رد پای اتیوپی در روابط پهلوی با اسرائیل


رد پای اتیوپی در روابط پهلوی با اسرائیلمحمدرضا پهلوی و هایله سلاسی (امپراتور اتیوپی) در جریان جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی - مهرماه ۱۳۵۰

نتانیاهو در تازه‌ترین ارائه خود درباره امنیت ملی، خاورمیانه را به بلوک‌های رقیب تقسیم کرده و اتیوپی و یونان را در شمار کشورهای «دوست» اسرائیل نشان داده است؛ نقشه‌ای که نشان مؤسسه فردریش ابرت آلمان را بر خود دارد و در آن اسرائیل و امارات در کنار نیروی شبه‌نظامی متهم به نسل‌کشی در سودان و گروه‌های جدایی‌طلب در لیبی، یمن و سومالی‌لند قرار گرفته‌اند. جایگاه اتیوپی در این نقشه تصادفی نیست: این کشور در شاخ آفریقا و مشرف به دریای سرخ، از دهه‌ها پیش در استراتژی پیرامونی اسرائیل جایگاه کلیدی داشته است.

 

استراتژی پیرامونی
استراتژی پیرامونی اسرائیل، راهبردی است که تل‌آویو از دهه ۱۹۵۰ برای شکستن محاصره کشورهای عربی در پیش گرفت. بر اساس این راهبرد، اسرائیل به جای اتکا به همسایگان متخاصم، به دنبال متحدانی در حاشیه جهان عرب—در آفریقا، بالکان و آسیا—بود تا عمق راهبردی، پایگاه‌های اطلاعاتی و نظامی و اتحادهای سیاسی برای خود ایجاد کند. ایران، ترکیه و اتیوپی سه ستون اصلی این استراتژی بودند و اسرائیل با آنها پیمان‌های اطلاعاتی دوجانبه و سه‌جانبه بست. هدف نهایی، تبدیل این کشورها به حلقه‌ای از متحدان وفادار در پیرامون دشمنان عربی بود.

 

چرا اتیوپی؟
اتیوپی امروز نیز در آستانه ورود به جنگ تمام‌عیار با اریتره قرار دارد؛ کشوری که اسرائیل مدت‌هاست به دنبال ایجاد پایگاه نظامی در دریای سرخ در آن بوده است تا علاوه بر نفوذ در آفریقا، بر یمن هم دسترسی یابد.
اسرائیل که در محاصره کشورهای عربی قرار داشت، برای دستیابی به عمق راهبردی و ایجاد پایگاه‌های اطلاعاتی و نظامی در حاشیه جهان عرب، به دنبال متحدانی در آفریقا و بالکان بود و اتیوپی را به عنوان مهم‌ترین کشور آفریقایی برای تحقق این اهداف برگزید. به دلایل و عوامل متعددی، سه کشور ایران، ترکیه و اتیوپی جایگاه مهم و اساسی در استراتژی پیرامونی اسرائیل داشتند. اهمیت این جایگاه فقط به موقعیت ژئوپولیتیکی و استراتژیکی آن کشورها محدود نبود، بلکه زمینه‌های سیاسی دیگری نیز وجود داشت که از همه مهم‌تر وابستگی دولتمداران و حکام آن کشورها به اردوگاه نظام سلطه جهانی و حامیان اصلی اسرائیل بود. اسرائیلی‌ها فرصت را مغتنم شمردند و بدون فوت وقت، در کنار انعقاد پیمان سه‌جانبه اطلاعاتی با ترکیه و ایران، هم‌زمان با اتیوپی و ایران نیز یک پیمان اطلاعاتی سه‌جانبه منعقد کردند تا دستگاه‌های اطلاعاتی این کشورها را در خدمت استراتژی صهیونیسم به کار گیرند. آنها با حضور و نفوذ همه‌جانبه سیاسی و اطلاعاتی که از قبل در اتیوپی به هم زده بودند، توانستند ایده‌های خود را جامه عمل بپوشانند.

 

از ۱۹۵۷ تا به رسمیت شناختن اسرائیل
روابط اسرائیل و اتیوپی از سال ۱۹۵۷ و با موافقت امپراتور هایله سلاسی با درخواست بن‌گوریون گسترش یافت. در ۱۴ سپتامبر ۱۹۶۰، زمانی که امپراتور با یک کودتای نظامی مواجه شد، نیروی هوایی اسرائیل به او کمک کرد. امپراتور از گلدا مایر، وزیر خارجه وقت اسرائیل، تقاضای کمک کرد و بن‌گوریون به شرط اشغال پایگاه اسمره توسط نیروی هوایی اسرائیل، با این درخواست موافقت کرد. سرانجام در سپتامبر ۱۹۶۳، اتیوپی اسرائیل را به رسمیت شناخت. استراتژیست‌های صهیونی، اتیوپی را مهم‌ترین کشور آفریقایی برای اهداف اسرائیل می‌دانستند.

 

هماهنگی اطلاعاتی سه‌جانبه
۱۸ شهریور ۱۳۵۰، نمایندگی ساواک در اسرائیل در گزارشی محرمانه به ستاد ویژه اعلام کرد که سرویس امنیتی حبشه (اتیوپی) از طریق سرویس امنیتی اسرائیل درخواست‌های خود را برای حضور در جشن‌های دوهزار و پانصد ساله شاهنشاهی مطرح کرده است. بر اساس این گزارش، پنج نفر از کارمندان سرویس امنیتی اتیوپی قرار بود همراه هیئت اعزامی این کشور به ایران بیایند و برای پنج نفر اضافی نیز درخواست جا و مکان در تهران و شیراز شده بود. این درخواست در بستر همان همکاری اطلاعاتی سه‌جانبه شکل گرفته بود.
در جشن‌های ۲۵۰۰ ساله، هایله سلاسی در تمام برنامه‌ها تنگاتنگ محمدرضا پهلوی قرار داشت؛ نزدیکی معناداری که می‌توان آن را در اتحاد ویژه آنان با رژیم صهیونیستی جستجو کرد: هایله سلاسی بزرگ‌ترین متحد اسرائیل در آفریقا و محمدرضا پهلوی بزرگ‌ترین متحد اسرائیل در خاورمیانه بود.

 

برای مشاهده مجموعه تصاویر حضور هایله سلاسی، امپراتور اتیوپی، در جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی و سند ساواک، [اینجا] را کلیک کنید.