رضاشاه در موریس
تصاویری از رضاشاه در جزیره موریس
انگلیسیها نخواستند که مزدور آنان در دست مردم ایران گرفتار شود
«من در کتابی که سال گذشته ترجمه کردم و به نام «شهریور ۱۳۲۰، اسرار حمله متفقین به ایران» منتشر شد، اسناد وزارت امورخارجه آمریکا در ارتباط با حمله متفقین به ایران و بردن رضاخان را آوردهام. این اسناد بهطور کاملاً مشخص، پاسخگوی این توهمات و دروغهاست که رضاخان در اواخر عمر کاملاً مستقل شده بود و به خاطر این موضوع، انگلستان او را کنار گذاشت! به هیچوجه اینطور نیست. واقعیت این است که در جنگ جهانی دوم، ایران به شکل ناگهانی به راز و رمز پیروزی متفقین و تعیینکننده سرنوشت جنگ تبدیل شد؛ یعنی در هر حالت و شرایطی، روس و انگلیس تصمیم گرفته بودند خاک ایران را اشغال کنند و آن حوادث، اجتنابناپذیر و پیامد بروز و ظهور جنگ جهانی دوم بودند. در این شرایط اما، نگاه داشتن رضاخان که از همان ابتدا مارک انگلیس را روی پیشانی خود داشت، به مصلحت این دو کشور نبود. توجه داشته باشید که روابط این دو کشور متحد، یعنی اتحاد جماهیر شوروی و بریتانیای کبیر، که یکی سمبل امپریالیسم غرب بود و دیگری سمبل سوسیالیسم شرق، حالا که متحد شده بودند، پیچیدگیهای خاص خود را داشت و در نتیجه نمیشد شخصی مثل رضاشاه را نگه داشت و باید او را میبردند. علاوه بر این، سیاستهای رضاخان بهقدری به مردم ایران فشار آورده بود و آنان را از او ناراضی کرده بود که ایران در آستانه یک انفجار بود. پس ورود متفقین به ایران و بردن رضاخان، در واقع به خاطر این بود که تاریخ مصرف وی تمام شده بود و انگلستان میخواست مزدور خود را از افتادن به چنگ مردم ایران نجات بدهد...این هم که میگویند او را به یک جزیره بد آب و هوا (موریس) بردند، یک مغالطه است. واقعاً در اینباره و مواردی دیگر باید گفت که حقایقی درباره تاریخ ایران گفته نشدهاند. رضاخان قرار بود به آرژانتین یا کانادا برود و ویزای او هم صادر شده بود. در میانه راه مدتی او را به جزیره موریس بردند تا تکلیفش روشن شود. اتفاقاً آب و هوای جزیره موریس به او نساخت و بعد از مدتی او را به جای بهتری، یعنی ژوهانسبورگ در آفریقایجنوبی، بردند که منطقه بسیار زیبا و خوش آبوهوایی است. رضاخان به آنجا رفت تا حالش بهتر شود و به کانادا و آرژانتین برود، اما در همان جا هم ماندگار شد، و الّا انگلیسیها اصلاً قصد نداشتند رضاخان را جای بدی ببرند و تبعید کنند. همه اینها حرفهای بیهودهای است. البته کسی که بیست سال سلطنت مستبدانه کرده و حالا به این شکل کنار گذاشته شده و با این خفت و خواری از ایران بیرونش کردهاند، دچار مسائل روحی و افسردگی میشود و طبیعتاً عمرش کم میشود.»(بخشی از مصاحبه با مرحوم استاد علیاکبر رنجبر کرمانی، مترجم و پژوهشگر تاریخ معاصر)


















نظرات