کیانوری: ارتش شاه در دست سیا بود


کیانوری: ارتش شاه در دست سیا بودملاقات نادر باتمانقلیچ و علی اصغر مزینی با رییس رکن ۴ ستاد ارتش آمریکا

در کشاکش جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، کار اطلاعاتی سپاه پاسداران منجر به دستگیری سران و اعضای شبکهٔ مخفی حزب توده شد. نورالدین کیانوری، دبیر اول حزب توده نیز در همین بین دستگیر و محاکمه می‌شود. او در بخشی از اعترافات خود آشکارا به نفوذ گستردهٔ صهیونیست‌ها در آمریکا اذعان کرده و از تسلط بر کنگره و رسانه‌ها تا تأمین مالی نمایندگان توسط رژیم صهیونیستی سخن می‌گوید. کیانوری در ادامهٔ این اعترافات، انقلاب اسلامی ایران را عامل اصلی افشای ماهیت امپریالیستی آمریکا و انتقال این شناخت به جهان معرفی کرده و بر ضرورت حفظ این آگاهی برای نسل‌های پس از انقلاب تأکید می‌کند.

روایت پیش رو بریده‌ای از صفحات ۴۵۴ تا ۴۶۲ کتاب «گفتگو با تاریخ» و مصاحبه با نورالدین کیانوری است. این کتاب در بهار ۱۳۸۶ و توسط مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی منتشر شده است.

 

آمریکای صهیونیست

س: بحث دیگری که مطرح است، بحث پیرامون «صهیونیسم» و «آمریکا» است. این بحث مطرح است که صهیونیسم بر کنگرهٔ آمریکا مسلط است. [...] موضوع دوم وجود یک سازمان جهنمی و مرموزی مثل «سیا» است که در همه‌جا حافظ منافع آمریکاست. در سیستم حکومتی آمریکا این دو مشخصه در کجا قرار می‌گیرد و چگونه می‌توانیم آن‌ها را تعریف کنیم؟

ج: مسلم است که سازمان نیرومند و قوی صهیونیسم در آمریکا نفوذ بسیار دارد که البته در سایر کشورهای اروپایی چنین نفوذی ندارد. علتش هم این است که اولاً تعداد یهودیان در آمریکا خیلی زیاد و دارای امکانات مالی خیلی قوی هستند و وسایل ارتباط جمعی مثل رسانه‌های تلویزیونی، رادیویی، نشریات و روزنامه‌های صهیونیستی نیز نفوذ فوق‌العاده‌ای در آمریکا دارند. [...] عامل تعیین‌کننده در آمریکا «سرمایه‌داری بزرگ» است. سرمایه‌داری بزرگ فقط شامل یهودیان نمی‌شود. میلیاردرهایی که اقتصاد آمریکا را در زمینه‌های مختلفی چون اسلحه‌سازی، نفت، رایانه و صنعت اداره می‌کنند تعیین‌کنندهٔ سیاست کلی آمریکا در تمام زمینه‌ها هستند. البته صهیونیست‌ها می‌توانند با پول دادن به نمایندگان کنگره برای انتخاباتشان نفوذ کنند، ولی تصمیم اصلی را در سیاست، همان سرمایه‌داری بزرگ آمریکا می‌گیرد. به همین دلیل هم ما می‌دانیم که خیلی از تصمیمات را کنگره تحت‌تأثیر همین صهیونیست‌ها می‌گیرد. [...]

 

 سیاست‌های دوگانهٔ آمریکا

س: کنگرهٔ آمریکا یک بار «منافقین» را رد می‌کند، از سوی دیگر سازمان «سیا» دنبال تقویت آن‌هاست. خلاصه حاکمیت آمریکا سیاست‌های متضادی دارد. یک حرکت درونی همانند فعالیت «سیا» و «مافیا» دارد.

ج: بله؛ این یک واقعیت است، یعنی در سیاست آمریکا نیروی بزرگ جاسوسی و خرابکاری نهفته است. این نیرو در دنیا امکانات فراوانی دارد و از سوی دیگر خیلی از کشورها در مقابل آمریکا صف‌آرایی کرده‌اند. برای مثال مالزی در مورد مسئلهٔ نفت ایران در مقابل آن‌ها قرار گرفته است. سازمان سیا می‌تواند خرابکاری‌هایی بکند ولی نمی‌تواند آنجا را از بین ببرد. امثال مجاهدین خلق را در هر کشوری به نوع دیگری می‌توان یافت. این‌ها امکاناتشان محدود است و من تصور نمی‌کنم مجاهدین خلق در ایران زمینهٔ اجتماعی داشته باشند. در بین سلطنت‌طلب‌ها و ملی‌گراها هم زمینه‌ای ندارند و اصلاً هیچ‌کس آن‌ها را قبول ندارد. آن‌ها آنقدر زیاده‌خواه هستند و بی‌شعور، که هیچ گروهی آن‌ها را نمی‌پذیرد. [...] به عقیدهٔ من سیاست خارجی ما می‌تواند نقش فوق‌العاده تعیین‌کننده‌ای، حتی در خنثی‌کردن توطئه‌های سازمان سیا داشته باشد. ما اشتباه عظیمی دربارهٔ افغانستان کردیم، ما می‌بایست می‌فهمیدیم که «طالبان» یعنی چه؟ از همان اول می‌توانستیم جلویش را بگیریم. اگر از ابتدا به هرات اسلحه می‌فرستادیم، آن‌ها نمی‌توانستند آنجا را بگیرند، چون آن زمان راه باز بود. اصلاً تصور این را نکرده بودند که در آنجا یک برنامه‌ریزی عظیم جهانی شده است. من معتقدم که می‌بایست پژوهشکده‌های مخصوصی در این ارتباط ایجاد کرد.

 

 اسناد نفوذ سیا در ایران

س: با‌توجه‌به این که شما اسناد لانهٔ جاسوسی را مطالعه کرده‌اید، محتوای اسناد به لحاظ تاریخی تا چه حدی توانسته ماهیت تجاوزگری آمریکا را نشان دهد؟

ج: اسناد لانهٔ جاسوسی در ایران شاید از مهم‌ترین اسنادی باشد که آمریکا داشته است. علت این امر آن است که ایران، در دورهٔ محمدرضا یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های آمریکا در جهان بوده است. ایران ژاندارم منطقه شده بود و نه‌تنها داخل کشور، بلکه آمریکا تمام اطراف را از ایران زیر نظر داشت. یکی از مهم‌ترین مراکز سیاسی خارجی در دنیا، ایران بوده است، البته بعد از شوروی و چین که قوی‌تر هستند. ایران در بین کشورهای هم‌ردیف خود مهم‌تر از همه بوده است.

آمریکا در ایران هم به اندازهٔ کافی سربازگیری می‌توانست بکند و هم به‌اندازهٔ کافی آدم خودفروش در مملکت ۳۵ میلیون‌نفری پیدا می‌شد که با آمریکا همکاری کند. [...] روابطی که میان امیرانتظام با آن‌ها بوده، خیلی جالب است. افرادی که برای ارتباط با امیرانتظام معرفی می‌کردند مأمور سیا بودند، ولی می‌گفتند که بگویید این‌ها مأمور سیا نیستند، بلکه مأمور و کارمند سفارتند و روی این نکته تکیه می‌کردند. علتش این بود که فاش نشود که رابطه با مأموران سیا وجود دارد، این در حالی است که در همین اسناد آمده است که آن دو سه نفر مأمور سیا بوده‌اند. من معتقدم که امیرانتظام جاسوس نبوده است، جاسوس به معنی خبرچینی که اطلاعات مهمی را منتقل کند. ولی او نسبت به آمریکا چنان شیفتگی داشته است که هر دروغی که آن‌ها به او می‌گفتند، می‌پذیرفته است. این تا حدی بود که حتی دکتر ابراهیم یزدی نمی‌پذیرفته و می‌گفته که دیگر خیلی اشتباه به نظر می‌رسد.

برای مثال در مورد عراق امیرانتظام می‌گوید ما خبرهایی داریم که شما - آمریکایی‌ها - به عراق کمک می‌کنید، ولی در همانجا نمایندهٔ سفارت می‌گوید امیرانتظام نظر ما را تأیید می‌کند که عراق خطری ندارد؛ یعنی او نسبت به آمریکا شیفتگی داشته است. او اعتقاد داشته که آن‌ها واقعاً راست می‌گویند. از این نوع افراد ممکن است آمریکایی‌ها باز هم داشته باشند، ولی به عقیدهٔ من اکثر افرادی که سازمان سیا در ایران داشته، کسانی بودند که پول می‌گرفتند و خبرچینی می‌کردند. [...]

باید توجه کرد که در دوران محمدرضا، سازمان سیا در ایران نفوذ زیادی نه‌فقط در این افراد بلکه در میان ارتشی‌ها داشت و ارتش ایران در دست او بود. کسانی که کودتای نوژه را راه انداختند، از مقامات مهمی بودند که اگر مستقیماً با سازمان سیا رابطه‌ای نداشته‌اند، با وزارت امور خارجهٔ آمریکا حتماً رابطه داشته‌اند. چه فرقی می‌کند؛ فقط اسمش کارمند سیا نبود. [...] سازمان سیا دیگر نمی‌تواند در ایران زمینهٔ قبلی را با‌توجه‌به شرایط کنونی بیابد؛ آن هم با بیداری که در دوران جمهوری اسلامی وجود دارد و قدرت مقاومتش خیلی بیشتر از گذشته است. به این دلیل من فکر می‌کنم که ما نمی‌بایست وحشت داشته باشیم، در عین حال که باید با چشم و گوش باز مراقب جریان و افرادی باشیم که برای کار به کشور می‌آیند. [...]

 

شناخت ماهیت امپریالیسم

 

س: دستاوردهای مبارزهٔ ما با آمریکا چه بوده است؟ به هر حال ما با انقلاب اسلامی پایگاه آمریکا یا به‌اصطلاح جزیرهٔ امن او و ژاندارمی او را در منطقه از بین بردیم. بعد هم در طی این ۲۰ سال کشوری چون ایران با یک ابرقدرت درگیر شده و دستاوردهایی نیز در درون خود و یک سری دستاوردها را در سطح جهان کسب کرده است.

 

ج: به عقیدهٔ من مهم‌ترین دستاورد ما، شناخت واقعیت امپریالیسم آمریکاست. با تمام جنایاتی که آمریکا نه‌فقط در ایران، بلکه در تمام دنیا انجام می‌دهد. امروزه در کشور ما، به‌ویژه از راه کشور ما، در بسیاری از مناطق دیگر جهان، آمریکا را همین‌طور که هست شناخته‌اند. [...]

دستاورد دوم این است که این آگاهی را به جاهای دیگر منتقل کردیم. جمهوری اسلامی ایران شناخت را با انتشار نشریات مختلف و توزیع در کشورهای دیگر و در میان خلق‌های دیگر هم منتقل کرده است. فرض کنیم در نتیجهٔ ارتباطاتی که لبنان و فلسطین با ایران داشته‌اند شناختشان به کلی تغییر کرده است؛ این هم دستاورد ماست. به عبارت دیگر تأثیر در خارج از محیط جمهوری اسلامی ایران که به مفهوم گسترش شناخت ماهیت سیاست متجاوز آمریکا در سایر مناطق است.