آیت‌الله عبدالکریم حق‌شناس به روایت اسناد ساواک


یزدان نجفی
19 بازدید
آیت‌الله عبدالکریم حق‌شناس

آیت‌الله عبدالکریم حق‌شناس به روایت اسناد ساواک

اسناد ساواک، ظرفیت‌های ویژه‌ای را برای پژوهش در تاریخ دهه‌های 1340 و 1350 ایجاد کرده است. تاریخ‌نگاری متکی بر این‌گونه از منابع، می‌تواند زوایای جدیدی را از گذشته در منظر محققان و پژوهشگران قرار دهد. این موضوع به دلیل حیطه فراگیر فعالیت ساواک به ویژه در محیط‌های مشکوک، مظنون و شاید فراموش شده است. این‌ها همان حیطه‌های مورد توجه مورخان و پژوهشگران تاریخ اجتماعی است. منابع این گونه از تاریخ‌نگاری، حائز داده‌های منقطع اما مفصلی از زندگی و فعالیت‌های افراد هستند. این داده‌ها اغلب اما نه تماماً با دقت و وسواس و تحت آموزش و راهبری مدیران بالادستی و در قالب عملیات نفوذ گردآوری و تجزیه و تحلیل شده‌اند. پژوهشگر با ترکیب این داده‌ها، می‌تواند روایتی خطی از وجوه متنوع زندگی درگذشته را به دست دهد. این روایت را می‌توان با داده‌های دیگر ترکیب کرد و عرض روایت را تقویت کرد؛ برخی از این داده‌ها را می‌توان با استفاده از داده‌های سندی در دیگر پرونده‌های مرتبط انفرادی و موضوعی یافت.

مقاله پیش‌رو با استفاده از اسناد موجود در پرونده آیت‌الله عبدالکریم حق‌شناس، چنین رویکردی را در پیش گرفته است. استفاده از  داده‌های این پرونده، وجه دیگری از زندگی آیت‌الله حق‌شناس را اشکار ساخت که بیشتر زیر سایه اشتهار ایشان به عنوان معلم اخلاق، کمتر دیده شده است. در این مقاله استفاده از پرونده‌های مرتبط با موضوع مورد بررسی قرار گرفته است و روایتی از زندگی و فعالیت‌های آیت‌الله حق‌شناس ارائه شده است. این پژوهش نشان داده است که آیت‌الله حق‌شناس، هوشمندانه کار مبارزه و روشنگری را در مسجد امین‌الدوله در بازار تهران پیش می‌برده است.

 

  1. مقدمه

این مقاله بر اساس اسناد پرونده سه جلدی آیت‌الله عبدالکریم حق‌شناس در ساواک تدوین شده است که در بایگانی مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی نگه‌داری می‌شود. بر اساس اسناد موجود در این پرونده، در سال 1345 برخی اسناد از پرونده شماره 197- ح ق که تا سال 1343 به نام محمدابراهیم/ آیت‌الله/ نوروز/ عبدالکریم حق‌شناس مفتوح بوده، به پرونده 81479 انتقال داده شده است. مدتی بعد، پرونده شماره 81479 [1] تحت شماره 92974 تنظیم گشت و در بهمن 1353، بخش بایگانی[2] مأمور شد که نسبت به ادغام این دو پرونده به ترتیب تاریخ اقدام کند. اغلب اسناد این پرونده، گزارش خبرهایی هستند که منابع ساواک از اوایل سال 1342 اغلب از مسجد امین‌الدوله در بازار تهران گردآورده‌اند. آن‌ها این کار را تا اواخر دهه 1340 و اوایل دهه 1350 انجام داده‌اند. به نظر می‌آید بیشترین گزارش‌ خبر مربوط به سال‌های 1346 تا 1348 باشد در حالی که از سال‌های1343 و 1344 گزارشی در دست نیست. جلد سوم پرونده آیت‌الله حق‌شناس کم حجم است و به صورت الحاقیه با برگ‌شمار جدا در ضمن جلد دوم آن نگه‌داری می‌شود. تشابه نام خانوادگی باعث شده است که گزارش‌های مربوط به چند نفر دیگر به این پرونده راه پیدا کند. این اسناد شامل دو برگ گزارش درباره پسر فردی معمم به نام حق‌شناس تنگستانی ساکن خیابان شاهپور، خیابان یخچال تهران (ج2؛ برگ‌های 180 و 177)، ده برگ اوراق بازجویی از فرامرز حق‌شناس فتحه‌سری دانشجوی ساکن کوی دانشگاه تهران در امیرآباد (ج 3 برگ‌های 10-1)، درخواست استخدام ملاهادی حق‌شناس امام و خطیب قریه هانی‌گرمله[3] در اداره فرهنگ اورامانات در اردیبهشت 1341خ (ج 1: 3) چند نامه دست‌نویس از سید ابراهیم حق‌شناس[4] از روحانیون جهرم (ج1، برگ‌های 17، 19و 21، درباره وی نک: مرکز بررسی اسناد تاریخی، حضر آیت‌الله حاج سید محمدرضا گلپایگانی به روایت اسناد ساواک، 1385: 657 ،610،3، 3/105، 1/79، انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، 1383: 14/138 و ضمائم این کتاب؛ 637 و 638، یاران امام به روایت اسناد ساواک، کتاب بیستم: آیت‌الله سید مرتضی پسندیده، 1380: 374، 372) هستند.[5] همچنین در تیر 1353، سند شماره 22 از پرونده شماره 92974 جدا و به پرونده جدید فرامرز حق‌شناس افزوده شده است.

چون گزارش‌های خبر مربوط به مسجد امین‌الدوله و سخنرانی وعاظ مدعو بوده است، نسخه‌هایی از آن‌ها و گاه نسخه اصل آن‌ها به پرونده‌های وعاظ مذکور راه یافته است. این موضوع را از یادداشت‌های حاشیه اسناد و شماره پرونده‌های مذکور می‌توان دریافت.[6] افزون بر وعاظ مشهور چون شیخ محمدمهدی ربانی و شیخ علی‌اصغر مروارید، برخی از این وعاظ برای ساواک ناشناخته بوده‌اند و همین سخنرانی‌ها که ظن ساواک را برانگیخته بود، مبدأ تشکیل پرونده برای آن‌ها شده است. نمونه چنین افرادی سید علی خارینی است که ساواک پس از سخنرانی او در مسجد امین‌الدوله اقدام به تشکیل پرونده انفرادی برای او کرد. این پرونده که در 20 برگ با شماره 80570 در بایگانی مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی نگه‌داری می‌شود، در خرداد 1348 تشکیل شده و شامل تعدادی گزارش خبر از سخنرانی خارینی در مسجد امین‌الدوله و مکاتبات بی‌نتیجه اداره کل سوم با ساواک‌های تهران (20ه‌3) و قم (21ه‌) برای شناخت و کشف هویت اوست. ساواک همچنین برای افراد مظنونی که فعالیت‌ آن‌ها در مسجد امین‌الدوله مشکوک به نظر می‌آمد پرونده تشکیل می‌داد. نمونه این افراد محسن روحی معروف به مسأله‌گو (محل کار: روبه‌روی بازار زرگرها جنب کوچه تکیه دولت، فروشگاه پوشاک جنت) بود که اسناد مربوط به وی ابتدا در پرونده شماره 83141 و سپس 83820 نگه‌داری می‌شود.[7] نمونه دیگر از این افراد مظنون، شیخ حسن آسانگو (ساکن بازار مسگرها کوچه هفت تن) از جوانان مسجد امین‌الدوله بود که ساواک منبع 1042 را مأمور مراقبت از او ساخت تا «او را زیر نظر بگیرد و نحوه فعالیتش را به نفع روحانیون مخالف و دیگر دسته‌های افراطی مذهبی و جناح‌های مخالف روشن سازد.» جعفر رفیق دانش‌آموز دبیرستان مروی (خیابان ناصرخسرو، روبه‌روی کوچه شمس‌العماره، کوچه مروی)که در مسجد امین‌الدوله و جلسات هیئت اصحاب المجتبی شرکت می‌کرد، ظن ساواک را برانگیخت و نتیجه مراقبت‌ها از او تشکیل پرونده 83838 بود که رونوشت گزارش‌های منابع ساواک به ویژه 1042 از این دو محل، در آن نگه‌داری می‌شد. کاظم گلروئی نیز دارای پرونده شماره 83828 بود و پرونده سید علی کلافچی «از افراد متعصب مذهبی که مرتباً در جلسات متشکله در مسجد امین‌الدوله تحت عنوان قرائت قرآن تدریس کتب عربی، شرکت می‌کرد.» مفتوح بود.[8] منابع ساواک شرکت این دسته از افراد در هیئت‌ها و جلسات هفتگی مانند مکتب علی (پرونده 162025)، هیئت اصحاب المجتبی (پرونده 162028) و هیئت سیار محبان فاطمه را در گزارش‌های خبر منعکس کرده‌اند. اغلب اسناد این پرونده‌ها اصل یا رونوشت گزارش‌های خبری هستند که در پرونده آیت‌الله حق‌شناس نگه‌داری می‌شود و مطلب جدیدی و قابل توجهی برای افزودن به داده‌های مورد نیاز پژوهش حاضر ارائه نمی‌کنند.

افزون بر سندهای گزارش خبر، درخواست آیت‌الله حق‌شناس برای صدور روادید (گذرنامه) به منظور سفر به عتبات عالیات و مصاحبه ساواک برای موافقت با این درخواست، از اسنادی هستند که اطلاعات مهمی را درباره زندگی ایشان و فضای مسجد امین‌الدوله به پژوهشگر ارائه می‌کنند. چند برگه ارزیابی خبر که اداره کل سوم (316) به ساواک تهران (20ه‌) فرستاده و خواستار روشن شدن برخی نکات درباره گزارش‌های خبری شده است، از دیگر اسناد مهم این پرونده هستند و نشان می‌دهند که کدام وجوه فعالیت در مسجد امین‌الدوله برای آن اداره کل مهم بوده است. این اسناد برای شناخت منابع ساواک در مسجد امین‌الدوله اهمیت دارند.

برخی اسناد این پرونده به ویژه گزارش‌های ‌خبر درباره برخی وعاظ مدعو به مسجد امین‌الدوله که در پرونده آن‌ها بایگانی بوده است، در سال‌های اخیر منتشر شده است. از این دسته اسناد می‌توان به اسنادی اشاره کرد که در کتاب بیست و یکم از مجموعه یاران امام به روایت اسناد ساواک؛ آیت الله حاج شیخ مهدی ربانی املشی (1380: 125-122)، کتاب حجت‌الاسلام حاج شیخ احمد کافی به روایت اسناد ساواک (مرکز بررسی، 1384: 55- 52)، کتاب سوم از مجموعه پایگاه‌های انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک؛ مساجد: مسجد ارک تهران (1390: 179) و کتاب چهارم: مسجد جامع بازار تهران (1393: 2/266) آمده است. در بهمن 1347 یک گزارش خبری از منبعی با کد 534[9] توجه ساواک را به تشکیل گروهی موسوم به دستگاه تکش در مسجد امین‌الدوله و فعالیت پنهانی آن‌ها جلب کرد. چند مکاتبه اداره کل سوم (316) با ساواک تهران درباره این گروه و پنج شاخه‌ آن، که در پرونده 162011 نگه‌داری می‌شد، در کتاب سی‌وششم از مجموعه یاران امام به روایت اسناد ساواک: آیت‌الله محمد صادق خلخالی (1384: 101- 94) منتشر شده است. در کتاب سی‌ویکم این مجموعه: شهید صادق، در پیوند با شکل‌گیری هیئت‌های مؤتلفه اسلامی اشاراتی به مسجد امین‌الدوله وجود دارد. (1382: 41، 40، 4) این اشارات را می‌توان با خاطرات ابوالفضل توکلی‌بینا (مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، 1384) که از همان سال‌های نخست تأسیس مسجد امین‌الدوله با آن پیوند یافت و سپس در شکل‌گیری نخستین بنیادهای هیئت‌های مؤتلفه حضور داشت، درهم‌آمیخت و آن را برای تدوین روایتی از تاریخ مسجد مذکور مورد استفاده قرار داد. همچنین می‌توان از برخی اسناد مانند آگهی جمعی از علمای تهران از جمله آیت‌الله حق‌شناس برای برگزاری مراسم ترحیم حاج سید مصطفی خمینی در مسجد جامع بازار تهران یاد کرد که در پرونده آیت‌الله حق‌شناس وجود ندارد اما در شمار اسناد کتاب چهارم از مجموعه پایگاه‌های انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک: مسجد جامع بازار تهران (1393: 2/394، 393) منتشر شده است.

نگارنده در مقاله پیش‌رو کوشیده است با اتکا به اسناد ساواک، روایتی نو و دست‌اول از زندگی و فعالیت‌های آیت‌الله حق‌شناس طی دهه‌های 1340 و 1350 ارائه کند. به نظر می‌آید این مقاله در شمار معدود کوشش‌هایی است که روایتی سندمحور از این موضوع به دست داده است.

 

  1. منابع ساواک در مسجد امین‌الدوله

گزارش‌های خبری که از مسجد امین‌الدوله تهیه شده است، محصول فعالیت چند منبع ساواک هستند؛ این منابع عبارتند از: 8978، 7880، ضیاع، احمد، مأمور ویژه، ژ-3؛ همکار افتخاری، 704 ، غفاری، 1042، شریفی، 1575 و 2391. گزارش‌هایی از برخی از این منابع ازجمله منبع 7880 از محل‌های دیگر چون مسجد جلیلی در دست است. (مرکز بررسی اسناد تاریخی؛ آیت‌الله محمدرضا مهدوی کنی به روایت اسناد ساواک، 1385: 301، 287، 280) اما از نظر فراوانی، بیشترین گزارش‌های خبر متعلق به منبع 1042 است. مطابق رویه مرسوم در ساواک، یک نمونه از گزارش‌های خبری، به عنوان محصول منابع، به پرونده آن‌ها راه می‌یافت؛ این پرونده اهمیت اداری داشت و مبنایی برای بررسی کارنامه منبع به دست می‌داد. در روندهای اداری این بررسی‌ها، میزان فعالیت منبع و تأثیرگذاری رهبر عملیات برای هدایت وی را نشان می‌داد. پرونده منبع 1042 نشان می‌دهد حیطه هدف وی «دسته‌جات مذهبی» بوده است. منبع غفاری در یکی از گزارش‌ها درباره این منبع نوشته است که او درباره مطالب مطرح شده در یک جلسه، از آقای حق‌شناس سؤال کرده است. حدود دو هفته بعد وی در حالی که 23 سال داشت، به عنوان منبع به استخدام ساواک درآمد و طی چند سال، گزارش‌های متعددی را از مسجد امین‌الدوله و برخی هیئت‌های مذهبی مرتبط با آن، تهیه کرد. در یک برگه ارزیابی خبر در سال 1347 درباره این منبع آمده است که وی در مسجد امین‌الدوله نفوذ دارد. (پرونده 92974: 1/218) در بهمن 1347 پس از حساس شدن اداره کل سوم به خبری درباره فعالیت پنهانی گروه موسوم به دستگاه تکش[10] در مسجد امین‌الدوله، این اداره کل به ساواک تهران نوشت که «منبع 1042 صرفاً به منظور کسب خبر از فعالیت این جوانان در مسجد مورد بحث استخدام گردیده» است. (مرکز بررسی اسناد تاریخی، کتاب سی‌وششم؛ آیت‌الله محمدصادق خلخالی، 1384: 96) رهبران عملیات و مسئولان امنیت داخلی ساواک به وی آموزش می‌دادند برخی وعاظ که آیت‌الله حق‌شناس آن‌ها را برای وعظ به مسجد دعوت می‌کرد، شناسایی نماید و محتوای سخنرانی‌هایشان را منعکس سازد. مأموریت اصلی وی شناسایی بیشتر جوانان فعال مسجد و تهیه گزارش درباره فعالیت‌های مشکوک آن‌ها، به دست آوردن مشخصات کامل (نام، شهرت، شغل، نشانی محل سکونت و کار) و کسب آگاهی درباره هدف و انگیزه آن‌ها بود. در یک مورد به منبع آموزش داده بودند که «مرتباً در جلسات به ظاهر درسی در مسجد، شرکت کند و ضمن شناسایی شرکت‌کنندگان، درباره فعالیت‌های آن‌ها تحقیق نماید.» این منبع برخی خبرها را از ملاقات خصوصی با آیت‌الله حق‌شناس می‌گرفت. (پرونده 92974: 1/74) این فقره نشان می‌دهد که او نسبت به منبع ژ-3که در ادامه درباره وی سخن خواهیم گفت، موقعیت بهتری برای کسب خبر داشته است. اما این منبع  باز هم آن‌قدر به مرحوم حق‌شناس نزدیک نبود تا هدف ایشان را از سفر به قم دریابد. همچنین این منبع نمی‌توانست شناخت بیشتری از برخی وعاظ مدعو کسب کند زیرا آن‌ها از دادن اطلاعات بیشتر به وی خودداری می‌کردند. منبع 1042 افزون بر تهیه گزارش‌های متعدد از مسجد امین‌الدوله، در جلسات هیئت‌المجتبی که اغلب در منازل ساکنان همان حوالی مسجد امین‌الدوله برگزار می‌شد، شرکت می‌کرد و گزارش‌های آن را به ساواک تهران می‌داد.  

دیگر منبع ساواک با نام غفاری، در خرداد 1346 در کلاس‌های آموزش عربی مسجد امین‌الدوله شرکت می‌کرد و اخبار آن را به ساواک می‌داد. اداره کل سوم (316) در برگه ارزیابی خبر به ساواک تهران نوشت که «به منبع آموزش داده شود که سعی نماید افراد مورد نظر را شناسایی و لااقل با اسم کوچک معرفی نماید. (92974: 2/14) این موضوع به گزارش او بازمی‌گشت که در آن افراد را با نام کامل معرفی نکرده بود. چند گزارش این پرونده متعلق به منبع ژ-3 است که با عنوان همکار افتخاری برای ساواک تهران کار می‌کرد. یکی از گزارش‌های او که نسبت به گزارش‌های دیگر به ویژه گزارش‌های منبع 1042، بالنسبه مفصل‌تر است، تلاش وی برای ورود به جمع جوانان مسجد را روایت کرده است.

فعالیت منابع برای کسب خبر با دشواری‌ها و محدودیت‌های خاص همراه بود. این موضوع به طور عام، خاص عملیات نفوذ در گروه‌ها یا نزدیک شدن به افراد بود و ساواک تلاش می‌کرد این کار را به راهنمایی رهبر عملیات با موفقیت راهبری کند. آیت‌الله حق‌شناس در چند موضع، نشان داده بود که از وجود منابع ساواک در مسجد آگاه است. ظاهراً احضار به ساواک، ایشان را متوجه کرده بود که سخنان‌شان را به ساواک می‌رسانند. وی در یک ملاقات خصوصی به منبع 1042، احتمالاً به عمد به وی گفته بود که «از طرف سازمان امنیت گفتند شیخ عبدالکریم ورق سیاه دارد. آخر من به آنان چه کرده‌ام که ورقم سیاه شده؟ در کدام انقلاب شرکت جسته‌ام؟ در کدام اعلامیه مثل دیگران امضاء دارم که با رفتن من جلوگیری می‌کنند؟ دلم می‌خواهد مرا با آن کسی که گزارش داده و چنین و چنان گفته است روبه‌رو کنند تا من ثابت کنم  ورق من سیاه نیست.» او در ادامه با اشاره به سخت‌گیری ساواک برای موافقت با درخواست گذرنامه به منظور سفر به عراق گفته بود که اجازه سازمان ارزشی ندارد و او می‌تواند بدون اطلاع آن سازمان به عراق برود. آیا ایشان آگاهانه این سخنان را به منبع می‌گفت؟ ادامه این گفت‌وگو برای فهم این قضیه مهم است و گویی ایشان می‌خواهد به منبع بگوید که صحبت‌های او را به ساواک منتقل کند: «ای کاش یک کسی بود تا این حرف‌های مرا به سازمان امنیت برساند و بگوید که شیخ عبدالکریم چنین و چنان می‌گفت.» (92974: 1/74) آیت‌الله حق شناس در منبر دیگری اشاره کرده بود که مأمورین ساواک، سخنان او را به مقامات آن سازمان گزارش می‌کنند. « من می‌خواهم مردم را تربیت کنم و به راه راست هدایت نمایم و غیر از این غرضی ندارم و نمی‌خواهم به کسی اذیت و آزاری برسانم. کار من این است که احکام دین اسلام را به مردم بگویم و از کسی هم باک ندارم. اگر پاسبان می‌خواهد بیاید مانعی ندارد و اگر سرهنگ باشد به او می گویم این چنین است. اگر مأمور سازمان باشد باید از ما بشنود من یک بار انتقادی کردم مأمورین گزارش دادند که خلافی گفته است. سازمان چیه؛ مأمور آگاهی کیست؟ خلاصه دست به دامن امام زمان نموده‌ام از هیچ کس باک ندارم.» ایشان با اشاره به مأمورینی که این سخنرانی‌ها را ضبط می‌کنند، از فشارها بر اهالی مسجد سخن گفته بودند: «آن‌هایی که می‌آیند صداها را ضبط می‌کنند و خبر می‌دهند نمی‌دانم چه جور آدمی هستند. خدا می‌داند ما منظورمان تربیت جوانان است که صالح باشند و به درد جامعه بخورند. نمی‌دانم چرا از مردم التزام می‌‌گیرند که به مسجد امین‌الدوله نیایند.» (همان، 92974: 1/362، 354) در چنین وضعیتی طبیعی بود که آیت‌الله حق‌شناس، احتیاط پیشه کند و یک رهبر عملیات او را «بسیار محتاط و بسیار زیرک» بخواند. در نتیجه رعایت چنین احتیاطی بود که منبع غفاری نتوانست صحبت‌های محرمانه آیت‌الله حق‌شناس را گزارش کند. در گزارشی که این منبع در خرداد 1346 به ساواک تهران ارسال کرد آمده است: «بعد از سخنرانی محمدمهدی ربانی، بعد از پایان مجلس، شیخ عبدالکریم حق‌شناس به اتفاق چند نفر من جمله مهدی عسکری به منزل رفته و در دالان منزل مشغول صحبت‌های محرمانه شدند.» (92974: 2/13)

منبع 534 که در سال 1348، گزارشی را از اجتماع عده‌ای از افراد ناراحت و متعصب در مسجد گلشن (خیابان سیروس، کوچه حمام گلشن) به ساواک تهران داده بود، درباره محدودیت کار خود نوشته بود «آن‌ها از ورود اشخاص ناشناس و کسانی که مورد اعتمادشان نباشد به جلسه مربوطه جلوگیری می‌نمایند.» برخی از اعضای این گروه تقریباً 15 نفره از جمله سید علی خارینی، شیخ محمدعلی جاودان، شیخ حسن آسانگو در مسجد امین‌الدوله نیز فعال بودند. (پرونده شماره 80570، سند شماره 19. اصل گزارش در پرونده 161512 نگه‌داری می‌شد.) منبع ژ-3 (همکار افتخاری) که در سال 1345 چند خبر از فعالیت‌ها در مسجد امین‌الدوله را به ساواک رسانده بود، بخشی از دشواری‌های کسب خبر در این مسجد را توضیح داده است. وی توانسته بود به واسطه دوستی با محمد قانع، به دسته جوانان مسجد نزدیک شود و امیدوار بود با ورود به جمع آن‌ها، نیازمندی ساواک برای کسب اخبار درباره گروه جوانان را تأمین کند؛ اما نفوذ او در گروه با مقاومت سایر اعضا مواجه شد و در مهر 1345، در آستانه یک سفر گروهی به امامزاده ابراهیم، آن‌ها به قانع معترض شدند که «چرا جوانی را که هنوز وضعش برای ما روشن نیست، دعوت کرده است؟» قانع به دوستانش توضیح داد که «او از افراد مبارز دینی است و باید حتماً در جلسات‌شان شرکت کند.» اعضای گروه به طور مشروط حضور عضو تازه‌وارد را پذیرفتند؛ اما باز هم یکی از آن‌ها به قانع معترض شد که «چرا جوانی را به این زودی به جزئیات کار ما وارد کرده‌اید؟ چون می‌ترسم این شخص، نااهل و مشکوک از آب درآید.» همکار افتخاری ساواک (ژ-3) برای جلب اعتماد یکی از معترضین، به وی گفت که «طرفدار و مقلد آیت‌الله خمینی» است. به نظر می‌آید این منبع آموزش‌های لازم را برای نفوذ در گروه از جانب مقامات بالادستی خود فراگرفته بود. اما این پایان ماجرا نبود و اعضای گروه، قانع و ژ-3 را بی‌خبرگذاشته و به امامزاده ابراهیم رفته بودند. منبع درباره این وضعیت و تلاش برای برای کسب اطلاعات بیشتر نوشت: «این جوانان بسیار محتاطانه و زیرکانه عمل می‌کنند؛ تا عقاید و افکار اشخاص تازه‌وارد را نسنجد آن‌ها را به جلسات راه نمی‌دهند. مسلماً شیخ عبدالکریم حق‌شناس امام جماعت مسجد امین الدوله از فعالیت آن‌ها بااطلاع است و آن‌ها را رهبری می‌کند. به همین منظور و برای به دست آوردن اطلاعات کامل از فعالیت‌های نامبردگان سعی خواهد شد به تدریج و با جلب نظر بیشتر سید محمد قانع و چند نفر دیگر پس از گذراندن مرحله آزمایش، اعتماد آنان جلب گردد.» این بخش از نظریه وی نشان می‌دهد که وی همچنان به تلاش برای نفوذ بیشتر در گروه ادامه ‌داده و روی محمد قانع حساب بیشتری باز کرده است. پیشنهاد او مورد موافقت مقامات بالادست ساواک (رهبر عملیات یا رئیس امنیت داخلی) قرار گرفت و آن‌ها با تمرکز بیشتر و برنامه جامع‌تری پیگیر نفوذ در گروه بودند. «به منابع و همکار افتخاری [: ژ-3] آموزش‌های لازم داده شد تا با مراقبت کامل سعی کنند حس اعتماد یک یا چند نفر را به خود جلب نموده و بتوانند در جلساتشان رخنه کنند؛ ولی مسلماً این موضوع به سهولت انجام‌پذیر نیست و مستلزم صرف وقت می‌باشد.» (92974: 1/11، 10) منبع ژ-3 گزارش داده بود که «علی قراگوزلو بسیار مورد اعتماد حق‌شناس» است. او که همچنان به نفوذ بیشتر امیدوار بود، روابط خود را با محمد قانع ادامه داد و گاه با وی، خصوصی گفت‌وگو می‌کرد؛ به گونه‌ای که قانع به وی گفت: « سعی می‌کنم شما را به آقای حق‌شناس معرفی کنم.» علی کلافچی منبع ژ-3 را به جلسه‌ای برد که بیش از 30 شرکت‌کننده داشت و اعضای آن، اغلب از طلاب مسجد امین‌الدوله بودند. او در گفت‌وگو به ژ-3 گفته بود «پولی که برای خرج مسجد جمع‌آوری می‌شود، به مصرف چیزهای دیگر می‌رسد.» در ملاحظات این سند آمده است: «به منبع آموزش لازم در مورد جلب اعتماد هر چه بیشتر حاج‌آقا حق‌شناس که جوانان مسجد امین‌الدوله را رهبری می‌کند، داده شده است.»

ساواک مراقب بود عملیات نفوذ در مسجد و مراقبت از فعالیت‌های آیت‌الله حق‌شناس و جوانان آن‌جا لو نرود و امنیت منابع آن سازمان در مسجد به خطر نیفتد. هر اقدام شتابزده یا بی‌موقع ممکن بود آیت‌الله حق‌شناس و اعضای گروه را نسبت به نفوذ و مراقبت ساواک حساس و ظنین کند و عملیات را دشوارتر سازد. به همین دلیل اداره کل سوم به ساواک تهران یادآور شد که با توجه به نفوذ آن ساواک در این مسجد؛ «آیا احضار شیخ عبدالکریم حق‌شناس توسط کلانتری موجبات رکود عملیات نخواهد بود؟»( 92974: 2/25) ساواک در برخی موارد این نکته را تذکر می‌داد که هر گونه اقدام مستقیم درباره سوژه، موجب شناخته شدن و لو رفتن منبع خواهد شد. در سند دیگری آمده است که «چون ساواک در بین اجتماع آنان که به رهبری حق‌شناس اداره می‌شود نفوذ کامل دارد لهذا از هر گونه اقدام (احضار یا انعکاس به سایر مراجع انتظامی) جلوگیری شود که مراتب به استحضار تیمسار ریاست ساواک رسید و موافقت فرمودند؛ لهذا در صورت تصویب از احضار محمد قانع و انعکاس مطلب به شهربانی خودداری شود.» (92974: 1/18)

 

  1. مسجد امین‌الدوله

نام مسجد امین‌الدوله از مساجد واقع در بازار چهل تن یا بازار حضرتی تهران (همان: 1/424، 2/4) با وقایع و اشخاص مهمی در دهه‌های 1330 تا 1350خ گره خورده است. روایات موجود بنای آن را به بانو اشرف‌الملوک فخرالدوله دختر مظفرالدین‌شاه قاجار و مادر علی امینی نخست وزیر دوره پهلوی (زندگی: 1284-1371خ) نسبت می‌دهند. وی این مسجد را در بخشی از پارک امین‌الدوله[11] به نام میرزا علی‌خان امین‌الدوله صدراعظم دولت قاجار (متولد 1322-1260ق، درباره امین‌الدوله نک: صفائی، بی‌تا؛ رهبران مشروطه، جزوه سوم: میرزاعلیخان امین‌الدوله، خاطرات سیاسی امین‌الدوله، تهران، 1341) پدر همسرش محسن‌خان معین‌الملک[12] بنا کرد و ساخت آن زیر نظر معمار روسی نیکلای مارکف از 1324 تا 1328 به درازا کشید. این مسجد در ۲۵ مهر ۱۳۸۳ با شماره ۱۱۲۰۵ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. در خرداد 1348 در جلسه‌ای در منزل علی امینی در خیابان فخرآباد، یکی از شرکت‌کنندگان گفت «خانم فخرالدوله مسجد فخرالدوله را از خود باقی گذاشته که برای همیشه جاودان است. (مرکز بررسی اسناد تاریخی، رجال عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک، کتاب سوم: علی امینی، 1379: 1/728-727)

اسناد ساواک اطلاعات زیادی درباره مسجد امین‌الدوله ارائه نمی‌کنند. در خاطرات ابوالفضل توکلی بینا (متولد 1312، قم) آمده است که وی در سال 1324 به تهران آمد و در «یک کارخانه قندریزی واقع در بازار سید اسماعیل سرای حاج هادی، مشغول به کار شد.» توکلی بینا گفته است که «یکی از نعمت‌هایی که خداوند متعال به من ارزانی داشت، این بود که در نزدیکی محل کارم، مسجدی بود به نام مسجد امین‌الدوله؛ در این مسجد با حجت‌‌الاسلام والمسلمین آقای شیخ احمد مجتهدی آشنا شدم. ایشان در آن مسجد بعداز ظهرها دروس حوزوی را به جوانان طالب علم تدریس می‌کرد.» (خاطرات ابوالفضل توکلی بینا، 1384 :23)

ظاهراً در ساواک پرونده ویژه‌ای برای مسجد امین‌الدوله تشکیل نشده است. اسناد موجود در پرونده آیت‌الله حق‌شناس بیشتر ناظر بر فعالیت‌های وی، اظهارات سخنرانان مدعو و فعالیت‌های جوانان مسجد بود که ظن ساواک را برانگیخته بودند. آیت‌الله حق‌شناس در پاسخ سؤالات مقامات ساواک تهران طی یک مصاحبه[13]، نوشته بود که «مسجد امین‌الدوله مسجدی است بدون موقوفه» بنا بر متن این مصاحبه، واقف مسجد، مرحوم امین‌الدوله بود و حمام امین‌الدوله هم که درجوار آن بود، وقف مسجد نبود. بنا براین می‌توان گفت بانو فخرالدوله این مسجد را در یک زمینه وقفی از پیش موجود بنا کرده است. هزینه‌های مسجد را افراد شرکت‌کننده در مراسم مسجد می‌دادند و سازمان اوقاف هزینه‌های آب و برق آن را به طور ناقص می‌داد. وی در دست نوشته‌ای برای ساواک توضیح داده است که به دلیل کسالت و اشتغال به تدریس، تأمین هزینه‌های مسجد را به قاسم عبدالله‌زاده طلبه مدرسه برهانیه، مهدی عسکری شاگرد بدل‌فروشی در بازار سلطانی، سید مجتبی، علی خوش‌نیکو تعمیرکار سماور و چراغ و سید مهدی روغن و پنیرفروش در بازار دروازه واگذار کرده است. در ادامه توضیحات وی در یک دست‌نویس دیگر آمده است که این افراد با «بعضی از مؤمنین دیگر علی‌البدل حاج علی‌اصغر عصارپور، حاج زین‌العابدین مخمل‌باف، نیری (قند‌و‌شکر فروش در میدان سید اسماعیل) و کمک بعضی افراد همجوار مسجد وجوهی را جمع‌آوری می‌کنند.» وجوه جمع‌آوری شده برای امور روشنایی، تعمیرات، تعزیه و سوگواری، خرج خادم و منبری و واعظ که کار انتخاب آن در غیر لیالی ماه رمضان با شیخ عبدالکریم بود، هزینه می‌شد. (92974، ج1/58، 56، 40)

 نام مسجد امین‌الدوله با هیئت‌های مؤتلفه و ماجرای کشتن نخست‌وزیر حسنعلی منصور در سال 1343 پیوند خورده است. در خاطرات توکلی بینا به این موضوع اشاره شده است که گروه مسجد امین‌الدوله یکی از سه گروهی بودند که پس از دیدار با امام خمینی، گرد هم جمع شده و پس از چندین جلسه مشترک، هیئت‌های مؤتلفه اسلامی را بنیان نهادند. (توکلی بینا، 1384: 59،60، جعفریان، 1385: 321) شهید محمدصادق اسلامی نیز در بازجویی مورخه 26/12/1343 نوشته است که نخستین جلسات اعضای این هیئت در مسجد امین‌الدوله در کوچه غریبان برگزار شده است. (شهید صادق، 1382: 41، 4) وی درباره «آقای شفیق که معرف رفقای خود به هیئت مؤسس بود»، نوشته است که «علاوه بر هم‌شغلی که با آقای امانی و همچنین بنده داشتند در مسجد امین‌الدوله هم با ایشان مأنوس بوده‌ایم.» (شهید صادق، 1382: 40) در سال 1351، دو خبر از منبع 4322، توجه ساواک تهران را به فعالیت علی عسکری از دوستان قدیمی مهدی عراقی[14] جلب کرد. این خبر به این شایعه اشاره داشت که  «در مسجد امین الدوله در بازار چهل تن که سابقاً مرکز فعالیت مهدی عراقی و دوستانش بوده شیخ لاهوتی[15] منبر می‌رود و محل اجتماع است.» نظریه منبع آن بود که «احتمالاً اجتماع افراد در مسجد مزبور خطراتی خواهد داشت.» اما مسئولان رده بالاتر به چنین چیزی باور نداشتند؛ زیرا «ماه رمضان تمام شده بود و مردم در این مسجد اجتماعی نداشتند.» (مرکز بررسی اسناد تاریخی، یاران امام به روایت اسناد ساواک؛ کتاب دوازدهم: پیشکسوت انقلاب؛ شهید حاج مهدی عراقی، 1378: 197، 196)

تاریخ مسجد امین‌الدوله با نام آیت‌الله عبدالکریم حق‌شناس پیوند خورده است؛ روحانی مشهوری که به معلم اخلاق شهره بود و طی چند دهه این مسجد را محل پیوند اخلاق و سیاست ساخت. اگر چه شهرت آیت‌الله حق‌شناس در مقام معلم اخلاق، دیگر وجوه زندگی ایشان را در سایه افکنده است، اما اسناد موجود در پرونده وی نشان می‌دهد که وی با زیرکی و احتیاط، فعالیت سیاسی را نیز به موازات آموزش‌های علمی و اخلاقی پیش می‌برده است. اسناد ساواک، به تدریج قطعاتی از این فعالیت‌ها را در معرض دید پژوهشگران قرار می‌دهند. اکنون نوبت آن رسیده است تا آیت‌الله عبدالکریم حق‌شناس را به روایت اسناد ساواک بشناسیم. اگر چه این گزارش‌ها، روایت‌هایی منقطع از این وجه از زندگی ایشان را ارائه می‌کنند و محدودیت‌های منابع را در این باره بازتاب می‌دهند؛ اما مجالی را فراهم می‌کنند تا این بخش از زندگی و شخصیت ایشان را از دریچه نگاه ناظران بیرونی ببینیم و ایشان را در پیوند با روندها و رویدادها و مسائل روز، درک و تفسیر کنیم. 

 

  1. آیت‌الله عبدالکریم حق‌شناس؛ زندگی خانوادگی و علمی

بنا بر اسناد موجود، عبدالکریم حق‌شناس فرزند شیخ‌علی در اواخر دهه 1340 و اوایل دهه1350 برای سفر به عراق و عربستان درخواست گذرنامه کرده بود. این فرم درخواست، حائز اطلاعات شناسنامه‌ای ایشان و اعضای خانواده‌شان است؛ عبدالکریم حق‌شناس؛ متولد (بیستم ثور) 1281خ، محل تولد: کشکو شهسوار (تنکابن) دارای دو فرزند دختر به نام‌های سوسن (متولد 1342) و ساره (1346). نام مادر خانواده نیز ثبت شده است: بانو قدسیه ایزددوست (علی‌خان) فرزند مرحوم میرزا رجبعلی، متولد 1305خ. در سند دیگری که در پرونده موجود است، محل تولد آیت‌الله حق‌شناس، کلیجان گلپایگان ثبت شده است. آیت‌الله حق‌شناس در این زمان، در خیابان خراسان کوچه انجم، کوچه دکتر منظوری منزل داشت و ضمن تسلط به زبان فرانسه، در مدرسه سپهسالار تهران به تدریس مشغول بود. (مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، 92974: 202، 200، 186، 1/10، 8 ، 6، 3؛ درباره مکاتبات ادارات کل نهم و سوم برای صدور گذرنامه ایشان در اردیبهشت 1347، نک:همان: 1/234، 232، 230، 228، 226) ساواک برای موافقت با درخواست صدور گذرنامه، یک بار در فروردین 1348 آیت‌الله حق‌شناس را احضار و در ساختمان شماره 6 با ایشان مصاحبه کرده بود. این مصاحبه بهانه‌ای بود تا ساواک ایشان را متعهد سازد که عمل خلاف مصالح حکومتی انجام ندهد. مصاحبه‌ای که با استنکار ایشان همراه بود و بالاخره ایشان به ناچار پذیرفت که پای مصاحبه صالحی از مسئولان ساواک بنشیند. مصاحبه یک مقام امنیتی با افراد در واقع بازجویی است و طبعاً انسان آزاده را برای تن دادن به چنین درخواستی به مقاومت فرا می‌خواند. اما بالاخره آیت‌الله حق‌شناس، با کراهت این مصاحبه را پذیرفت. منبع 1042 در یک ملاقات خصوصی با آیت‌الله حق‌شناس شنیده بود که «از طرف سازمان امنیت گفتند شیخ عبدالکریم ورق سیاه دارد. آخر من به آنان چه کرده‌ام که ورقم سیاه شده؟ در کدام انقلاب شرکت جسته‌ام؟ در کدام اعلامیه مثل دیگران امضاء دارم که با رفتن من جلوگیری می‌کنند؟ دلم می‌خواهد مرا با آن کسی که گزارش داده و چنین و چنان گفته است روبه‌رو کنند تا من ثابت کنم  ورق من سیاه نیست. سازمان می‌خواهد با من مصاحبه کند ولی من حاضر نمی‌شوم. زیرا آن‌ها آدم را منحرف می‌کنند و به طرف گناه می‌کشانند. اجازه سازمان امنیت چه ارزش دارد؛.... ای کاش یک کسی بود تا این حرف‌های مرا به سازمان امنیت برساند و بگوید که شیخ عبدالکریم چنین و چنان می‌گفت.» ( 92974: 1/74)

 آیت‌الله حق‌شناس در این مصاحبه، منکر فعالیت‌های مضره شده و چند اجازه‌نامه مراجع را نیز به ساواک داده بود تا در پرونده‌شان بایگانی شود. بنا برآن‌چه از این اسناد برمی‌آید وی در شوال 1379ق از شیخ ابوالقاسم خوئی اجازه دریافت وجوه شرعیه گرفته بود. احمد الحسینی الزنجانی نیز در 25 محرم 1381ق به وی اجازه روایت داده و ابوالقاسم اصفهانی این اجازه‌نامه را تأیید کرده بود. سند دیگر گواهی می‌داد که عبدالنبی نجفی العراقی نیز در صفر 1382ق، رتبه اجتهاد و استنباط او را تأیید کرده بود. این اجازه‌نامه‌ها و تأییدیه‌ها در چارچوب سنت مرسوم حوزه‌های شیعه صادر شده و از نظر تاریخی کارکردهای نهاد روحانیت در امور اجتماعی و مذهبی را تداوم می‌بخشند. شیخ عبدالکریم در مصاحبه با ساواک ضمن اشاره به نحوه اداره مسجد و تأمین هزینه‌های مسجد که پیش از این به آن اشاره کردیم، نوشته بود که خود در هفته سه شب به تدریس علوم دینی (اخلاق، تفسیر و تواریخ و اصول عقائد) می‌پردازد. وی همچنین عصرها هم به طور مستمر به تدریس علوم دینی به طلاب می‌پرداخت؛ طلابی که از سایر مدارس مثل مصیّر (نزدیک اعدام)، محمودیه (مقابل مسجد جمعه)، فاطمیه (نزدیک سرچشمه)، ترک‌ها (پاچنار) و شاهزاده خانم می‌آمدند و پای درس او می‌نشستند. از این توصیف می‌توان رونق تحصیل طلبگی را در مدارس پایتخت و کوشش‌های طلاب علوم دینی در نشستن پای درس اساتید دریافت و از یک سبک زندگی و شیوه تحصیل برآمده از سنت‌های کهن سخن گفت. این جلسات عصرانه، یک ساعت به درازا می‌کشید و در نیمی از آن خارج فقه و در نیم دیگر خارج اصول تدریس می‌شد. شیخ برای ساواک روشن ساخته بود که شاگردان او حدود 15 نفرند[16] و ماهانه حدود 250 ریال به آن‌ها شهریه پرداخت می‌کند؛ منبع شهریه هم وجوهی بود که مردم به وی به عنوان مجتهد می‌دادند. (مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی:پ ش، 92974: 50، 48، 46، 42، 40، 39، 33، 20)

 

  1. فضای عمومی منابر از 1343 تا 1356

بررسی اسناد نشان می‌دهد که در فاصله سال 1343 (تبعید امام خمینی به ترکیه و سپس عراق) تا سال 1356 (درگذشت حاج آقا مصطفی خمینی) معمولاً منابر وعاظ و سخنرانان مذهبی، به صورت بارز و تندی، حائز وجوه انقلابی و ضدحکومتی نبود. در این سال‌ها مبارزه‌ای مستمر و طولانی اما آرام در جریان بود. این مبارزه در کانون‌هایی همچون مساجد و حسینیه‌ها و تکایا به مناسبت‌های مختلف مذهبی، به مثابه یک عنصر آگاهی‌بخش عمل می‌کرد. هنر سخنرانان و وعاظ در ایراد سخنرانی‌های توأم با کنایه و ایما و اشاره و مطالب قابل تفسیر و دوپهلو بود. این وضعیت در گزارش‌های منابع انعکاس می‌یافت و آن‌ها در نظریه منبع می‌نوشتند که سخنرانی واعظ توأم با کنایه و اشاره بوده است. این دسته از وعاظ تلاش می‌کردند وقایع و جریان‌ها تاریخی را در قالب دوگانه حق و باطل تفسیر کنند و با ساخت یک تصویر از جدال حق و باطل، به مخاطبان نشان دهند که نمرود، فرعون، ابوجهل، بنی‌امیه و بنی‌عباس در مقابل پیامبران، امامان و صالحان ایستاده‌اند. در این تصویرسازی به گونه‌ای عمل می‌شد که جدال حق و باطل تا امروز ادامه پیدا می‌کرد و مخاطب با کدهایی که از واعظ گرفته بود متوجه می‌شد که حکومت در جبهه باطل قرار گرفته است. در این روشنگری‌ها معاویه و یزید و هارون و مأمون، اسلاف ظلمه عصر حاضر تصویر می‌شدند و مخاطب درمی‌یافت که مسئولیت او چیست و باید در کدام جبهه قرار بگیرد. این شیوه از مبارزه، بخش عظیمی از تکاپوهای روحانیون علیه حکومت طی سال‌های 1343 تا 1356 را توضیح می‌دهد و قالبی برای فهم آن ارائه می‌کند. از این‌رو توقع دریافت اخباری از منابر آتشین و سخنرانی‌های تند علیه حکومت در این سال‌ها، توقع معقولی نیست. شیوه روحانیون برای آگاه‌سازی و روشنگری، تعداد قابل توجهی از آن‌ها را از رویارویی‌های سخت با حکومت دورمی‌داشت و نیروی آن‌ها را برای سال‌های 1356 و 1357 حفظ کرد. پس از طی یک دوره روشنگری آرام و تدریجی، در سال‌های 1356 و 1357، ذهنیت بخش عظیمی از جامعه متناسب با تفسیرهای وعاظ و روحانیون تغییر کرده بود و با آماده شدن فضا، آن‌ها احتیاط و محافظه‌کاری را با سرعت بیشتری کنارگذاشتند و مخاطبان را به سوی انقلاب سوق دادند. اکنون جای این داوری است که مبارزات روشنگرانه روحانیون طی سیزده سال، اهمیت بسیاری برای تغییر روند مبارزات در سیزده ماه منتهی به بهمن 1357 داشته است. سال‌ها مبارزه مداوم و آرام بی‌گمان، مقدمه و تدارکی معقول و منطقی برای به راه انداختن یک مبارزه توفانی بود. اکنون می‌توان با تأمل بیشتری درباره محورهای منابر وعاظ طی سال‌های یاد شده سخن گفت و اهمیت هر انتقاد و نکته به ظاهر کم‌اهمیتی را دریافت؛ قطرات کوچکی که به ‌تدریج به هم پیوستند و رودهای خروشانی ساختند که بنیان‌های بزرگ و کهن سیاسی را برانداختند.

منابر وعاظ مدعو به مسجد امین‌الدوله نیز از چنین الگویی پیروی می‌کرد. بر اساس اخباری که منابع از سخنرانی‌های وعاظ مذکور به ساواک می‌رساندند، آن‌ها در منابرشان می‌گفتند «بزرگان و علما درباره اسلام تحقیقاتی کرده‌اند و پرده از روی ستمگران برداشته و به مردم اعلام کرده‌اند موسی، ابراهیم و سایر بزرگان چطور در مقابل فرعون‌ها، نمرودها و شدادها قیام کرده و حق و عدالت را در میان جامعه رواج داده‌اند و باید بدانیم حسین چرا در مقابل یزید قیام نمود.» (92974: 2/80) یکی دیگر از ایشان گفته بود که «آن کسانی که امور کشوری را به دست گرفته‌اند و هر دم به طرفی متمایل می‌شوند گاهی با دین و قرآن انس می‌گیرند گاهی با علما رفت و آمد می‌کنند و گاهی به زیارت اماکن مقدسه می‌روند تا این که به مردم بفهمانند بابا ما هم دیندار هستیم و آن چه شما می‌کنید ما هم می‌کنیم؛ از این دروغ و حقه‌بازی‌ها زیاد می‌کنند. سیاست یعنی دروغ و حقه‌بازی و عوام‌فریبی؛ به جز این چیز دیگری نیست. هارون‌الرشید هم به چنین کارهایی دست می‌زد تا این که امام موسی بن جعفر را منکوب نمود.» (92974: 2/49)

وعاظی که از سوی آیت‌الله حق‌شناس برای سخنرانی در مسجد امین‌الدوله دعوت می‌شدند، در چارچوب ذکر شده در منابر به انتقاد از اوضاع سیاسی و اجتماعی و فرهنگی می‌پرداختند. آن‌ها از وعاظ مشهور زمان بودند و بیشتر آن‌ها در اداره کل سوم دارای سابقه و پرونده بودند. فهرستی از این وعاظ و رئوس سخنرانی‌هایشان در مسجد امین‌الدوله به پیوست(1) این مقاله است[17]. آیت‌الله حق‌شناس با دعوت از این دسته از وعاظ، به منابر مسجد تنوع می‌داد و آن را به یک فرد خاص محدود نمی‌کرد و بستری را برای سخنرانی وعاظ انقلابی و تداوم پیوند مسجد امین‌الدوله با دیگر مساجد و وعاظ و به صورت کلی‌تر روند مبارازت انقلابی فراهم می‌کرد. بی‌گمان گزینش وعاظ و دعوت از آن‌ها برای وعظ در مسجد، کاملاً هدفمند بوده است. آیت‌الله حق‌شناس، وظیفه وعاظ را یادآوری مسائل و مشکلات جامعه می‌دانست و با توجه به همین وظیفه خود منبر می‌رفت و از وعاظ مدعو نیز چنین انتظاری می‌داشت. او در یک مورد با اشاره به مشکلات جامعه گفته بود: «آیا هیچ می‌دانید چقدر گمراه در جامعه وجود دارد و چقدر زنا می‌شود؟ وظیفه دولت است از این‌ها جلوگیری کند و نگذارد جامعه آلوده شود. من باید این حرف‌ها را بگویم تا مردم وظیفه خودشان را نسبت به هم بدانند. اگر ما نگوییم پس کی بگوید؟» (92974: 1/122) 

در یکی از اسناد آمده است که اهالی مسجد پس از سخنرانی یکی از وعاظ، به آیت‌الله حق‌شناس مراجعه کرده و به محتوای سخنرانی وی معترض شده‌اند. معترضین از ایشان خواسته بودند که دیگر واعظ مذکور را برای وعظ به این مسجد دعوت نکند. این موضوع نشان می‌دهد که اهالی مسجد، هر واعظی را نمی‌پسندیده و پای منبر او نمی‌نشسته‌اند و شیخ عبدالکریم هم این موضوع را در نظر داشته است. در چنین فضایی می‌توان توصیف شیخ غلامحسین جعفری درباره مسجد امین‌الدوله را تصدیق کرد که در دی 1345 گفته بود «من دلم می‌خواهد که خیلی تند صحبت کنم یک عده حقیقتاً خواهان صحبت خوب یعنی علیه دولت هستند مثل .... چند نفر دیگر از جوانان که یا در مکتب حسین هستند یا در مسجد امین‌الدوله.« (مرکز بررسی اسناد تاریخی، غلامحسین جعفری، 154، همو، مسجد جامع بازار تهران، 1393: 1/318)

 

  1. منابر شیخ عبدالکریم حق‌شناس

خبرهایی که منابع ساواک به مسئولان آن سازمان می‌رساندند، حائز گزارش‌های متعددی درباره سخنرانی شیخ عبدالکریم حق‌شناس در مسجد امین‌الدوله بود. می‌توان با دسته‌بندی و تحلیل محتوای این گزارش‌ها، برخی خطوط مهم و اساسی را از آن‌ها استخراج کرد و مشی آیت‌الله حق‌شناس را تا حدودی البته از زاویه روایت منابع ساواک کشف کرد. بی‌گمان منابع ساواک که تحت آموزش رهبران عملیات بودند، آن بخش از سخنرانی‌ها و اظهارات ایشان را نقل می‌کردند که برای سازمان مهم تلقی می‌شد. در واقع این گزارش‌ها، بخش‌های حساس و پررنگ شده سخنرانی‌های آیت‌الله حق‌شناس است که می‌توانست مقامات ساواک را در فهم مواضع سیاسی ایشان کارساز افتد.

آیت‌الله حق‌شناس از اوضاع ادارات انتقاد می‌کرد و رفتار برخی کارمندان را تقبیح می‌نمود. ایشان در اردیبهشت 1347 گفته بود که «وقتی به ادارات می‌روی یک نفر پشت میز با زلف پارافین‌زده نشسته است و عارش می‌آید جواب بدهد. اگر هم جواب بدهد می‌گوید برو بیرون من نمی‌دانم. آخر کسی نیست بگوید تو در اینجا برای چه نشسته‌ای تمام مردم از کار ادارات ناراضی هستند از این ادارات شکایت بکنید که این چه وضعی است.» ایشان مشکل این ادارات را در آن می‌دانست که این کارمندان اهل دین نبودند؛ «اگر همان آدم دیندار بود چنان جواب می‌داد که حظ می‌کردی.» ( 92974: 1/276)

آیت‌الله حق‌شناس منتقد اوضاع فرهنگی جامعه بود و سیاست‌های فرهنگی دولت را مورد انتقاد قرار می‌داد. ایشان درباره سینما می‌گفت که «یکی از شکایت‌های مردم این است که جلوی جار و جنجال سینماها را بگیرند که در آن هزار جور کثافت‌کاری را به وجود می‌آورند. جوانان را ببرند طب و یا سایر علوم به آنان یاد بدهند تا مردم باسواد بشوند.» (92974: 1/314) بخش مهمی از انتقادات آیت‌الله حق‌شناسی متوجه هبوط اخلاقیات جامعه بود. او بانگ برمی‌آورد که چرا نباید از اوضاع جامعه انتقاد کند در حالی که «بی‌عفتی چنان رواج یافته که هر دم ضربه‌ای بر پیکر ناموس ملت می‌زنند.» (92974: 1/66) ایشان از سیاست‌های حکومت در حوزه زنان انتقاد می‌کرد. این سیاست‌ها نگاه به غرب داشت و سبک زندگی در جوامع غربی را الگوی زنان معرفی می‌کرد.  «با این که قرآن این همه انسانیت را در جامعه پخش کرده است؛ مع هذا دختران بدین وضع شدند و زنان ما چنین شدند. اگر قرآن و دین نبودند چه می‌شد خدا می‌داند.» (92974: 1/116) ایشان در یکی از منبرها درباره آزادی زنان گفتند «مگر در روزنامه‌ها چه نوشته‌اند؟ یک صفحه درباره جنگ؛ و یک صفحه از کثافت‌کاری خارجی‌ها در تهران نوشته‌اند که فلان زن چه کرده است این زن‌ها وضع مملکت ما را خراب کردند. این آزادی زن غلط است. زن چه می فهمد آزادی چیست باید جلو این‌ها را بگیرند نگذارند از حد خودشان تجاوز کنند و شهر را آلوده سازند. خودشان در روزنامه‌ها و مجلات می‌گویند شما اشتباهات ما را بگویید. خدا شاهد باش ما می‌گوییم مگر هر کثافت‌کاری که خارجی‌ها کردند ما باید بکنیم. این آزادی چه چیزها به بار آورده، خدا می‌داند.» (92974: 1/130) ایشان به انتقاد از الگو گرفتن از غرب درباره نحوه رفتار با زنان پرداخته بود که «چند روز پیش در یک روزنامه خواندم که می‌خواهند مهر زنان را بردارند. دارند تیشه به ریشه دین می‌زنند و تقلید از اروپا می‌کنند که آن‌ها زنانشان مهریه ندارند. آخر آن‌ها چه داشتند تا زنانشان مهریه داشته باشند. دیگر بوق اروپا گوش‌های ما را کر کرده است.» (92974: 1/170) آیت‌الله حق‌شناس با انتقاد از وضع زنان گفته بود «این آزادی زنان از همه بدتر کرد؛ به هر جا پا می‌گذاری می‌بینی یک سر قلمبه و لخت جلو آدم ایستاده. شما نمی‌دانید این آزادی زنان چه کثافت‌کاری به بار آورد. شهوترانی؛ امان از شهوترانی که دامنگیر مملکت مسلمان شده.» (92974: 1/254)

انتقاد به غرب‌گرایی و روند غربی‌شدن، محدود به حوزه زنان نبود. آیت‌الله حق‌شناس متوجه رواج سبک زندگی غربی و دیگر مؤلفه‌های زندگی غربی در ایران شده بود و هشدار می‌داد که آموزش موسیقی و زبان غربی در آموزشگاه‌ها بخشی از این روند مخرب غربی شدن است. «سیل فساد سراسر کشور را گرفته و هر روز به عناوین مختلف جوانان ما را فریب می‌دهند؛ دیروز دیدم یک نفر مسلمان اعلامیه‌ای صادر کرده و در آن نوشته تار، سه تار، ویلون و در آخرش نوشته شده بود زبان انگلیسی مجانی تدریس می‌شود. (92974: 1/394، 2/28)

آیت‌الله حق‌شناس ضمن انتقاد از اوضاع فرهنگی و اجتماعی جامعه، برای حل معضلات و مسائل راهِ حل ارائه می‌داد. راه حل ایشان برای اصلاح امور، بازگشت به دین بود. در این پیشنهاد، ائمه شیعه به عنوان الگو مورد تأکید قرار می‌گرفتند. راه درست، راه ائمه بود؛ «ما اگر بخواهیم راه درست و صحیح را برویم باید از حضرت علی پیروی کنیم و ببینیم ائمه علیهم‌السلام در چه طریق بودند ما هم همان راه را انتخاب کنیم. علی شب‌ها عبادت می‌کرد و روزها به داد مردم می‌رسید و غذایی می‌خورد که مردم می‌خوردند و علی می‌فرمود باید چنان رفتار کنی که در کشور مسلمین کسی گرسنه نخوابد.» (92974: 1/118) بخشی از معرفی این الگوها آشکارا کنایه به حکومت بود. از مردم انتظار می‌رفت به توصیه امامان از علمای شیعه پیروی کنند؛ در غیر این صورت گرفتار ظلم حکام می‌شدند. «هر کس از علمای دین دوری جوید خداوند روزی آن‌ها را به مشقت می‌اندازد و حاکم ظالم را بر آنان مسلط می‌سازد.» (92974: 1/126) راه حل اصلی، بازگشت به قرآن بود که آرامش روح و دنیای مادی را سبب می‌شد. «نهرو یکی از بزرگ‌ترین سیاستمداران بزرگ دنیا است؛ از او سؤال می‌کنند حال که از لحاظ وسائل مادی پیشرفت کرده‌ایم و این همه صنعت پیش رفته است چه کار باید بکنیم تا روح مردم دنیا ناراحت نباشد و روح لذت ببرد؟ در جواب پاسخ داد که من هم نمی‌دانم؛ ولی سینما درست می‌کنند و هر روز اعلان می‌کنند که ما فلان کار را کردیم و هر روز هم کثافت‌کاری و قتل و دزدی بیشتر می‌شود؛ اما اگر به طرف قرآن بیایند هم از نظر روح راحت می‌شوند و هم از نظر مادی.» (92974: 1/128) ایشان در منبری دیگر درباره دست برداشتن از قرآن گفته‌اند که «کسانی که از قرآن دست بردارند خداوند آن‌ها را به دردی مبتلا می‌سازد که برایش دوا پیدا نمی‌شود و کسانی را بر آن‌ها مسلط می‌سازد که بی رحمانه خون آن‌ها را می‌ریزد.» (92974: 1/292) ایشان تأکید می‌کرد که «اگر مردم بخواهند اجتماعشان سالم بماند باید به دستور دین اسلام عمل کنند.»( 92974: 1/360. نظر آیت‌الله حق‌شناس آن بود که اسلام را درست به مردم معرفی نکرده‌اند. ایشان می‌گفت که «اسلام را به مردم ما بد معرفی کردند. مکتب امام صادق این است که مردم به حق خودشان برسند و احتیاجات مردم رفع شود نه آن است که آن‌ها می‌گویند؛ مکتب ما غیر از آن است.»(92974: 1/266)

آیت‌الله حق‌شناس باور داشت که پیشرفت‌های علمی بشر اگر بدون توجه به اخلاق باشد، دردی را دوا نخواهد کرد و ثمری نخواهد داشت. باور ایشان آن بود که چنین پیشرفتی به غلبه فساد بر جامعه منجر خواهد شد «امروزه با این پیشرفت صنعت به آسمان‌ها می‌روند ولی یک قدم در راه اخلاق جامعه برنداشته‌اند و هر روز فساد دنیا را بیشتر فرا می‌گیرد.» (92974: 1/306) به مخاطبان می‌گفتند «به سر و صدای مردم نگاه نکنید که رفته‌اند کره ماه را گرفته‌اند؛ نه چیزی نکرده‌اند، این‌ها پوچ است. شما در هدفتان جدی باشید تا آخرت را از دست ندهید.» (92974: 1/94) ایشان در یکی از منابر، صفات مؤمن را برای مخاطبان توضیح داده بود؛ «مؤمن حقیقی کسی است که از فرمان خدا غافل نشود و با دوستان دین دوست باشد و با دشمنان دین دشمن باشد. مسلمانی آن نیست با کسی رفیق شود ولی قانون الهی را نادیده بگیرد و یا به حریم دین و مذهب به دیده تمسخر نگاه کند» (92974: 1/256)

آیت‌الله حق‌شناس جلسات سخنرانی در منبر را فرصتی برای گسترش تعالیم و آموزه‌های اخلاقی می‌دانستند؛ از این‌رو در سخنرانی‌های خویش، مدام مخاطبان را به رعایت اخلاق فرامی‌خواندند. گاه از حکمت عملی می‌گفتند؛ بدان معنی که « انسان خودش را از ناپاکی‌های دنیا پاک سازد و به دستورهای خداوند و پیغمبر عمل نماید.» ( 92974: 1/194) ایشان برای مخاطبان از صفات شیعه علی سخن می‌گفتند و آن‌ها را از دروغ‌گویی، تهمت‌زنی، تجاوز به حق دیگران، غیبت و سخن چینی برحذر می‌داشتند. به مردم توصیه می‌کردند «قدر عمرتان را بدانید، دل به دنیا نبندید و به فقرا کمک کنید.»( 92974: 1/82، 80، 78) توصیه دیگر ایشان آن بود که مردم فرصت‌ها را از دست ندهند و وقت را غنیمت بشمارند؛ «قدر وقت خودتان را بدانید؛ دین را یاری کنید دین در میان شما غریب است؛ هر وقت نماز می‌خوانید، در مسجد بخوانید تا دشمنان دین بدانند که اسلام هنوز خواهان دارد. دین را تنها نگذارید.» (92974: 1/122، 112) توصیه ایشان به مردم آن بود که «به دین خدا کمک کنید؛ زمان کمک و یاری است. همه می‌دانید که وضع چگونه است به مردم خوبی کنید و به مردم حقیقت را بگویید و تا می‌توانید مردم را هدایت کنید.» (92974: 1/136) شرط روسفیدی مؤمن در نزد خداوند، عمل به اوامر الهی بود. «اگر می‌خواهی صاحب مقام باشی و در نزد خداوند و پیغمبران روسفید شوی، باید به دستور الهی عمل کنی، مردم را از خود نرنجانی و آن‌چه از دستت می‌آید به مردم کمک کنی و خود را مغرور به مال دنیا نکنی. عوارض دنیا و شیطان نفس آدم را از راه درستی منحرف می‌کند.» (92974: 1/114) آیت‌الله حق‌شناس، ضمن صحبت درباره وظایف فرد و اجتماع، گفت که «هر کس در هر مقامی‌ می‌باشد باید نفعی به اجتماع برسد در غیر این صورت هم دینش و هم افراد کشورش فاسد خواهد شد.» (92974: 1/90) آیت‌الله حق‌شناس، خود را وقف دین و اصلاح جوانان کرده بود. ایشان وظیفه خود می‌دانست که عیوب و اشکالات جامعه را به حکومت گوشزد کند. ( 92974: 1/252، 122)

آیت‌الله حق‌شناس در منابر گاه به تفسیر قرآن می‌پرداخت و گاه از مسائل دینی و عبادت سخن می‌گفت. گاه مسائل فقهی چون خیار غبن را موضوع سخنرانی خود قرار می‌داد. موضوع برخی از منابر ایشان گاه خداشناسی بود و در برخی منبرها اشعاری از باباطاهر را چاشنی سخنرانی خویش می‌ساخت. آیت‌الله حق‌شناس مخاطبین خویش را آگاه می‌ساخت که محرم بر نوروز تقدم دارد و دین و مذهب نسبت به سنن و روسم اجتماعی در اولویت هستند. درباره علم هم تأکید می‌کرد که علم برای انسان، همان شناسایی مبانی دین است که هم در دنیا و هم در آخرت به درد می خورد اما علمی که امروزه متداول است از قبیل فیزیک و شیمی فقط به درد دنیا می‌خورد» (92974: 2/ 22، 21، 18، 12، 1/ 288، 180، 124،76، 62)

 

  1. سیاست

آیت‌الله حق‌شناس به نبود آزادی و سلطه استبداد و خفقان بر فضای کشور انتقاد می‌کرد. منبع ژ-3 در گزارشی به نقل از ایشان نوشته بود که «در کشورهای مترقی مثل امریکا، هر کس اعتراض دارد او را آزاد می‌گذارند که هر چه دلش بخواهد بگوید و به حرفش رسیدگی می‌کنند ولی در مملکت ما هر کس بخواهد حرف بزند او را دستگیر و خفه‌اش می‌کنند.» (92974: 2/5) ایشان این فشارها و تضییقات را خود تجربه کرده بود و غیرمستقیم به ساواک اعلام کرد که این فشارها روی او تأثیری نخواهد گذاشت. منبع ساواک گزارش کرده بود که آیت‌الله حق‌شناس در منبر گفته است «کسانی هستند که می‌روند خبر می‌دهند که فلانی چنین و چنان گفته است. باید حق و حقیقت را بگوییم و نگذاریم در زیر پرده بماند و می‌آیند و به ما می‌گویند چرا چنین و چنان گفته‌ای؟ ما حق داریم بگوییم و از هیچ کس ترس و لرز نداریم. تا چندان که جان در بدن داریم باید بگوییم و نصیحت کنیم دولت و ملت را.» (92974: 1/66)

این انتقادات به آن‌جا بازمی‌گشت که اداره کل سوم ساواک (316)، در سال 1346، آیت‌الله حق شناس را در ردیف وعاظی  قرار داده بود که با سپردن تعهد مجاز به استفاده از منبر در ماه محرم و صفر مجاز به استفاده از منبر بود. (92974: 1/344، 284) یک بار نیز موافقت با درخواست ایشان برای صدور گذرنامه را منوط به دادن تعهد کرده بودند. وی چند بار به مأموران ساواک که سخنان وی را در منبر مسجد امین‌الدوله گزارش کرده بود، اشاره نمود. او گفته بود که «من می‌خواهم مردم را تربیت کنم و به راه راست هدایت نمایم و غیر از این غرضی ندارم و نمی‌خواهم به کسی اذیت و آزاری برسانم. اگر پاسبان می‌خواهد بیاید مانعی ندارد و اگر سرهنگ باشد به او می‌گویم این چنین است. اگر مأمور سازمان باشد باید از ما بشنود من یک بار انتقادی کردم مأمورین گزارش دادند که خلافی گفته است. سازمان چیه؛ مأمور آگاهی کیست؟» (92974: 1/354) او به آن‌هایی اشاره کرده بود که می‌آیند صداها را ضبط می‌کنند و خبر می‌دهند نمی‌دانم چه جور آدمی هستند. او برای آن که خیال مأموران ساواک را راحت کند گفته بود «خدا می‌داند ما منظورمان تربیت جوانان است که صالح باشند و به درد جامعه بخورند.» و پرسیده بود که «چرا از مردم التزام می‌گیرند که به مسجد امین‌الدوله نیایند.» (92974: 1/362 ) در یک منبر دیگر از فشارهای عوامل حکومت یاد کرده و گفته بود «در راه جلو مرا گرفته‌اند و می‌گویند شما خارج از برنامه صحبت کرده‌اید. من هم در جواب گفتم اصلاً برنامه چیه تا من خارجش را صحبت کرده باشم.» (92974: 1/122)

ایشان با نقل خاطره‌ای گفته بود که مأموران ساواک به منزل‌شان مراجعه کرده‌اند؛ «یک روز در منزل نشسته بودیم، ناگاه در منزل را زدند؛ یکی از رفقا گفت: این سازمانی‌ها هستند که می‌خواهند ایجاد مزاحمت کنند. گفتم باشد این‌ها برادران ما هستند. ما هم به آن‌ها کمک می‌کنیم. ما مردم را به نظم دعوت می‌نمائیم. ما می‌گوییم به حق دیگران تجاوز نکنید. ما حق را به مردم می‌گوییم. آن چه نصیحت است به مردم می‌کنیم تا آرامش حفظ شود. ما از کسی ترسی نداریم؛ چون هدف ما مقدس است.» (92974: 1/19)

نگاه و رفتار سیاسی آیت‌الله حق‌شناس اغلب تحت آوازه ایشان به عنوان معلم اخلاق قرار گرفته است. بررسی گزارش‌های منابع ساواک نشان می‌دهد که منبرهای ایشان محدود به طرح مسائل اخلاقی نبود. ایشان حتی در این منبرها نیز، ضمن طرح مسائل اخلاقی، ابعاد اجتماعی و سیاسی آن‌ها را مطرح می‌کردند. آیت‌الله حق‌شناس، وضعیت فرهنگی جامعه را نتیجه سیاست‌های دولت می‌دانستند و می‌گفتند که «وظیفه دولت است از این‌ها جلوگیری کند و نگذارد جامعه آلوده شود.» (92974: 1/122) ایشان ضمن انتقادات از سر و صدای روزنامه‌ها در بزرگ نشان دادن اقدامات اداری می‌گفتند که این ادعاها دروغ است و حکومت باید مانند برخی کشورها فضا را برای انتقاد باز کند و خود گوش شنیدن انتقادات را داشته باشد.

من نمی‌دانم این انقلاب اداری چیه هی در روزنامه‌ها می‌نویسند ما چنین و چنان کردیم این دروغ‌ها برای چیست هی دم می‌زنید اِله می‌کنیم بِله می‌کنیم؛ نه بابا خبری نیست همه پوچ است .... در آمریکا و انگلستان یارو چهارپایه را کنار خیابان گذاشته رویش رفته نطق می‌کند که سیاست جانسون این و آن در فلان جا غلط است و مردم هم جمع می‌شوند و گوش می‌دهند و دولت هم کاری ندارد. این‌ها را باید بگویند تا به گوش جانسون یا دیگری برسد تا متوجه کثافت‌کاری و اشتباهات خود باشد. (92974: 1/258، 256)

در تحلیل آیت‌الله حق‌شناس، دوری مردم از دین و قرآن باعث شده بود تا مردم گرفتار شوند و حکومتی را بر آن‌ها مسلط کرده بود که به ایشان رحم نمی‌کرد. «کسانی که از قرآن دست بردارند خداوند ....کسانی را بر آن‌ها مسلط می‌سازد که بی‌رحمانه خون آن‌ها را می‌ریزد چنانچه می‌بینید و می‌دانید از کتاب دست کشیده که چنین شده رحمی به حال شما نمی‌کنند که احتیاج به گفتن ندارد و همه شما می‌دانید.» این اشارات، آشکارا حائز وجوه سیاسی بود و حکومت را نشانه رفته بود؛ بنابر این منبع 1042 در نظریه خود نوشت «منظور شیخ عبدالکریم حق‌شناس از بیان مطالب قسم آخر این گزارش کنایه به حکومت فعلی می باشد.» (92974: 1/292)

ایشان وظایف حکومت را یادآور می‌شدند و با ارائه نمونه‌هایی، الگوی حکومت اسلامی را معرفی می‌نمودند. منابع از وی نقل می‌کردند که به مخاطبانش گفته است «علی شب‌ها عبادت می‌کرد و روزها به داد مردم می‌رسید و غذایی می‌خورد که مردم می‌خوردند و علی می‌فرمود باید چنان رفتار کنی که در کشور مسلمین کسی گرسنه نخوابد.» (92974: 1/118) وی وظیفه سلطان را یادآور می‌شد که عبارت بود از: نگه‌داری از ناموس و دین و ثروت ملت. (92974: 1/64)

 

  1. نهضت امام

وجه سیاست‌ورزانه فعالیت‌های شیخ عبدالکریم حق‌شناس محدود به منبرها و سخنان کنایه‌آمیز نبود. ایشان از همان سال 1342، با نهضت امام خمینی همراه بود. یک مأمور ویژه در 31 فروردین 1342 گزارش داده بود که «از یک ماه قبل در اغلب شب‌های هفته از ساعت 20 به بعد پس از برگزاری[18] نماز جماعت در مسجد امین‌الدوله، جلساتی با حضور شیخ عبدالکریم حق‌شناس پیشنمار مسجد مزبور تشکیل می‌گردد. در این جلسات عده‌ای از بازاریان که تاجر و دلال و دکاندار می‌باشند ضمن بحث در اطراف اوضاع روز مسائل سیاسی را نیز طرح و بررسی می‌کنند. افراد مزبور از متعصبین و طرفداران علما و جبهه ملی بوده و شیخ عبدالکریم حق‌شناس که خود از مخالفین دولت است مطالبی بیان می‌نماید و از طرفی اعلامیه‌های علما که چاپ می‌شود مقدار زیادی به این مسجد آورده شده و به دیوارهای مسجد نصب و مقداری به صاحبان مغازه‌های مجاور مسجد داده شده و به شیشه‌های خود الصاق می‌نمایند.» (92974: 2/4)

در برخی گزارش‌ها به ارتباط آیت‌الله حق‌شناس با اعضای هیئت‌های مؤتلفه اشاره شده است. این اسناد اگر چه با فاصله چند سال از اقدام هیئت‌های مؤتلفه در قتل منصور (سال 1343خ) تولید شده‌اند، اما می‌توانند با ملاحظه این واقعیت مورد تأمل قرار گیرند که یکی از شاخه‌های اصلی مؤتلفه در هنگام تشکیل از مسجد امین‌الدوله و در سال‌هایی برخاسته بود که آیت‌الله حق‌شناس پیشنماز این مسجد بود. منبع 704 در دی 1345 با شنیدن گفت‌وگوی دو نفر از اهالی مسجد پی برده بود که آیت‌الله حق‌شناس «به طور خصوصی به ملاقات قاتلین منصور رفته است.» (92974: 2/10) در سال 1353 نیز منبع 7880 در نظریه خود درباره خبری مربوط به آیت‌الله حق‌شناس نوشته بود که «به طوری‌که تحقیق گردیده محمدصادق امانی‌همدانی معدوم[شهید] در زمان حیات با او ارتباط داشته است.» (92974: 2/169) آیت‌الله حق‌شناس در شب چهارم آبان سال 1345 دستور داد «چراغانی مسجد که از چند شب پیش روشن بود، را خاموش نمودند.» (92974: 2/7)

 آیت‌الله‌ حق‌شناس در منبرها، به هنگام و فرصت مناسب از «آیت‌الله خمینی» یاد می‌کرد. این کار بهانه‌ای برای اشاره به امام به عنوان رهبر نهضت اسلامی بود که اکنون در عراق در تبعید به سر می‌برد. در آن سال‌ها آوردن نام امام در منبر، عملی سیاسی و جرم شمرده می‌شد و وعاظ سعی می‌کردند به بهانه‌ای شعله یاد ایشان را فروزان نگه‌دارند. این کار در حالی صورت می‌گرفت که حکومت به این موضوع حساس بود و وعاظ با در نظر گرفتن این حساسیت‌ها، اغلب با اشاره و کنایه به این امر مبادرت می‌کردند. آیت‌الله حق‌شناس در یکی از منابر خود درباره صفات مؤمن و خوشرویی به سوابق دوستی خود با امام اشاره و از ایشان سخن گفته بود. منبع ساواک، از ایشان نقل کرده است که؛

آدم نباید خیلی خشک و اخمو باشد. مؤمن باید زنده دل باشد. من چندین مرتبه با حضرت آیت‌الله خمینی هم سفر بودم. ایشان با این که مجتهد هستند مانند آدم‌های معمولی در موقع نماز وضو می‌گرفت و نماز می‌خواند و بعد از نماز هم کنار یکدیگر می‌نشستیم صحبت می‌کردیم. من در راه مشهد و همچنین تهران با آیت‌الله خمینی بوده‌ام. منظورم این است که انسان باید هر کاری را به موقع اعلام کند. (92974: 1/336)

در دی 1351 ساواک تهران در صدد بازرسی منازل و محل کار برخی از طرفداران امام خمینی برآمد. برخی از اعضای این فهرست، از اهالی مسجد امین‌الدوله بودند. این ساواک به اداره کل سوم 312 نوشت «صورت اسامی عده‌ای از طرفداران خمینی تنظیم و در اختیار کمیته مشترک ضد خرابکاری گذارده شده و قرار است طرحی روی این افراد اجرا و منازل و محل کار آنان بازرسی گردد. علی هذا مقرر فرمایند به منظور تصفیه کامل محل‌های مشروحه زیر نیز دقیقاً بازرسی و کتب مضره و احتمالاً اعلامیه‌های موجود در آنها نیز جمع آوری گردیده و نتیجه را ابلاغ فرمایند.» در این مکاتبه نام مسجد امین‌الدوله در ردیف 15آمده بود. (مرکز بررسی اسناد تاریخی، مسجد هدایت، 2/472-471، همو، مسجد جامع بازار تهران، 1393: 2/367، 366، همو، مسجد جلیلی، 1388: 335، 334)

در سال 1353، یک منبع از ارتباط آیت‌الله حق‌شناس با امام خمینی خبر داد و رهبر عملیات نیز خواستار  طرد وی از منطقه شد. بنا بر اطلاعی که منبع 7880 از طریق دوستانش کسب کرده بود «میرزا کریم پیش‌نماز مسجد امین الدوله، نماینده آیت الله شاهرودی و خمینی است و به نفع خمینی فعالیت دارد.» رهبر عملیات نیز نوشته بود که «میرزاعبدالکریم حق‌شناس چندی قبل ضمن صحبت با محمدحسین مرتضوی لنگرودی واعظ، شمه‌ای درباره فعالیت‌های پنهانی خود برای او تعریف می‌کرد و چنانچه به مصلحت باشد، بایستی به یک نحوی او را از آن منطقه حساس طرد نمود.» (92974: 2/169)

در سال 1354، ساواک درصدد شناسایی و مختل کردن کار شبکه مالی نهضت امام برآمد. ساواک بر آن بود که با ایجاد اختلال در سازوکارهای مالی نهضت، آن را در تنگنا قرار دهد. بر ساواک روشن بود که نهضت از نظر مالی بر پایه ساز و کار موسوم به وجوه سهم امام استوار است؛ بنا براین درصدد برآمد با شناسایی مؤدیان، گردآورندگان و اعضای رده‌بالای شبکه وجوهات و ایجاد فشار بر آن‌ها این ساز و کار را مختل و دچار فروپاشی نماید. از این رو آیات لواسانی، پسندیده و اشراقی به عنوان اعضای رده بالا و نمایندگان امام خمینی تحت انواع فشارها قرار گرفتند. اعمال این تضییقات درباره نمایندگان رده میانی شبکه وجوهات نیز در دستور کار ساواک قرار گرفت؛ از این رو فهرستی از نمایندگان امام که وجوه سهم امام را دریافت می‌کردند، تهیه و دستگیری برخی از آن‌ها شروع شد. نام آیت‌الله عبدالکریم حق‌شناس در این فهرست قرار داشت.

بر اساس اسناد موجود در پرونده آیت‌الله حق‌شناس، اداره کل سوم در خرداد 1354پیرو مکاتبات اسفند 1353 و فرورودین 1354 به ساواک تهران نوشت: «دستور فرمائید نتیجه تحقیقات و اقدامات انجام شده درباره نمایندگان خمینی را ضمن نتایج حاصله در مورد شناسایی افراد اعلام شده و روشن نمودن وضعیت آن‌ها را در اسرع وقت به این اداره کل اعلام نمایند.» ( 92974: 3/16) ساواک تهران نیز در 22 خرداد نوشت: «تحقیقات معموله تا این زمان حاکی است نمایندگان خمینی که در تهران و شهرستان‌ها وظیفه جمع‌آوری وجوهی را جهت وی به عهده دارند وجوه منظور وسیله دلال‌ها و واسطه‌هایی جمع‌آوری می‌گردد و سپس به طرق مختلف به بیروت و سوریه .... و سپس به خمینی پرداخت می‌گردد. اشخاص شناخته شده زیر دارای نمایندگی از خمینی بوده و به وسیله واسطه‌هایی وجوهات شرعی را جمع‌آوری و سپس با رعایت پنهان‌کاری برای خمینی ارسال می دارند.» در ادامه این گزارش، نام آیت‌الله حق‌شناس به عنوان نفر پنجم از یک فهرست هشت نفره نمایندگان امام ذکر شده است. در یک گزارش دیگر که منبع «همکار» آن را نوشته است، ردیف شماره 6 از فهرست 7 نفره به آیت‌الله حق‌شناس اختصاص یافته است. (92974: 3/15، 14، نیز 3/174، 176) در تیر 1354 اداره کل سوم به ساواک تهران نوشت «دستور فرمایید نمایندگان رسمی خمینی در تهران را که مورد شناسایی قرار داده‌اند، با پیش‌بینی‌های لازم دستگیر و نتیجه را به این اداره کل اعلام نمایند. ضمناً چنانچه در بین نمایندگان مزبور فرد یا افرادی از روحانیون سرشناس مورد شناسایی قرار گرفتند، قبل از دستگیری مراتب را اشعار تا مورد بررسی قرار گیرد.» (92974: 2/174)

ارزیابی ساواک درباره آیت‌الله حق‌شناس که روایتی دقیق و جامع از سوابق و فعالیتهای ایشان در مسجد امین‌الدوله است، آن بود که طی چند سال «در مسجد امین الدوله پس از نماز، مطالب خلاف مصالح اظهار داشته؛ جلساتی تشکیل داده و در این جلسات مطالب خلافی اظهار شده است. وعاظ مدعو نیز مطالب خلاف مصالح ایراد کرده‌اند. (92974: 1/42)

 

  1. نتیجه‌گیری

آیت‌الله حق‌شناس طی دهه‌های 1330 تا 1350، مسجد امین‌الدوله را به کانونی برای مبارزه تبدیل کرد. اگر چه آوازه ایشان به عنوان معلم اخلاق، وجه سیاسی فعالیت‌هایشان را تحت تأثیر قرار داده است؛ اما گزارش‌های منابع ساواک نشان می‌دهد که منابر ایشان، محلی برای روشنگری بوده است. این روشنگری‌ها در چارچوب مبارزات روشنگرانه دیگر روحانیون انقلابی قابل تفسیر است؛ مبارزه‌ای مستمر و تدریجی که به مرور تغییر ذهنیت مخاطبان را در پی داشت. این مبارزه به گونه‌ای بود که دستاویزی محکمه‌پسند به ساواک نمی‌داد. اسناد گواهی می‌دهند که تعالیم اخلاقی ایشان فارغ از هدف مبارزه و روشنگری نبوده است.

اسناد مؤید پیوند آیت‌الله حق‌شناس با نهضت امام خمینی هستند. این پیوند از همان آغازین روزهای نهضت وجود داشته است و در دوران تبعید امام به خارج از کشور نیز ادامه یافت. جایگاه مسجد امین‌الدوله در شکل‌گیری هیئت‌های مؤتلفه اسلامی، آیت‌الله حق‌شناس را با این گروه مرتبط می‌ساخت. وجه دیگری از مبارزات آیت‌الله حق‌شناس، فراهم کردن بسترهای لازم برای فعالیت مبارزاتی جوانان در مسجد امین‌الدوله است که گزارش‌های پراکنده‌ای درباره آن‌ در دست است؛ گزارش‌هایی که به دلیل رعایت احتیاط و هوشمندی، بسیاری از اخبار این فعالیت‌ها را از چشم و گوش منابع ساواک دور نگه می‌داشت.

اقدام آیت‌الله حق‌شناس در دعوت از وعاظ انقلابی، وجهی دیگر از فعالیت‌های هوشمندانه ایشان برای پیشبرد مبارزه در چارچوب مرسوم آن در دیگر مساجد و کانون‌های انقلابی بود. گزینش وعاظ و محتوای منابر آن‌ها، شعله‌ای از روشنگری را در این کانون کوچک فروزان نگه‌داشته بود. تنوع منابر که نتیجه گزینشی هوشمندانه بود، با مدیریت ایت‌الله حق‌شناس، مسجد امین‌الدوله را در پیوند مستمر و زنده با جریان‌ها و روندهای انقلابی پیرامون قرار می‌داد.

اسناد موجود، وجوه مختلف مبارزه و روشنگری را در مسجد امین‌الدوله نشان می‌دهند. این الگوی مبارزه با شکل‌های کم‌وبیش مشابهی در دیگر کانون‌های مذهبی جریان داشت. شیوه مدیریت این مبارزه به گونه‌ای بود که علی‌رغم اراده برخی مقامات ساواک برای طرد آیت‌الله حق‌شناس، مسجد امین‌الدوله دوره طولانی از ثبات و تکاپوی انقلابی را تجربه کرد و آیت‌الله حق‌شناس وظیفه خود در روشنگری و پرورش افکار و دهنیت‌های انقلابی را به خوبی ایفا نمود.

 

فهرست منابع

اسناد

  1. بایگانی مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، پرونده آیت‌الله عبدالکریم حق‌شناس کلاسه شماره 92974 (3 جلدی)
  2. بایگانی مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، پرونده سید علی خارینی کلاسه شماره 80570
  3. بایگانی مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، پرونده محسن روحی معروف به مسأله‌گو (کلاسه شماره 83141 و 83820 )
  4. بایگانی مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، پرونده جعفر رفیق، کلاسه شماره 83838

 

کتاب‌ها

  1. توکلی‌بینا، ابوالفضل(1384) خاطرات، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اول، تهران.
  2. جعفریان، رسول (1385) جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران (از روی کار آمدن محمدرضا شاه تا پیروزی انقلاب اسلامی): 1320-1357، چاپ شششم، ناشر: مؤلف
  3. امین‌الدوله، علی‌خان (2535) خاطرات سیاسی میرزا علی خان امین‌الدوله، به کوشش حافظ فرمانفرمائیان، دوم، امیرکبیر، تهران.
  4. شاهدی، مظفر (1385) ساواک: سازمان اطلاعات و امنیت کشور (1357-1335ش)، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی.
  5. صفائی، ابراهیم (بی‌تا) رهبران مشروطه، جزوه سوم: میرزاعلیخان امین‌الدوله، چاپ شرق.
  6. مرکز بررسی اسناد تاریخی (1399) انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، استان گلستان، اول، تهران، جلد اول
  7. مرکز بررسی اسناد تاریخی (1395) آیت‌الله سید یحیی جعفری به روایت اسناد ساواک، اول، تهران.
  8. مرکز بررسی اسناد تاریخی (1389)، پایگاه‌های انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک؛ مساجد: مسجد هدایت، اول، تهران، جلد دوم
  9. مرکز بررسی اسناد تاریخی (1378)، یاران امام به روایت اسناد ساواک؛ کتاب دوازدهم: پیشکسوت انقلاب؛ شهید حاج مهدی عراقی. تهران، اول.
  10. مرکز بررسی اسناد تاریخی (1379)، رجال عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک، کتاب سوم: علی امینی، جلد اول.
  11. مرکز بررسی اسناد تاریخی (1380) یاران امام به روایت اسناد ساواک؛ کتاب بیست و یکم: آیت‌الله حاج شیخ مهدی ربانی املشی، اول، تهران.
  12. مرکز بررسی اسناد تاریخی (1380)، یاران امام به روایت اسناد ساواک، کتاب بیستم: آیت‌الله سید مرتضی پسندیده، اول، تهران.
  13. مرکز بررسی اسناد تاریخی (1382)، یاران امام به روایت اسناد ساواک؛ کتاب سی‌وسوم: شهید صادق؛ شهید محمد صادق اسلامی، اول، تهران.
  14. مرکز بررسی اسناد تاریخی (1383) انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، اول، تهران، جلد 14
  15. مرکز بررسی اسناد تاریخی (1384) حجت‌الاسلام حاج شیخ احمد کافی به روایت اسناد ساواک، اول، تهران
  16. مرکز بررسی اسناد تاریخی (1384)، یاران امام به روایت اسناد ساواک؛ کتاب سی‌وششم: آیت‌الله محمد صادقی خلخالی، اول، تهران.
  17. مرکز بررسی اسناد تاریخی (1385) یاران امام به روایت اسناد ساواک؛ کتاب : آیت‌الله محمدرضا مهدوی کنی، اول، تهران.
  18. مرکز بررسی اسناد تاریخی (1385)، حضرت آیت‌الله حاج سید محمدرضا گلپایگانی به روایت اسناد ساواک، جلد اول
  19. مرکز بررسی اسناد تاریخی (1388) پایگاه‌های انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک؛ مساجد: مسجد جلیلی، اول، تهران.
  20. مرکز بررسی اسناد تاریخی (1390) پایگاه‌های انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک؛ مساجد: مسجد ارک تهران، اول، تهران.
  21. مرکز بررسی اسناد تاریخی (1393) پایگاه‌های انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک؛ مساجد: کتاب چهارم: مسجد جامع بازار تهران، جلد اول و دوم.
  22. مرکز بررسی اسناد تاریخی (1388)، یاران امام به روایت اسناد ساواک، کتاب چهل‌ویکم: غلامحسین جعفری همدانی، اول، تهران.

 

واعظ

تاریخ

موضوع

شیخ محمدمهدی ربانی

خرداد 1346

برتری پیغمبران بر اسیر افراد بشر، قانون اجتماع، دنیا و آخرت

شیخ علی‌اصغر معصومی

شهریور 1346

داستان‌های قرآن

حاج شیخ قاسم اسلامی

شهریور، مهر 1346

فساد اخلاقی در کشور، سنن ملی، مسائل دینی، انتقاد از رادیو

عبدالرضا حجازی

آبان 1346

غیبت و وجود امام زمان

سید محمدباقر قائمی

آبان 1346

مسائل دینی و نشر کتاب‌های ضد شیعه، بنی اسرائیل و داوود، میلاد پیامبر اسلام (ص)، امام موسی کاظم (ع)

شیخ محمد کریمی

آبان 1346

مسائل دینی

محققی

آذر 1346

مسائل دینی و امام زمان

شیخ مرتضی انصاری خراسانی

دی، بهمن 1346

جنگ های صدر اسلام، سیاست و دروغ، زمامداران بی‌رحم، نشر کتاب، مسائل دینی، رفتن حضرت مسلم به کوفه، دین و تربیت، تاریخ خلفای عباسی و امام جعفر صادق(ع)

قاسم عبدالهی

بهمن 1346

عبادت و مسائل دینی

شیخ کاظم یزدی

فروردین 1347

تسلط سلطان ظالم بر مردم

سید علی خارینی

فروردین 1347

انسان و اخلاق، عدالت، تاریخ اسلام، عبرت‌های تاریخ

میرباقری

اردیبهشت 1347

وضعیت اخلاقی مردم، نفس بشر

احمد کفائی

خرداد 1347

فرمانروا و حکومت بر مردم، امانت‌داری در زمان پیغمبر اسلام

شیخ حسن/حسین انصاری

خرداد و تیر 1347

وظایف فرد و اجتماع، اثبات دین، انسان، دین و خدا، مسائل دینی، شخصیت جسمی و روحی انسان، شیطان و یهود، انواع خواب

شیخ محمدعلی/ محمدمهدی موحدی کرمانی

شهریور 1347، فروردین 1348

مصلح جهانی، تقیه، تاریخ اسلام (صلح امام حسن علیه السلام)، نهضت امام حسین (ع)، میلاد حضرت زهرا (س)، اخلاق، امام علی (ع)، مسائل دینی، سعادت بشر، توحید

شیخ محمود واعظ شهیدی

شهریور 1347

خلافت امام علی (ع)، خداشناسی

شیخ نجم‌الدین اعتمادزاده

شهریور 1347

موسی و فرعون، تکبر، حسد و علم پیغمبران، اخلاق

محمدحسین کاشفی‌نژاد

مهر 1347

خداشناسی و دنیا دوستی

وحیدی

آبان 1347

ظهور امام زمان، اقتصاد (فقر، خمس و زکات)

سید محمدرضا غروی شاهرودی

فروردین، مهر، آبان، آذر 1347

اصحاب کهف، صراط، مسائل دینی، خداشناسی، روح انسانی، انتقاد از اوضاع، امامت امام موسی کاظم، میلاد امام زمان

رضا/ محمدرضا معتمدی

مرداد،آبان بهمن، و اسفند 1347

حج، موسی و فرعون (تاریخ)، تقویت روح، ایمان، مسائل دینی، محبت اهل بیت، علما

سید ابوالقاسم شجاعی

بهمن 1347

گناه زبان

علی اصغر مروارید

دی 1345، اسفند 1347

خداشناسی و وظایف مسلمانان، مجلس ترحیم، خداپرستی و اتحاد مسلمین

سید علی نجفی

1347

-

استاد شهید مرتضی مطهری

-

بر اساس اظهارات آیت‌الله حق‌شناس در مصاحبه با ساواک

پیوست 1: وعاظ مدعو به مسجد امین‌الدوله طی سال‌های 1346 تا 1348

 

 

[1] در این پرونده اسنادی وجود دارد که یک نسخه آن‌ها در پرونده شماره 16007 نگه‌داری می‌شده است.

[2] اداره ششم از مجموعه ادارات زیرمجموعه اداره کل سوم، شامل بخش 1 (فیش و تشکیل پرونده)، بخش2 (بایگانی: نگاه‌داری پرونده‌های انفرادی و موضوعی)، بخش 3 (بررسی و تطبیق مشخصات)، و بخش 4 (تصفیه پرونده) بود. نک: شاهدی، ساواک، : 123-122

[3] از روستاهای دهستان سیروان، بخش نوسود شهرستان پاوه در استان کرمانشاه است و در سرشماری سال 1385خ، حدود 1000 نفر جمعیت داشته است.

[4]وی در سال 1357 از سوی مأموران حکومت بازداشت شد. نک: پرونده 106992، ج 3. به نقل از: انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، 1384: 16/351. در گزارش شماره 9954/ه‌-26/2/1351، ساواک قم، آمده است که سوابق سید ابراهیم حق‌شناس در 312 مضبوط است. نک: مرکز بررسی اسناد تاریخی، حضر آیت‌الله حاج سید محمدرضا گلپایگانی به روایت اسناد ساواک، 1385: 3/105. پیرامون زندگی وی نک: رازی، گنجینه دانشنمندان، ج 5: 8-7.

[5] سید ابراهیم حق شناس و جمعی از علمای جهرم در مرداد 1342 پیامی تلگرافی برای آیت‌الله سید محمدرضا گلپایگانی فرستادند و استخلاص آیت الله العظمی خمینی و سایر آیات را تبریک گفتند. (مرکز بررسی اسناد تاریخی، حضر آیت‌الله حاج سید محمدرضا گلپایگانی به روایت اسناد ساواک، 1385: 1/79)وی از ارسال‌کنندگان دو تلگراف برای امام خمینی و رئیس جمهور فرانسه بود. نک: انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، 1383: 14/138 و ضمائم آن؛ 637 و 638

[6] از بیشتر گزارش‌های مربوط به فعالیت‌ها در این مسجد، یک نسخه که اغلب نسخه اصل بوده در پرونده ش162011 و پرونده دو جلدی ش 1479  بایگانی می‌شده است.

[7] در یکی از اسنادآمده است که چون اغلب در مسجد امین الدوله مسئله می‌گوید معروف به محسن مسئله گو می‌باشد. در بهمن 1346 به بخش بایگانی دستور داده شد که «کلیه 4 برگ پرونده کلاسه 83141 به نام محسن مسئله‌گو را به پرونده کلاسه 83820 به نام محسن روحی منتقل و سپس فیش و پرونده کلاسه 83141 را ابطال فرمایید.» دستور تشکیل پرونده اولیه وی در مرداد 1346 صادر شد. پرونده ش 83820، برگه‌های 14، 43 و 44

[8] برادر وی محمدتقی کلافچی عضو هیئت مؤسس هیئت های مؤتلفه اسلامی بود و پس از ترور حسنعلی منصور در سال 1343 خ دستگیر و به حبس ابد با اعمال شاقه محکوم شد.

[9] در سال 1348 به خدمت این منبع پایان داده شد. نک: مرکز بررسی اسناد تاریخی، کتاب سی‌وششم؛ آیت‌الله محمدصادق خلخالی، 1384: 103

[10] اطلاعات موجود درباره این گروه تا کنون محدود به همین اشارات است. ساواک تهران به اداره کل سوم نوشت: «گردانندگان جوانان مزبور، جلسات معینی برای روضه‌خوانی و عزاداری ندارند و به همین جهت تعیین موارد سیزده‌گانه مقدور نیست. نام دستگاه تکش با نظر شیخ محمد جاودان و چند نفر دیگر انتخاب شده است.» نظریه 20ه‌3 آن بود که «در صورت تصویب به منظور روشن شدن موضوع، شیخ محمد جاودان احضار و به طور غیرمستقیم سؤالاتی در این زمینه از وی به عمل آید.» اما اداره کل سوم، احضار شیخ محمد جاودان را به مصلحت ندانست اما دستور داد افراد مشروحه در گزارش خبر معطوفی و به ویژه شیخ محمد جاودان را به طور مستمر و دقیق مراقبت کنند و نتیجه را اعلام دارند. مرکز بررسی اسناد تاریخی، کتاب سی‌وششم؛ آیت‌الله محمدصادق خلخالی، 1384: 101،100. منظور از موارد سیزده‌گانه، اعلام نظر ساواک محل درباره ساختار، تعداد اعضا، قدرت مالی، وابستگی به گروه‌ها و احزاب سیاسی، میزان نفوذ ساواک در هدف و مواردی مانند آن بود. این نیازهای اطلاعاتی در سیزده مورد مشخص شده بود. برای دیدن نمونه‌ای از این مکاتبات و پاسخ ساواک استان‌ها نک: آیت‌الله سید یحیی جعفری به روایت اسناد ساواک :90، 85، انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، استان گلستان، 1/215.

[11] امین الدوله، در دوره صدارت خود، حاج میرزا حسن رشدیه را از تبریز به تهران آورد و مدرسه رشدیه را در عمارت جنب پارک خود افتتاح کرد و 12 هزار تومان مخارجش را شخصاً به عهده گرفت. صفایی، بی‌تا: 21.

[12] او نیز بعد از پدر لقب امین‌الدوله گرفت.

[13] این مصاحبه برای کسب اطلاع درباره هدف وی از سفر به عراق و موافقت یا مخالفت با دادن گذرنامه به وی بود. او به مصاحبه‌کننده (صالحی) گفته بود که پزشک معالج برای او تجویز استراحت کرده اما خود انتظار نداشته که با گذرنامه او موافقت نکنند. هدف او از سفر، زیارت عتبات بوده و تقاضا کرده بود تا هوا گرم نشده با سفر او موافقت کنند. اداره کل سوم (316)، به اداره کل نهم (911) اعلام کرد که این سفر بلامانع است. مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، پرونده 92974، ج 1/40.

[14] شهید حاج مهدی عراقی؛ زندگی:  1358-1309خ.

[15]  حجت‌الاسلام حسن لاهوتی؛ زندگی: 1360-1306خ.

[16] محصلین شرکت‌کننده عبارت بودند از: تقوی، اشراقی، شریعتی، اصفهانی، موسی خراسانی، شیخ سعید، سید عبدالنبی، مدرسی، پناهی، بابائی، زارعی، شریعت زنجانی و صدر. (مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، پرونده شماره 92974: 58، 56، 52)

[17] پیوست شماره 1 رجوع کنید.

[18] اصل: وضع