹۶۰/۹/۱۴، نیروی هوایی اسرائیل به امپراتور هایله سلاسی که با یک کودتای نظامی مواجه شده بود، کمک کرد. امپراتور در آمریکای لاتین مشغول گردش بود که کودتا رخ داد. وی از گلدا مایر وزیر امور خارجه وقت اسرائیل تقاضای کمک کرد. گلدا مایر، ضمن قبول این درخواست، بنگوریون (نخستوزیر وقت اسرائیل) را در جریان گذاشت و او، به شرط اشغال پایگاه اسمره توسط نیروی هوایی اسرائیل، به منظور تأمین امنیت فرود هواپیمای امپراتور، با این درخواست موافقت کرد. در سال ۱۹۶۱ بنگوریون طی یک نامه شخصی به امپراتور اتیوپی، از وی درخواست کرد، اسرائیل را به طور کامل و دیپلماتیک به رسمیت بشناسد. لذا پس از اجرای مقدمات، در سپتامبر ۱۹۶۳ اتیوپی اسرائیل را به رسمیت شناخت. استراتژیستهای صهیونی اتیوپی را به لحاظ استراتژیکی، امنیتی و ژئوپولیتیکی برای اسرائیل و اهداف آن مهمترین کشور آفریقایی به حساب میآوردند.(برای کسب اطلاعات بیشتر درباره روابط اتیوپی و رژیم صهیونیستی به کتاب «استراتژی پیرامونی اسرائیل» نوشته محمدتقی تقیپور، از انتشارات مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی مراجعه فرمایید.)
در اینجا همراه این سند، تعدادی از تصاویر مربوط به حضور هایله سلاسی، امپراتور اتیوپی، در جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی را نیز آوردهایم. نکته قابل تأملی که از این تصاویر درمییابیم آن است که هایله سلاسی در تمام برنامههای مربوط به جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی، تنگاتنگ! محمدرضا پهلوی قرار داشته است. شاید این نزدیکی معنادار را بتوان در اتحاد ویژه آنان با رژیم صهیونیستی جستجو کرد: هایله سلاسی بزرگترین متحد اسرائیل در آفریقا و محمدرضا پهلوی بزرگترین متحد اسرائیل در خاورمیانه بود.


















نظرات