واکاوی نقش مستمر انگلیس در سیاست خصمانه علیه ایران از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا جنگ رمضان
در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ (۱۹ اوت ۱۹۵۳)، دولت منتخب دکتر محمد مصدق در نتیجه یک کودتای هماهنگ، سرنگون شد. آنچه کمتر روایت شده، نقش محوری بریتانیا در طراحی اولیه این کودتاست. در حالی که سیآیای در افکار عمومی بهعنوان عامل اصلی شناخته میشود، اسناد افشاشده نشان میدهند که طرح اولیه - که «عملیات بوت» (Operation Boot) نام داشت - توسط امآی۶ طراحی شده بود و بریتانیا اصرار داشت که واشنگتن را به مشارکت در این طرح متقاعد کند. انگیزه اصلی، بازپسگیری کنترل صنعت نفت ایران بود که توسط مصدق ملیسازی شده بود.[1]
این الگوی مداخله، از آن زمان تاکنون، بهطور مستمر در سیاست بریتانیا تکرار شده است. از حمایت از رژیم شاه تا تحریمهای پس از انقلاب، از نقشآفرینی در جنگ تحمیلی تا کارزار اخیر فشار، بریتانیا همواره در صدد محدودسازی قدرت ایران برآمده است. آنچه در این میان کمتر روایت شده، نقش «جنگ نرم» و رسانههای تحت نفوذ لندن، بهویژه بیبیسی فارسی، در بحرانهای داخلی ایران از جمله وقایع ۱۳۷۸ و ۱۳۸۸ است.
ریشههای تاریخی
نفت، همواره محور مناقشات ایران و بریتانیا بوده است. در اوایل دهه ۱۹۵۰، شرکت نفت ایران و انگلیس(AIOC) که بعدها به «بیپی» (BP) تغییر نام یافت، عملاً «یک امپراتوری درون امپراتوری» در ایران محسوب میشد.[2] درآمدهای این شرکت از نفت ایران، بیش از درآمدهای دولت ایران بود و دیپلماتهای بریتانیایی نگاه آشکارا استعماری به این مسئله داشتند. سفیر بریتانیا در تهران، سر فرانسیس شپرد، در اسناد محرمانه نوشته بود که «نیاز پارس [ایران] این نیست که صنعت نفت را برای خود اداره کند (که قادر به انجام آن نیست)، بلکه این است که از توانایی فنی غرب بهرهمند شود».[3]
در مارس ۱۹۵۱، مجلس ایران با رأی به ملیسازی صنعت نفت، این سلطه را به چالش کشید. مصدق که در مه ۱۹۵۱ به نخستوزیری رسید، بلافاصله این قانون را اجرا کرد. بریتانیا در پاسخ، تکنسینهای خود را از ایران خارج و محاصره دریایی صادرات نفت ایران را اعلام کرد. یک مقام بریتانیایی بعدها اذعان کرد که «سیاست ما، خلاصی از شر مصدق در سریعترین زمان ممکن بود».[4]
عملیات بوت: طرح اولیه کودتا توسط امآی۶
در حالی که روایت رایج، کودتا را محصول سیآیای میداند، اسناد نشان میدهند که بریتانیا طراح اصلی بود. طرح اولیه که «عملیات بوت» نام داشت، توسط امآی۶ و بهویژه مونت وودهاوس، رئیس ایستگاه امآی۶ در تهران و سرشاپو ریپوتر (افسر صحنه امآی۶ در ایران)، تدوین شد. هدف، برکناری مصدق از طریق «روشهای قانونی یا شبهقانونی» و جایگزینی او با دولتی طرفدار غرب بهرهبری شاه و با نخستوزیری فضلالله زاهدی بود.
دولت ترومن در ابتدا با این طرح مخالف بود و مصدق را سدی در برابر کمونیسم میدانست. اما وینستون چرچیل، نخستوزیر بریتانیا، توانست دولت آیزنهاور، جانشین ترومن، را متقاعد کند. در بهار ۱۹۵۳، سیآیای همکاری خود را با امآی۶ آغاز کرد و عملیات به «آژاکس» تغییر نام داد. اسناد سیآیای که در سال ۲۰۱۳ افشا شد، رسماً اذعان دارد که کودتا «تحت جهتگیری سیآیای و بهعنوان بخشی از سیاست خارجی آمریکا، با همکاری امآی۶ اجرا شد».[5]
از کودتا تا انقلاب: بریتانیا و تحکیم سلطه شاه
پس از کودتا، بریتانیا بهسرعت به اهداف خود دست یافت. در سال ۱۹۵۴، کنسرسیوم نفتی تشکیل شد که کنترل صنعت نفت ایران را در اختیار شرکتهای غربی - با سهم قابلتوجهی از بریتانیا - قرار داد. شرکت AIOC به «BP» تغییر نام داد و سلطه خود را بر منابع نفتی ایران تثبیت کرد.
در دوران محمدرضا پهلوی، بریتانیا رابطهای راهبردی با رژیم شاه داشت. با این حال، با اوجگیری اعتراضات علیه شاه در پاییز ۱۹۷۸، دولت کارگر جیمز کالاهان بهتدریج حمایت خود را از شاه قطع کرد و بهدنبال «بیمه مجدد» از طریق برقراری ارتباط با مخالفان برآمد.[6] انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، نظم مورد نظر لندن را بر هم زد و یک بار دیگر، ایران به کشوری مستقل و غیرهمسو با منافع غرب تبدیل شد.
جنگ نرم؛ بیبیسی فارسی و وقایع ۱۳۷۷ و ۱۳۸۸
پس از انقلاب اسلامی، بریتانیا راهبرد خود را از مداخله مستقیم به «جنگ نرم» از طریق رسانههای تحت نفوذ تغییر داد. بیبیسی فارسی که از سال ۱۹۴۰ بهصورت رادیویی فعالیت میکرد، با راهاندازی کانال تلویزیونی خود در ژانویه ۲۰۰۹، به ابزاری قدرتمند برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی ایران تبدیل شد.
پیشدرآمد این نقشآفرینی را باید در وقایع تیرماه ۱۳۷۸ (۱۹۹۹) جستوجو کرد. اعتراضات دانشجویی در دانشگاه تهران، اگرچه عمدتاً واکنشی به توقیف روزنامه «سلام» بود، اما بیبیسی با پوشش گسترده و لحنی تحریکآمیز، به دامنزدن به ناآرامیها متهم شد. گزارشهای بیبیسی در آن ایام، با برجستهسازی خشونت و ارائه تصویری یکسویه از وقایع، الگویی برای نقشآفرینی این شبکه در بحرانهای بعدی شد.[7]
انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۸۸، نقطه عطفی در نقشآفرینی رسانهای بریتانیا بود. بیبیسی فارسی که تنها پنج ماه پیش، در ژانویه ۲۰۰۹، فعالیت تلویزیونی خود را آغاز کرده بود، با سرعت و وسعت بیسابقهای به پوشش اعتراضات به صورت ۲۴ ساعته پرداخت. نیویورکتایمز در ژوئن ۲۰۰۹ گزارش داد که «کانال فارسی بیبیسی بهعنوان تهدید اصلی» از سوی مقامات ایران معرفی شده است. خبرگزاری فارس، مأموریت این شبکه را «جنگ روانی، شایعهپراکنی و تحریف حقایق» دانست.[8]
پژوهشهای آکادمیک نشان دادهاند که بیبیسی فارسی در جریان اعتراضات سال ۱۳۸۸، با بهکارگیری مجموعاً ۹ تکنیک عملیات روانی از جمله شرطیسازی، ایجاد تفرقه و اختلاف، و القای غیرمستقیم، در صدد تغییر رژیم در ایران برآمده است.[9] این الگو در وقایع بعدی نظیر اعتراضات ۱۴۰۱ نیز تکرار شد.
نفوذ فرهنگی یا شبکه جاسوسی؟
شورای فرهنگی بریتانیا (British Council) که از سال ۱۹۴۲ در ایران فعالیت میکرد، یکی از مهمترین ابزارهای نفوذ فرهنگی لندن در ایران محسوب میشود.[10] این نهاد که وظیفه ترویج فرهنگ و زبان انگلیسی را بر عهده دارد، همواره مورد سوءظن نهادهای امنیتی ایران بوده است.
۱۴ آبان ۱۳۹۸ وزارت اطلاعات ایران طی بیانیهای هرگونه همکاری با شورای فرهنگی بریتانیا را ممنوع اعلام کرد و هشدار داد که همکاری با این نهاد، «جرم و قابل تعقیب قضایی» خواهد بود. در این بیانیه، آمده بود که بریتانیا «در قالب همکاری با شورای فرهنگی بریتانیا، قصد اجرای پروژهای برای ایجاد شبکه فرهنگی در ایران را دارد».[11]
پس از این، در شهریور ۱۴۰۴، حکم ۱۰ سال حبس برای «آراس امیری» - یکی از کارکنان شورای فرهنگی بریتانیا در لندن - را بهاتهام جاسوسی تأیید شد.[12] این پرونده، یکی از مصادیق روشن تلاش بریتانیا برای نفوذ از طریق نهادهای بهظاهر فرهنگی است.
بر اساس اسناد تاریخی، شورای فرهنگی بریتانیا در دوران پهلوی نیز رویکردی «بالا به پایین» داشت و بهجای تعامل با توده مردم، بهدنبال هدایت افکار طبقات متوسط و بالای ایران بود.[13] این رویکرد، همواره با اهداف راهبردی بریتانیا برای ایجاد نخبگانی وابسته به غرب همراه بوده است.
حمایت از بهائیت
یکی از ابزارهای دیرینه بریتانیا برای نفوذ در ایران، حمایت از جریان بهائیت بوده است. پژوهشگران تاریخ معاصر بر این باورند که «انگلیسیها از سیاستهای پنهان بهائیان در ایران و خارج از ایران حمایت میکردند» و «دست پنهان این کشور در گسترش و تداوم این فرقه در عصر قاجار و پهلوی مؤثر بوده است».[14]
در عصر قاجار، انگلیسیها که با مانع جدی علمای شیعه در راه نفوذ خود مواجه بودند، از کشمکشهای مذهبی علمای اخباری و اصولی برای «فرقهسازی» استفاده کردند. فرقه بابیه که ابتدا از روسها و سپس از انگلیسیها حمایت میکرد، بعدها با چهره بهائیت تداوم یافت و در عصر پهلوی به نتیجه رسید.[15]
در دوران معاصر، بریتانیا همچنان از بهائیان حمایت میکند. در اوت ۲۰۲۲، وزارت خارجه بریتانیا در بیانیهای، رفتار دولت ایران در «آزار و اذیت فزاینده بهائیان» را بهشدت محکوم کرد.[16] همچنین در سال ۲۰۰۹، وزارت خارجه بریتانیا بار دیگر با اعلام حمایت از «فرقه بهاییت»، ایران را به نقض حقوق بشر در برخورد با رهبران و اعضای این فرقه متهم کرد.[17]
این حمایتهای مستمر، در چارچوب راهبرد کلی بریتانیا برای ایجاد تفرقه در جوامع اسلامی و تضعیف هویت ملی ایران صورت میگیرد. بهائیت بهعنوان «ابزاری برای تأمین منافع استعمارگران و ایجاد شکاف در بین مسلمانان» تلقی میشود.[18]
تحریمها و همکاری نظامی
با رویکار آمدن دولت محافظهکار جدید در بریتانیا، رویکرد لندن در قبال ایران بهطور قابل توجهی خصمانهتر شده است. تا مه ۲۰۲۶، بریتانیا بیش از ۵۵۰ تحریم علیه افراد و نهادهای ایرانی اعمال کرده بود که شامل تحریم تمامیت سپاه پاسداران و بیش از ۹۰ تحریم دیگر در پاسخ به نقض حقوق بشر است. در ۱۱ مه ۲۰۲۶، ایوت کوپر، وزیر خارجه بریتانیا، بسته تحریمی جدیدی علیه افرادی که به فعالیت خصمانه ایران مرتبط دانسته میشدند، اعلام کرد.[19]
در فوریه و مارس ۲۰۲۶، همزمان با حملات هوایی آمریکا و اسرائیل به ایران، بریتانیا موضعی دوگانه اتخاذ کرد: از یک سو، از شرکت در حملات ابتدایی خودداری کرد و از سوی دیگر، با اعطای مجوز استفاده از پایگاههای نظامی خود (از جمله دیهگو گارسیا و آکروتیری) به آمریکا برای «عملیات دفاعی» علیه ایران، نقش مؤثری در جنگ ایفا نمود.[20]
در ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۶، وزارت خارجه ایران بهشدت اقدام بریتانیا در اجازه به آمریکا برای استفاده از پایگاههای نظامی خود را محکوم کرد و آن را «نقض منشور ملل متحد و حقوق بینالملل» و «مشارکت در جنایت تجاوز» توصیف نمود. ایران همچنین به سابقه طولانی اقدامات خصمانه بریتانیا از جمله کودتای ۱۹۵۳، حمایت از صدام در جنگ تحمیلی و تحریمها اشاره کرد.[21]
نتیجهگیری
بررسی نقش بریتانیا در ایران، از کودتای ۲۸ مرداد تا تحولات سال ۲۰۲۶، نشاندهنده تداوم یک راهبرد بلندمدت استعماری است. انگیزه اصلی در تمام این سالها، کنترل بر منابع و جلوگیری از شکلگیری یک دولت مستقل و مقتدر در ایران بوده است. بریتانیا، چه در قالب «عملیات بوت» توسط امآی۶، چه در قالب تحریمهای اقتصادی، چه در قالب جنگ نرم از طریق بیبیسی فارسی در وقایع ۱۳۷۸ و ۱۳۸۸، چه در قالب نفوذ فرهنگی از طریق شورای فرهنگی بریتانیا، چه در قالب حمایت از جریان بهائیت، و چه در قالب حمایت از جنگ منطقهای، همواره در صدد محدودسازی ایران برآمده است.
سیاست کنونی بریتانیا در قبال ایران، نه یک پدیده نوظهور، بلکه میراثی از همان رویکردی است که به سرنگونی دولت منتخب مصدق انجامید. اتکا به قدرتهای خارجی و چشمداشتن به تغییر رویکرد آنها، نه تنها استقلال ملی را تأمین نمیکند، بلکه کشور را در موقعیتی آسیبپذیر قرار میدهد. تجربه تاریخی ایران، ضرورت «خوداتکایی» و «نگاه نقادانه به مداخلات خارجی» را بهروشنی اثبات میکند.
[1] «Iran bans cooperation with British Council, warns of prosecution». (2026). Azvision، 10 مارس 2026.
[2] Curtis, Mark. (2023). «Iran 1953: MI6 plots with Islamists to overthrow democracy». Declassified UK، 1 اوت 2023.
[3] Ibid.
[4] Ibid.
[5] «حمایت مجدد وزارت خارجه انگلیس از فرقه ضاله بهاییت». (۲۰۰۹). ایرنا، ۱۹ مه ۲۰۰۹.
[6] «Iran bans cooperation with British Council, warns of prosecution». (2026). Azvision، 10 مارس 2026.
[7] برای نمونه و اطلاعات بیشتر میتوان به به مقالههای «Iran's divided society» ،«The protests which shook Iran» و «Accusations fly in Iranian media» در سایت بیبی سی اشاره کرد:
http://news.bbc.co.uk/2/hi/middle_east/394155.stm?_x_tr_sch=http
https://newsimg.bbc.co.uk/1/hi/world/middle_east/396056.stm
http://news.bbc.co.uk/2/hi/world/monitoring/393482.stm#1
[8] «Persian Station in Britain Rattles Officials in Iran». (2009). The New York Times، 29 ژوئن 2009.
[9] The representation of internal changes in Iran 1388 (2009) by BBC Persian. (2011). Journal of Culture and Communication Studies, Volume 12, Issue 15, Pages 189-223.
[10] British and US Cultural Diplomacy and Propaganda in Iran 1953-1958. (2018). The Monroe Group.
[11] «Iran bans cooperation with British Council, warns of prosecution». (2026). Azvision، 10 مارس 2026.
[12] Ibid.
[13] British and US Cultural Diplomacy and Propaganda in Iran 1953-1958. (2018). The Monroe Group.
[14] اسماعیلی، محبوبه (1387). انگلستان و گسترش فرقه بهائیت در ایران (با تأکید بر عصر پهلوی). نامه تاریخ پژوهان (تاریخ پژوهان)، سال چهارم، شماره 16، زمستان 1387، ص 4.
[15] مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی (۱۴۰۱). ایران و استعمار انگلیس، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ص۱۱۹-۱۳۶.
[16] «بریتانیا اقدامات حکومت ایران در «آزار و اذیت بهائیان» را محکوم کرد». (2022). صدای آمریکا، 5 اوت 2022.
[17] «حمایت مجدد وزارت خارجه انگلیس از فرقه ضاله بهاییت». (2009). ایرنا، 19 مه 2009.
[18] «بریتانیا اقدامات حکومت ایران در «آزار و اذیت بهائیان» را محکوم کرد». (2022). صدای آمریکا، 5 اوت 2022.
[19] «UK sanctions Iranian targets in response to national security threats». (2026). Gov.uk، 11 مه 2026.
[20] «بریتانیا اقدامات حکومت ایران در «آزار و اذیت بهائیان» را محکوم کرد». (2022). صدای آمریکا، 5 اوت 2022.
[21] «Iran warns Britain will 'bear responsibility' after report says UK approved US use of bases for strikes». (2026). UNI India،24 ژوئیه 2026.


















نظرات