فریاد وحدت در نخستین پیام
روایتی از نخستین پیام آیتالله خامنهای به عنوان رهبر انقلاب اسلامی
۱۸ خرداد ۱۳۶۸، آیتالله سیدعلی خامنهای چهار روز پس از انتخاب به رهبری جمهوری اسلامی ایران، نخستین پیام خود را خطاب به ملت ایران صادر کرد. پیامی که در آن ضمن تجلیل از شخصیت و میراث امام خمینی، بیش از هر چیز بر دغدغههای اساسی روزهای پس از رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی تأکید داشت. هوشیاری در برابر دشمنانی که چشم به آینده ایران دوخته بودند، حفظ وحدت ملی و تداوم حرکت کشور در عرصههای سیاسی، اقتصادی و اجرایی، مهمترین مؤلفههایی بودند که آیتالله خامنهای در این پیام به آنها اشاره کردند. نخستین پیام رهبر جدید در واقع تلاشی برای اطمینانبخشی به جامعه و ترسیم نقشه عبور از روزهایی بود که جمهوری اسلامی بزرگترین فقدان تاریخ خود را تجربه میکرد.
روزهای وداع
شامگاه سیزدهم خرداد ۱۳۶۸، خبری منتشر شد که برای میلیونها ایرانی باورکردنی نبود. امام خمینی، رهبر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، پس از سالها رهبری نهضت و نظام اسلامی، چشم از جهان فروبست.
خبر رحلت امام، موجی از اندوه و ناباوری را در سراسر کشور به راه انداخت. شهرها و روستاها یکپارچه عزادار شدند. رسانههای داخلی گزارشهایی را از مردم مخابره میکردند که با چشمانی اشکبار در سوگ رهبر خود نشسته بودند.[1] بسیاری از ناظران خارجی نیز از گستردگی واکنش عمومی شگفتزده شدند. بخش انگلیسی رادیو لندن به نقل از خبرنگار خود در تهران گزارش داد که جمعیت مشایعتکنندگان عظیم و غیرقابل شمارش است و چنان به نظر میرسد که جنازه وی در میان دریایی از سیاهپوشان است.[2]
اوج این حضور مردمی در مراسم تشییع پیکر امام خمینی نمایان شد. مراسمی که به یکی از بزرگترین اجتماعات انسانی تاریخ معاصر تبدیل شد. میلیونها نفر از نقاط مختلف کشور خود را به تهران رساندند تا در آخرین بدرقه رهبر انقلاب حضور داشته باشند.
محمدکاظم نیکنام، از شاگردان امام خمینی میگوید: «روزی که امام به رحمت خدا رفتند و پیکرشان در مصلی بود، من به خدمت آیتالله حاج آقا مجتبی تهرانی رسیدم. خوب میدانید که خود ایشان میفرمودند: پنجاه سال من با امام تنگاتنگ مأنوس بودم. حتی رفت و آمد خانوادگی با حضرت امام داشتیم. ایشان تعریف کردند که روز چهاردهم خرداد که پیکر امام در مصلی بود، همسرشان به ایشان گفت: به من اجازه میدهی بروم با امام وداع کنم؟ گفتم: برو. ایشان میگفتند همسرم رفتند و بعد از ظهر که برگشتند، دیدم دو چشمش چون دو کاسه خون شده است. گفتم: خیلی گریه کردی. حق داری، در عزای امام خون گریه کنیم کم است. اما بالاخره باید به مشیت و خواست خدا تن بدهیم و راضی باشیم به رضای خدا. خانمم گفت: حاج آقا، آنجا اتوبوس ما را پیاده کرد و باید مسیری را پیاده میرفتیم تا به مصلی برسیم. همین طور که میرفتم، یک پیرزن با قدی خمیده دیدم که گویی زمین را چنگ میزد و سینهخیز جلو میرفت. با خودم گفتم بروم این خانم را کمک کنم، تنهاست. کمکش کنم با هم برویم. خم شدم و کمی که سرش را بالا آورد، گفتم: خانم، دستت را به من بده. دیدم این خانم نابیناست. گفتم: خانم، کسی را نداری؟ با این حالت راه نمیتوانی بروی. چشم هم نداری، آمدی چه ببینی؟ آمدی مصلی چه ببینی؟ گفت: نمیخواهم چیزی ببینم. من میخواهم بوی امام را استشمام کنم. از آن موقع تا حالا دارم برای این حرف گریه میکنم.»[3]
اما درست در همین روزهای سرشار از احساس و اندوه، کشور با مسئلهی مهم دیگری نیز روبهرو بود؛ مسئلهای که آینده نظام سیاسی را رقم میزد.
پایان یک خلأ خطرناک
تنها چند ساعت پس از اعلام رسمی رحلت امام خمینی، مجلس خبرگان رهبری تشکیل جلسه فوقالعاده داد. شرایط کشور به گونهای نبود که امکان تعلل در تصمیمگیری وجود داشته باشد. ایران هنوز در دوران پس از جنگ قرار داشت. روند بازسازی کشور آغاز شده بود. بخشی از مسائل مربوط به جنگ و اجرای قطعنامه ۵۹۸ همچنان ادامه داشت و دشمنان جمهوری اسلامی نیز با دقت تحولات داخلی ایران را دنبال میکردند.
در چنین شرایطی، تعیین سریع رهبری جدید ضرورتی اجتنابناپذیر بود. اعضای مجلس خبرگان در جلسه تاریخی چهاردهم خرداد، درباره شیوه اداره رهبری آینده کشور به بحث پرداختند. بخشی از مباحث به موضوع شورای رهبری و بخشی دیگر به رهبری فردی اختصاص داشت. در نهایت اکثریت اعضا به رهبری فردی رأی دادند و آیتالله سیدعلی خامنهای را به عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران برگزیدند.[4]
با این حال انتخاب رهبر جدید، پایان همه پرسشها نبود. جامعه ایران هنوز در فضای سنگین سوگ امام قرار داشت و بسیاری منتظر بودند تا ببینند رهبر جدید در نخستین موضعگیری رسمی خود چه خواهد گفت. پاسخ این انتظار چهار روز بعد منتشر شد.
نخستین پیام و نقشه راه
در آن روزها ایران هنوز در سوگ بنیانگذار جمهوری اسلامی به سر میبرد. مراسم عزاداری در شهرهای مختلف ادامه داشت و جمعیتهای بزرگی از مردم همچنان راهی مرقد امام میشدند. مجلس ترحیم امام به دعوت آیتالله خامنهای در دانشگاه تهران با حضور انبوه مردم برگزار شد و گزارشهای مطبوعاتی از حضور مستمر عزاداران در کنار مرقد امام حکایت داشت.[5] در همان حال که جامعه اندوه فقدان رهبر انقلاب را به دوش میکشید، نگاهها نیز به آینده دوخته شده بود. نخستین پیام رهبر جدید انقلاب را باید در متن همین شرایط خواند؛ پیامی که در واقع پاسخی به نگرانیهای آن روزها و تلاشی برای عبور دادن کشور از نخستین آزمون بزرگ پس از رحلت امام بود.
پیام آیتالله خامنهای در ۱۸ خرداد ۱۳۶۸ با تجلیل از شخصیت امام خمینی آغاز میشود و تصویری از جایگاه او در تاریخ معاصر ایران و جهان اسلام ارائه میدهد.
آیتالله خامنهای در ابتدای این پیام میگویند: «امام خمینی شخصیتی آنچنان بزرگ بود که در میان بزرگان و رهبران جهان و تاریخ – به جز انبیا و اولیای معصومین علیهم السلام – به دشواری میتوان کسی را با این ابعاد و این خصوصیات تصور کرد. [...] الحق شخصیت آن عزیز یگانه، شخصیتی دستنیافتنی و جایگاه والای انسانی او جایگاهی دور از تصور و اساطیرگونه بود.»[6]
او از امام به عنوان رهبر، معلم، مراد و محبوب ملت ایران یاد میکند و تأکید دارد که جمهوری اسلامی میراثی عظیم از تجربه رهبری آن بزرگمرد در اختیار دارد. در همین راستا نیز تأکید صریح آیتالله خامنهای بر مقایسهناپذیری امام مهم است: «نه اینجانب که طلبهای کوچک با کاستیها و قصورهای فراوان است و نه هیچ فرد دیگری در جمهوری اسلامی قادر نیست که به قله آن شخصیت ممتاز و استثنایی دست یابد و خود را با پدر و معمار انقلاب اسلامی و سازنده و پردازنده جمهوری اسلامی مقایسه کند. [...] لیکن اکنون این فرصت بزرگ و استثنایی برای امثال اینجانب وجود دارد که از آن ذخیره بسیار گرانبها همچون ودیعه الهی و الهامی معنوی بهرهمند گردیم.»[7]
این جملات را باید در فضای آن روزها فهمید. جامعه ایران تازه رهبر تاریخی خود را از دست داده بود و طبیعی بود که بسیاری نگران آینده باشند. آیتالله خامنهای نیز در نخستین پیام خود تلاش داشت تا این واقعیت را روشن کند که آنچه باید ادامه پیدا کند، راه و میراث امام است.
پس از این مقدمه، پیام وارد بخش اصلی خود میشود؛ بخشی که در واقع نقشه عبور کشور از شرایط پس از رحلت امام را ترسیم میکند.
نخستین دغدغه مطرحشده، مسئله دشمنان جمهوری اسلامی است. آیتالله خامنهای هشدار میدهد که مخالفان انقلاب سالها انتظار چنین روزی را کشیدهاند و ممکن است فقدان امام را فرصتی برای ضربه زدن به نظام تلقی کنند: «استکبار جهانی از لحظه پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون هرگز سودای تضعیف بلکه محو جمهوری اسلامی را از سر بیرون نکرده، همچنانکه از هیچ اقدام ممکن و مقرون به صرفه نیز در این راه خودداری نورزیده است. [...] لذا اینجانب از همه آحاد ملت میخواهم که حفظ آمادگی و هشیاری و توجه به توطئههای دشمنان را فریضه انقلابی خود بدانند و نیات پلید دشمنان را از موضعگیریهای سیاسی و تبلیغاتی جهانی آنان و نیز از شایعهپردازیها و ایجاد مضیقههای اقتصادی کشف کنند و بدانند که در صورت آمادگی و هشیاری، همه توطئههای دشمن خنثی میگردد و پیروزی از آن ملت ایران خواهد بود.»[8]
فریاد وحدت
پس از آن، مهمترین توصیه سیاسی پیام مطرح میشود: حفظ وحدت.
در پیام تأکید میشود همانگونه که وحدت ملت رمز پیروزی انقلاب بود، استمرار همان وحدت نیز رمز بقای جمهوری اسلامی خواهد بود: «تقسیم شدن ملت به گروهها و دستههای متعارض و عمده کردن اختلافات کماهمیت و احساسات غیرمنطقی، به فراموشی سپردن اصول مهمی که میان همه ملت ما [...] است و به فراموشی سپردن حضور دشمن و خطرات جبرانناپذیر ناشی از آن، بزرگترین فاجعه برای ملتی است که میخواهد حق تضییعشده خود را احیا کند و خود را از وابستگی به بیگانگان برهاند. ما [...] به حکم عقل و دین و تجربه باید صفوف خود را مستحکم و یکپارچه کنیم و از اختلافات بپرهیزیم. دوگانگی سلیقهها و حتی بینشها در هنگامی که اصول مشترکی همه ملت را به یکدیگر پیوند میدهد، به هیچ وجه نباید به معارضه و جدال بینجامد.»[9]
استمرار حرکت و تولید
بخش دیگری از پیام به مسئله اداره کشور اختصاص داشت. در این بخش از کشاورزان، کارگران، مدیران دولتی، دانشگاهیان، روحانیون، نیروهای مسلح و فعالان اقتصادی خواسته میشود فعالیت خود را با جدیت بیشتری ادامه دهند: «امروز باید علیرغم خواست دشمن، چرخهای نظام جمهوری اسلامی بهتر و روانتر از همیشه حرکت کند، باید روند تولید داخلی اعم از تولیدات کشاورزی و صنعتی شتاب گیرد و دستگاههای اداری و دولتی و نهادهای انقلابی، حوزههای علمیه و دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی، موسسات فرهنگی و هنری، روند حرکت خودکفایی در ارتش و سپاه و سایر مراکز تولیدی، مراکز کسب و پیشهوری و دیگر بخشهای دولتی و غیردولتی که به نحوی در اداره امور کشور و تامین نیازهای حال و آینده جامعه نقش دارند، با همتی بلندتر و انگیزهای بیشتر از گذشته به کار مشغول باشند.»[10]
در واقع آیتالله خامنهای میکوشد این پیام را منتقل کند که نباید حرکت کشور متوقف شود. چرخهای تولید، اداره کشور، دانشگاهها، حوزههای علمیه، مراکز پژوهشی و نهادهای اجرایی هم باید با قدرت به کار خود ادامه دهند. این بخش از پیام به خوبی نشان میدهد که جمهوری اسلامی در آستانه ورود به دوره بازسازی پس از جنگ قرار داشت و حفظ روند توسعه و سازندگی از مهمترین دغدغههای آن روزها بود.
در کنار این مسائل، پیام به وضعیت نیروهای مسلح نیز توجه ویژهای داشت. هرچند جنگ تحمیلی به پایان رسیده بود، اما هنوز بخشی از مسائل مرتبط با اجرای کامل قطعنامه ۵۹۸ حل نشده بود و نگرانیهای امنیتی ادامه داشت. به همین دلیل بر حفظ آمادگی ارتش، سپاه و بسیج نیز تأکید میشود.
نخستین پیام آیتالله خامنهای به عنوان رهبر جدید نظام جمهوری اسلامی ایران صرفاً یک پیام تسلیت یا اعلام مواضع نبود. این پیام در واقع نقشهای برای عبور کشور از یکی از حساسترین مقاطع تاریخ خود قلمداد میشود؛ مقطعی که از شامگاه سیزدهم خرداد آغاز شد، در تشییع میلیونی امام ادامه یافت، با جلسه تاریخی مجلس خبرگان وارد مرحلهای تازه شد و سرانجام در هجدهم خرداد، با ترسیم مسیر آینده کشور، شکل روشنتری به خود گرفت.
[1] کیهان، ۱۵ خرداد ۱۳۶۸، ص۲.
[2] اطلاعات، ۱۷ خرداد ۱۳۶۸، ص۳.
[3] مصاحبه محمدکاظم نیکنام با مرکز اسناد انقلاب اسلامی، جلسه ۳، شماره کاست: ۲۱۹۴۳.
[4] کیهان، ۱۵ خرداد ۱۳۶۸، ص۳.
[5] جمهوری اسلامی، ۱۸ خرداد ۱۳۶۸، ص ۸.
[6] اطلاعات، ۱۹ خرداد ۱۳۶۸، ص۲.
[7] همان.
[8] جمهوری اسلامی، ۱۹ خرداد ۱۳۶۸، ص۲.
[9] همان.
[10] همان.


















نظرات