تغییر حمایت انگلیس از شیخ خزعل به رضاخان
۱۱ دیماه ۱۳۰۳ رضاخان پس از مهار شورش خزعل و انتقال وی به تهران، سرتیپ فضلالله زاهدی را به فرماندهی حکومت نظامی ایجاد شده در خوزستان منصوب کرد و خود راهی تهران شد.
کارزار نظامی رضاشاه در خوزستان که به تسلیم شیخ خزعل حاکم آن منطقه انجامید، یکی از وقایع مهم در فرآیند تشکیل دولت متمرکز در ایران معاصر است. این رویداد، صرفاً یک عملیات داخلی نبود و در چارچوب روابط پیچیدهی ایران با قدرت استعماری آن زمان، یعنی انگلستان که منافع نفتی چشمگیری در خوزستان داشت، صورت گرفت. گزارشهای تاریخی حاکی از آن است که انگلیسیها، با وجود حمایتهای پیشین از شیخ خزعل برای تضمین امنیت تأسیسات نفت، با روی کار آمدن رضاشاه در تهران، تغییر موضع دادند. عملیات مذکور، عملیاتی چندلایه بود که در آن عناصر دیپلماسی (مانند مبادله نامههایی با ظاهری صلحجویانه)، اقدامات نظامی (از جمله گسیل نیرو و به کارگیری تمهیدات امنیتی - روانی در میان عشایر) و مذاکرات محرمانه با نماینده بریتانیا در هم آمیخته شد.
روایت این موضوع در صفحات ۳۰۴ تا ۳۰۹ از کتاب «رضاخان تا رضاشاه» به رشته تحریر درآمده است؛ کتابی که به قلم هدایتالله بهبودی و توسط مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی منتشر شده و خواندن آن خالی از لطف نیست.
نامههای شیخ خزعل و پاسخ تهران
دومین نامه شیخ خزعل در بندر دیلم به دست رضاخان پهلوی رسید. او نوشته بود که فقط در دیدار حضوری میتوانم حضرت اشرف را از اطاعت و انقیاد و دولتخواهی و جاننثاری خود مطمئن و خود را در لیاقت و اطمینان و دوستی و مساعدت حضرت اشرف ثابت نمایم.[1] این همان نامهای بود که باید به خورد تهران داده میشد.[2] پاسخ رئیسالوزرا به این نامه بسیار ملایم بود: «منظور از «تسلیم» قطعی... همان حفظ اصول تمرکز بود. حالا که ندامت را پیشرو و مقصود قرار داده و از روی عمق خاطر به تمام احکام و مطالب سابقه من متوجه شدهاید، من هم ملاقات شما را [در هندیجان] استقبال میکنم».[3]
اطلاعیه دولت و اعلام تسلیم
حکومت نظامی تهران در اطلاعیهای که از طرف «رئیسالوزرا و فرمانده کل قوا» منتشر کرد، به همگان اطلاع داد که خزعل تلگرام اول خود را در حکم تسلیم قطعی دانسته است.[4]
ریاستوزرا و همراهان با اسبهایی که نظامیان آورده و آماده کرده بودند، ششم آذر به زیدون بیسکنه رسیدند [...].
او پس از رسیدن به هر آبادی یا خرابی اطلاعیهای مینویساند و با دادن خبرهایی بر فضای جنگی منطقه تأکید میکرد. همو پیش از رسیدن به خرابه زیدون، در ابلاغیهای که به دو زبان فارسی و عربی تهیه شده بود، به همه اهالی خوزستان، به شرط پیوستن به نظامیان، عفو داده بود.[5] این کاروان در راه رسیدن به ده ملا، هشتم آذر وارد لنگیر شد.[6] سومین نامه شیخ در این آبادی به دست رئیس دولت رسید. خزعل نوشته بود برای آمدن به هندیجان «ضعف قوه» دارد؛ پسرش را برای دریافت هر دستوری راهی هندیجان کرده است.[7]
تحرکات لشکرهای جنوب و غرب
پیش از پیجویی سفر رضاخان، لازم است به تحرکات دو لشکر جنوب و غرب در رساندن نیرو به خوزستان اشاره شود. وزیر جنگ در اطلاعیه نهم آذر، که از لنگیر به تهران مخابره شد، گفت که «ستونهای قسمتهای عمده قوای اصفهان ما متناوباً وارد بهبهان شده و میشوند». در اطلاعیه یادشده افزوده شده بود که «در هفتم قوس [آذر] ستون اول قوای اعزامی خرمآباد وارد دزفول شده و سایر ستونها مرتباً دارند وارد میشوند»[8]. این گزاره در تلگرام امیرلشکر غرب دیده نمیشود. او در گزارش هشتم آذر پیشبینی کرده بود که ستون یک از نیروهای این لشکر [شاید] هفتم آذر به دزفول برسد.[9] این ستون نهم آذر به مقصد رسید.[10]
ترفندهای نظامی و امنیتی در مسیر دزفول
برای دانستن آنچه که گذر قوای لشکر غرب را از میان طوایف لر و رسیدن به دزفول فراهم کرد، نیاز به مرور گزارشهای فرماندهی این لشکر است. پیش از حرکت یگانها به سوی دزفول، دو تن از کدخدایان ایل قلاوند، عباسخان و فاضل، با هماهنگی فرماندهی لشکر «با قوای اعراب» درگیر شدند و نزدیک به بیستهزار رأس احشام آنان را غارت کردند.[11] [...] کدخدایان یادشده دوبار به گرفتن خلعت از طرف بندگان حضرت اشرف دامت عظمته مفتخر شدند.[12] همچنین وزیر جنگ به فرمانده لشکر غرب نوشته بود که طایفه چهارلنگ ساکن اطراف دزفول آماده همکاری با قشون است. امر نمودم به شما مراجعه نمایند. [...]
استخدام شماری از لرها به عنوان امنیه که «در بین راه خرمآباد و دزفول سکنی دارند» از تمهیدات دیگر بود. احمدخان امیراحمدی معتقد بود با این کار هم تشویق به خدمتگذاری قشون عملی شده و هم تقویتهایی به اردوهای اعزامی خواهد شد.[13] پرواز چندینباره هواپیما روی منطقه، غیر از وحشتزده کردن زنان و کودکان، با ابلاغیههایی که میان طوایف ریخته شده بود، فوقالعاده اسباب تزلزل آنها را فراهم کرد.[14] گسیل جاسوسهای مبلغ از دیگر کارهای روحیهشکن در بین طوایف بود.[15] این خبرها نشان میدهد که عبور نیروهای نظامی از خرمآباد به دزفول با چه ترفندها و اقداماتی همراه بوده است.
اهواز و مذاکرات پنهانی
رئیسالوزرا و همراهان یازدهم آذر به ده ملا رسیدند. یکی از پسرهای شیخ خزعل، شیخ عبدالکریم سردار لشکر، در اینجا به استقبال آمد[16] و نامه چهارم خزعل را به دست رضاخان رساند که در آن با ابراز «فدویت» پیشنهاد شده بود محل ملاقات در خرمشهر باشد؛ چرا که به واسطه شدت مرض، به جهت استعلاج [در] محمره [خرمشهر] هستم. ریاستوزرا، اهواز را ترجیح داد [...].
اینان سیزدهم آذر به اهواز رسیدند. […] رضاخان پهلوی و گروه همراه به فیلیهخانه اشرافی شیخ خزعل درآمدند. در اطلاعیه رسمی دولت نوشته شد که «شیخ به اتفاق مرتضیقلیخان بختیاری پیش من حضور یافت و حضوراً تأمین خود را درخواست و به اخذ آن موفق گردید» [...].
خبر این دیدار طبعاً در اطلاعیههای رسمی نیز نیامد. اما میدانیم که هدف اصلی از سفر رئیس دولت به جنوب ایران در توافقهای همین دیدار خلاصه میشد. رضاخان پنهانی به خانهای از آنِ شرکت نفت ایران و انگلیس رفت. لورن آنجا منتظرش بود. مستر هاوارد نیز به عنوان مترجم همراه لورن آمده بود. شیخ خزعل نیز در همینجا به مذاکرات پیوست. […]
جمعبندی انگلیسی ماجرا
بنابر گزارش سفارت انگلیس، ریاستوزرا در این ملاقات گفت که قشون تا بهار در شوشتر و دزفول میماند؛ یک حاکم برای خوزستان منصوب میشود، اما حکومت در بهار به شیخ واگذار خواهد شد؛ شیخ خزعل سیادت خود را بر طوایف عرب حفظ خواهد کرد؛ مسائلی چون مالیات، نظمیه و... در مذاکرات بعدی حلوفصل میشود. برخی از این گفتهها محقق نشد، اما آنچه مهم مینماید دیدگاه لورن از این دیدار است. او پس از بازگشت به بغداد و پیش از ورود رسمی به ایران از مرزهای غربی، به وزارت امور خارجه کشورش نوشت که مذاکرات با موفقیت کامل صورت گرفته و تمامی مصالح بریتانیا تأمین شده است.
[1] رضاشاه کبیر - سفرنامه خوزستان...، ص86
[2] سیاست انگلیس و پادشاهی رضاشاه، ص ٢٦٤.
[3] رضاشاه کبیر - سفرنامه خوزستان... ص86
[4] روزنامه ایران، س 9 ، شم ۱۷۲۲( ۳جمادی الاول ١٣٤٣) ص ١.
[5] اسناد وزارت امور خارجه سند شهر 40-30-29-1303
[6] اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی سند شم 125-۲۳-1303
[7] رضاشاه کبیر - سفرنامه خوزستان.... ص ٩٦
[8] روزنامه ایران ص 9،شم 1724، (6 جمادی الاول1343)،ص 1.
[9] اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی سند شم 211-۱۷-1303
[10] روزنامه کوشش س 2، شم ۱۱٦ (20 قوس ۱۳۰۳)، ص ۲
[11] استاد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی سند شم 365-۱۷-1303
[12] همانجا
[13] همان سند شم ٣٤٧-١٧-١٣٠٣
[14]همان سند شم ۵۸-۱۷-۱۳۰۳
[15] همانجا
[16] همان سند شمـ ۵۹٥-17-1303


















نظرات