از مسجد امام حسن (ع) تا چاپخانه
روایتی از چاپ سخنرانیهای ماه رمضان رهبر شهید انقلاب
در رمضان سال ۱۳۵۳شمسی، سلسلهای از سخنرانیهای آیتالله خامنهای در مسجد امام حسن مجتبی (ع) مشهد برگزار شد. خلاصههایی که هر جلسه میان حاضران توزیع میشد، بعدها دستمایهی تدوین کتابی گردید که در آبان همان سال به چاپ رسید.
روایت این ماجرا در صفحات ۵۱۲ تا ۵۱۳ کتاب «شرح اسم» به قلم هدایتالله بهبودی آمده است.
از سخنرانی تا کتاب
اوایل آبان ۱۳۵۳ بود که آقای خامنهای کتاب دیگری را آماده چاپ کرد. این کتاب اما، همان سخنرانیهای او در ماه مبارک رمضان بود. موضوعاتی که وی برای سخنان خود برگزیده بود، شامل عناوین کلی ایمان، توحید، نبوت و ولایت میشد. درباره هر یک از این عناوین چند جلسه سخن گفته بود. او پیش از شروع سخنرانی، مطالب را به شکل فشرده نوشته، تکثیر و میان حاضران توزیع میکرد. آقای خامنهای آن فشردهها را کنار هم قرار داد، ویرایش دوباره کرد و آماده چاپ نمود. در مقدمهای که برای این کتاب ۱۳۹ صفحهای نگاشت، به سه خصوصیت مهم در مباحث اسلامی اشاره کرد که میتواند نمودار فکریاش را ترسیم نماید.
نگاه ویژه به زندگی اجتماعی
نخست آن که معارف و دستگاه فکری اسلامی از تجرد و ذهنیت محض، خارج گشته و همچون همه مکاتب اجتماعی، ناظر به تکالیف عملی و بهویژه زندگی اجتماعی باشد و هر یک از مباحث نظری، از این دیدگاه که چه طرحی برای زندگی انسان و چه هدفی برای بودن او و چه راهی برای رسیدن به این هدف، ارائه میدهد مورد بررسی و تامل و تحقیق قرار گیرد.
پیوستگی و هماهنگی اجزاء
دیگر آنکه مسائل فکری اسلام، بهصورت پیوسته و بهعنوان اجزاء یک واحد مورد مطالعه قرار گیرد و هر یک به لحاظ آنکه جزئی از مجموعه دین و عنصری از این مرکب و استوانهای در این بنای استوار است و با دیگر اجزاء و عناصر، هم آهنگ و مرتبط است و نه جدا و بیارتباط با دیگر اجزاء، بررسی شود تا مجموعه از شناخت این اصول، طرح کلی و همهجانبهای از دین بهصورت یک ایدئولوژی کامل و بیابهام و دارای ابعادی متناسب با زندگی چند بعدی انسان، استنتاج شود.
استناد به قرآن
دیگر آنکه در استنباط و فهم اصول اسلامی، مدارک و متون اساسی دین، اصل و منبع باشد، نه سلیقهها و نظرهای شخصی یا اندوختههای ذهن و فکر اینوآن؛ تا حاصل کاوش و تحقیق، بهراستی «اسلامی» باشد و نه هر چه جز آن. برای بر آمدن این منظور، قرآن، کاملترین و موثقترین سندی است که میتوان به آن متکی شد که: «باطل را از هیچ سوی بدان راه نیست» [فصلت/ ۶۲] و «در آن، مایه روشنگری هر چیز هست» [نحل/ ۸۹] و البته در پرتو تدبری ژرفپیما که خود، ما را به آن فرمان داده است.
در برابر دو جریان فکری
آقای خامنهای تاکید داشت که اسلام مکتبی اجتماعی است و پیش از آن که به فردیت فرد بپردازد، نظر به زندگی جمعی انسانها دارد. این دیدگاه یا مغفول مانده، و یا در تبیین آن، سراغی از منابع اصیل و اساسی اسلام، و در راس آن قرآن، گرفته نشده است. او در زمانی به نظریهپردازی مفاهیم اسلامی پرداخت که شاهد نزدیک اوضاع سیاسی اجتماعی اوایل دهه پنجاه بود. وی با دو اندیشه، یکی ریشه دوانده در حوزههای علمیه، بهویژه حوزه مشهد، و دیگری برملا شده در گروههای مبارز، بهویژه سازمان مجاهدین خلق، روبهرو بود. نه اسلام ساکن و ساکت تبدیل شده به سنت را برمیتافت و نه چنگ اندازی جوانان مبارز را به مکتبهای غیر اسلامی. او عمیقاً اعتقاد داشت که قرآن، منبعی سرشار، اصیل و سند قاطع و تردیدناپذیر اسلام، راهگشای مبارزه با بیداد و مبین زندگی اجتماعی انسانهاست؛ و بر همین بنیاد به طرح اصولی چون ایمان، توحید، نبوت و ولایت پرداخت.
تعطیلی جلسات و نامگذاری کتاب
میتوان احتمال داد که موضوعات او برای پردازش مکتب اسلام بهعنوان یک عقیده اجتماعی بیش از اینها بوده است؛ و شاید از همین رو جلسههای او با ممانعت حکومت مواجه و تعطیل شد. یک سال بعد، وقتی که کتاب به آستانه چاپخانه رسید، نام آن را «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» گذاشت.


















نظرات