تفرقه بینداز و حکومت کن
روایتی از سیاست انگلستان در قبال ایل قشقایی در جنگ جهانی اول
عبدالحسین زرینکوب بعد از عمری تأمل و پژوهش در تاریخ ایران مطلع کتاب سترگش را به توضیح ساختار بخش مهمی از جامعه ایران یعنی ایلات و عشایری اختصاص داد.
او تأکید میکند که در مواقع خطر سلحشوری و رشادتهای آنها زره دفاعی غیرقابل نفوذ ایران است و به اندازۀ یک ارتش مجهز تأثیر دارند و در اوقات عادی هرگونه فشار به آنها، به هر بهانه و هر دستاویز که باشد، خطر طغیان، خطر ناامنی، و خطر تجزیه را برای ایران به دنبال دارد و عدم توجه به این نکته بارها کشور را با دشواریها مواجه ساخته است مخصوصاً در موارد هجوم دشمن.[1]
بهعبارتدیگر عشایر همچون سپر دفاعی ایران عمل میکنند و همواره بین آنها و شهرها رابطۀ اقتصادی پایداری برقرار بوده است اما بهمحض آنکه نیرویی علیه آنها، معیشت و سازمانشان مداخله کند به شدیدترین نحو به یک بحران تبدیل میشوند. باوجود آنکه غالباً این نیروی مداخلهگر در زندگی عشایر را دولتهای ایران معنا میکنند اما در دوره معاصر نیروی دیگری به این معادله وارد شد و آن دولتهای استعماری بودند. خاصه از زمانی که حضور انگلستان و برنامههای استعماری این دولت در ایران قطعی شد، بخشی از برنامه مداخلهگرانه آن دولت معطوف به نیروهای ایلات و عشایر شد.
حمایت برای تفرقه
دورهای که ایران نیز مانند دیگر سرزمینهای منطقه دستخوش تحولات جنگ جهانی اول بود. عشایر نیز مانند دیگر نیروهای اجتماعی در ایران با همدیگر رقابت داشتند. رخدادی که در شهرها و روستاهای ایران نیز میتوان دید. اینکه گروهها و خاندانها و احزاب مختلف بر سر رسیدن به منافع گوناگون با همدیگر رقابت داشتند. این رقابت نهایت به پیروزی طیفی از این نیروها میانجامید. اما دخالتهای دولتهای استعماری این ساختار را به هم زد. اینکه دولت انگلیس با حمایت از گروه، جریان و حزبی به عنصری تعیینکننده در مناسبات قدرت در ایران بدل شد و عملاً رقابت درونسرزمینی ایران را به سمت منافع خود سوق داد و به همان نسبت نیز مسیر قدرت و نیروهای اجتماعی ایران را منحرف کرد. از جمله مصادیق این انحراف سیاسی-اجتماعی تاریخ معاصر ایران، در مداخله در میان عشایر قشقایی در ۱۲۹۶–۱۲۹۷ش / ۱۹۱۷–۱۹۱۸م رخ داد. انگلستان علیه ایلخان قشقایی از محمدعلیخان کشکولی حمایت کرد. این حمایت در مواردی برای اقدام مسلحانه علیه نیروهای وفادار به صولتالدوله و رقبای محلی او بود. تأسیس پلیس جنوب که بخشی از نیروهای آن نیز از میان عشایر انتخاب شده بود نیز مصداق دیگری از مداخلات انگلستان در ایران این ایام است.[2]
طایفۀ کشکولی یکی از بخشهای مهم ایل قشقایی بود اگرچه همواره بین طوایف گوناگون یک ایل رقابت وجود داشت اما مداخله انگلستان این نزاع درونی در ساختار قشقایی میان صولتالدوله و برخی خوانین کشکولی را به یک تخاصم تمامعیار تبدیل کرد. میان محمدعلیخان کشکولی و صولتالدوله قشقایی اختلاف بر سر اداره کازرون، مالکیت روستاهای اطراف، کنترل و اداره راه بوشهر ـ شیراز و عوارض و مالیاتهای کاروانهای آن، برخی زمین و مراتع و البته قدرت سیاسی در این حوزه اختلافاتی وجود داشت.
این اختلافات تا آغاز جنگ جهانی اول وجود داشت و به هر نحو که بود با ریشسفیدی و دیگر شیوههای عشایری حل شده بود. بدون آنکه جنگ و تخاصم جدی بین آنها روی دهد. اما با ورود نیروهای استعماری به منطقه داستان عوض شد. اختلاف عمدهای میان برخی خوانین کشکولی و صولتالدوله بر سر یکی از منابع درآمد اصلی آنان، یعنی گرفتن عوارض در مسیر کازرون از راه بوشهر ـ شیراز، به وجود آمد. در نتیجه، خوانین کشکولی در جنگ جهانی اول به حمایت از بریتانیا علیه صولتالدوله و واسموس گرایش پیدا کردند.[3] مشخصاً از سال ۱۲۹۵ش / ۱۹۱۶م؛ بریتانیا با مداخله خود قاعده بازی را عوض کرد.
حمایت از رقیب
خاطرنشان شد که انگلستان در راستای منافع خود چنین مداخلاتی را صورت داد. در دسامبر ۱۹۱۶ / آذر ۱۲۹۵، شورش کازرون و حمله به مواضع پلیس جنوب -نیروی نظامی دستساز انگلیسیها- رخ داد. در اینجا بود که انگلستان برای کنترل بیشتر بر اوضاع محمدعلیخان کشکولی را به همپیمانان خود افزود.[4]
پس در این زمان محمدعلیخان علیه نیروهای کازرونی اقدام کرد. این نیروها در آن زمان در شبکه قدرت صولتالدوله و رقبای محلی بریتانیا قرار داشتند. در مجموعه گزارشی به سال ۱۹۱۸ مربوط به اسناد رسمی نظامی انگلستان تأکید شده که «محمدعلیخان که از صولت جدا شده و دشمن سرسخت او شده بود، به کنسول انگلستان پیشنهاد کرد ارتفاعی را که بر گذرگاه پیرزن مسلط بود تصرف کند.»[5] انگلستان پیشنهاد او را پذیرفت. همان سند ادامه میدهد که تشویق محمدعلیخان توسط انگلستان، صولتالدوله را تحریک و خشمگین کرد. طبق این گزارش صولتالدوله، محمدعلیخان را یک کلانتر شورشی میدانست که توسط انگلستان حمایت میشود؛ بنابراین در اینجا بهوضوح میتوان حمایت انگلستان از محمدعلیخان کشکولی خاصه در اقدام او علیه رقیبش یعنی صولتالدوله را دید که منجر به تشدید شکاف درون ایل قشقایی هم شد. انگلستان آگاهانه از رقیب داخلی صولتالدوله حمایت کرد و حتی میدانست این حمایت موجب تحریک صولتالدوله میشود.[6]
بازی با دو طرف
در ماه مه ۱۹۱۷ / اردیبهشت ۱۲۹۶، سیاست انگلستان پیچیدهتر شد؛ چراکه با صولتالدوله وارد مذاکره شد. در ۶ مه ۱۹۱۷، ارنست بریستو، معاون کنسول بریتانیا، با صولتالدوله توافقی امضا کرد. بر اساس این توافق صولتالدوله مسئول برقراری امنیت کازرون شد، همچنین مسئولیت جاده کازرون ـ شیراز به او داده شد. قرار شد نصیر دیوان (حاکم کازرون) برای شش ماه از کازرون دور شود. پرداخت پول به نگهبانان راه نیز در چارچوب توافق انجام میشد و در همین دیدار، بریتانیا ۳۰ هزار تومان به صولتالدوله پرداخت کرد.[7] جالب این است که در همین زمان نیز رابطه انگلستان با محمدعلیخان نیز برقرار بود. بهعبارتدیگر انگلستان همزمان با دو جناح کار میکرد: محمدعلیخان کشکولی را حمایت و تشویق میکرد و با صولتالدوله نیز مذاکره و پرداخت ۳۰ هزار تومان را در دستور کار قرار داده بود؛ بنابراین سیاست بریتانیا یک سیاست ساده «طرفداری دائمی از کشکولی علیه صولت» نبود. بلکه چیزی پیچیدهتر بود: حمایت گزینشی از هر طرف، بسته به اینکه کدام یک در این مقطع برای امنیت و منافع بریتانیا مفیدتر باشد. برای نیروهای استعماری اصل اساسی تحقق مداخله در جهت منافع انگلستان بود. همین دودوزهبازی انگلستان بود که صولتالدوله را نسبت به انگلستان به درستی بدگمان کرد.[8] این مسئله مصداقی است که اسناد رسمی انگلستان به آن اعتراف کرده است.
رویارویی
کار به جایی رسید که در بهار ۱۹۱۸، صولتالدوله عملاً با انگلستان وارد جنگ شد و نیروهای قشقایی و متحدان آنها در مقابل پلیس جنوب قرار گرفتند. در این مرحله محمدعلیخان کشکولی در طرف مقابل ایل قشقایی قرار داشت. اگرچه اسناد انگلستان سعی میکنند شکاف بین محمدعلیخان کشکولی و صولتالدوله را بیش از اندازه بزرگ کنند و نقش خود در تبدیل این فاصله به شکاف را اندک جلوه دهند اما واقعیت آن است که این فاصله قبلاً هم بود ولی به رویارویی جدی بدل نشد و با ورود انگلستان به این معادله و ایفای نقش در آن بود که این فاصله به رویارویی و تخاصم بدل شد؛ آن هم بر سر منافع انگلستان. محمدعلیخان کشکولی، قشقاییهای درهشوری و برخی دیگر از نیروهای عشایری در مقاطعی در کنار بریتانیا فعالیت میکردند. انگلستان عملاً به محمدعلیخان امکان اقدام نظامی علیه صولتالدوله را داد و در اوت ۱۹۱۸، صولتالدوله توسط علیخان و محمدخان کشکولی تعقیب میشد.
در طول جنگ جهانی اول که بخش مهمی از ایلات جنوب در رویارویی با نیروهای متخاصم انگلیسی درگیر بودند، فارس معرکه تقابل کشکولیها و صولتالدوله بود. قطعاً بهره اساسی را از این وضعیت انگلستان میبرد. بعد از جنگ جهانی و در طول سالهای ۱۹۱۹ و ۱۹۲۰ این وضعیت تداوم داشت. یک سال بعد در ۱۹۲۱ بعد از بازگشت قدرت صولتالدوله در ۱۹۲۱، او از خوانین کشکولی که در کنار بریتانیا جنگیده بودند انتقام گرفت، آنها را بازداشت نمود و برای تضعیف اقتصادی و سیاسی کشکولیها اقدام کرد.[9]
بنابراین سال ۱۳۰۰ش صولتالدوله خوانین کشکولی طرفدار بریتانیا از جمله الیاسخان و جهانگیرخان را بازداشت و خوانین مورد اعتماد خود را جایگزین آنها کرد. وی همچنین تلاش کرد طایفه کشکولی را از نظر سیاسی و اقتصادی تضعیف کند. جالب است که نسبت مادری صولتالدوله با کشکولیها از دید انگلستان پنهان نبود و آنها میدانستند که این رقابتها امری طبیعی در میان عشایر قشقایی است.[10] ولی نکته آن بود که این وضعیت از سوی انگلستان دستکاری شد.
حاصل مداخله
نباید فراموش کرد که در ۲۴ دسامبر ۱۹۱۱ / حدود دی ۱۲۹۰، یکی از نیروهای بریتانیایی در مسیر کازرون هدف حمله قرار گرفت و گزارش انگلستان محمدعلیخان کشکولی را مسئول سازماندهی آن معرفی میکند. بنابراین در سوابق محمدعلیخان کشکولی نیز تقابل جدی با انگلستان دیده میشود. رویکرد صولتالدوله نیز مشخص بود. انگلستان با یک بازیگری توانست در مقطع مورد نظر بین دو نیرویی که اگر چه با هم رقابت داشتند اما در جهت خطر برای منافع انگلستان اقدام عملی انجام داده بودند فاصله ایجاد کنند. اسناد نشان میدهد بریتانیا از اختلاف موجود میان محمدعلیخان کشکولی و صولتالدوله آگاه بود و در مقاطعی آگاهانه از این شکاف برای اهداف نظامی و سیاسی خود استفاده کرد. تا جایی که ۱۳ مهر ۱۳۰۰ روزنامه «ستاره» نوشت کنسول بریتانیا در شیراز در ۶ سال گذشته تمام توان خود را به کار گرفته تا عشایر قشقایی و کشکولی را به جان هم بیندازد و از این طریق تاکنون هزاران ایرانی بیگناه کشته شدهاند.
[1] زرینکوب، عبدالحسین (۱۳۷۹). روزگاران: تاریخ ایران از آغاز تا سقوط سلطنت پهلوی، تهران، سخن، ص۱۸.
[2] برای اطلاع از ساختار و چگونگی تأسیس پلیس جنوب ن.ک. سفیری، فلورایدا (۱۳۶۴). پلیس جنوب ایران (اس.پی.آر)، تهران: تاریخ ایران؛ صداقتکیش، جمشید (۱۳۹۴). مبارزات مردم فارس علیه پلیس جنوب، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی.
[3] Oberling, Pierre. "KAŠKULI BOZORG." Encyclopaedia Iranica. Published May 1, 2012. https://doi.org/10.1163/2330-4804_EIRO_COM_1199
[4] 'History of the Great War based on Official Documents: Operations in Persia 1914-1919'[171r] (346/566)
[5] 'REPORTS ON MINOR OPERATONS IN SOUTH PERSIA UNDER Brigadier-General Sir P. M. Sykes, K.C.I.E, C.M.G., from May to July 1918. GENERAL STAFF INDIA'[55v] (123/194)
[6] Ibid
[7] Ibid
[8] 'History of the Great War based on Official Documents: Operations in Persia 1914-1919' [171r] (346/566)
[9] 'The Tribes of Fars' [46r] (98/224)
[10] 'GAZETTEER OF PERSIA. VOL. III. PART I: A to K' [542r] (1088/1278)


















نظرات