نقش مهم هویدا در فروش نفت ایران به اسرائیل
بیست و یکم بهمنماه 1341 به پاس قدردانی از اقدام امیرعباس هویدا در معاملات محرمانه فروش نفت به اسرائیل، حکومت تلآویو چندین هزار متر مربع زمین در فلسطین به او اهدا کرد که بسیار مورد توجه قرار گرفت.
روابط ایران و رژیم اسرائیل در دوره پهلوی دوم از جمله موضوعاتی است که توجه بخش قابلتوجهی از پژوهشگران تاریخ معاصر را به خود جلب کردهاست. این روابط که در سطوح مختلف سیاسی، اقتصادی و حتی فرهنگی گسترش یافته بود، در عمل در تعارض آشکار با منافع ملی و خواست عمومی مردم ایران قرار داشت و با مخالفت صریح بسیاری از رهبران دینی و نیروهای ملی مواجه بود.
تا جایی که در دوران نخستوزیری هویدا آمد و شد اسرائیلیها به ایران باب شد و ایران همیشه از طرف اعراب منطقه، مثل پادشاه اردن و پادشاه عربستان سعودی مورد انتقاد قرار میگرفت و آنها نسبت به مسافرت محرمانه مقامات بلندپایه دولت اسرائیل به ایران گلهمند بودند.[1]
شهروندِ اسرائیل
امیرعباس هویدا با اسرائیل الفتی دیرینه داشت. او در سالهای کودکی، نوجوانی و جوانی بارها به همراه پدر و یا به تنهایی، به فلسطین اشغالی سفر کرده بود. وی رژیم اشغالگر فلسطین را قلباً دوست میداشت؛ زیرا این رژیم نخستین کشوری بود که فرقه ضاله بهائیت را بهعنوان یک دین به رسمیت شناخته بود.[2]
او و تبارش گرایش و رابطه تنگاتنگی با فرقه بهائیت داشتند. برای نمونه، عباس افندی، فرزند ارشد بهاءالله و سومین شخصیت فرقه بهائی، هزینه تحصیل پدر امیرعباس هویدا، میرزا حبیباللهخان بهاءالسلطان، را در اروپا به عهده گرفت. حبیباللهخان پس از آمدن به تهران در دستگاه سردار اسعد بختیاری نفوذ کرد و بعدا با جذب شدن در وزارت خارجه، قونسول ایران در سوریه و لبنان شد.[3]
امیرعباس هویدا نیز هنگامیکه به دستگاه خارجه ورود پیدا کرد، از پشتیبانی و حمایت سران فرقه برخوردار شد و با انجام دادن مأموریتهای محوله، پلههای ترقی را پیمود. همچنین از روزی که با حسنعلی منصور، ارتباط برقرار کرد، در تشکیلات او، بهائیان برتری یافتند. او پسازآنکه کابینه را تحویل گرفت، وزرای بهائی را جانشین دیگر وزرا کرد و مهمترین وزارتخانه کشور، یعنی آموزشوپرورش را در اختیار فرخرو پارسا قرار داد تا آئین بهائیت را در مدارس رسوخ دهد.[4]
امیرعباس هویدا، یکی از شهروندان تمامعیار اسرائیل بود. خدمات او به آنان به حدی بود که حتی در ملاقات با یوری لوبرانی - رئیس دفتر اسرائیل در ایران - همواره استثناء قائل بود. عباس میلانی در اینباره نوشته است: «یوری لوبرانی [...] در عمل سفیر اسرائیل در ایران بود. او روابط ویژه و نزدیکی با هویدا پیدا کرده بود. نه تنها به بسیاری از مهمانیهای شام هویدا دعوت داشت، بلکه مرتب با او در دفتر نخستوزیر هم دیدار و گفتگو میکرد. از یک جنبه، لوبرانی تنها استثنای قاعدهای بود که هویدا خود در دوران صدارتش برقرار کرده بود. هر وقت سفیری از یکی از کشورهای خارجی به دیدار هویدا میآمد، او تأکید داشت یکی از منشیانش در جلسه حضور داشته باشد. تنها استثنا لوبرانی بود.»[5]
خدمت در دوره تحریم
در اکتبر 1973 و درجریان جنگ یوم کیپور میان اعراب و رژیم صهیونیستی، برخی از کشورهای عربی مثل عربستان سعودی اعلام کردند که تحریم کامل نفتی را علیه کشورهایی که در طول جنگ یوم کیپور از اسرائیل حمایت کرده بودند، اعمال خواهند کرد.[6] این در شرایطی بود که حکومت پهلوی برخلاف این روند، با تأمین نفت مورد نیاز رژیم صهیونیستی به یاری آن شتافت.
زاهدی در اینباره مینویسد: «عقیدهی هویدا و بعضی همفکرانش این بود که اعراب دشمن تاریخی ایران و ایرانیان هستند و در خاورمیانه فقط سه کشور غیر عرب ایران، ترکیه و اسرائیل وجود دارد که باید علیه اعراب متحد شوند.»[7]
در شرایطی که کشورهای اسلامی تولیدکنندهی نفت از فروش نفت به اسرائیل خودداری میکردند، امیرعباس هویدا به فروش نفت ایران به این رژیم که به دستور شاه و مخفیانه انجام میشد، جنبهی آشکارتری بخشید. او بیتوجه به افکار عمومی ایرانیان و مسلمانان منطقه و جهان، جای پای مأمورین و مقامات عالیرتبهی اسرائیلی را در تهران بازکرد و با آنها دربارهی افزایش میزان فروش نفت ایران به اسرائیل به گفتگو پرداخت. این آمد و رفتهای مقامات عالیرتبهی اسرائیلی برای مذاکره پیرامون خرید نفت ایران در برخی اسناد و گزارشهای محرمانهی آن سالها بازتاب یافتهاست.[8]
اعانه برای اسرائیل
البته فروش نفت، تنها خدمتی نبود که ایرانِ دوران پهلوی به تلآویو کرد. رابرت گراهام، خبرنگار سابق روزنامهی فایننشال تایمز، در کتاب «ایران: سراب قدرت» مینویسد: «در طول جنگ ۱۹۷۳ میلادی [اسرائیل و اعراب] کشتیهای جنگی ایران، کشتیهای نفتکش اسرائیلی را تا انتهای خلیجفارس بدرقه کردند. [...] از زمان توافقنامهی نیروهای مصر و اسرائیل در صحرای سینا در سال ۱۹۷۵م [۱۳۵۴ش]، ایران نود درصد نفت اسرائیل را تأمین میکرد.»[9]
اسرائیل در زمان زمامداری امیرعباس هویدا فعالیتهای گستردهای در ایران داشت. به عنوان نمونه در این زمان، فعالیتهای جاسوسی اسرائیل در ایران توسط تشکیلاتی به نام سازمان زیتون اداره و هدایت میشد این سازمان افزون بر کارهای اطلاعاتی و جاسوسی در ایران و کشورهای همسایه بویژه جزایر و شیخنشینهای خلیج فارس، وظیفه آموزش مأمورین و کادرهای ساواک و نیروهای اطلاعات و ضد اطلاعات ارتش را هم برعهده داشت.[10]
سازمان زیتون در دوران نخست وزیری هویدا بویژه از اواخر دهه ۱۳۴۰ به اوج قدرت خود در ایران رسید تا آن حد که بر عملیات و برنامه های ساواک نظارت فائقه داشت و با تشکیلات ساواک به عنوان یک زیر مجموعه خود برخورد میکرد و خواسته های خود را بخشنامهوار به اطلاع ساواک میرساند.[11]
همچنین، جمعآوری اعانه و کمک مالی از میان یهودیان ایران، یکی از اقداماتی بود که دفتر نمایندگی اسرائیل در تهران به آن توجه ویژهای داشت و هر سال بهمناسبتهای گوناگون و از رهگذر تحریک احساسات کلیمیان ایران، مبالغ هنگفتی را جمع آوری میکرد و به فلسطین اشغالی میفرستاد.[12] حسین فردوست در خاطراتش به این موضوع اشاره کرده و مینویسد: « سفارت اسرائیل در ایران فقط در زمینهٔ اطلاعاتی فعال نبود، بلکه در سایر زمینهها نیز فعالیت چشمگیری داشت. گاهبهگاه، سفارت یهودیان ایران را در سالنی جمع مینمود و در این جلسات، ضمن سخنرانی و تحریک روحیهٔ قومی آنان، برای کمک به اسرائیل اعانه جمعآوری میشد و هر بار مبالغ کلانی ارسال میگردید. در این جلسات که تصور میکنم ماهیانه بود، مأموران ادارهٔ کل هشتم ساواک شرکت داشتند. در سفارت نیز مهمانیهای نیمهخصوصی داده میشد و سفرای برخی کشورها، کارمندان سفارتخانهها، یهودیان سرشناس و برخی مقامات ایران در این مهمانیها شرکت میکردند. از ادارهٔ کل هشتم ساواک نیز دعوت بهعمل میآمد.»[13]
در جریان جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل و زمانی که سازمان جهانی یهود تصمیم گرفت مبلغ ده میلیارد دلار اعانه فوری برای کمک به هزینههای این جنگ از بین یهودیان جهان جمع آوری کرده و در اختیار دولت اسرائیل بگذارد، دفتر نمایندگی اسرائیل در ایران بشدت فعال شد و با مدد چندتن از بازرگانان و ثروتمندان بانفوذ کلیمی و سران انجمن یهودیان ایران در فاصله ای کمتر از یک هفته چندین میلیون دلار اعانه از بین برخی از یهودیان ایران جمع آوری نمود. این مبلغ کلان با بهره گیری از تسهیلات بانکی به سفارش امیرعباس هویدا نخست وزیر وقت و پیگیری و اعمال نفوذ جناح صهیونیستی فراماسونری ایران، در اختیار سازمان جهانی یهود در نیویورک قرار گرفت تا همراه دیگر وجوه جمع آوری شده از سایر نقاط جهان به تل آویو پایتخت رژیم اشغالگر قدس ارسال گردد.[14]
علاوه براین، براساس توافقی که بین دولت هویدا و رژیم اشغالگر قدس صورت گرفته بود هر سال گروههای متعددی از یهودیان در قالب تورهای تفریحی و سیاحتی به اسرائیل اعزام میشدند. حتی دولت برای تشویق آنان به این سفر یارانه ویژهای اختصاص داده بود و به هر یک از افرادی که همراه این تورها و در قالب سفرهای دسته جمعی برنامهریزی شده از سوی آژانس یهود به اسرائیل میرفتند چند هزار دلار ارز پایینتر از نرخ رسمی بانک و رایج در صرافیهای بازار در اختیارشان میگذاشت.[15]
پاداش خدمات
بررسی اسناد تاریخی نشان میدهد که با وجود تلاشهای دو سویه برای ادامهٔ روابط ایران و اسرائیل در پردهٔ پنهانکاری، گاهی رسانههای خارجی موفق به افشای بخشی از این ارتباطات میشدند. نمونهٔ بارز این موضوع، مصاحبهٔ «مجلهٔ آلمانی هوبی» با امیرعباس هویداست. در این مصاحبه، خبرنگار از وی میپرسد: «آیا در صورت بروز منازعهٔ جدید فیمابین اسرائیل و اعراب، ایران در تحریم نفتی شرکت خواهد کرد؟» هویدا در پاسخ صراحتاً موضع خود را چنین بیان میکند: « ما در تحریم نفتی گذشته اعراب نیز دخالتی نداشته شرکت نکردیم و بنابراین در آینده نیز به همین عمل مبادرت خواهیم ورزید. نفت از دیدگاه ما یک متاع تجارتی است نه یک اسلحه سیاسی. در صورت بروز کشمکش خصمانه و منازعه جدید در خاورمیانه، صادرات نفت ما لاینقطع مسیر خود را ادامه خواهد داد.»[16] این اظهارات، بهوضوح تعهد دولت وقت به تأمین بیوقفهٔ نفت اسرائیل، فارغ از تحولات منطقهای را نشان میدهد.
جملگی این موارد در عمل به ارائه خدمتی حیاتی برای اسرائیل انجامید که طبق اسناد محرمانه، پاداش آن اعطای زمین در فلسطین اشغالی به هویدا بود. دولت اسرائیل در قبال خدمات هویدا در معامله محرمانه فروش نفت به اسرائیل (در شرایطی که اعراب فروش نفت را تحریم کرده بودند و اسرائیل شدیداً به نفت نیاز داشت)، صد و چهل هزار متر مربع زمین در فلسطین بهعنوان پاداش به هویدا اعطا کرد.
در یکی از اسناد محرمانه ساواک اینطور آمده است: «حسین بشیری عضو مالی دارایی و معاون سابق اداره کل حسابداری ژاندارمری که با علماء و روحانیون ارتباط نزدیک دارد اظهار میداشت چون آقای هویدا نخستوزیر در معامله محرمانه فروش نفت به اسرائیل خدمت بزرگی به آن کشور نموده، دولت اسرائیل در قبال این خدمت یکصدو چهل هزار متر مربع زمین در فلسطین به ایشان واگذار نموده است».[17]
[1] زاهدی، اردشیر (1381). 25 سال در کنار پادشاه - خاطرات اردشیر زاهدی، تهران: عطائی، ص 221.
[2] دفتر پژوهشهای موسسه کیهان (1389). نیمه پنهان - سیمای کارگزاران فرهنگ و سیاست - امیرعباس هویدا، ج14، تهران: کیهان، ص140.
[3] مرکز بررسی اسناد تاریخی (1384). امیر عباس هویدا به روایت اسناد ساواک، ج1، تهران: مرکز بررسی اسناد تاریخی، ص 1-9
[4] ذوالفقاری، ابراهیم (1386). قصه هویدا، تهران: موسسه مطالعات وپژوهشهای سیاسی، ص200.
[5] میلانی، عباس (1380). معمای هویدا، تهران: اختران، ص407.
[6] EBSCO Research Starters. (2022). Oil embargo of 1973–1974. EBSCO Information Services, https://www.ebsco.com/research-starters/history/oil-embargo-1973-1974
[7] 25 سال در کنار پادشاه - خاطرات اردشیر زاهدی، ص221.
[8] همان، ص221.
[9] رابرت گراهام (1358). ایران: سراب قدرت، ترجمه فیروز فیروزنیا، تهران: سحاب کتاب، ص226.
[10] نیمه پنهان - امیر عباس هویدا، ج14، ص147
[11] همان، ص149.
[12] همان، ص154
[13] فردوست، حسین (1395). ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج1، تهران: موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ص553.
[14] نیمه پنهان - امیر عباس هویدا، ج14، ص155.
[15] همان، ص170.
[16] امیر عباس هویدا به روایت اسناد ساواک، ج2، صفحه 341


















نظرات