پشت پرده تجارت شاه با اسرائیل چه بود


پشت پرده تجارت شاه با اسرائیل چه بودکارکرد واردات برخی از اقلام همچون پرتقال از اسرائیل بیشتر برای تقویت اقتصاد اشغالگران بود

۳۱ فروردین ۱۳۵۹ روزنامۀ اسرائیلی «داوار» در سوگ از دست دادن یک متحد قوی، به‌صراحت اعتراف کرد: «هرچند شاه ایران روابط دیپلماتیک علنی با اسرائیل نداشت، ولی ۶۰ درصد نفت مورد نیاز اسرائیل را تأمین می‌کرد و دو حکومت تا زمان سقوط او روابط بازرگانی گسترده‌ای با یکدیگر داشتند.»[1]

 

نفت، شریان حیاتی همکاری 

نفت نقشی محوری در روابط ایران و اسرائیل ایفا می‌کرد. اسناد متعدد نشان می‌دهد که فروش نفت فراتر از یک معاملۀ سادۀ تجاری بود. بر اساس گزارش‌های موجود، «ایران بزرگترین فروشندۀ نفت به اسرائیل بود» و نفت ایران برای اسرائیل «جنبۀ حیاتی» داشت.[2]

اسرائیل که از سوی کشورهای عربی در محاصرۀ اقتصادی و تحریم نفتی قرار داشت، ایران را به‌عنوان یک تأمین‌کنندۀ مطمئن و غیرعربی یافته بود. ایران با فروش ارزان‌تر نفت خود به اسرائیل، امید به ایجاد یک متحد راهبردی داشت تا بتواند بر قدرت شاه بیفزاید، غافل از آنکه آنها در پروژه‌هایی همچون «شکوفه» حاضر به افزایش قدرت شاه نشدند و او را فریب دادند. 

یکی از مهم‌ترین پروژه‌های مشترک در این حوزه، احداث خط لولۀ «ایلات-اشکلون» بود. طبق اسناد تاریخی، «مخارج این خط لوله را دولت ایران پرداخت کرد و از این طریق نفت ایران به مناطقی در اروپا به ویژه به ایتالیا و رومانی ارسال می‌شد.»[3] یک گزارش سری دیگر نیز فاش می‌کند که «سه‌چهارم نفتی که در خط لولۀ اسرائیل جریان دارد از ایران می‌آید.»

اهمیت این همکاری تا جایی بود که حتی در بحبوحۀ جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۷۳ (۱۳۵۲ شمسی) و تحریم نفتی اعراب، ایران به سیاست خود ادامه داد. اسناد نشان می‌دهد که «در جریان جنگ ۱۹۷۳، شاه بیشتر نیازهای نفتی اسرائیل را تأمین می‌کرد.»[4]

 

تنوع تجاری؛ بازرگانی یک‌طرفه به سود اسرائیل 

همکاری اقتصادی ایران و اسرائیل تنها به فروش نفت محدود نمی‌شد، بلکه شبکه‌ای گسترده از مبادلات تجاری را دربرمی‌گرفت که به سود سنگین اسرائیل و وابستگی روزافزون ایران می‌انجامید. 

بررسی آمارهای تجاری نشان می‌دهد که مبادلات دو کشور کاملاً به نفع اسرائیل بود. بر اساس اسناد معتبر تاریخی، «واردات ایران از اسرائیل از رقم ۲۱۶۰ میلیون ریال در سال ۱۳۴۰ به ۱۴۷۰۰ میلیون ریال در سال ۱۳۵۲ افزایش یافت، در حالی که صادرات ایران به اسرائیل تنها از ۹ به ۱۸۱ میلیون ریال رسید.»[5]

نکتۀ قابل توجه آنکه واردات ایران از اسرائیل در سال ۱۳۵۰، «یک و نیم برابر واردات ایران از دو کشور ترکیه و پاکستان» بود که همجوار ایران بودند و واردات از آنها مقرون به صرفه‌تر بود. همچنین «از واردات ایران از تمام کشورهای مسلمان جهان، بیشتر و برابر با مجموع واردات ایران از ترکیه و پاکستان به‌علاوۀ آفریقا و اندونزی بود.»[6] ارقامی که نشان‌دهندۀ نفوذ عمیق اقتصادی اسرائیل در بازار ایران است.

 

میوۀ اسرائیلی بر سر سفیرۀ ایرانیان و دربار 

یکی از جالب‌ترین ابعاد این همکاری تجاری، واردات گستردۀ میوه و محصولات کشاورزی از اسرائیل بود. اسناد تاریخی نشان می‌دهد که «وقتی ایران به خاطر افزایش بهای نفت درآمد هنگفتی از فروش آن به دست آورد، تصمیم بر آن شد که بخشی از آن صرف تأمین هزینه‌های تغذیۀ رایگان دانش‌آموزان در مدارس شود. پرتقال اسرائیل از جمله میوه‌هایی بود که بدین منظور در نظر گرفته شد.»[7]

روزنامۀ «داوار» چاپ اسرائیل در ۲۹ فروردین ۱۳۵۴ در این باره نوشت: «اسرائیل در فصل کنونی ششصد هزار صندوق پرتقال به ایران فروخته است و در فصل آینده قرار است یک و نیم میلیون صندوق پرتقال به ایران صادر گردد.» حتی محصولات باریکۀ غزه نیز در سبد اقتصادی اسرائیل قرار گرفت.[8]

نفوذ محصولات اسرائیلی به دربار شاه نیز رسید. روزنامۀ «معاریو» در تاریخ ۱ بهمن ۱۳۵۴ خبری با عنوان «پنیر و میوۀ اسرائیل بر سفیرۀ شاهنشاه ایران» منتشر کرد: «دیروز از طرف سازمان‌دهندگان هفتۀ خواربار اطلاع حاصل شد که مأمور هیئت مدیرۀ کاخ سلطنتی ایران از نمایشگاه هفتۀ خواربار در تل‌آویو دیدن کرده است. نمایندۀ ایران که یک یهودی به نام الف شومر است، توجه خاصی به محصولات تازۀ کشاورزی از خود نشان داد و با شرکت آگراسکو برای خرید آووکادو، گلابی و سیب و با شرکت لبنیات اشتراوس برای خرید انواع پنیر برای سفیرۀ شاهنشاه ایران به مذاکره پرداخت.»

این حجم از وابستگی تجاری تا جایی بود که هرگونه تهدید برای قطع آن، اسرائیل را نگران می‌کرد. اسناد نشان می‌دهد که «روند ورود پرتقال اسرائیل به ایران در بهمن ۱۳۵۶ به دلیل خطر مسمومیت با مشکل جدی مواجه شد. اسرائیلی‌ها که تا آن زمان سود فراوانی از این راه به دست آورده بودند و در واقع بازار ایران را در انحصار خود داشتند، پیش‌بینی کردند که در صورت توقف پرتقال، خسارت سنگینی بر آنها وارد خواهد شد.»[9]

این در حالی است که کشور ایران خود ظرفیت قابل توجهی برای تولید پرتقال داشت.

 

همکاری نظامی-اطلاعاتی 

این همکاری تنها به نفت و تجارت محدود نمی‌شد، بلکه ابعاد نظامی و اطلاعاتی گسترده‌ای نیز داشت. بر اساس اسناد، «ساواک و موساد همکاری گسترده‌ای را داشتند.»[10]

هدف اصلی این همکاری، «کارشکنی در وحدت عربی» و مقابله با جنبش‌های ملی‌گرای عربی به رهبری جمال عبدالناصر بود.[11] 

اسرائیل همچنین در آموزش واحدهای نظامی ایران نقش فعالی داشت. بر اساس اسناد معتبر، «در آغاز سال ۱۳۵۲ یک هیئت نظامی اسرائیلی آموزش واحدهای چترباز و مردان قورباغه‌ای ایران را بر عهده گرفت.»[12] 

علاوه بر این، «روابط ایران با اسرائیل روابط سیاسی رسمی (دوژوره) نبود بلکه روابط به اصطلاح دو فاکتو برقرار نمود... ساواک و موساد همکاری گسترده‌ای را داشتند.» [13]

 

تضاد با گفتمان رسمی و پیامدهای داخلی 

نکتۀ قابل تأمل، تضاد آشکار میان این همکاری گسترده و اظهارات علنی مقامات رژیم پهلوی در حمایت از آرمان فلسطین بود. این سیاست دوگانه، یکی از عوامل مهم نارضایتی و بی‌اعتمادی نیروهای مذهبی و ملی در داخل ایران بود، خاصه آنکه آشکارا کارکرد واردات برخی از اقلام از اسرائیل تنها تقویت اقتصاد اشغالگران بود.

امام خمینی (ره) از همان ابتدا به‌شدت با این روابط مخالفت می‌کرد و فروش نفت به اسرائیل را «حرام» و «مخالفت با اسلام» می‌دانست. حتی در سال‌های ۱۳۴۶ و در میانه‌ی تبعید چنین گفت: «اسرائیل قیام مسلحانه بر ضد ممالک اسلامی نموده است و بر دول و ملل اسلام قلع و قمع آن لازم است. کمک به اسرائیل - چه فروش اسلحه و مواد منفجره و چه فروش نفت - حرام و مخالفت با اسلام است. رابطه با اسرائیل و عمال آن - چه رابطۀ تجاری و چه رابطۀ سیاسی - حرام و مخالفت با اسلام است. باید مسلمین از استعمال امتعۀ اسرائیل خودداری کنند.»[14]

ایشان تأکید می‌کرد: «یکی از علل قیام مردم مسلمان ایران علیه شاه حمایت بیدریغ او از اسرائیل غاصب است.»[15]

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این روابط به‌کلی قطع شد. امام خمینی (ره) در مصاحبه‌ای صریح اعلام کرد: «ما اسرائیل را طرد خواهیم کرد و هیچ رابطه‌ای با او نخواهیم داشت.» و در پاسخ به این سؤال که «آیا این بدان معناست که دیگر اسرائیل از ایران نفت دریافت نخواهد کرد؟» فرمودند: «درست است.»[16]


[1] زارع، رضا (۱۳۸۴) ارتباط ناشناخته: بررسی روابط رژیم پهلوی و اسرائیل (۱۳۲۷-۱۳۵۷)، تهران: مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، ص ۱۶۴

[2] الفر، یوسی (۱۳۹۹) پیرامونی: جست‌وجوی اسرائیل برای یافتن متحدان خاورمیانه‌ای (علیرضا سلطانشاهی، مترجم)، تهران: بنیاد تاریخ پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی، ص ۷۸

[3] کاتوزیان، محمدعلی (۱۳۶۸) اقتصاد سیاسی ایران: استبداد و شبه‌مدرنیسم، تهران: پاپیروس، ص ۲۸۹

[4] پیرامونی - جست‌وجوی اسرائیل برای یافتن متحدان خاورمیانه‌ای، ص ۷۸

[5] تحریریه مجله پیام انقلاب (۱۳۶۱) جهان زیر سلطه صهیونیسم، تهران: انتشارات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ص ۴۶

[6] همان

[7] ارتباط ناشناخته، ص ۱۶۴

[8] همان

[9] همان

[10] مدنی، سید جلال‌الدین (۱۳۶۱) تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج۲، قم: دفتر انتشارات اسلامی، ص ۱۶۸

[11] پیرامونی - جست‌وجوی اسرائیل برای یافتن متحدان خاورمیانه‌ای، ص ۶۴

[12] همان، ص ۷۷

[13] تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج۲، ص ۱۶۸

[14] مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (۱۳۹۹) صحیفه امام خمینی، ج ۲، تهران: نشر عروج، ص ۱۳۹

[15] صحیفه امام خمینی، ج ۵، ص ۱۴۰

[16] همان، ص ۱۴۸