مقاومت عشایر فارس در برابر استعمار انگلیسی‌ها


مقاومت عشایر فارس در برابر استعمار انگلیسی‌هاصولت الدوله به اتفاق گروهی از خوانین قشقایی

در خرداد ماه سال ۱۲۹۷ هجری شمسی، عشایر فارس به فرماندهی «صولت‌الدوله» قشقایی، قیامی گسترده را علیه نیروهای انگلیسی در جنوب ایران آغاز کردند. این قیام که به محاصره چندماهه شیراز و نبردهای سنگین انجامید، چند ده شهید از میان عشایر بر جای گذاشت. مقاومت ایلات جنوب، به‌ویژه ایل قشقایی، در برابر تجاوز خارجی، تصویری ماندگار از ایستادگی در برابر سلطه بیگانگان است.

 

از تبار قشقایی

در جریان جنگ جهانی اول، ایران که به‌طور رسمی اعلام بی‌طرفی کرده بود، به دلیل موقعیت استراتژیک خود، مورد توجه قدرت‌های بزرگ قرار گرفت. از همین رو متفقین، به‌ویژه انگلستان و روسیه، برای تأمین منافع خود، مناطق مختلف ایران را اشغال کردند. جنوب ایران که از این تهاجمات در امان نمانده بود نیز به صحنه‌ای برای درگیری‌های نظامی تبدیل شد. در این میان، ایلات و عشایر جنوب ایران، به‌ویژه ایل قشقایی به رهبری صولت‌الدوله، نقش مهمی در دفاع از خاک ایران ایفا کردند.

اسماعیل خان قشقایی، مشهور به صولت‌الدوله، فرزند داراب خان، رئیس ایل قشقایی بود. پس از مرگ پدر، رهبری ایل قشقایی به او رسید و در سال‌های پایانی سلطنت مظفرالدین شاه قاجار، لقب صولت‌الدوله را دریافت کرد.

صولت‌الدوله یکی از دشمنان سرسخت انگلستان هم بود. در همین راستا و در اکتبر ۱۹۱۸، پادگان انگلیسی‌ها را در شیراز محاصره کرد که بر اثر اعلام آتش‌بس در اروپا، این محاصره پایان یافت.[1]

اسناد وزارت امور خارجه انگلیس نشان می‌دهد که صولت‌الدوله همواره با سیاست انگلیسی‌ها در ایران مخالفت می‌کرد. او یکی از موانع اصلی آنان برای تسلط بر فارس بود. شدت دشمنی انگلیسی‌ها با او به جایی رسید که در اسناد خود، وی را «رهبر راهزنان و دزدان و غارتگران» نامیدند. اما در همان اسناد ناچار به اعتراف این حقیقت نیز شدند که آرامش فارس تا حد زیادی به نفوذ و اقتدار صولت‌الدوله در میان قشقایی‌ها بستگی دارد.[2]

 

مهره موثر

وزن سیاسی صولت‌الدوله در موازنه قدرت جنوب ایران چنان سنگین بود که گاه به استعفا و تغییر وزیران در تهران می‌انجامید. نمونه آن، استعفای فرمانفرما از وزارت داخله در سال ۱۳۲۸ شمسی (۱۹۱۰ میلادی) بود. او با نظر سایر وزیران برای عزل صولت‌الدوله مخالفت کرده و گفته بود که با عزل وی در این هنگام، اوضاع وخیم‌تری از حالت حالیه در فارس ایجاد خواهد شد.[3]

گرایش صولت‌الدوله به سوی هر یک از ارکان قدرت در منطقه فارس نیز در توفیق آن تأثیر بسزایی داشت. به همین دلیل انگلیسی‌ها بارها سعی کردند تا نظر و حمایت او را جلب کنند اما کارشان بی‌نتیجه ماند. دولت آلمان نیز تلاش‌هایی در این زمینه انجام داد تا آنجا که وزیر مختار آلمان در سپتامبر سال ۱۹۱۵ طی نامه‌ای خطاب به وی نوشت: «مدتی است که دوستدار نام آن جناب را مثل یک شخص وطن‌پرست و صمیمی نسبت به دولت متبوعه خودتان و حامی و پای‌بند دین مقدس اسلام شناخته و دوستی با شما را مغتنم می‌شمارم. چنانچه آن جناب بخواهند با دوستدار طرف مکاتبه واقع شوند، خوب است به وسیله قنسول آلمان مقیم شیراز که مورد اعتماد تام دوستدار می‌باشد و همیشه برای مذاکره با جنابعالی حاضر خواهد بود اقدام فرمایند.» او به همراه این نامه یک تفنگ نیز به‌عنوان تحفه ارسال کرد که روی آن کاغذی با این مضمون الصاق شده بود: این تفنگ را مخصوصاً اسلحه‌ساز اعلیحضرت امپراتور برای جناب صولت‌الدوله قشقایی ساخته و پرداخته است.[4]

 

فتوای جهاد و بسیج عشایر

با آغاز جنگ جهانی اول، اوضاع ایران آشفته‌تر شد. دولت ایران بی‌طرفی خود را اعلام کرد، اما کشورهای درگیر جنگ به این بی‌طرفی احترام نگذاشتند و هر یک از قدرت‌ها برای تقویت مواضع خود، نیروهایی به ایران فرستادند. در این سال‌ها ملّیون ایران هم جنگ را فرصتی مناسب برای انتقام از روسیه و انگلستان می‌دانستند. از این رو طبیعتاً از آلمان که در برابر آن دو قدرت قرار داشت، حمایت می‌کردند. بدین ترتیب، ایران بی‌طرف عملاً به صحنه جنگ کشیده شد. مریل آمریکایی که در مقطعی قائم مقامی فرماندهی ژاندارمری را برعهده داشت، وضعیت عمومی ایران را در آستانه جنگ اول جهانی این گونه شرح می‌دهد: «تمام ایران در جوش و خروش است، وضع کلیه ایلات به غایت اسباب تشویش است. در تمام نقاط، شرق، غرب، شمال و جنوب، از هر طرف ایلات در صدد هیجان است.»[5]

با شدت یافتن جنگ و اشغال نواحی جنوبی ایران توسط قوای انگلیس، آیت‌الله سیدعبدالحسین لاری فتوای تاریخی خود را مبنی بر وجوب قیام علیه انگلیسی‌ها صادر کرد. ایشان که در تبعید به‌سر می‌بردند در این فتوای تاریخی ضمن هشدار به مسلمانان در مورد اقدامات و فعالیت‌های انگلیسی‌ها در جنوب ایران و آثار مخرب تداوم حضور آنان در ممالک اسلامی، بر لزوم مبارزه تمام عیار علیه آنان هم تأکید کردند: «جهاد و دفاع از این کفار حربی ابالیس انگلیس و اعوان ایشان [...] واجب فوری عینی است». این فتوا با قاصد مخصوص به دست صولت‌الدوله رسید و مهم‌ترین سند مشروعیت قیام قشقایی‌ها شد.[6]

از طرف دیگر و پس از اشغال بوشهر و سرکوب شورش‌های محلی، انگلیسی‌ها نیرویی به نام «پلیس جنوب» را زیر فرماندهی افسران خود تشکیل دادند. این نیرو با زور و ایجاد رعب و وحشت می‌خواست سلطه خود را در فارس تثبیت کند. صولت‌الدوله در واکنش اعلام کرد که به علت رسمی نبودن و غیرقانونی بودن پلیس جنوب و اقدامات خصمانه آنان، به انگلیسی‌ها اعلان جنگ خواهد داد.[7] با تشکیل پلیس جنوب عملاً اوضاع وارد مرحله جدیدی شد.

 

محاصره شیراز و عملیات نظامی

با صدور فتوای جهاد، ایلات و عشایر جنوب بسیج شدند و نیروی چشمگیری در اطراف صولت‌الدوله گرد آمد. از سوی دیگر، اوضاع برای انگلیسی‌ها وخیم شد چراکه موضع دو تن از قدرتمندترین افراد فارس یعنی قوام‌الملک - رئیس ایلات خمسه و متحد سنتی انگلیس - و فرمانفرما - والی فارس که با انگلیسی‌ها رابطه‌ای سرد داشت - روشن نبود. فرمانفرما پیش از این درگیری، از انگلیسی‌ها دل خوشی نداشت. همچنین خطر پیوستن قوام به صولت‌الدوله نیز وجود داشت. از همین رو دولت انگلستان برای مقابله، بسیاری از سربازان ایرانی پلیس جنوب را که غیرقابل اعتماد می‌دانست، خلع سلاح کرد و سایکس - فرمانده پلیس جنوب - از دولت خود تقاضای کمک فوری نمود.[8]

در همین زمان، پاسگاه «خان‌زنیان» (در دو منزلی شیراز) به محاصره قشقایی‌ها درآمد. از بیست نفر افراد پاسگاه، دوازده نفر گریختند و هشت تن هم اسیر شدند. با وجود این، صولت‌الدوله بدون اطمینان از حمایت دولت و نیروهای سیاسی شیراز، نمی‌خواست وارد جنگی تمام‌عیار شود. او در نامه‌هایش تأکید می‌کرد که قشقایی‌ها تاکنون تهاجم را شروع نکرده‌اند و هنوز هم حاضر است جلوی ایل را بگیرد، به شرط آنکه انگلیسی‌ها در منطقه قشقایی‌ها دخالت نکنند.[9] این نامه‌ها نشان می‌داد که صولت‌الدوله هنوز خواهان راه‌حل سیاسی بود.

 

محاصره شدن انگلیسی‌ها

پس از شکست اولیه پلیس جنوب، نیروهای انگلیس به موضع تدافعی رفتند. نقشه آنان برای ضربه سریع به قلب مخالفان موفقیت‌آمیز نبود و قشقایی‌ها قوی‌تر از پیش وارد میدان شدند. صولت‌الدوله تصمیم گرفت حلقه محاصره انگلیسی‌ها را در شیراز تنگ‌تر کند. او به ابوالفتح خان کشکولی، حسین خان دره‌شوری و تفنگچیان کازرونی دستور داد به شهر نزدیک شوند و محاصره را سخت‌تر کنند.[10]

جنگ قشقایی‌ها با پلیس جنوب که از ۲۰ اردیبهشت ۱۲۹۷ش آغاز شد، در چهار خرداد همان سال، منجر به عقب‌نشینی انگلیسی‌ها از منطقه «ده شیخ» و آغاز محاصره شیراز گردید. این محاصره تا تیر ۱۲۹۷ش ادامه یافت، پاسگاه‌ها یکی پس از دیگری به دست قشقایی‌ها افتاد و محدوده عملیات انگلیسی‌ها روزبه‌روز محدودتر شد.[11]

انگلیسی‌ها برای خروج از این بن‌بست، عملیات انهدامی طراحی کردند. هدف آن بود که پلیس جنوب از حالت دفاعی خارج شود، از شورش ضد انگلیسی در شهر جلوگیری گردد و ضربه‌ای کاری به قشقایی‌ها زده شود. اما این عملیات به جایی نرسید و هنگام عقب‌نشینی، قشقایی‌ها حملات سنگینی را آغاز کردند. صولت‌الدوله نقشه‌ای بزرگ در سر داشت که قطع راه‌های کمک‌رسانی به شیراز، تجمع نیرو در اطراف شهر، و همزمان با یک شورش داخلی، حمله‌ای سراسری آغاز گردد، از جمله برنامه‌های این نقشه بود. در مقابل، انگلیسی‌ها دست به فعالیت گسترده‌ای برای ایجاد تفرقه در سپاه قشقایی زدند. در این روزها، حلقه محاصره روزبه‌روز تنگ‌تر می‌شد. در داخل شیراز نیز تظاهرات ضد انگلیسی آغاز گردید. رهبری این تظاهرات را علمای شیراز بر عهده داشتند و سند مشروعیت قیام صولت‌الدوله، همان فتوای آیت‌الله سید عبدالحسین لاری بود.[12]

این مقاومت، اگرچه در نهایت تحت فشار نیروهای انگلیسی تضعیف شد، اما نشان‌دهنده روحیه استقلال‌طلبی و وطن‌پرستی ایلات جنوب ایران بود. صولت‌الدوله در این دوره، به دلیل فشار انگلستان، از رهبری ایل برکنار شد و مدتی را در فرار و گریز گذراند.

 

بازگشت به قدرت

پس از پایان جنگ جهانی اول، صولت‌الدوله به جنوب ایران بازگشت و بار دیگر رهبری ایل قشقایی را به دست گرفت. او در دوره پنجم مجلس شورای ملی، نماینده مردم جهرم شد. با این حال، به دلیل سیاست‌های خلع سلاح عشایر و ناامنی‌های ایجاد شده در جنوب، دستگیر و در تهران زندانی شد. با حمایت عشایر منطقه، از زندان آزاد شد و به شیراز رفت. در دوره هشتم مجلس شورای ملی نیز نمایندگی مردم آباده را بر عهده گرفت.[13]

 


[1] لیتن، ویلهلم. (۱۳۶۷). ایران از نفوذ مسالمت‌آمیز تا تحت‌الحمایگی، ترجمه مریم احمدی، تهران: معین، ص ۲۴۹.

[2] راضی، منیره (۱۳۸۱). پلیس جنوب ایران، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص146-147.

[3] همان، ص ۱۴۹-150.

[4] همان.

[5] احمدلو، رسول (۱۴۰۲). انقلاب اسلامی در لارستان، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۱۱۳.

[6] همان، ص۱۱۳–۱۱۴.

[7] نصیری طیبی، منصور (1384). ایالت فارس و قدرت‌های خارجی (از مشروطیت تا سلطنت رضاشاه)، تهران: وزارت امور خارجه، ص ۱۴۶.

[8] انقلاب اسلامی در لارستان، ص ۱۱۵.

[9] همان.

[10] همان.

[11] همان، ص ۱۱۵-116.

[12] همان، ص ۱۱6.

[13] پلیس جنوب، ص216.


اسماعیل قشقایی (صولت الدوله)، رئیس ایل قشقایی