از شیطان بزرگ تا تسخیر سفارت آمریکا

روایتی از ریشه‌‌های تسخیر سفارت آمریکا و دیدگاه امام خمینی


از شیطان بزرگ تا تسخیر سفارت آمریکا

روابط دیپلماتیک ایران و ایالات متحده آمریکا در ماه‌های نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در مسیری پرالتهاب قرار داشت. تجربه کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و نقش مستقیم سفارت آمریکا در سرنگونی دولت قانونی محمد مصدق، زمینه‌ساز بی‌اعتمادی عمیق جامعه ایران به تحرکات واشنگتن بود. با این وجود، اسناد و مواضع رسمی نشان می‌دهد که امام خمینی در ابتدا رویکردی مبتنی بر حفظ روابط دیپلماتیک با شرط رعایت احترام متقابل و پرهیز از مداخله‌گری را دنبال می‌کردند. ورود محمدرضا پهلوی به نیویورک در پاییز ۱۳۵۸، نقطه عطفی در برهم‌خوردن این موازنه بود.

روایت این موضوع در صفحات ۱۸۳ تا ۱۸۶ کتاب «ایستگاه خیابان روزولت» آمده که توسط مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی و به قلم محمد محبوبی منتشر شده است.

 

شیطان بزرگ

در کنار اقبال طبقات مختلف جامعه و پشتیبانی تقریباً تمام گروه‌های سیاسی شناخته‌شده از تصرف سفارت آمریکا، امام خمینی هم در سخنرانی روز ۱۴ آبان‌ماه، حمایت خودشان را بروز دادند. ایشان ابتدا به قسمتی از خطبه قاصعه امیرالمؤمنین (ع) که در نهج‌البلاغه ذکر شده، اشاره و سپس، نسبت آمریکا و پیروزی انقلاب اسلامی را به ابلیس و نزول وحی بر پیامبر خاتم (ص) تشبیه کردند:

«در نظرم است که در یک روایتی است که رسول خدا (ص) که مبعوث شد، آن شیطان بزرگ فریاد کرد و شیطان‌ها را دور خودش جمع کرد و این که مشکل شد کار بر ما. در این انقلاب، شیطان بزرگ که آمریکاست، شیاطین را با فریاد دور خودش دارد جمع می‌کند و چه بچه‌شیطان‌هایی که در ایران هستند و چه شیطان‌هایی که در خارج هستند، جمع کرده است و هیاهو به راه انداخته است.»[1]

در همین سخنرانی است که امام خمینی برای بار نخست، دولت ایالات متحده آمریکا را «شیطان بزرگ» نامیدند. در ادامه، امام به عملیات تصرف «پایگاه توطئه آمریکایی‌ها»، همان سفارتخانه، در روز قبل اشاره کردند. بعد از پیروزی انقلاب ایران، توطئه‌های متعددی از داخل و خارج کشور شکل گرفت؛ [...] به باور امام خمینی، واقعه‌ای که روز قبل رقم خورد توطئه‌های زیرزمینی شیطان بزرگ، همان دولت ایالات متحده، را مهار کرد و اگر محمدرضا پهلوی تحویل داده نشود، انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول صورت خواهد گرفت.[2]

 

استراتژی اولیه

پرسشی که اکنون به ذهن خطور می‌کند آن است که در منظومه نظری امام خمینی، آیا تسخیر سفارت کنشی از قبل تعیین‌شده بود؟ آیا تصرف سفارت آمریکا مولود قطعی و حتمی انقلاب ایران به شمار می‌رفت و گریزی از آن وجود نداشت؟ مواضع امام خمینی در روزهای پیش و پس از پیروزی انقلاب گواهی می‌دهد که تصمیم پیشینی و طراحی‌شده‌ای برای اشغال سفارت آمریکا در تهران وجود نداشت. در اندیشه امام خمینی، شرط اساسی رابطه دولتین ایران و آمریکا، برقراری «رابطه سیاسی برابر و عادلانه» بود. این در حالی بود که ایشان، برقراری هرگونه رابطه میان ایران و رژیم‌های نژادپرست، یعنی اسرائیل و آفریقای جنوبی را از اساس نفی کرده بودند. پیش از پیروزی انقلاب ایران، ایشان در پاسخ به سؤال خبرنگار شبکه تلویزیونی پی‌بی‌اس درباره روابط دوجانبه پاسخ دادند:

«ما نمی‌خواهیم که به آمریکا ظلم کنیم و نمی‌خواهیم که زیر بار ظلم آمریکا برویم. آن‌ها کارهایی که کردند و ظلم به ما بوده است، ما آن‌ها را تحمل نخواهیم کرد؛ اما روابط دوستانه با همه ملت‌ها داریم و دولت‌ها هم اگر به‌طور احترام با ما رفتار کنند، ما هم احترام متقابل را رعایت می‌کنیم.»[3]

همین موضع در سال ۱۳۵۸ نیز پابرجا بود؛ با این تفاوت که رفتار دولت ایالات متحده نسبت به جمهوری اسلامی ایران کماکان ظالمانه و مداخله‌گرانه بود که به معنای زیر پا گذاشتن شرط اساسی در برقراری روابط پایاپای و عادلانه شمرده می‌شد[...]. انقلاب اسلامی ایران نافی رابطه با دولت ایالات متحده آمریکا نیست، مگر آن که آمریکایی‌ها بخواهند از این رابطه برای ضربه زدن به منافع ملی ایران بهره‌برداری کنند.

 

مصاحبه با مایک والاس

همین موضوع در اولین مصاحبه امام خمینی با رسانه‌های آمریکایی پس از عملیات تسخیر هم به میان آمد؛ مصاحبه‌ای که مایک والاس،[4] خبرنگار شهیر شبکه سی‌بی‌اس، برای برنامه «شصت دقیقه» ضبط کرد. امام برای خبرنگار سی‌بی‌اس توضیح دادند که ملت ایران همواره خواستار سلم برای همه ملت‌ها از جمله ملت آمریکا بوده است، اما کارتر اجازه نمی‌دهد این سلم باقی بماند و سفارت آمریکا را به «دستگاه حکومت بر یک ملت» و «لانه جاسوسی» تبدیل کرد.

زمانی که خبرنگار پرسید «اگر حضرت آیت‌الله این‌قدر اطمینان داشتید که سفارت آمریکا یک لانه جاسوسی هست، چرا سفارت را تعطیل نفرمودید؟ چرا با آمریکا قطع رابطه نفرمودید؟»، ایشان پاسخ دادند که هیچ‌وقت احتمال نمی‌دادند سفارت آمریکا برخلاف موازین بین‌المللی، به مرکز توطئه بدل شود و پس از تسخیر و کشف اسناد، این موضوع ثابت شد.[5]

 

اراده جمعی در پس اقدام دانشجویی

عملیات تصرف سفارت آمریکا در تهران اگرچه با بازیگری و صحنه‌گردانی دانشجویان انجمن‌های اسلامی تعدادی از دانشگاه‌های تهران به وقوع پیوست، لیکن واقعیت امر آن است که چنین کنشی، مطالبه فراگیر جامعه ایران در سال ۱۳۵۸ بود. این دست دانشجویان مسلمان بود که بر سفارت آمریکا مسلط شد اما اراده جمعی ایرانیان در پس این اقدام به چشم می‌خورد.

 

[1] صحیفه امام خمینی (ره)، ج ۱۰، ص. ۴۸۹.

[2] صحیفه امام خمینی (ره)، ج ۱۰، ص. ۴۹۳.

[3] صحیفه امام خمینی (ره)، ج ۵، ص. ۱۴۸.

[4] در مجموعه صحیفه امام خمینی (ره) نام مایک والاس (Mike Wallace)، به اشتباه «مک فار» قید شده است.

[5] صحیفه امام خمینی (ره)، ج ۱۱، صص. ۸۱-۸۲.