روایتی از نقش آیت‌الله کاشانی در مبارزه با رژیم صهیونیستی


روایتی از نقش آیت‌الله کاشانی در مبارزه با رژیم صهیونیستی

پیروزی نهضت ملی شدن صنعت نفت، انتظارات جدیدی را در داخل و خارج از کشور نسبت به تجدیدنظر پیرامون مسئلۀ شناسایی اسرائیل به وجود آورد. این مسئولیت بیش از همه متوجه آیت‌الله کاشانی، رهبر مذهبی نهضت بود که سابقۀ طولانی در مبارزه با استعمار داشت و از حامیان واقعی فلسطین محسوب می‌شد. از جمله تقاضاهای فسخ شناسایی اسرائیل، ارسال نامۀ استادان و علمای دانشگاه الازهر قاهره در واپسین روزهای اردیبهشت ۱۳۳۰ بود که از وی می‌خواستند تا دولت ایران را نسبت به پس‌گیری شناسایی دولت اسرائیل متقاعد سازد. در مقابل مطالبه این خواست مسلمانان ایران و جهان توسط آیت‌الله کاشانی از دولت، در تاریخ ۱۵ تیرماه ۱۳۳۰ شناسایی دو فاکتوی اسرائیل را پس گرفته شد و کنسولگری ایران را در اسرائیل منحل گردید.[1]  اقدامی که پس از کودتای 28 مرداد 1332 به نقطه قبل بازگشت.

 

ریشه‌های بین‌المللی تشکیل اسرائیل

با روی کار آمدن رضاخان در ایران در سال ۱۳۰۴ش، شرایط و موقعیت به گونه‌ای بود که جنگ جهانی اول در سال ۱۲۹۷ به پایان رسیده و امپراتوری عثمانی ساقط شده بود. در واقع این جنگ با هدف تجزیه امپراتوری عثمانی و مقدمه‌سازی جهت تشکیل دولت یهودی انجام شد. متفقین در پوشش کنفرانس ورسای برای بسیاری از ممالک اسلامی منطقه تعیین تکلیف کرده بودند. برای اداره سرزمین فلسطین نیز حول محور اعلامیه صهیونیستی بالفور، لایحه قیمومت تهیه و شرایط و زمینه‌های لازم را تحت پوشش «کانون ملی یهود» و «دولت یهودی» در فلسطین آماده و مهیا کرده بودند.[2]

 

نفوذ در دربار پهلوی

در همین راستا و در ایران، رضاخان زمانی که پله‌های صعود را می‌پیمود، با بعضی افراد و تشکل‌های مرموز ارتباط داشت. [...] محمدعلی فروغی که برخی منابع او را یهودی‌تبار دانسته‌اند و استاد اعظم فراماسونری بود، اولین نخست‌وزیر رضاخان پس از به قدرت رسیدن او به شمار می‌رفت و در عملکرد رضاخان نقش اساسی و محوری داشت. بر اساس مندرجات بعضی منابع صهیونیستی در دوره احمدشاه قاجار، تقریباً تمام رجال سیاسی ایران، از جمله سردار سپه، از فعالیت‌های صهیونیستی در ایران باخبر بودند. آنها حتی در پاره‌ای جشن‌ها و مجالس صهیونیستی شرکت می‌کردند و وزارتخانه‌های ایران آن دوره، سد راه فعالیت‌های صهیونیستی نمی‌شدند.[3]

کانون‌های یهودی و جریانات وابسته به آنها، محمدرضا را نیز مانند پدرش تطمیع، دچار غرور و خودبزرگ‌بینی کاذب می‌کردند؛ به گونه‌ای که این فکر در او تقویت شده بود که با برخورداری از حمایت و پشتیبانی لابی صهیونیسم در اروپا و آمریکا، بقا و تداوم سلطنت پهلوی برای همیشه تضمین شده است.[4]

سرانجام در سال ۱۳۲۵، صهیونیست‌ها با حمایت و کمک انگلیس، فلسطین را به اشغال خود درآوردند و تأسیس دولت اسرائیل را اعلام کردند. اولین واکنش ایرانیان به صورت تظاهرات و راه‌پیمایی گسترده‌ای با دعوت آیت‌الله کاشانی صورت گرفت.[5] با وجود اعتراضات مردمی، در نهایت دولت ایران به صورت دوفاکتو[6] در اسفند ۱۳۲۸، دولت اسرائیل را به رسمیت شناخت. این شناسایی، جدا از مخالفت‌های برخی جریانات داخلی، باعث فرار یا مهاجرت یهودیان مقیم عراق به ایران شد.[7]

 

واکاوی اقدام رژیم پهلوی

صرف نظر از علل، عوامل و چگونگی این اقدام رژیم پهلوی و نیز اعمال نفوذ و حتی رشوه‌ای که صهیونیست‌ها به بعضی رجال و مقامات ایرانی پرداخت کرده بودند، واقعیت این است که اقدام ایران در میان جوامع مختلف اسلامی در جهان، به خصوص کشورهای اسلامی، بازتاب منفی فراوان به دنبال داشت. در ایران هم مردم مسلمان تحت رهبری عالمان دینی به شدت در قبال این تصمیم اعتراض کردند و عکس‌العمل نشان دادند.

بعضی نمایندگان مجلس شورای ملی نیز دولت وقت را مورد سؤال و بازخواست قرار داده و این اقدام را محکوم کردند. با این وجود رژیم پهلوی ضمن صدور اعلامیه‌ای، دولت غاصب اسرائیل را به رسمیت شناخت و «عباس صیقل» را به عنوان نماینده رسمی انتخاب و به فلسطین اشغالی اعزام کرد. این در حالی بود که پیش از این «رضا صفی‌نیا» به عنوان مأمور مخصوص دولت شاهنشاهی به فلسطین اعزام شده بود.[8]

شناسایی رژیم صهیونیستی از سوی ایران به عنوان یک کشور بزرگ اسلامی، برای صهیونیست‌ها در عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی دستاوردی بسیار ارزشمند و حائز اهمیت بود. این اقدام دولت شاهنشاهی برای برخورداری از حمایت کانون‌ها و اشخاص ذی‌نفوذ یهودی و صهیونیستی آمریکا و اروپا در جهت تحکیم و تقویت سلطنت بود. [9]

 

هشدار زودهنگام آیت‌الله کاشانی

اولین واکنش ایرانیان در قبال تأسیس دولت صهیونیستی به صورت تظاهرات و راه‌پیمایی گسترده‌ای با دعوت آیت‌الله کاشانی صورت گرفت.[10] با توجه به قدرت نیروهای مذهبی، خصوصاً فداییان اسلام و آیت‌الله کاشانی، مسئله شناسایی دولت اسرائیل از طرف دولت ایران در حکم یک خودکشی سیاسی بود!

امیراصلان افشار، آخرین رئیس کل تشریفات محمدرضا پهلوی بیان می‌کند: شناسایی اسرائیل به راحتی انجام نشد، چون برخی از رهبران معروف سیاسی شدیداً مخالف بودند، مثل فدائیان اسلام، آیت‌الله کاشانی، دکتر مصدق و دیگران؛ حتی علمای الازهر مصر طی نامه‌ای به آیت‌الله کاشانی خواستار ملغی کردن این شناسایی شدند.[11]

آیت‌الله کاشانی از پیش از تأسیس کشور جعلی در سال ۱۳۲۶ شمسی (۱۹۴۷م) صحبت از خطر صهیونیسم کرد و به مردم و کارگزاران امور سیاسی هشدار داد. او طی یک بیانیه ویژه خطاب به ملت مسلمان ایران چنین گفت: «ملت ایران، [...] چنانچه همه می‌دانید از روزی که سازمان ملل به ناحق حکم به تقسیم فلسطین داده [...] روزی نیست که عده‌ای از برادران شما را یهودی‌ها به خاک و خون نیفکنند و خانه و هستی آنها را ویران ننمایند و آنها را از جایگاه خود که وطن اصلی آنهاست نرانند. [...] معلوم نیست وطن بودن فلسطین برای مهاجرین یهودی آلمانی و روسی و آمریکایی و غیره مطابق کدام منطق و قانون است که رأی به تقسیم آنها می‌دهند؟ اگر می‌خواهند آنها (صهیونیست‌ها) را از خود راضی کنند [...]، در مملکت خود به آنها جا بدهند و آنها را مستقل کنند. [...] و علی‌ای‌حال بر تمام مسلمین عالم است از هر طریقی که می‌شود از این ظلم فاحش جلوگیری نموده و رفع این مزاحمت را از مسلمین فلسطین بنمایند.»[12]

ذکر این موضوع ضروری است که این بیانیه و اعلام خطر آیت‌الله کاشانی در روز یازدهم دی‌ماه ۱۳۲۶، یعنی ده روز پس از تقسیم فلسطین و به رسمیت شناخته شدن استقلال رژیم اشغالگر قدس به عنوان دولت اسرائیل از سوی سازمان ملل متحد، انتشار یافت. او در اواسط دهه ۱۳۲۰ شمسی در شرایطی که هنوز اکثر قریب به اتفاق مردم جهان هیچ‌گونه شناختی نسبت به پدیده استعماری فاشیستی صهیونیسم نداشتند، در این زمینه روشنگری کرد و درباره زیان‌های وجود یک دولت نژادپرست و صهیونیست در غرب آسیا هشدار داد. ایشان در این مورد نیز با استفاده از فرصت‌های موجود در اجتماع و محافل مختلف حداکثر بهره‌گیری را جهت آگاهی بیشتر مردم می‌کردند تا جایی که به دستور نخست‌وزیر، فرمانداری نظامی تهران در اقدام به تعقیب و دستگیری آیت‌الله کاشانی، حتی به درج آگهی در برخی از روزنامه‌های آن کشور نمود.[13]

آیت‌الله کاشانی در ادامه حمایت از ملت فلسطین، در سی‌ام اردیبهشت ۱۳۲۷ ه.ش، مردم ایران را به یک تظاهرات علیه دولت غاصب اسرائیل دعوت کرد. در این روز اجتماع پرشوری شکل گرفت و آیت‌الله کاشانی با قلبی آکنده از درد و اندوه برای آنان سخنرانی نمود. او در این سخنرانی اعلام کرد که وضع فعلی مسلمانان نتیجه دخالت استعمارگران در امور آنها و از بین رفتن روح اتحاد، یکپارچگی و دوری از احکام اسلام است.[14]

 

دومین تظاهرات و توصیه به مدارا با یهودیان ایران

آیت‌الله کاشانی در روز سی و یکم اردیبهشت ۱۳۲۷ نیز مردم را به تظاهرات دیگری علیه صهیونیست‌ها و رژیم اشغالگر قدس فراخواندند. آن روزها مسئله سپردن زمام اداره فلسطین به دست عده‌ای صهیونیست، سوژه روز مطبوعات و رسانه‌های جهان بود. به همین سبب آیت‌الله کاشانی این بار تبلیغات وسیع‌تری را در این مورد انجام داد و حتی ترتیبی اتخاذ نمود تا اخبار مربوط به این فراخوان و تظاهرات در جراید روز ایران و تنها رسانه شنیداری آن ایام کشور یعنی رادیو تهران پوشش داده شود. این میتینگ با شکوه فراوان در همان محل قبلی یعنی مسجد امام (شاه سابق) تهران برگزار گردید. ایشان در این تجمع اعلام کردند: «اخیراً مشاهده شده است بعضی دولت‌ها بدون مجوز قانونی، فلسطین را که از مراکز مهم اسلامی و محل مسجدالاقصی و قبله اول مسلمین جهان است و سالیان دراز مسکن مسلمانان به شمار می‌رفت و بر آن حکومت می‌کردند و طی صدها سال جنگ صلیبی و دادن میلیون‌ها کشته نتوانسته بودند این سرزمین مقدس را از دست مسلمانان به در آورند، اکنون وطن یهودیانی که از نقاط مختلف دنیا به آنجا مهاجرت کرده‌اند، شناخته‌اند. [...] مسلمین دنیا به خصوص ایران چنین اجازه‌ای را نمی‌دهند که یهود به این حق ثابت دست تعدی دراز نموده و با چنگال‌های فاسد و ظالمانه خود خانمان برادران مسلمان را در هم ریخته و خون آنان را بی‌رحمانه بریزند.»[15]

گفتنی است که برقراری نظم و امنیت این تظاهرات تماماً توسط خود مردم صورت گرفت و مأمورین انتظامی دخالت مستقیم نداشتند. و چون پیش‌بینی می‌شد که ممکن است روز جمعه تجاوزاتی از طرف بعضی عناصر ناراحت به محله کلیمیان ساکن تهران بشود، جمعی از مردم برای حفاظت از آنها فرستاده شد و به مردم توصیه و تأکید شد که نسبت به کلیمیانی که مالیات می‌دهند و در ذمه مسلمین هستند، باید با کمال رأفت و مهربانی رفتار شود. مردم نیز کاملاً طبق دستور عمل کردند و کوچک‌ترین عمل خصومت‌آمیزی از طرف مردم نسبت به یهودیان ایران نشان داده نشد.[16]

سید محمد واحدی (یکی از اعضای سازمان فدائیان اسلام) نخستین همایش ضدصهیونیستی مردم مسلمان ایران در اعتراض به موجودیت رژیم اشغالگر قدس را که به ابتکار آیت‌الله سیدابوالقاسم کاشانی تشکیل شده بود، اینچنین روایت کرده است:

«روز جمعه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۲۷، مسجد شاه تهران[17] ناظر عظیم‌ترین اجتماع پرشکوهی بود که بعد از شهریور ۱۳۲۰ تا آن روز برپا شده بود. مسجد مملو از جمعیت و در خیابان‌های اطراف هم عبور و مرور قطع شده و اتوبوس‌ها کار نمی‌کردند. در آن ایام ریاست تبلیغات جمعیت فدائیان اسلام با آقای ابوالقاسم پاینده (مدیر مجله صبا) بود. او دستور داد که دو ساعت رادیو به مسجد شاه وصل و جریان میتینگ را پخش کنند. در آن میتینگ آقای نواب صفوی و آقای کاشانی نیز شرکت کرده بودند و فشار جمعیت در صحن مسجد به قدری بود که نرده‌های آهنی جلوی شبستان شکست.»[18]

پس از این تظاهرات، مردم به جمع‌آوری کمک‌های مالی برای فلسطینیان پرداختند و پنج هزار نفر از فدائیان اسلام نیز آمادگی خود را برای شرکت در نبرد علیه صهیونیست‌ها اعلام داشتند. این عده در دوم خرداد ۱۳۲۷ ه.ش در منزل آیت‌الله کاشانی اجتماع نمودند و برای حرکت به سوی فلسطین لحظه‌شماری می‌کردند. اما دولت وقت از این اقدام جلوگیری به عمل آورد. آیت‌الله کاشانی برای جلوگیری از این ظلم آشکار، نامه‌ای به سازمان ملل نوشت: «یک عده مهاجر با کمک و اسلحه دولت‌ها، موفق شدند اعراب را از یک قسمت از سرزمین فلسطین که خانه آنها بود و قرن‌ها در آنجا مأوی داشته‌اند، بیرون رانند. اگر دولت‌های معظمه اطمینان به اغماض و چشم‌پوشی سازمان از این تجاوز و حق‌کشی نداشتند، مرتکب چنین جنایتی نمی‌شدند. و اینک میلیون‌ها مردم مسلمان جهان چشم به راه تصمیمات سازمانند که از تعدیات جلوگیری نمایند و اجازه ندهند اسلحه و پول بعضی از اعضای آن سازمان به نفع اقلیت کوچکی و به ضرر ساکنین یک قسمت از خاک شرق به کار برده شود.»[19]

 

پیگیری مبارزه تا مجلس

آیت‌الله کاشانی ایجاد دولت صهیونیستی را یکی از هزاران تبهکاری‌های بیگانگان به منظور نابودی مسلمانان می‌دانست. وی در زمانی که ریاست مجلس دوره هفدهم را به عهده داشت، در ملاقات با هیئت نمایندگی مجلس اوقاف اسلامی دمشق گفت: «ما شناسایی خود را از دولت یهودی اسرائیل پس گرفتیم. چون حکومت سابق ایران که یک دولت انگلیسی بود، اسرائیل را به رسمیت شناخته بود. و اکنون همه کشورهای اسلامی و عربی باید برای درهم شکستن اسرائیل و بازگشت شهرهایی که اسرائیل غصب کرده به صاحبان واقعی آن، هماهنگ شوند.»[20]

او در ادامه حمایت از ملت فلسطین، مردم ایران را به تظاهرات علیه اسرائیل غاصب دعوت کرد و در روز یکشنبه بیستم دی‌ماه ۱۳۲۹ ه.ش، بیش از سی هزار نفر در تهران به این دعوت لبیک گفته و در مسجد امام خمینی (سلطانی سابق) اجتماع کردند. اما دولت وقت که از فعالیت‌های سیاسی و مذهبی کاشانی در هراس بود، از سخنرانی وی در آن اجتماع باشکوه جلوگیری به عمل آورد و در نتیجه آیت‌الله فلسفی به منبر رفت و هدف از این تظاهرات را بیان نمود. او از ستمی که بر ملت فلسطین می‌رفت در تب و تاب بود و در ادامه بیان کرد: «ما با این هدف در اینجا جمع شده‌ایم تا با ملت مظلوم فلسطین ابراز همدردی کنیم و قصد آزار هیچ کس را نداریم و یهودیان ایران نیز تحت حمایت ما هستند و نباید هیچ گونه احساس نگرانی به خود راه دهند.»[21]

نتیجه این اقدامات بود که توانست آن جایگاه بین‌المللی را برای مبارزان ایرانی ایجاد کند و ادامه همین مسیر بود که موجب قطع دست اسرائیل شد. بازتاب منفی گسترده موضوع شناسایی اسرائیل در داخل و خارج کشور، سرانجام سبب صدور اعلامیه‌ای از سوی نخست‌وزیر در تیرماه سال ۱۳۳۰ش، مبنی بر قطع رابطه ایران و اسرائیل گردید. صفی‌نیا (نماینده اعزامی دولت ایران) به تهران فراخوانده و سرکنسولگری ایران در فلسطین اشغالی نیز تعطیل شد. البته واقعیت این بود که رژیم پهلوی شناسایی «دو فاکتو»ی اسرائیل را ملغی اعلام نکرده بود. لذا پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ش، این ارتباط مجدداً برقرار شد؛ به گونه‌ای که محمدرضا پهلوی طی مصاحبه‌ای در مردادماه سال ۱۳۳۹، شناسایی اسرائیل را مورد تأیید قرار داد و موضوع تعطیلی کنسولگری ایران و فراخوانی نماینده سیاسی دولت را ناشی از مشکلات مالی اعلام کرد. (برای اطلاع بیشتر درباره موضع شاه اینجا را بخوانید.)

 

[1] زارع، رضا (۱۳۸۴) ارتباط ناشناخته: بررسی روابط رژیم پهلوی و اسرائیل، تهران: مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، ص ۷۶.

[2] تقی‌پور، محمدتقی (1339). ایران و اسرائیل در دوران سلطنت پهلوی، ج1، تهران: موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ص55-68.

[3] همان،‌ ص62

[4] موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی (1382). سقوط، ج1. تهران : موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی. ص118.

[5] یزدی، ابراهیم (بی‌تا). مجموعه آثار، مقالات، مصاحبه‌ها و سخنرانی‌ها. ج9. تهران: بنیاد فرهنگی مهندس مهدی بازرگان، ص720.

[6] شناسایی دو فاکتو در مقابل شناسایی رسمی یا دوژور است؛ در شناسایی دو فاکتو صرفاً روابط کنسولی برقرار است.

[7] میرفطروس، علی (2012م). خاطرات دکتر امیر اصلان افشار - آخرین رئیس کل تشریفات محمدرضا شاه پهلوی، تهران:فرهنگ، ص161.

[8] سقوط، ج1، ص177.

[9] همان، ص118-119.

[10] مجموعه آثار، مقالات، مصاحبه‌ها و سخنرانی‌ها (ابراهیم یزدی)، ج9، ص720.

[11] خاطرات دکتر امیر اصلان افشار، ص162.

[12] دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان (1392). فریاد ملت - روایت زندگی و مبارزات آیت الله کاشانی، تهران: شرکت انتشارات کیهان. ص61.

[13] فریاد ملت - روایت زندگی و مبارزات آیت الله کاشانی، ص61-62.

[14] آیت الله کاشانی رایت استقلال، ص86.

[15] فریاد ملت - روایت زندگی و مبارزات آیت الله کاشانی، ص68-71.

[16] همان، ص66.

[17] امام خمینی

[18] همان، ص69.

[19] همان.

[20] آیت الله کاشانی رایت استقلال، ص86.

[21] فریاد ملت - روایت زندگی و مبارزات آیت الله کاشانی، ص65.