ضربه صنعتی به نامعادلات جنگ
روایتی از مقاومت صنعتگران ذوب آهن اصفهان در جنگ تحمیلی اول
با شروع جنگ تحمیلی اول، به دلیل تحریمهای تسلیحاتی و صنعتی در زمان جنگ، واردات بسیاری از کالاهای صنعتی و مواد اولیه با محدودیت مواجه بود. ضمناً، ارز کشور صرف واردات کالاهای اساسی، دارو و تجهیزات نظامی میشد و سهم کمتری برای مواد اولیۀ صنعتی مانند فولاد وجود داشت. اما نیازهای تولیدی کشور باید تأمین میشد. ظرفیت تولید داخلی نیز محدود بود.
از طرفی رژیم بعثی، سعی به قطع بازرگانی ایران داشت. از آن جمله: تلاش برای توقف بازرگانی بنادر ایران در تیر ۱۳۶۲ و حمله به کشتیهای دولتهای بیطرف، بمباران جزیرۀ خارک و آسیب به دکلهای برق و دستگاههای کنترلکننده و ... یا حملۀ ۱۸ مرداد همان سال به اسکلۀ بندر ماهشهر که یکی از کشتیها پس از آتشسوزی غرق شد.
آذرماه ۱۳۶۲، در شرایطی که صدام حمله به زیرساختهای ایران را در دستور داشت، ذوبآهن اصفهان دومین کورۀ بلند خود را راهاندازی کرد تا در جنگ اقتصادی، جنگ شناختی و پشتیبانی از جنگ نظامی برگ برنده را از آن کشور کند.
پیش از تأسیس ذوبآهن، ایران فولاد خود را از اروپا و شوروی وارد میکرد. پس از کودتای ۲۸ مرداد و افزایش درآمدهای نفتی، صنعتیسازی سنگین در دستور کار قرار گرفت. ذوبآهن اصفهان رسماً در سال ۱۳۴۴ با قراردادی با شوروی تأسیس شد. هدف اعلامی آن کاهش وابستگی به فولاد خارجی، اجرای سیاست جایگزینی واردات و ایجاد موازنۀ سیاسی با شرق بود. اما برخلاف رویکرد جمهوری اسلامی که سیاست و اقتصاد را توأمان در خدمت اهداف انقلابی میداند، رژیم شاه از روی اضطرار و برای «دهانبندی» شوروی دست به این قرارداد زد، نه از روی همسویی سیاسی واقعی. کلنگ کارخانه در ۱۳۴۶ زده شد و نخستین چدن در ۱۳۵۰ تولید گردید، اما این مجتمع در دوران شاه به بهرهبرداری کامل نرسید و جهش اصلی تولید آن در میانهی جنگ ایران و عراق (۱۳۶۲) رقم خورد.
هدف از این پروژه، افزایش ظرفیت تولید از ۵۵۰ هزار تن به یک میلیون و ۹۰۰ هزار تن بود. در ۲۳ آذرماه ۱۳۶۲، شهید آیتالله سید علی خامنهای، رئیسجمهور وقت، برای افتتاح رسمی کوره به این مجتمع رفت و خطاب به کارگران گفت: «شما عزیزانی که هر کدام به نحوی در افتتاح کورۀ بلند شمارۀ ۲ نقش داشتید باید بدانید که استکبار آمریکا به هر قیمت در صدد است که این مسئلۀ مقدسی را که ممکن است اندوختههای چندین سالۀ آنها را بسوزاند خاموش کند و این حقیقت است که خواب راحت سردمداران استکبار و همۀ سلطهگران دنیا از حرکت و گسترش انقلاب شکوهمند ما برآشفته است. لذا آنها با تمام تلاش سعی در تضعیف انقلاب دارند.»
مهندس سیروس موتمن، از کارکنان وقت ذوبآهن، بعدها در خاطراتش گفت: «راهاندازی کورۀ بلند شمارۀ ۲ در دوران جنگ تحمیلی انجام شد و اهمیت بسیاری داشت. حتی شنیدیم که صدام گفته بود، ایرانیها نمیتوانند کارخانۀ فولاد خود را توسعه دهند. همین انگیزه ما را بیشتر کرد و کارکنان ذوبآهن با تمام توان برای راهاندازی کورۀ شمارۀ ۲ تلاش کردند. خوشبختانه کوره راهاندازی شد و همه چیز نرمال بود و به یاری خدا با حضور آیتالله خامنهای (رئیسجمهور وقت) این کوره افتتاح شد که موجی از امید در صنعت کشور ایجاد کرد.»
مدیرعامل ذوبآهن در آن دوره، شهید حسین نیلی احمدآبادی بود. او که بعدها وزیر معادن و فلزات شد، از سال ۱۳۶۰ مدیریت ذوبآهن را بر عهده داشت. در آن شرایط، او بر این باور بود که باید بدون اتکا به کارشناسان شوروی، بخشهای صنعتی کارخانه اداره شود و بیشتر تلاش خود را معطوف به همین موضوع کرد.
این اما پایان ماجرا نبود. صدام با هماهنگی شوروی این کارخانه را هدف قرار داد. موتمن همچنین به مقطع دیگری اشاره میکند: «روسها ۱۵ خرداد ۱۳۶۴ شبهنگام ایران را ترک کردند و دو روز بعد، حملات هوایی به ذوبآهن آغاز شد. در این حملات، شماری از کارکنان شهید شدند.» ولی غیرت ایرانی نتیجهی متفاوتی را رقم زد. پس از این حملات، کورههای شمارۀ یک و دو با توقف کوتاهی، تعمیر و دوباره راهاندازی شدند.
با راهاندازی کورۀ دوم در ۱۳۶۲، ظرفیت ذوبآهن به یک میلیون و ۹۰۰ هزار تن رسید و در سال ۱۳۶۹ به ظرفیت اسمی کامل خود دست یافت. امروزه تولید سالانۀ فولاد ایران ۳۶ میلیون تن است.


















نظرات