اقدامات ضد شیعی پادشاه افغانستان در سال 1307
سفارت شاهنشاهی ایران - کابل
بتاریخ 6 امردادماه 1307
محرمانه است
مقام منیع وزارت جلیله امورخارجه
در تعقیب راپورتهای قبل در موضوع تحریکاتی که کارکنان امروزه افغانستان برای تجرّی و تشویق افاغنه نسبت به ایرانیها مینمایند به عرض میرساند:
از جمله پروپاگاندها یکی هم موضوع شیعه و سنی است که همیشه آلت دست امرای افغانستان بوده برای تشجیع افاغنه بر ضد شیعهها. پس از ورود اماناللهخان(1) این موضوع فوقالعاده صورت جدی به خود گرفته و با وجودی که اعلیحضرت علناً و رسماً از یگانگی و دوستی این دو دسته صحبت مینماید ضمناً بهوسیله عمّال خود محرمانه از هیچ نوع تعزّی[تعذّی] نسبت به شیعهها کوتاهی نمینماید.(2) مخصوصاً اگر یک قزلباش و یا هزاره شیعه(3) یک کلمه از ایران تعریف یا تمجید نماید بلافاصله به حبس میرود. مثل اینکه اخیراً مجالس روضهخوانیِ شبهای جمعه قزلباشها را قدغن کردهاند. یکی از رؤسای قزلباش اظهار مینمود که وضعیت امروزه ما هزار درجه بدتر از یهودیهای زمان ناصرالدینشاه شده و دائماً تحت تعقیب مأمورین پلیس و غیره هستیم. به اطفال هزاره و قزلباش در مدارس سختگیری میکنند و سرزنش مینمایند یا شیعههای مستخدمین ادارات دولتی و مخصوصاً اداره نظام هیچوقت به رتبه بالا ترقی نمیکنند، ولو اینکه هر قدر هم لیاقت به خرج بدهند. نظامیهای قزلباش و هزاره را به جایی مأمور نمیکنند و آنها را از کار دور نگاه میدارند. چند روز است اعلانی درب باغ عمومی ییلاق پغمان نصب کردهاند که «هر مردی که دارای لنگوته (عمامه) باشد و هر زنی که چادر چیندار بر سر داشته باشد از ورود به باغ ممنوع است.»(4) (چادر زنهای افغانستان عبارت از یک کیسه چینداری است که در لای آن شبکلاهی دوخته شده) این اعلان مخصوصاً برای زنهای شیعه قزلباش و هزاره است که پایبند چادر هستند، و چون میدانند که زنهای شیعه چادر را برنخواهند داشت این هم یک اقدامی است که به کلی آنها را از جرگه زنهای افغان خارج کرده باشند. هفته قبل دو نفر زن و شوهر تبعه افغانی که مدت هفت ماه است پیش آقای سرهنگ علیخان اتاشه میستر سفارت مستخدم هستند، اداره پلیس آنها را توقیف و متهم مینماید که سابقه سرقت دارند، ولی در ضمن صحبت به گماشته آقای سرهنگ که برای آنها نان برده بود اظهار نمودهاند که شب و روز به ما ملامت میکنند که شما چرا خدمت این کافرها را مینمایید (مقصود از کافرها اجزاء سفارت ایران هستند) و ما شما را حبس کردهایم که کس دیگر قبول خدمت آنها را ننماید. از این قبیل رفتارهای برخلاف انسانیت و سختگیریها نسبت به شیعهها به اندازهای زیاد است که قلم از شرح آن عاجز است و تمام این حرکات فقط برای تحریک و تجرّی افاغنه نسبت به ایران و ایرانی است(5)، و بلکه به خوبی میدانند قزلباش و هزاره هیچوقت بر ضد ایران سلاح برنخواهند داشت و حتی اگر افاغنه اقدامی بنمایند این طوایف مانع بزرگی برای آنها خواهند بود. بنابراین اولیاء دولتعلیه باید این وضعیت را با صورت جدی تحت نظر آورده و از این اقدام افغانها که کاملاً به نفع ما تمام میشود[!] از وجود عناصر ضد افغانی استفاده نماید، زیرا بهترین قوا برای جلوگیری از مقاصد سوء افغانها امروز جلب توجه طوایف هزاره است.
امضاء (محمد فهیمی)
سواد برای استحضار خاطر محترم ریاست دفتر مخصوص شاهنشاهی روحنا فداه تقدیم میگردد.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
توضیحات سند:
1- اشاره به بازگشت اماناللهخان (پادشاه افغانستان) از سفر انگلستان به خاک کشورش دارد. اماناللهخان به همراه همسرش در آبانماه 1306 سفر خود را به اروپا آغاز کرد و در تیرماه 1307 به کابل بازگشت. او در راه بازگشت به افغانستان، در تهران مورد استقبال رسمی رضاشاه قرار گرفت و یک هفته در تهران اقامت داشت.
2- آنچه از این جملات فهم میشود اینست که ظاهراً اماناللهخان در سفر خود به انگلستان بسیار تحت تأثیر آموزههای «خشن» و «ریاکارانه» دولتمردان انگلیسی قرار گرفته است!
3- قزلباشهای افغان از اقوام شیعه افغانستان و نوادگان قزلباشهای حکومت صفویه هستند. هزارهها نیز یکی از اقوام بزرگ افغانستان هستند که اکثریت شیعیان این کشور را تشکیل میدهند.
4- مشاهده میکنیم که اقدامات اماناللهخان در موضوع پوشش خصوصاً «حجاب» شباهت زیادی با اقدامات رضاشاه در سالهای بعد از آن دارد! البته این شباهت عجیب نیست، چرا که هر دو پادشاه دستنشانده دولت انگلستان و پیرو سیاستهای آن دولت بودند. با این تفاوت که اماناللهخان اقدامات خود بر ضد حجاب را چند سال زودتر از رضاشاه آغاز کرد. همین اقدامات بود که چند ماه بعد موجب شد مردم افغانستان علیه اماناللهخان شورش کرده و او را از تخت سلطنت به زیر بکشند.
5- البته سیاست تفرقهافکنی بین دو ملت ایران و افغانستان نیز همچون سیاست اختلافافکنی بین شیعه و سنی جزئی از سیاست مشهور «تفرقه بینداز و حکومت کن» انگلیسیها بود و اماناللهخان هم فقط ابزاری برای پیشبرد این سیاست به حساب میآمده است.


















نظرات