روایتی از توطئه بریتانیایی برای حذف علمای عراق


روایتی از توطئه بریتانیایی برای حذف علمای عراق

پس از پایان جنگ جهانی اول و تثبیت قیمومت بریتانیا بر عراق، تقابل سیاسی گسترده‌ای میان مراجع تقلید شیعه با انگلیسی‌ها شکل گرفت که به اخراج دسته‌جمعی علمای برجسته بین‌النهرین به مرزهای ایران انجامید. ۱۸ مرداد ۱۳۰۲، سالروز واکنش تاریخی آیت‌الله خالصی‌زاده به این تبعیدهاست؛ روزی که او خواستار برپایی راهپیمایی عظیم علیه مظالم استعمار شد.

هم‌زمان با این رویداد، اتحاد جماهیر شوروی تازه‌تأسیس در تلاش بود تا از طریق احزاب سوسیالیست، نفوذ ایدئولوژیک خود را در فضای سیاسی ایران گسترش دهد. در میانه این پیکار پیچیده ژئوپلیتیک، دستگاه اطلاعاتی بریتانیا هم با استفاده از فرصتی پیش آمده، عملیات چندلایه‌ای را طراحی کرد تا دو دشمن اصلی خود در منطقه یعنی روحانیون تبعیدی و نیروهای بلشویک را به‌طور هم‌زمان خنثی کند.

روایت این ماجرا در صفحات ۲۴۶ تا ۲۴۸ کتاب «آه از این راه»، به رشته تحریر درآمده است. این کتاب که با ترجمه و بازپژوهی علی شمس، در زمستان ۱۳۹۷ از سوی مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی منتشر شده، روایتی خواندنی از زندگی و مبارزات آیت‌الله خالصی‌زاده ارائه می‌کند.

 

نقشه حساب‌شده بریتانیا

بزرگ‌ترین هراس انگلیسی‌ها آن بود که نفوذ روسیه بلشویکی در ایران روزبه‌روز بیشتر شود و با آنکه قشون ایران در مشتشان و رئیس‌الوزرای جدید هم مجری سیاست‌هایشان بود، به این‌ها قناعت نکردند و حیله حساب‌شده‌ای ساز کردند تا نگذارند روس‌های بلشویک از برافروختگی افکار عمومی علیه انگلیس بهره‌برداری کنند.

به نصرت‌الدوله که آن ایام از عوامل‌شان بود، دستور دادند مرام‌نامه حزب اجتماعیون عامیون[1] ایران را که به صراحت، سخن از لغو مالکیت خصوصی می‌گفت، بردارد و نزد مجتهدان عراق ببرد. هنوز چند ماه تا تبعید علما از عراق مانده بود.[2] نصرت‌الدوله از علما فتوا خواست که اگر مسلمانی دم از لغو مالکیت خصوصی بزند حکمش چیست. پدرم می‌دانست اعضای حزب اجتماعیون عامیون ایران آگاه نیستند که مالکیت خصوصی جزو ضروریات اعتقاد به دین اسلام است و می‌دانست که منظور اعضای حزب اجتماعیون ایران از لغو مالکیت خصوصی آن است که دولت زمین‌ها را از مالکانش خریداری کند. با این حساب، سوسیالیست‌های ایران مخالفت صریحی با دین نکرده بودند. پدرم با همین ملاحظه فتوایی در پاسخ آن استفتاء ننوشت.

 

ارتداد سوسیالیست‌ها

اما آقا سید ابوالحسن اصفهانی و میرزا حسین نائینی فتوا نوشتند. میرزای نائینی در فتوایش خیلی مبالغه کرده و نوشته بود هر مسلمان که قائل به این مقوله باشد از ربقه اسلام خارج و مرتد و مهدورالدم و زوجه‌اش نیز به وی حرام است و باید عده وفات نگه دارد و بعد بدون طلاق، با هر کس بخواهد ازدواج کند. وارثان چنین کسی هم باید اموال او را در زمان حیاتش بین خود قسمت کنند.[3]

 

فریب سفارت شوروی

نصرت‌الدوله آن فتوا را تا روز ورود مجتهدان به قصرشیرین پخش نکرد و پنهان داشت ولی آن روز عکس‌های فراوان از متن فتوا گرفتند و به سراسر ایران فرستادند. همان روز سلیمان میرزا که رئیس حزب اجتماعیون عامیون ایران بود، نسخه‌ای از آن فتوا را به سفارت روسیه بلشویکی برد و گولشان زد که جمعی از عاملان انگلیس از عراق به ایران آمده‌اند تا سوسیالیست‌ها را به قتل رسانند و به نفوذ روس‌ها پایان دهند و این جنبش را به شهرهای مسلمان‌نشین قفقاز هم بکشانند [...].

شومیانسکی، سفیر روس، وقتی این را شنید عصبانی شد و به سلیمان میرزا گفت سفارت روسیه نهایت کوشش خود را می‌کند که آن عاملان انگلیس را دفع کند. سپس به معاونش، رفیق والدین، پیغام می‌دهد که دشمنان انگلیسی چنین و چنان کرده‌اند و باید به تبادل‌نظر بپردازیم و این افراد را قبل از آنکه [از قصرشیرین] به کرمانشاه برسند به قتل رسانیم [...].

 

رمزگشایی از توطئه ترور علما

گفتم: «نخستین کسی که از عراق تبعید شد پدر من بود و بقیه علما بدان سبب تبعید شدند که به تبعید پدرم اعتراض کرده بودند. علت تبعید شدنشان به ایران آن بود که در برابر انگلیسی‌ها ایستادند و انتخابات را تحریم و اعلان کردند که قیمومت انگلیسی‌ها [بر عراق] از بیخ‌وبن باطل است. من شنیده بودم که انگلیسی‌ها از دشمنان خود در راستای اجرای سیاست‌هایشان بهره‌برداری می‌کنند ولی معنای این حرف را نمی‌فهمیدم تا امروز که دیدم دو دشمن انگلیس، یعنی علمای عراق و بلشویک‌ها، به جان هم افتاده‌اند. انگلیس امروز علما را با شمشیر بلشویک‌ها به قتل می‌رساند و با یک تیر دو نشان می‌زند که از دست دو دشمنش در یک آن راحت شود. چون وقتی علما را به‌دست بلشویک‌ها به قتل رساند، جهان اسلام علیه بلشویک‌ها به جنبش درمی‌آید.»

سفیر وقتی این سخنان را شنید بسیار برآشفت و پرسید: «پس این فتوا چیست؟» گفتم: «دلیل سخنم همین است. چون اگر کلکی در کار نبود، این نباید درست همان روز ورود علما به ایران منتشر می‌شد. عادی آن بود که قبل یا بعد از ورود علما نشر یابد.» سفیر گفت: «کسی که این مطالب را به ما گفته بی‌شک عامل انگلیس است و خواسته ما را بفریبد. ما را بگو که پنداشته‌ایم او از خودمان است.» [...]

 

عامل نفوذی بریتانیا

سفیر نام وی را نگفت. ولی من جست‌وجوی مفصل و دقیقی کردم تا پی بردم که آن شخص، سلیمان میرزاست. نمی‌دانم آیا به قول والدین، وی آدم انگلیسی‌ها بود یا فقط می‌خواست از علما انتقام بگیرد؟ به هر حال آدم فسادگری است که مسلمانان نباید به او اعتماد کنند. من به همین سبب وی را از دو انجمن استخلاص الحرمین و بین‌النهرین که عضوشان بود، اخراج کردم و به مردم گفتم او فاسد است. روی منبر درباره‌اش افشاگری کردم که مسلمانان از او برحذر باشند زیرا هنوز جمعی می‌پنداشتند که وی اهل صلاح است. از آن زمان تاکنون از چشم مردم افتاده است. خدا مسلمانان را از امثال وی خلاص فرماید. آن نیرنگ انگلیسی‌ها نیز بر باد رفت.

 

[1] سوسیالیست‌های ایران.

[2] روزشمار تاریخ معاصر ایران، همان، ج ۳، ص ۱۴۲.

[3] نک: روزشمار تاریخ معاصر ایران، همان، ج ۳، ص ۱۴۵.

متن فتوای آیت‌الله نائینی که سرکنسولگری ایران در بین‌النهرین به تهران گزارش کرده بود و در آرشیو اسناد وزارت امور خارجه ج.ا.ا نگهداری می‌شود چنین است: «بسم الله الرحمن الرحیم. بلی مرام‌نامه مذکوره به دقت ملاحظه شد. گمان نبود ضعف اساس دیانت و اسلامیت در بلاد محروس ایران به جایی منتهی شود که چنین زندقه و الحادها علناً طبع و نشر شود و دعوت به آن نمایند. فإنا لله وإنا إلیه راجعون. و علی کل حال مواد عدیده‌ای از مرام‌نامه مذکوره مخالف با ضروریات دین اسلام بلکه تمام شرایع و ادیان است و صاحب این عقیده و مسلک، مرتد و نجس و خارج از زمره مسلمین است و جمیع احکام ارتداد بر او جاری است. زوجه‌اش باید با او هم‌بستر نشود و او را اجنبی بداند و عده وفات بگیرد و بعد از خروج از عده به هر که خواهد شوهر کند و مالش هم مال وارث او است و سایر احکام مرتد را باید حاکم شرع انور با اجتماع شرایط به او جاری فرماید. بلی نتیجه تبعیت از زنادقه اروپا وقوع در چنین کفریات است. ثم کان عاقبة الذین أساؤا السوأی أن کذبوا بآیات الله و کانوا بها یستهزؤن. أعاد الله المسلمین عن ذلک إن شاء الله تعالی.» ۱۷ شوال ۱۳۴۱ [۱۳ خرداد ۱۳۰۲]. با پخش شدن متن استفتاء از مراجع تقلید بین‌النهرین درباره حزب اجتماعیون که رأی به ارتداد و کفر آن‌ها داده بودند وحشت و اضطراب بر اعضای این حزب در کرمانشاه مستولی شده است. اسدالله دیهیم کارگزار کرمانشاه ضمن ارسال یک نسخه از این اعلامیه احتمال بروز خطر برای افرادی چون میرزا ابراهیم خان منشی کنسولگری روسیه شوروی را بعید ندانست. نک: روزشمار تاریخ معاصر ایران، همان، ج ۳، ص ۱۹۱.