روایتی از سقوط اولین میانجی‌گر صلح در میانه جنگ ایران و عراق


روایتی از سقوط اولین میانجی‌گر صلح در میانه جنگ ایران و عراقمحمد صدیق بن‌یحیی، وزیر امور خارجه الجزایر

در سیزدهم اردیبهشت‌ماه ۱۳۶۱ و همزمان با پیشروی نیروهای ایرانی در عملیات بیت‌المقدس برای آزادسازی خرمشهر، واقعه‌ای در آسمان شمال غرب ایران رخ داد که یکی از جدی‌ترین تلاش‌های بین‌المللی برای پایان زودهنگام جنگ را به بن‌بست کشاند. طی این واقعه هواپیمای محمد صدیق بن‌یحیی، وزیر امور خارجه الجزایر، به همراه هیئت همراهش در منطقه مرزی قطور هدف حمله جنگنده‌های عراقی قرار گرفت و سقوط کرد.[1]

 

در آستانه فتح خرمشهر

اردیبهشت ۱۳۶۱، ماه سرنوشت‌سازی بود. از دهم اردیبهشت، عملیات بیت‌المقدس در غرب کارون و شمال خرمشهر آغاز شده بود. یگان‌های قرارگاه فتح با استفاده از اصل غافلگیری و عبور سریع از رودخانه، توانستند به جاده اهواز-خرمشهر برسند و تیپ ۴۱ ثارالله هم به فرماندهی سردار قاسم سلیمانی، پس از درگیری با عمده قوای دشمن، امکان عبور سایر نیروها را از کارون را فراهم کرد.[2] در سوی دیگر، صدام حسین که در عملیات فتح‌المبین (فروردین ۱۳۶۱) شکست خورده بود، خودش را در بن‌بست نظامی می‌دید. به همین دلیل هرگونه تلاش صلح‌آمیز میانجی‌هایی مانند بن‌یحیی را بزرگترین تهدید برای بقای خودش ارزیابی می‌کرد.

 

میانجی با سابقه

الجزایر به دلیل استقلال سیاسی و سابقه موفق در حل بحران‌های بین‌المللی، از اعتبار بالایی برخوردار بود و دو نمونه برجسته از میانجی‌گری این کشور پیش از جنگ ایران و عراق شاهد مثال این امر است. نخستین مورد مربوط به قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر است که میان محمدرضا پهلوی و صدام حسین امضا شد و به دهه‌ها اختلاف مرزی در اروندرود پایان داد. بر پایه همین پیمان بود که مرز دو کشور بر اساس خط تالوگ تعیین شد. منتها پس از پیروزی انقلاب اسلامی، صدام این قرارداد را در برابر دوربین‌های تلویزیونی پاره کرد و عملاً به همین بهانه حمله به ایران را آغاز کرد.

اما دومین مورد از شواهد میانجی‌گری الجزایر به حل مسئله گروگان‌های آمریکایی در دی‌ماه ۱۳۵۹ برمی‌گردد. الجزایر با صدور «بیانیه الجزایر» زمینه آزادی گروگان‌های آمریکایی را (که در جریان تسخیر لانه جاسوسی به دام افتاده بودند) فراهم کرد و اعتبار دیپلماتیک خود را در سطح جهانی تثبیت نمود.[3] وارن کریستوفر، معاون وزیر خارجه آمریکا که نماینده کشورش در آن مذاکرات بود، بعدها بن‌یحیی را به دلیل نقش حیاتی‌اش در آزادی گروگان‌ها «قهرمان» خواند.[4]

 

روایت سقوط

غروب سیزدهم اردیبهشت ۱۳۶۱، هواپیمای اختصاصی بن‌یحیی از قبرس بلند شد و به سمت تهران حرکت کرد. مأموریت او تلاش برای پایان دادن به جنگ بین ایران و عراق بود و همین هم باعث می‌شد که یک پرواز عادی نباشد. در این مسیر و هنگامی که هواپیما به مرزهای ایران نزدیک می‌شد، ارتباط رادیویی بین خلبان هواپیمای الجزایری و برج کنترل فرودگاه تبریز برقرار بود. نوار مکالمه نشان می‌داد که دو فروند هواپیمای عراقی در فضای ترکیه و در مجاورت مرز ایران، هواپیمای هیئت الجزایری را تحت تعقیب قرار داده‌اند. برج کنترل فرودگاه تبریز هم به همین خاطر به خلبان هشدار داد که به سمت آنکارا تغییر مسیر دهد تا از حمله در امان بماند. خلبان هم فوراً تصمیم به تغییر مسیر گرفت، اما در همین لحظه بود که ارتباط‌ها قطع شد.[5]

شاهدان عینی در منطقه مرزی ترکیه، در دره کاپی‌کوی، بعداً به روزنامه‌های ترکیه گفتند که با چشم خود دیده‌اند یک هواپیمای جنگنده سیاه ‌رنگ به هواپیمای الجزایری موشک زده و فرار کرده است. برای برخی از ناظران شعله‌های آتش از فاصله ۱۵ کیلومتری هم قابل رؤیت بود. آنچه در این رویداد قطعی می‌نماید آن است که هواپیما بدون هیچ هشدار قبلی هدف اصابت موشک قرار گرفت و در منطقه کوهستانی ترس‌آباد در یک کیلومتری مرز ترکیه سقوط کرد و متلاشی شد. در این حمله چهارده نفر، از جمله وزیر خارجه و همه سرنشینان هواپیمای مذکور جان باختند.[6]

احمد عزیزی، قائم‌مقام وقت وزارت خارجه ایران بعداً شرح داد که همه اجساد سرنشینان هواپیما به جز یک مورد کاملاً متلاشی و پودر شده بودند. آن یک جسد که احتمالاً متعلق به یکی از خدمه زن بود، پیش از انفجار از هواپیما به بیرون پرت شده و تا حدودی سالم مانده بود.[7]

در همان روزها نیز هواپیمای مسافربری آلمانی لوفت‌هانزا که در مسیر تهران از شهر وان ترکیه راهی ایران بود، در آسمان نواحی مرزهای شمال غرب کشور مورد حمله چهار جنگنده عراقی قرار گرفت، اما با اعلام خطر برج کنترل تبریز و مداخله جنگنده‌های ایرانی، تغییر مسیر داد و به سلامت در آنکارا فرود آمد. این دومین بار در عرض ۲۶ ساعت بود که عراق یک هواپیمای مسافربری را مورد حمله قرار می‌داد.[8]

 

واکنش‌های متفاوت به یک حمله

جمهوری اسلامی ایران بلافاصله سه روز عزای عمومی اعلام کرد. مردم تهران هم در مقابل سفارت الجزایر تجمع کردند و با شعارهایی مانند «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر صدام» همدردی خود را با ملت الجزایر اعلام نمودند.[9]

همچنین پیکرهای قربانیان از محل سقوط به تهران منتقل و در مراسمی در مقابل مجلس شورای اسلامی تشییع شدند. هزاران نفر در این مراسم شرکت داشتند و حجت‌الاسلام روحانی (نماینده مجلس) سخنرانی کرد. در این مراسم وزیر حمل و نقل الجزایر (صلاح گودجیل) که ریاست هیئت اعزامی این کشور را بر عهده داشت هم به زبان عربی سخنانی ایراد کرد و گفت: «من از شما ملت قهرمان ایران که چنین همدردی می‌کنید، تشکر می‌کنم.» نهایتاً اجساد بر دوش گروهی از کارکنان ارتش قرار گرفت و در حالی که مارش عزا نواخته می‌شد، بر روی دست مردم حمل گردید. سپس پیکرها به فرودگاه منتقل و به الجزایر فرستاده شد.[10]

 

فرار از مسئولیت جنایت

در طرف دیگر رژیم بعث عراق از همان ابتدا کوشید مسئولیت را از خود ساقط کند. رادیو صوت‌الجماهیر (بلندگوی رسمی رژیم صدام) تنها در دو بخش خبری (ساعت ۸:۳۰ و ۹:۳۰) آن هم با اشاره‌ای کوتاه و مختصر به کشته‌شدن وزیر خارجه الجزایر و سقوط هواپیما در نزدیکی مرز ایران و ترکیه، خبر را منعکس کرد و به علت سقوط هم هیچ اشاره‌ای نشد. برای عادی جلوه دادن حادثه هم گفتند که شخص بن‌یحیی مورد سوء قصدهای مختلف قرار گرفته و دشمنان زیادی دارد. اشاره آن‌ها به سانحه هوایی قبلی بن‌یحیی در سفر به مالی بود و همین را هم دست‌آویز ساقط‌شدن مسئولیت از دوش خود قرار داده بودند.[11]

با این حال الجزایر بلافاصله هیئتی دوازده‌نفره از کارشناسان فنی به ایران فرستاد. این هیئت به مدت یک هفته در ایران ماند، از محل سقوط بازدید کرد و کلیه تلکس‌ها، نوارهای برج مراقبت، اطلاعات سازمان هواشناسی و دیگر مدارک را تحویل گرفت. موشک اصابت‌کرده نیز به تهران آورده شد تا کارشناسان الجزایری آن را بررسی کنند.[12] با این حال، به گفته اکبر هاشمی رفسنجانی (رئیس وقت مجلس شورای اسلامی)، الجزایری‌ها با وجود آگاهی از حقیقت ماجرا، تحت فشار قدرت‌های بزرگ و به دلیل همبستگی با دنیای عرب، از همکاری مؤثر با ایران برای محکومیت رسمی عراق در مجامع بین‌المللی خودداری کردند.[13]

در میان سایر کشورهای منطقه و جهان اما سوریه صریح‌ترین موضع را گرفت. حافظ اسد در تماس تلفنی با رئیس‌جمهور الجزایر، عراق را مسبب اصلی دانست و تلویزیون این کشور هم صدام را جلاد و گورکن عراق نامید.[14]

روزنامه‌های ترکیه هم به نقل از شاهدان عینی، حمله جت‌های عراقی را تأیید کردند، اما سخنگوی وزارت خارجه این کشور حاضر نشد بگوید که آیا حریم هوایی این کشور نقض شده یا نه و در این زمینه عملاً سکوت کرد.[15] فرانسه، مصر و کویت نیز پیام تسلیت فرستادند. کلود شسون، وزیر خارجه فرانسه، گفت که دولت او از دریافت این خبر مبهوت شده است. سخنگوی وزارت خارجه مصر نیز از فقدان بن‌یحیی ابراز تأسف کرد.[16]

 

وقتی صدام صلح نمی‌خواست

اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۶۱، در خطبه‌های نماز جمعه به روشنی به این پرسش پاسخ داد که چرا صدام دست به این جنایت زد. او نخست به موضع الجزایر در طول جنگ اشاره کرد و گفت: «الجزایر از آن کشورهایی است که از اول، مثل دولت سوریه، به نفع ما صریحاً موضع نگرفته، اما به نفع عراق هم موضع نگرفته. یعنی، الجزایر هیچ وقت حاضر نشد به عنوان یک کشور عربی، از عُروبت عراق دفاع کند و حتی گاهی اظهارات مفیدی هم کرد».[17] همچنین نقش شخص بن‌یحیی در این چارچوب نیز از اهمیت بالایی برخوردار بود که هاشمی رفسنجانی آن را اینگونه تشریح می‌کند: «در این هیئت که به ایران می‌آمد، آقای بن‌یحیی از آن کسانی بود که با شناختی که ما از او داریم، نتیجه مذاکراتش را می‌گفت و مثل هیئت‌های قبلی مخفی نمی‌کرد. می‌گفت که صدام صلح نمی‌خواهد. چون ما هم معتقدیم که صدام صلح نمی‌خواهد؛ یعنی اگر صلحی که ما می‌خواهیم حقمان را بدهد، پیش بیاید، صدام سقوط می‌کند. [...] صدام دید اگر بن‌یحیی اینجا بیاید، وقتی برگردد، اظهاراتی خواهد کرد که این سیاست، دیگر شکست می‌خورد. اصلاً خود بن‌یحیی مورد بغض صدام است. بن‌یحیی در کنفرانسی که در کویت و همین طور در سال گذشته در آلمان بود، از جمهوری اسلامی دفاع کرده بود و انقلاب اسلامی را واقعاً یک انقلاب اسلامی می‌دانست. اینجاست که صدام خیال می‌کند بن‌یحیی در الجزایر، مهمترین مهره‌ای است که نمی‌گذارد سیاست الجزایر به نفع او تغییر جهت بدهد و از این رو، شخص بن‌یحیی برایش هدف بود و می‌بایست او را می‌زد.»[18]

هاشمی هدف دیگر صدام را نیز اینگونه آشکار کرد: «برای صدام، این امیدواری پیش آمد که با مشوش کردن وضع، رابطه ما را با الجزایر و دنیای عرب تیره بکند. خواست این کار را بکند، اما از سر بیشعوری و کودکانه، نتوانست توطئه‌اش را درست بریزد و این جور از آب در آمد!»[19]

 

اعتراف دیرهنگام

سه دهه پس از آن حادثه، اعترافی که در سکوت مقامات الجزایری پنهان مانده بود، فاش شد. در سال ۲۰۱۸، ژنرال خالد نزار، وزیر دفاع اسبق الجزایر، در دومین جلد از خاطرات خود که قرار بود در نمایشگاه کتاب الجزایر منتشر شود، فاش کرد که صدام حسین شخصاً دستور سرنگونی هواپیمای بن‌یحیی را صادر کرده بود.[20] او در بخشی از خاطرات خود آورده بود که هیئت تحقیق فنی الجزایر به ریاست صلاح گودجیل (وزیر حمل و نقل وقت)، بقایای یک موشک هوابه‌هوا را در میان آهن‌پاره‌های هواپیما پیدا کرد که مستقیماً به زرادخانه عراق مربوط می‌شد و شماره سریال آن در فهرست خرید تسلیحاتی عراق از روسیه ثبت شده بود. الجزایر این شماره سریال را در اختیار داشت و کارشناسان الجزایری توانسته بودند مشخصات فنی موشک متعلق به نیروی هوایی عراق را تعیین کنند.[21]

 

سکوت در برابر جنایت

اما بزرگترین شوک، نقش شاذلی بن‌جدید، رئیس‌جمهور وقت الجزایر بود. خالد نزار فاش کرد که بن‌جدید پس از اطلاع از دخالت قطعی صدام، به تمامی اعضای تیم تحقیق دستور سکوت داد. ژنرال نزار در خاطرات خود افشا کرد که رئیس‌جمهور الجزایر دستور داده بود تمامی اطلاعات خطرناکی که نشان‌دهنده جنایت مقامات عراقی بود، پنهان بماند. [22] بررسی‌ها نشان از آن دارد که بن‌جدید با فشارهای داخلی ارتش و چالش‌های سیاسی روبه‌رو بود و به همین خاطر ترجیح داد تا بررسی‌ها پیرامون سانحه هوایی وزیر خارجه خود را فدای مصالح سیاسی و حفظ روابط با جهان عرب کند.

نزار در خاطرات خود تأکید می‌کند که تیم میانجی‌گری الجزایر پتانسیل بالایی برای پایان دادن موفقیت‌آمیز جنگ داشت، اما صدام هرگز نمی‌توانست بپذیرد که یک مرد عرب میان یک کشور عربی (عراق) و یک کشور غیرعرب (ایران) داور باشد. از نگاه صدام، دشمن یک کشور عربی به طور خودکار دشمن همه کشورهای عربی محسوب می‌شد و الجزایری‌ها در موضوعی دخالت می‌کردند که به هیچ وجه به آن‌ها مربوط نبود.[23]

شایان ذکر است که ایران از همان ابتدا با استناد به شواهد میدانی، عراق را مسئول این جنایت معرفی کرده بود. همان زمان، سرهنگ فرقانی از نیروی هوایی ایران تأیید داشت که «مکالمات ضبط شده خلبان هواپیمای الجزایری حامل بن‌یحیی با برج کنترل تبریز، تردیدی باقی نمی‌گذارد که عراقی‌ها این هواپیما را سرنگون کرده‌اند».[24] وزارت خارجه ایران نیز در بیانیه رسمی خود اعلام کرده بود که شواهد مستندی از جمله شماره سریال موشک در اختیار دارد که نشان می‌دهد عراق مرتکب این جنایت شده است.[25] با این حال، عراق در آن مقطع هرگونه مسئولیتی را رد می‌کرد و این اتهامات را نادرست می‌خواند.

 

 

 

[1] بهداروندیانی، غلامرضا (1401). تاریخ ایران پس از انقلاب اسلامی: پیروزی‌های بزرگ، ج7، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص۲۴۵.

[2] همان.

[3] عزیزی، احمد (1396). شتای عمر، تهران: نی، ص۲۷۶.

[4] مؤسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران (1402). سطرهای ناخوانده- نجات ملی، تهران: ایران، ص7.

[5] اطلاعات، ۱۵/2/۱۳۶۱، ص ۲.

[6] داراب، سعیدپور؛ کریمی، نبی (1392). تقویم تاریخ دفاع مقدس (به‌سوی شلمچه)، ج21، ص۴۴۵-۴۴۶.

[7] اطلاعات، ۱۵/2/۱۳۶۱، ص ۲.

[8] جمهوری اسلامی، ۱۵/2/۱۳۶۱، ص۱۲.

[9] اطلاعات، ۱۵/2/۱۳۶۱، ص۲.

[10] تقویم تاریخ دفاع مقدس (به‌سوی شلمچه)، ج21، ص۴۴۶-۴۴۷.

[11] جمهوری اسلامی، ۱۵/2/۱۳۶۱، ص۱۲.

[12] تقویم تاریخ دفاع مقدس (به‌سوی شلمچه)، ج21، ص۸۱۳-۸۱۴.

[13] هاشمی، محسن (1380). هاشمی رفسنجانی، سخنرانی‌های سال ۱۳۶۱، ج2، تهران: دفتر نشر معارف انقلاب، ص ۲۰.

[14] بهروزی، فرهاد (1395). تقویم تاریخ دفاع مقدس (سال سربلندی)، ج31، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص870.

[15] جمهوری اسلامی، ۱۵/2/۱۳۶۱، ص۱۲.

[16] همان.

[17] هاشمی، محسن (1380). هاشمی رفسنجانی، خطبه‌های جمعه 1361، ج۲، تهران: دفتر نشر معارف انقلاب، ص۱۷۲.

[18] همان، ص۱۷۲-173.

[19] همان، ص173.

[20] Al-Rashed, Abdulrahman (2018). Did Saddam kill the former Algerian foreign minister?, Dubai: AlArabiya, Retrieved from: https://english.alarabiya.net/views/news/middle-east/2018/09/17/Did-Saddam-kill-the-former-Algerian-foreign-minister-.

[21]Gulf News Report (2018). Saddam ‘assassinated Algerian minister’, Dubai: Gulf News, Retrieved from: https://gulfnews.com/amp/story/news/mena/algeria/saddam-assassinated-algerian-minister-1.2279335.

[22] Ibid, Did Saddam kill the former Algerian foreign minister?.

[23] Ibid, Saddam ‘assassinated Algerian minister’.

[24] هاشمی رفسنجانی، خطبه‌های جمعه 1361، ج۲، ص ۱۵۳

[25] اطلاعات، ۱۵/2/۱۳۶۱، ص ۲.