رشوه چهل هزار پوندی برای شکستن سوگند
روایتی از قیام دلیران تنگستان در برابر انگلیس
۲۲ مرداد ۱۲۹۴ – قیام دلیران تنگستان علیه قوای انگلیس که بوشهر را اشغال کرده بودند، آغاز شد. تنگستان و دلوار از جمله مناطقی بودند که مردم آن نسبت به حضور انگلیسیها نگاه خصمانهای داشتند و روحیه جنگجویی و همبستگی محلی، امکان شکلگیری مقاومت در برابر آنان را فراهم کرده بود.
در سال ۱۲۷۵، در اطراف بوشهر آشوب و بلوایی شکل گرفت که ریشه آن در قیام مردم تنگستان، دلوار و مناطق پیرامون علیه انگلیسیها دانسته شده است. در جریان این درگیریها، وسایل کنترل و مراقبت انگلیسیها در ریشهر از بین رفت. انگلیسیها در این منطقه اردوگاهی بزرگ به نام «کمپ سبزآباد» ایجاد کرده بودند.
سال بعد نیز در جریان شورشهایی که تحت رهبری رؤسای تنگستان شکل گرفت، خسارتهایی به اتباع انگلیسی وارد شد. شدت این مقاومت بهاندازهای بود که در میان انگلیسیها، بهویژه سربازان هندی مستقر در کمپ سبزآباد، هراس ایجاد کرد؛ خاطرهای که بنا بر روایت منبع، بعدها در خانوادههای بوشهر نیز سینهبهسینه منتقل شد.[1]
همین پیشینه، سالها بعد و در کشاکش جنگ جهانی اول بار دیگر شعلهور شد. نقطه عطف این تقابل تاریخی زمانی رقم خورد که قوای بریتانیا بوشهر را اشغال کردند؛ اقدامی متجاوزانه که جرقه اصلی را روشن کرد و در ۲۲ مرداد ۱۲۹۴، به آغاز قیام سراسری دلیران تنگستان علیه اشغالگران انجامید. این خیزش بزرگ که ریشه در همان مقاومتهای محلی پیشین داشت، سرانجام با شهادت سردار نامدار آن، رئیسعلی دلواری و همراهانش، به یکی از مهمترین فصول تاریخ ضداستعماری ایران تبدیل شد.
ایران و همه اشغالگران
اوت ۱۹۱۴ میلادی، برابر با ۱۲۹۳ شمسی، جنگ جهانی اول آغاز شد. ایران در شرایطی وارد این دوره پرآشوب شد که دولت مرکزی به دلیل دخالتهای روزافزون روسیه و انگلیس، از قدرت کافی برخوردار نبود. احمدشاه تازه تاجگذاری کرده بود و مجلس شورای ملی نیز دوران فترت را سپری میکرد. ایران سیاست بیطرفی در جنگ را اعلام کرد؛ اما موقعیت جغرافیایی و اهمیت استراتژیک کشور باعث شده بود که دو طرف جنگ به دنبال جلب ایران باشند.[2]
آلمان میکوشید ایران را به حلقه ارتباطی میان عثمانی و افغانستان تبدیل کند. در سوی دیگر، روسیه و انگلیس فعالیت آلمانیها در ایران را برنمیتابیدند. انگلیسیها هم برای حفظ مسیر نفتی و امنیت آن دلیل بیشتری برای این حضور داشتند. در چنین شرایطی، بیطرفی ایران عملاً با فشار قدرتهای خارجی روبهرو شد؛ آن هم در شرایطی که دولت ایران نیروی کافی برای حفاظت از تمامیت ارضی کشور در اختیار نداشت. فعالیت آلمانیها و واسموس در جنوب نیز از سوی انگلیسیها بهعنوان عاملی مغایر با حفظ بیطرفی ایران تلقی شد. در مارس ۱۹۱۵، ناوهای جنگی بریتانیا برای مقابله با خطر احتمالی به سمت بوشهر و دلوار اعزام شدند. بوشهر برای انگلیس موقعیتی استراتژیک داشت. سیاستمداران انگلیسی در هند و لندن بر حفظ این منطقه تأکید داشتند و تلاش میکردند از درگیریهای درون ایلی و عشایری دور بمانند.
با این حال، افزایش تنش در منطقه و ناتوانی حاکم بوشهر در کنترل شرایط، سرانجام مسیر را برای اشغال شهر هموار کرد. در ژوئن ۱۹۱۵ مسئولیت دفاع از بوشهر به نیکلسون سپرده شد و وظیفه او صرفاً حفاظت از شهر بود. او بدون تأیید دولت انگلیسی هند اجازه انجام عملیات خارج از حوزه بوشهر را نداشت.[3]
حمله به خانه حاج علی
سرانجام نگرانی انگلیسیها از تحرکات عشایر باعث شد بوشهر در ۸ اوت ۱۹۱۵، برابر با ۱۷ مرداد ۱۲۹۴، به اشغال نیروهای انگلیسی درآید. انگلیسیها پس از اشغال شهر، حاکم بوشهر را به هند تبعید کردند و برای رسمی جلوه دادن اشغال، بر روی تمبرهای ایرانی عبارت «بوشهر تحت اشغال انگلیس» را مهر کردند.[4]
اشغال بوشهر، خشم مردم منطقه را به دنبال داشت؛ اما حادثهای که این خشم را به نقطهای تازه رساند، حمله نیروهای انگلیسی به خانه حاج علی تنگستانی، کدخدای ریشهر، بود. انگلیسیها خانه او را غارت کردند، حاج علی را به اسارت گرفتند و چند تن از بستگانش را کشتند. حتی برای بیحرمت کردن او، لباسهای اهل حرم و خانوادهاش را برای فروش به بازار سپردند. خبر این اتفاق مانند صاعقه در تنگستان و دشتستان پیچید. علمای دشتی و دشتستان اعلان جهاد کردند و مردم را به دفاع از خود فراخواندند.[5]
شکلگیری قیام جنوب
پس از اشغال بوشهر، شرایط جنوب وارد مرحله تازهای شد. رئیسعلی دلواری، شیخ حسینخان چاهکوتاهی و زایرخضرخان اهرمی از جمله چهرههایی بودند که تصمیم گرفتند در برابر نیروهای انگلیسی بایستند.
اما این تصمیم تنها حاصل خشم از اشغال بوشهر نبود. پیش از آن نیز میان رهبران مذهبی و محلی درباره نحوه مواجهه با انگلیسیها گفتوگوهایی صورت گرفته بود.
حدود دو ماه پیش از اشغال بوشهر، جنرال کاکس، کنسول انگلیس در خلیج فارس، نامهای به شیخ محمدحسین برازجانی نوشت و از او خواست با استفاده از نفوذ خود مانع هرگونه آشوب و قیام علیه انگلیسیها شود. استدلال انگلیسیها این بود که درگیری با بریتانیا سودی برای ملت ایران ندارد و در صورت ورود ایرانیان به جنگ، انگلیس ممکن است یکسوم خاک ایران را تصرف کند. پاسخ شیخ محمدحسین برازجانی اما متفاوت بود. او مسئولیت مصیبتها را متوجه دولت انگلیس دانست و اعلام کرد در صورت انجام عملیات انتقامجویانه علیه اشغالگران، مسئولیت آن بر عهده انگلیسیها خواهد بود. رئیسعلی نیز در نامههای متعددی از شیخ درباره جهاد و قیام علیه نیروهای انگلیسی کسب تکلیف کرد. در نهایت، حکم جهاد مراجع شیعه در نجف اشرف به همراه حکم شیخ محمدحسین برازجانی درباره وجوب جهاد با انگلیسیها و جلوگیری از نفوذ آنان به بنادر جنوب، دشتی و تنگستان، در اختیار خوانین قرار گرفت.[6]
سوگند رئیسعلی دلواری
رئیسعلی دلواری پس از اطلاع از حکم جهاد، آماده نبرد شد. او همراه خالو حسین دشتی در اوایل رمضان ۱۳۳۳ هجری قمری به خانه حاج سیدمحمدرضای کازرونی رفت و در آنجا آمادگی خود را برای دفاع از بوشهر و جلوگیری از پیشروی نیروهای انگلیسی اعلام کرد. سپس قرآن مجید را خواست. آن را با احترام بر روی میز گذاشت و در برابر حاضران سوگند یاد کرد که اگر انگلیسیها بوشهر را تصرف کنند و به خاک وطنش تجاوز کنند، تا آخرین قطره خون خود در برابر آنان خواهد ایستاد. این سوگند، در روایت منابع مورد استفاده، نقطهای مهم در مسیر ورود رئیسعلی به نبرد مستقیم با نیروهای انگلیسی است؛ نبردی که بهزودی دلوار را به یکی از کانونهای اصلی مقاومت تبدیل کرد.[7]
قیام مردم تنگستان
پس از اشغال بوشهر، نیروهای انگلیسی به سوی دلوار حرکت کردند. دلوار پیش از آن نیز چند بار شاهد تجاوز نیروهای انگلیسی بود و آنان در این منطقه شکست خورده بودند. سرانجام قیام مردم تنگستان آغاز شد. در این قیام، دو هدف اصلی دنبال میشد: پاسداری از بوشهر، دشتستان و تنگستان و جلوگیری از پیشروی نیروهای بیگانه به درون مرزهای ایران.[8]
انگلیسیها برای خاموش کردن فعالیت رئیسعلی و یارانش به دلوار حمله کردند. اما حملات بعدی رئیسعلی به مواضع انگلیسیها در بوشهر نشان داد که مقاومت پایان نیافته است. مبارزان تنگستانی بارها به نیروهای انگلیسی شبیخون زدند و خسارتهایی به آنان وارد کردند. کنترل شدید رفتوآمد در بوشهر نیز نتوانست مانع رسیدن اطلاعات به مبارزان شود. زنان تنگستانی که برای خرید و فروش مایحتاج روزانه وارد شهر میشدند، اطلاعات مربوط به محل استقرار نیروهای انگلیسی و تأسیسات مهم آنان را جمعآوری کرده و به مجاهدان میرساندند.[9]
در یکی از نبردهای دلوار، رئیسعلی پیروز شد و بنا بر اعلام انگلیسیها، حدود ۸۰ نفر از نیروهای آنان تلفات دادند. سوارهنظام انگلیس نیز بخشی از مهمات خود را برجای گذاشت و عقب نشست. این حوادث، خوانین دیگر را نیز به مقاومت تشویق کرد. بر اساس اعلامیهای که انگلیسیها منتشر کردند، تلفات آنان در بوشهر و دلوار حدود ۱۵۰ نفر برآورد شد. خبر این پیروزیها به تهران رسید. آوازه مقاومت جنوب از مرزهای منطقه فراتر رفت و نقالان قهوهخانهها نیز اشعار حماسی درباره جنگجویان تنگستانی و دشتستانی میخواندند. مقاومت جنوب دیگر تنها یک درگیری محلی نبود؛ اخبار آن در نقاط مختلف ایران بازتاب پیدا کرده بود.[10]
ورود انگلیس به میدان
مبارزه رئیسعلی تنها در میدان جنگ دنبال نشد. مقامات انگلیسی تلاش کردند با پیشنهاد مالی او را از ادامه قیام منصرف کنند.
نمایندگان حیدرخان حیاتداوودی نزد رئیسعلی رفتند و پیشنهاد کردند اگر از قیام علیه نیروهای اشغالگر دست بردارد، مقامات انگلیسی ۴۰ هزار پوند به او خواهند پرداخت. رئیسعلی این پیشنهاد را رد کرد و در پاسخ پرسید که چگونه میتواند در شرایطی که استقلال ایران در معرض خطر است، بیطرف بماند؟[11]
پس از شکست این تلاش، انگلیسیها نامهای تهدیدآمیز برای او فرستادند و تهدید کردند که در صورت ادامه قیام، خانههایش را ویران و نخلهایش را قطع خواهند کرد. پاسخ رئیسعلی کوتاه و صریح بود: خانه آنان کوه است و تخریب آن خارج از توان امپراتوری بریتانیاست؛ و اگر انگلیسیها جنگ را آغاز کنند، تا آخرین حد امکان مقاومت خواهند کرد.[12]
ناوهای انگلیسی در خلیج فارس
انگلیسیها برای مقابله با مقاومت جنوب، نیرو و تجهیزات بیشتری وارد منطقه کردند. سر جان نیکسون فرمانده نیروهایی بود که در جنوب ایران مستقر شدند. در یکی از درگیریها، انگلیسیها توپها و مسلسلهای خود را استتار کرده بودند و نیروهای رئیسعلی متوجه موقعیت آنها نشدند. در نتیجه، تعدادی از نیروهای او کشته شدند و ناچار عقب نشستند.[13]
چند روز بعد، دو ناو جنگی انگلیس در نزدیکی دلوار پهلو گرفتند و قایقهایی به سمت منطقه فرستادند. رئیسعلی ۱۵ نفر از نیروهای آنان را کشت، اما توپهای ناوها به سوی دلوار شلیک کردند. در جریان این حملات، نخلستانها و تعدادی از خانههای دلوار تخریب شد.[14]
بوشهر زیر پرچم انگلیس
در ۲۷ رمضان ۱۳۳۳، بوشهر به اشغال نیروهای انگلیسی درآمد. حکومت نظامی اعلام شد و اداره شهر در اختیار نیروهای انگلیسی قرار گرفت. علیمحمدخان موقرالدوله، حاکم بوشهر، بهرغم روابط نزدیک با انگلیسیها، به بمبئی تبعید شد. نیروهای ژاندارمری پس از خلع سلاح از شهر خارج شدند و چهار کشتی ایرانی مستقر در بوشهر نیز مصادره شد. انگلیسیها همچنین انتقال کالاهایی مانند گندم، غله و برنج از بوشهر به تنگستان و برازجان را ممنوع کردند. آنها با انتشار تمبر پستی، اشغال بوشهر را اعلام کردند و حتی بر بستههای پستی ارسالی به سایر مناطق ایران نیز عبارت مربوط به سانسور توسط حکومت انگلیس را درج کردند.[15]
شهادت رئیسعلی دلواری
انگلیسیها برای تکمیل اشغال بوشهر، نیروهایی را به اطراف شهر فرستادند. در ۱۳ اوت برابر ۲۱ مرداد ۱۲۹۴، به دلوار حمله کردند. در این نبرد، تلفات سنگینی به نیروهای انگلیسی وارد شد و البته روستای دلوار نیز منهدم شد. اما نتیجه فقط به میدان نبرد محدود نماند. حوادث دلوار موجی از احساسات ضد انگلیسی در جنوب ایجاد کرد. در شیراز، مخالفت با انگلیس شدت گرفت و گروههایی برای کمک به مبارزان جنوب راهی منطقه شدند. از اول اوت تا ۹ سپتامبر، حملات علیه مواضع انگلیسیها ادامه پیدا کرد.[16]
در این میان، رئیسعلی دلواری که در رأس مبارزان قرار داشت، پس از ماهها نبرد سرانجام در سوم سپتامبر ۱۹۱۵، برابر با ۱۱ شهریور ۱۲۹۴، به شهادت رسید. خبر شهادت رئیسعلی تنها یک خانواده را داغدار نکرد. جسد او ابتدا به گورک سادات منتقل شد و پس از غسل و کفن، در حالی که مردم تنگستان در مراسم حضور داشتند، به دلوار برده شد. هزاران نفر مسیر حدود ۲۰ کیلومتری میان گورک و دلوار را پیاده طی کردند. جسد رئیسعلی ابتدا به صورت امانت دفن شد و سپس به نجف اشرف انتقال یافت و در قبرستان وادیالسلام به خاک سپرده شد. بعدها پدرش، زائر محمد، و خواهرش، خیرالنساء، نیز در همان حجره دفن شدند.[17]
مقاومت ملی
قیام مردم تنگستان، دشتی و دشتستان نه محصول دخالت بیگانگان، بلکه نتیجه جنگ جهانی اول و نقض بیطرفی ایران از سوی انگلیس دانسته شده است. در این نگاه، مردم منطقه با هدف دفاع از استقلال و تمامیت ارضی ایران وارد مبارزه شدند و سران محلی، از جمله رئیسعلی دلواری، زایرخضرخان، شیخ حسینخان چاهکوتاهی، غضنفرالسلطنه برازجانی و دیگر مبارزان، در سازماندهی و پیشبرد آن نقش داشتند. مراکز مقاومت در مناطق مختلف شکل گرفت و مبارزان با وجود برخورداری از امکانات محدود، برای مدت قابل توجهی در برابر نیروهای اشغالگر ایستادگی کردند و مانع پیشروی آنان به سوی شیراز شدند.[18]
مقاومت جنوب را نمیتوان تنها در یک نبرد یا نام یک نفر خلاصه کرد. این مقاومت از خشم مردم نسبت به حضور و اقدامات نیروهای انگلیسی آغاز شد، با اشغال بوشهر شدت گرفت و در دلوار به رویارویی مستقیم رسید. در این میان، مردم، خوانین، علما و مبارزان محلی هر یک در جایگاهی درگیر ماجرا شدند؛ از اعلام جهاد و بسیج نیروها گرفته تا شبیخون به مواضع دشمن و رساندن اطلاعات از داخل بوشهر. رئیسعلی دلواری در مرکز این روایت قرار دارد؛ مردی که پیشنهاد ۴۰ هزار پوندی انگلیسیها را نپذیرفت، تهدیدهای آنان را پاسخ داد و سرانجام در میدان نبرد کشته شد.[19]
اما آنچه پس از او باقی ماند، فقط خاطره یک مبارز نبود. مقاومت جنوب در این روایت، به نمادی از دفاع از استقلال و تمامیت ارضی ایران تبدیل شد؛ مقاومتی که نام دلوار و تنگستان را با یکی از مهمترین فصلهای رویارویی مردم جنوب با نیروهای انگلیسی گره زد.
[1] فراشبندی، علیمراد (۱۳۶۲). گوشهای از تاریخ انقلاب مسلحانه مردم مبارز تنگستان، دشتی و دشتستان علیه استعمار، تهران: شرکت سهامی انتشار، ص۲۱۲.
[2] ماهنامه شاهد یاران، شماره ۵۲، اسفند ۱۳۸۸، ص۶۶.
[3] همان.
[4] همان.
[5] همان.
[6] بریدیزجی، علی (۱۳۷۸). روزها و رویدادها، جلد دوم، تهران: رامین (دفتر عقیدتی سیاسی فرماندهی کل قوا)، ص۴۳۲.
[7] همان، ص۴۳۳.
[8] همان.
[9] ماهنامه شاهد یاران، شماره ۵۲، اسفند ۱۳۸۸، ص۶۹
[10] همان.
[11] روزها و رویدادها، صص۴۳۵-۴۳۶.
[12] همان.
[13] صداقتکیش، جمشید (۱۳۹۴). پلیس جنوب، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ص۲۹۱.
[14] همان.
[15] نصیریطیبی، منصور (۱۳۸۴). ایالت فارس و قدرتهای خارجی: از مشروطیت تا سلطنت رضاشاه، تهران: وزارت امور خارجه، ص۹۷.
[16] همان، ص۹۸.
[17] ماهنامه شاهد یاران، شماره ۵۲، اسفند ۱۳۸۸، ص۶۹
[18] گوشهای از تاریخ انقلاب مسلحانه مردم مبارز تنگستان، دشتی و دشتستان علیه استعمار، ص۲۰.
[19] همان، ص۱۸-۲۰.


















نظرات