محاصرهای که اجرا نشد
روایتی از عقبنشینی آمریکا در محاصره دریایی ایران
محاصره دریایی جنگ نفتکشها خلیج فارس قطعنامه 598 اسکورت نفتکشهای کویتی بندر الاحمدی کویت نفتکش بریجتون ایران اجر امام خمینی لس آسپین کاسپار واینبرگر رونالد ریگان تحریم اقتصادی جنگ اقتصادی تنگه هرمز
۱۵ مهر ۱۳۶۶ (۷ اکتبر ۱۹۸۷)، منابع دولتی آمریکا خبر دادند که اگر تهران با آتشبس در جنگ با عراق موافقت نکند، واشنگتن در پی محاصره دریایی ایران در خلیج فارس خواهد بود.[1] چند روز بعد، یک منبع آمریکایی حتی از احتمال محاصره پایانههای نفتی ایران و قطع بخش بزرگی از درآمد صادرات نفت سخن گفت.[2] با اینحال این تهدید به همان صورتی که مطرح شده بود، اجرا نشد و میان تهدید و اجرا فاصله زیادی دیده میشد.
جنگ نفتکشها
جنگ نفتکشها تا سال ۱۳۶۶ به یکی از اصلیترین عرصههای درگیری ایران و عراق تبدیل شده بود. عراق از سال ۱۳۶۳ حمله به نفتکشها را با هدف کاهش درآمد نفتی ایران، فشار اقتصادی برای پذیرش آتشبس، کشاندن قدرتهای بزرگ به خلیج فارس و بینالمللی کردن جنگ دنبال کرد. با گسترش حملات، آمریکا هم از خرداد ۱۳۶۳ از آمادگی خود برای اسکورت نفتکشها خبر داده بود.[3]
در سال ۱۳۶۵، کویت رسماً از آمریکا خواست نفتکشهای این کشور را با کاروان نظامی همراه کند؛ اما آمریکا در آن زمان به این درخواست پاسخ مثبت نداد.[4] با این حال شرایط در سال بعدش تغییر کرد. پس از تشدید جنگ نفتکشها و بهویژه حمله عراق به ناو آمریکایی استارک در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۶۶ که ۳۷ کشته و ۲۰ مجروح بر جای گذاشت[5]، ریگان در ۳۰ ژوئن (۹ تیر۱۳۶۶) از سنای آمریکا اجازه اسکورت نفتکشهای کویتی را گرفت. نخستین اسکورت نظامی آمریکا در ۲۲ ژوئن (۳۱ تیر ۱۳۶۶) آغاز شد.[6] قرار بود این حضور، امنیت کشتیرانی را بیشتر کند، اما از همان ابتدا روشن شد که عبور کشتیها در خلیج فارس بدون خطر نخواهد بود و نفتکش بریجتون که تحت اسکورت آمریکاییها حرکت میکرد، با مین برخورد کرد.[7]
در سوی دیگر، ایران در سال ۱۳۶۶ سیاست «مقابله به مثل در دریا» را در پیش گرفته بود؛ یعنی اگر خلیج فارس برای ما امن نباشد، برای هیچکس امنیت نخواهد داشت. این سیاست، پاسخ ایران به حملات عراق به نفتکشها و افزایش حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس بود.
با اینحال در ۳۱ شهریور ۱۳۶۶ بالگردهای جنگی آمریکا به کشتی ایران اجر حمله کردند؛ کشتیای که آمریکاییها آن را به مینگذاری در مسیر کشتیرانی متهم میکردند. در این حمله شماری از خدمه ایرانی شهید، زخمی و اسیر شدند.[8] این حمله در ظاهر نشان میداد که آمریکا حاضر است در خلیج فارس مستقیماً از نیروی نظامی استفاده کند.
تهدید به محاصره
در ۱۶ مهر ۱۳۶۶، خبرگزاری یونایتدپرس از واشنگتن گزارش داد که منابع دولت آمریکا از فشار مقامات این کشور برای یک محاصره دریایی در خلیج فارس به سرپرستی سازمان ملل خبر میدهند؛ محاصرهای که هدفش قطع جریان تسلیحات به ایران بود و در صورتی مطرح میشد که ایران با آتشبس در جنگ با عراق موافقت نکند. به گزارش این منابع، پنتاگون، وزارت خارجه و شورای امنیت ملی آمریکا به این استراتژی بهعنوان راهی برای اعمال تحریم تسلیحاتی پیشنهادی رسیده بودند. بر اساس همان گزارش، انتظار میرفت این تحریم طی چند هفته در شورای امنیت سازمان ملل تصویب شود[9] این خبرها در شرایطی منتشر میشد که بحث بر سر اجرای قطعنامه ۵۹۸ و پایان جنگ ایران و عراق شدت گرفته بود.
همزمان، در فضای سیاسی آمریکا نیز گزینهای شدیدتر از اسکورت و تحریم در حال مطرح شدن بود. لس آسپین، نماینده کنگره آمریکا، در سخنرانی خود در ۱۳ اکتبر ۱۹۸۷ (۲۱ مهر ۱۳۶۶)، از احتمال تشدید تدریجی فشار علیه ایران سخن گفت. در طرحی که او توضیح میداد، ابتدا باید جریان ارسال سلاح به ایران محدود میشد، سپس بازرسی کشتیها برای جلوگیری از ورود سلاح در دستور کار قرار میگرفت و در نهایت، اگر این اقدامات کافی نبود، حتی محاصره پایانههای صادرات نفت ایران هم به میان میآمد. آسپین برآورد کرده بود که چنین اقدامی میتواند بخش بسیار بزرگی از درآمد صادراتی ایران را قطع کند.[10]
اما نکته مهم در همین سند، این است که او در همان زمان تأکید میکرد که واشنگتن نباید فعلاً به چنین فشار شدیدی متوسل شود. به این ترتیب، محاصره در این روایت بیشتر یک گزینه برای مرحله بعدی فشار بود تا تصمیمی که اجرای آن در همان روزها قطعی شده باشد.[11]
نفت، مسئله اصلی
پشت این بحث، مسئلهای بزرگتر از خود ایران قرار داشت: خلیج فارس و جریان آزاد نفت. در اسناد مربوط به سیاست آمریکا در خلیج فارس در سال ۱۹۸۷، آزادی کشتیرانی و جریان آزاد نفت بهعنوان یکی از منافع مهم آمریکا مطرح شده است. گزارش وزیر دفاع وقت آمریکا، کاسپار واینبرگر، در ۱۵ ژوئن ۱۹۸۷ (۲۵ خرداد ۱۳۶۶) نیز بر اهمیت جریان بدون مانع نفت در خلیج فارس تأکید کرده بود. بعدها همین اسناد در پرونده «سکوهای نفتی» در دیوان بینالمللی دادگستری ثبت و بررسی شدند.[12]
اهمیت این مسئله را میتوان در مواضع ریگان نیز دید. رئیسجمهور آمریکا در ماه مه ۱۹۸۷ گفته بود منافع حیاتی آمریکا در خلیج فارس در معرض خطر است و بسته شدن مسیر کشتیرانی میتواند پیامدهای اقتصادی سنگینی داشته باشد. واینبرگر نیز در گزارش خود جریان بدون مانع نفت از خلیج فارس را برای اقتصاد غرب حیاتی دانسته بود.[13]
بنابراین، برای آمریکا مسئله تنها این نبود که چگونه به ایران فشار وارد شود. مسئله این بود که این فشار نباید به ترتیبی اعمال شود که همان چیزی را که آمریکا میخواست حفظ کند، یعنی جریان نفت و کشتیرانی، مختل شود. محاصره کامل میتوانست درآمد نفتی ایران را هدف بگیرد، اما همزمان در منطقهای اجرا میشد که خود آمریکا حضور نظامیاش را با ضرورت حفظ کشتیرانی توجیه میکرد.
هشدار امام
موضع ایران نیز در برابر حضور فزاینده قدرتهای خارجی در خلیج فارس از چند ماه قبل روشن شده بود. امام خمینی در پیام ۶ مرداد ۱۳۶۶، ضمن هشدار به قدرتهای خارجی و کشورهای حاشیه خلیج فارس، گفتند: «سیاست ما در مورد خلیج فارس از اول تا کنون صریح و روشن بوده است. جمهوری اسلامی ایران به امنیت در خلیج فارس اهمیت زیادی میدهد و به همین دلیل و علیرغم فراهم بودن همه نوع امکانات دریایی و هوایی و زمینی در بستن تنگه هرمز و صدمه واردکردن به کشتیها و نفتکشها و منافع و مراکز صدور نفت و پالایشگاهها و بنادر منطقه، تا به حال از سیاست صبر و انتظار و جلوگیری از گسترش جنگ پیروی نموده است و فقط در حد نشان دادن مقدار کمی از قدرت و حضور و توانایی خود و مقابله به مثل وارد عمل گردیده است. و دنیا به این حقیقت رسیده است که ناامنی در خلیج فارس فقط به ضرر ایران تمام نمیشود، بلکه قویترین قدرتها و ابرقدرتها هم اگر مثل آمریکا تمامی امکانات هوایی و دریایی و جاسوسی-خبری خود و همپیمانان خود در منطقه را بسیج کنند، [...]، از این خطر و ضرر مصون نخواهند ماند و در این گرداب ناامنی غرق میشوند.»[14]
این همان نقطهای بود که مسئله محاصره را از یک فشار اقتصادی ساده جدا میکرد. اگر آمریکا میخواست از راه دریا تمام یا بخش عمده صادرات نفت ایران را متوقف کند، باید این کار را در محیطی انجام میداد که ایران آن را بخشی از میدان جنگ میدانست و برای واکنش در آن حوزه، توان و اراده لازم را داشت.
زنجیره اقدام
در میانه این کشمکش، حادثه دیگری رخ داد که فاصله میان تهدید و اقدام را کمتر کرد. در ۱۵ اکتبر (۲۳ مهر ۱۳۶۶)، موشک سیلکورم به نفتکش آمریکایی Sea Isle City در آبهای کویت اصابت کرد. طبق نامه ریگان به کنگره، حمله حدود ساعت ۱۰:۴۵ شب انجام و موشک از منطقه تحت کنترل ایران شلیک شده بود.[15]
چهار روز بعد، آمریکا به یک سکوی نفتی ایران حمله کرد؛ عملیاتی که در اسناد آمریکایی با عنوان Nimble Archer ثبت شد. با این حال، ریگان در بیانیه ۱۹ اکتبر (۲۷ مهر ۱۳۶۶) تصریح کرد که آمریکا خواهان رویارویی نظامی با ایران نیست و پایان تنشها و اجرای قطعنامه ۵۹۸ را دنبال میکند.[16]
ایران اما در برابر این حمله منفعل نماند. در ۲۳ اکتبر (۱ آبان ۱۳۶۶)، تنها تنها چهار روز پس از عملیات Nimble Archer، بندر الاحمدی کویت هدف حمله قرار گرفت. مرحوم هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود در اول آبان نوشت: «ضربه به ترمینال الاحمدی کویت هم حیثیت ما را بالا برده و هم آمریکا را تحقیر کرده است. ریگان در مصاحبه دیشب خود مثل یک فرمانده شکست خورده حرف میزد. [...] ضربه به بندر الاحمدی و آشفتگیها و وضع اقتصادی غرب او را خلع سلاح کرده است.» به گزارش همان مدخل، صادرات نفت کویت به دنبال این حمله حدود یک میلیون و دویست هزار بشکه در روز کاهش یافت و چون بخش عمده صادرات نفت کویت از ترمینال الاحمدی انجام میشد، پیامد اقتصادی حمله قابل توجه بود.[17]
این ضربه نشان داد که ایران در برابر فشار نظامی آمریکا دست بسته نیست و همزمان، همان معادلهای را پیش روی آمریکا قرار میدهد که از ماهها قبل در خلیج فارس وجود داشت و اعلام شده بود: هر اقدام علیه نفت و کشتیرانی میتواند از محدوده ایران فراتر برود و بر دیگر صادرکنندگان نفت و بازار جهانی اثر بگذارد.
جنگ اقتصادی
در همین شرایط بود که در ۲۶ اکتبر (۴ آبان ۱۳۶۶)، ریگان تحریمهای تجاری جدید را اعلام کرد. طبق آن همه واردات کالاهای ایرانی به آمریکا ممنوع و صادرات ۱۴ گروه کالایی با کاربرد بالقوه نظامی محدود شد.[18] در واقع، ابزار اعلامشده در آن روز، محاصره دریایی نبود و عملاً در چارچوب تحریم اقتصادی میگنجید. این تغییر ابزار به مثابه اعلام رسمی جنگ اقتصادی آمریکا با ایران بود و عملاً آغاز دورهای تازه در روابط دو کشور محسوب میشد.
در ۲۹ اکتبر (۷ آبان ۱۳۶۶) نیز ریگان فرمان اجرایی ۱۲۶۱۳ را صادر و واردات کالا و خدمات با منشأ ایرانی به آمریکا را ممنوع کرد. او در پیام خود به کنگره، این اقدام را پاسخی به حملات ایران علیه کشتیهای آمریکایی و کشتیهای کشورهای بیطرف و نیز بخشی از فشار برای تغییر رفتار ایران اعلام کرد.[19] در نتیجه، اتفاقی که در پایان مهر و آغاز آبان رخ داد، تشدید فشار بود و عملاً از محاصره کامل دریایی خبری نبود.
چرا محاصره محقق نشد؟
نخست، حضور آمریکا در خلیج فارس برای حفظ کشتیرانی و جریان آزاد نفت بود. اسناد بعدی دیوان بینالمللی دادگستری نیز همین منطق را به روشنی ثبت کردهاند. آمریکا نگران آزادی ناوبری، امنیت کشتیها و انتقال جریان نفت از خلیج فارس به اقتصاد جهانی بود و همزمان بر تمایل خود برای پرهیز از رویارویی نظامی با ایران تأکید میکرد.[20]
دوم، خودِ عملیات اسکورت نشان داده بود که حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس کمهزینه نیست. شکست کاروان نظامی آمریکا برای اسکورت کشتی غول پیکر بریجتون کویت با پرچم آمریکا و برخورد آن با مین، حمله عراق به ناو استارک و پاسخ مصداقی ایران در بندر الاحمدی کویت، همگی نشان میدادند که حتی حفاظت از چند نفتکش مشخص نیز میتواند به درگیریهای پیشبینینشده منجر شود.
سوم، در همان مقاله لس آسپین، این نگرانی به زبان دیگری بیان شده بود. او معتقد بود حضور گسترده آمریکا در منطقه گاهی همان اندازه که مسئلهای را حل میکند، مسئله تازهای ایجاد میکند و آمریکا باید مراقب باشد سیاست خود را به سمت رویارویی کامل با ایران سوق ندهد.[21]
چهارم، مسئله متحدان بود. آسپین تأکید میکرد که حفظ همراهی دیگر کشورها با واشنگتن دشوار اما ضروری است.[22] با این وجود همپیمانان آمریکا از جمله آلمان، ژاپن و فرانسه از همراهی با این کشور خودداری میکردند و عملاً حاضر نشدند در آن مقطع به درخواست ریگان برای اعمال تحریم اقتصادی علیه ایران پاسخ مثبت دهند.[23]
در مجموع فاصله میان آنچه آمریکا تهدید کرد و آنچه اجرا شد، به روشنی قابل مشاهده است. محاصره دریایی ایران در ۱۵ مهر بهعنوان یک گزینه مطرح شد، اما در حد همان گزینه ماند و آمریکا بهجای محاصره دریایی، تحریم اقتصادی را انتخاب کرد؛ هرچند در این راهبرد هم با همراهی متحدانش روبهرو نشد. نهایتاً آنچه که برای آمریکا در این تلاش باقی ماند، یک فشار محدود و پرهزینه بود. حضور نظامی آسیبپذیر مصداق بارز همین هزینه بالا بود که در نهایت نتوانست فاصلهی میان تهدید محاصره و اجرای آن را پر کند.
[1] United Press. (1987, October 7). U.S. officials press for naval blockade in Persian Gulf if Iran rejects cease-fire [Telegram from Washington]. Newspaper archive 13660716. https://archive.org/stream/13660716/13660716_djvu.txt
[2] Les Aspin, “Iran: Containing the Zealots,” Congressional Record: Extensions of Remarks, October 14, 1987, pp. 27954–27956.
[3] شورای عالی دایرةالمعارف انقلاب اسلامی (۱۳۸۴). دایرهالمعارف انقلاب اسلامی، ج۲، تهران: سوره مهر، ص۴۵.
[4] همان.
[5] کیهان، ۲۸ / ۰۲ / ۱۳۶۶، ص۱.
[6] اطلاعات، ۳۱ / ۰۴ / ۱۳۶۶، ص۲۰.
[7] اطلاعات، ۰۳ / ۰۵ / ۱۳۶۶، ص۱و۱۶.
[8] کیهان، ۳۱ / ۰۶ / ۱۳۶۶، ص۱-۲.
[9] رسالت، ۱۶ / ۰۷ / ۱۳۶۶، ص. ۱۲.
[10] Les Aspin, “Iran: Containing the Zealots,” Congressional Record: Extensions of Remarks, October 14, 1987, pp. 27954–27956.
[11] Ibid.
[12] United States Department of State. (2001, March 23). Rejoinder submitted by the United States of America (Oil Platforms (Islamic Republic of Iran v. United States of America). International Court of Justice, p.131.
[13] Ibid, pp. 131, 246.
[14] مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (۱۳۹۹) صحیفه امام خمینی، ج۲۰، تهران: نشر عروج، ص۳۲۹.
[15] Reagan, R. (1987, October 20). Letter to the Speaker of the House of Representatives and the President Pro Tempore of the Senate on the United States reprisal against Iran [Letter]. Ronald Reagan Presidential Library, National Archives and Records Administration. https://www.reaganlibrary.gov/archives/speech/letter-speaker-house-representatives-and-president-pro-tempore-senate-united-0
[16] همان؛ اطلاعات، ۲۸ / ۰۷ / ۱۳۶۶، ص۱و ۱۶.
[17] هاشمی، علیرضا (۱۳۶۶). رفسنجانی، دفاع و سیاست (کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی سال ۱۳۶۶)، تهران: نشر معارف انقلاب، ص۳۲۳.
[18] Ronald Reagan, “Letter to the Speaker of the House of Representatives and the President Pro Tempore of the Senate on the United States Reprisal Against Iran,” October 20,1987؛ کیهان، ۰۵ / ۰۸ / ۱۳۶۶، ص۱۶.
[19] کیهان، ۰۹ / ۰۸ / ۱۳۶۶،ص۱.
[20] Rejoinder submitted by the United States of America (Oil Platforms (Islamic Republic of Iran v. United States of America). International Court of Justice, p.131.
[21] Les Aspin, “Iran: Containing the Zealots,” Congressional Record: Extensions of Remarks, October 14, 1987, pp. 27954–27956.
[22] Ibid.
[23] کیهان، ۰۹ / ۰۸ / ۱۳۶۶، ص۱ و ۱۳.


















نظرات