حبیب‌الله شفیق: امام برای ورود به کشور مدرسه رفاه را انتخاب کرد


حبیب‌الله شفیق: امام برای ورود به کشور مدرسه رفاه را انتخاب کرد

«حبیب‌الله شفیق» (معروف به مهدی) متولد ۱۳۱۰ ه‌.ش در تهران، از کسبه و تجار بازار و از پیش‌کسوتان مبارزه بود که نیم قرن از عمر خود را در مسیر انقلاب اسلامی سپری کرد و دوم بهمن ۱۳۸۴ دیده از جهان فروبست.

وی از ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۷ در صحنه مبارزه با رژیم پهلوی ایستاد و پس از پیروزی نهضت نیز به عنوان یکی از بنیان‌گذاران و نماینده امام و رهبری در کمیته امداد بود.

«شفیق» از بنیان‌گذاران هیئت‌های مؤتلفه اسلامی بود و در ترور «حسنعلی منصور» - نخست‌وزیر وقت رژیم - تکثیر و توزیع اعلامیه‌های امام، خصوصاً اعلامیه کاپیتولاسیون و هماهنگی اعتصابات بازار تهران، نقش جدی داشت.

یک بار در ۲۴ مهر ۱۳۴۲ به سبب شرکت در چاپ اعلامیه دستگیر و یک روز بعد آزاد شد. ایشان بار دیگر در اسفند ۱۳۴۳ به علت ارتباط با هیئت‌های مؤتلفه بازداشت و یکی از اعضای سازمان مرکزی و فعالین سرسخت آن معرفی گردید و به دو سال حبس محکوم شد و تا سال ۴۵ در زندان مقاومت کرد. او پس از آزادی از زندان، از جمله مؤسسان و عضو هیئت‌مدیره مدرسه رفاه و در کنار شهیدان بهشتی، باهنر و رجایی بود و یکی از ارکان مبارزات مخفی تا سال ۱۳۵۷ بود.

درگذشت او، در آستانه سالگرد ورود امام به مدرسه رفاه بود؛ مراسمی که هر سال در بزرگداشت آن همتی ویژه داشت. در آخرین مصاحبه‌اش درباره ماجرای ورود امام گفته بود: 

«وقتی بنا شد امام به ایران تشریف بیاورند، برای کمیته استقبال جلسات متعددی در ایران با حضور شهید مطهری، شهید بهشتی، دکتر مفتح و آقایان دیگر تشکیل می‌شد. یکی از موضوعات خیلی مهم این بود که وقتی امام به ایران برمی‌گردند، به کجا می‌آیند و مرکزیت حضور ایشان کجا باشد؟ گفته شد یقیناً امام به منزل کسی نمی‌رود و باید جایی باشد که عمومیت داشته باشد. پیشنهاد مدرسه رفاه و مهدیه تهران را در نوفل‌لوشاتو برای امام عنوان کردند؛ امام مدرسه رفاه را انتخاب کردند. کمیته استقبال حضرت امام از مجموعه‌ای از برادران گروه‌های مختلف از جمله فداییان اسلام، نهضت آزادی، جبهه ملی، مؤتلفه و روحانیت تشکیل شد و همه با هم کارها را سازماندهی کردند. 

سخت‌ترین ساعات نگرانی ما بعد از ورود امام، مدتی بود که همه از امام بی‌اطلاع شدیم. مردم در مدرسه رفاه اجتماع کرده بودند و ما نیز در مدرسه آماده بودیم. بعد فهمیدیم که امام با گروهی به سرپرستی آقای ناطق نوری به منزلی رفته‌اند و ساعت ۴ بعدازظهر اعلام کردند که امام به مدرسه رفاه می‌آیند. ساعت ۴ بود که امام وارد مدرسه شدند و در اتاقی در طبقه دوم حضور یافتند. تا داخل اتاق نشستند، من اولین کسی بودم که سریع جلو رفتم و عرض سلام کردم و حتی روبوسی کردم. همان‌جا آقای خلخالی گفت: «زیاد مزاحم حضرت آیت‌الله نشوید.» من به آقا گفتم که مردم برای دیدن شما آمده‌اند؛ برنامه‌تان چیست؟ امام فرمودند: «از فردا صبح‌ها مردها و بعدازظهرها با خانم‌ها دیدار می‌کنند.» من هم رفتم و به مردم اعلام کردم. خاطرات این روزها یکی از خاطرات همیشه زنده است.

آن روزها تمام در و دیوار مدرسه رفاه، زیباترین خاطرات را به خود می‌دید و همان‌طور که می‌دانید، در حقیقت مدرسه رفاه قبل از انتقال دولت موقت به ساختمان نخست‌وزیری، اولین مرکز دولت موقت بود که اتاق‌های مدرسه را تقسیم کرده بودیم و هر اتاقی را به یک وزیر اختصاص داده بودیم و دقیقاً دولت موقت در مدرسه رفاه تشکیل شد.»



ابوالفضل حاجی حیدری، آیت‌الله دکتر بهشتی، حبیب‌الله شفیق و حبیب‌الله عسگراولادی