مرتضی صمدیهلباف
تاریخ سند: ۱۰ آبانماه ۱۳۵۴ خیلی محرمانه موضوع: دکتر [مرتضی] لبافینژاد نامبرده بالا که در بند ۴ سلول ۵ میباشد، روزی هنگامی که نگهبان بند صبحانه تقسیم مینمود و دور از سلول نامبرده بالا بوده، وی به شخصی که در سلول ۳ بود، پس از سلام نمودن میگوید: من لبافینژاد هستم، نام تو چیست؟، که سلول ۳ میگوید: بیوک امینی، و اضافه کرد: جریان شما را در روزنامه خواندم، و لبافینژاد پاسخ میدهد:...