توافق تنها در صورت پذیرفتن شروط ایران


توافق تنها در صورت پذیرفتن شروط ایران

جیمی کارتر، رئیس جمهور ایالات متحده، بیستم فروردین ۱۳۵۹، قطع یک‌جانبه روابط سیاسی و بازرگانی با جمهوری اسلامی ایران را اعلام کرد. این فرمان که ۵ ماه پس از تسخیر سفارت آمریکا صادر شد، واکنشی کم‌سابقه در تاریخ دیپلماسی دو کشور بود. در واکنش به این تصمیم، امام خمینی نیز بیانیه‌ای منتشر کرده و فرمودند: «اگر کارتر در عمر خود یک کار خیر کرده باشد، همین قطع رابطه است.» این قطع رابطه موجب شد ایران مجبور به خروج از الگوی وابستگی شود و در پیش گرفتن خودکفایی و خوداتکایی شود. امری که موجب افزایش تاب‌آوری امروز ایران شده است، امری که جهان را به شگفتی واداشته است. در مقابل در دولت‌های بعد، بارها مقامات ارشد آمریکا محروم کردن خود از بازار ایران را یک خسارت بزرگ توصیف کردند.

روایت آغاز این قطع رابطه در صفحات ۳۴۸ تا ۳۵۹ از کتاب «ایستگاه خیابان روزولت» به رشته تحریر درآمده است. این کتاب به قلم محمد محبوبی و توسط مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی منتشر شده است.

 

پیش‌زمینه‌ی تنش‌ها

روابط تهران و واشنگتن تنش فزاینده‌ای را تجربه می‌کرد. از یک سو، سناریوی همیلتون جردن حاصلی در پی نداشت و طرح واشنگتن برای رهایی بی‌هزینه گروگان‌ها شکست خورد؛ از سوی دیگر، محمدرضا پهلوی به قاهره رفت و تلاش‌های تهران برای بازداشت و سپس استرداد او به نتیجه نرسید. اکنون کارتر به فکر اهرم‌های سخت‌تری بود. او مقامات حکومتی و مشاورانش را برای بررسی گام‌های جدید فراخواند: پیشنهاد اعمال تحریم‌های اقتصادی رسمی علیه ایران، طرح دعاوی علیه ایران، اخراج دیپلمات‌های ایرانی و همچنین درخواست از متحدان ایالات متحده برای قطع روابط دیپلماتیک و اعمال تحریم‌ها به‌طور هم‌زمان.[1]

در هفته اول فروردین ۱۳۵۹، کارتر از طریق مارکوس کایزر[2]، کاردار سفارت سوئیس در تهران، دو پیام پنهانی جداگانه، ولی شدیداللحن، برای امام خمینی و بنی‌صدر ارسال کرد.[3] نامه‌های کارتر که این بار لحن آمرانه و تهدیدآمیزی داشتند، در واقع ضرب‌الاجلی برای گام بعدی سناریو بودند. نامه رئیس‌جمهور آمریکا به رئیس‌جمهور ایران در روز ۴ فروردین ۱۳۵۹ امضا شده بود و از طریق کایزر به بنی‌صدر منتقل شده بود.[4] در این پیام، کارتر تهدید کرده بود که طبق قول قبلی بنی‌صدر، اگر تا روز ۱۱ فروردین مسئولیت گروگان‌ها به دولت منتقل نشده باشد، ما دست به اقداماتی خواهیم زد که تاکنون از آنها پرهیز کرده بودیم.[5]

در نامه‌ای به تاریخ ۶ فروردین ۱۳۵۹ که آیت‌الله خمینی را مخاطب قرار داده بود، کارتر پس از تأکید بر آن که «حفظ اصل تفکیک کامل دو موضوع استرداد شاه و رهایی گروگان‌ها را اساسی می‌دانم»، اعلام کرد به محض انتقال مسئولیت گروگان‌ها به دولت ایران، آمادگی ایجاد یک کمیسیون مشترک برای رسیدگی به مسائل دوجانبه را دارد.[6] در این قسمت از نامه کارتر به امام خمینی دو نکته قابل‌توجه است: آمریکایی‌ها میان استرداد محمدرضا پهلوی و آزادی گروگان‌ها تفکیک قائل شده بودند و آنها را در پیوند با یکدیگر نمی‌نگریستند. این در حالی بود که طرف ایرانی بین این دو مسأله، رابطه مستقیمی تعریف کرده بود و تحقق آنها را ملازم یکدیگر می‌دانست. نکته دوم آن که از نظر آمریکایی‌ها مسئولیت گروگان‌ها همچنان باید به دولت منتقل می‌شد و ادامه راه‌حل مسالمت‌آمیز گروگان‌ها در گروی این شرط بود.

در شامگاه ۹ فروردین‌ماه رسانه‌های جمعی ایران خبری را قرائت کردند که دفتر امام خمینی به آنها داده بود. دفتر امام اعلام کرد که رئیس‌جمهور آمریکا یک پیام پنهانی برای رهبر انقلاب ایران ارسال کرده و امام خمینی «برای این که ملت عزیز ایران در جریان تمام مسائل ایران باشند، پیام کارتر را منتشر می‌کند.»[7] افشای این پیام پنهانی برای بار دیگر سناریوی کاخ سفید برای فیصله بی‌هزینه بحران را ناکام باقی گذاشت. حاج احمد خمینی بلافاصله اعلام کرد که کاردار سفارت سوئیس پیام پنهانی دیگری هم برای رئیس‌جمهور فرستاده که لحن خصمانه‌تری دارد. بنی‌صدر و قطب‌زاده هم وادار به تأیید دریافت این نامه‌ها شدند.[8]

[...] مارکوس کایزر، کاردار سفارت سوئیس در تهران که پیام را به وزارت امور خارجه تحویل داده بود، از اساس وجود چنین نامه‌هایی را تکذیب کرد[9] و جودی پاول، سخنگوی کاخ سفید، هم خیلی زود اعلام کرد که کارتر هیچ پیغامی برای آیت‌الله خمینی ارسال نکرده است.[10] با این وجود، زمانی که مقامات ایران متفقاً وجود این پیغام را تأیید کردند، آمریکایی‌ها و سوئیسی‌ها ناگزیر عقب نشستند و با کمی فاصله ارسال پیام کارتر را پذیرفتند.

هم‌زمان با پیغام دومی که رئیس‌جمهور آمریکا شخصاً برای رئیس‌جمهور ایران ارسال کرد، سران شماری از کشورهای غربی هم نامه‌های مشابهی برای بنی‌صدر فرستادند. [...]

 

اولتیماتوم کارتر

پیش از سر رسیدن اولتیماتوم کارتر به بنی‌صدر، پیام دوم رئیس‌جمهور آمریکا برای رئیس‌جمهور ایران ارسال شد. [...] کارتر اگرچه از ضمانت شفاهی بنی‌صدر به کایزر مبنی بر انتقال مسئولیت گروگان‌ها از دانشجویان به دولت ایران استقبال کرد، اما تذکر داد که فرصت زیادی تا موعد مقرر باقی نمانده است. او برای بار دیگر تأکید کرد که اگر مسئولیت گروگان‌ها تحت اختیار دولت قرار بگیرد، سناریویی که پیش‌تر تنظیم شده بود مجدداً به جریان خواهد افتاد و بحران به سرعت پایان خواهد یافت.[11]

سرانجام اولتیماتومی که کارتر در نامه‌اش به بنی‌صدر تعیین کرده بود، پایان یافت. بنی‌صدر اعلام کرد که پاسخ کارتر را در نطق مراسم یک‌سالگی جمهوری اسلامی، یعنی ۱۲ فروردین ۱۳۵۹، اعلام خواهد کرد. همین اتفاق هم افتاد. بنی‌صدر در این مراسم اعلام کرد که پس از پیام دوم آمریکایی‌ها، در جلسه شورای انقلاب تصمیم گرفته شد که «اگر آمریکا طبق یک بیان رسمی اعلام بکند که تا تشکیل مجلس و اتخاذ تصمیم از سوی مجلس درباره گروگان‌ها، نه تبلیغی بکند، نه ادعایی بکند، نه حرفی بزند و نه تحریکی بکند، شورای انقلاب می‌پذیرد که گروگان‌ها را تحت نظارت خود درآورد.[12]

رئیس‌جمهور تصمیم داشت مسئولیت گروگان‌ها را که داده هنگفت و نقدی بود، از دانشجویان بگیرد و در ازای آن، ستانده ارزان و نسیه‌ای موسوم به «توقف جنگ لفظی» را از آمریکا دریافت کند. طبیعی بود که کاخ سفید بی‌تردید این معامله را بپذیرد. روز بعد، کاخ سفید یک بیانیه مطبوعاتی منتشر کرد و مواضع بنی‌صدر را گام مثبتی خواند. همچنین نوشته شده که تحریم‌های جدید فعلاً به تعویق خواهند افتاد. [...]

 

واکنش مبهم واشنگتن

بیانیه کاخ سفید برای مقامات ایران مبهم بود. در این بیانیه به‌طور رسمی اعلام شده که محدودیت‌های گذشته بر قوت خود باقی است؛ تحریم‌های جدید از دستور کار خارج نشده، بلکه صرفاً به زمانی دیگر موکول شده؛ و از همه مهم‌تر، تنها شرطی که بنی‌صدر تعیین کرده بود، یعنی توقف جنگ لفظی، در بیانیه مطبوعاتی کاخ سفید دیده نمی‌شد! [...]

در تمام مدتی که پیغام‌های پنهانی میان تهران و واشنگتن جریان داشت، موضع دانشجویان فاتح سفارت سکوت بود. [...] اکنون که دولت ایالات متحده حاضر به پذیرش حداقلی‌ترین شرط بنی‌صدر، یعنی توقف پروپاگاندای ضدایرانی، نشده بود، دانشجویان اعلام کردند که حاضرند گروگان‌ها را تحویل بدهند. موضع سخنگوی دانشجویان، تقویت دولت مستقر بود:

«ما علی‌رغم تمایل به پس دادن گروگان‌ها و همچنین این که عقیده داریم این کار، کاری در خط امام نیست، ولی حاضریم برای عدم تضعیف رئیس‌جمهور، اگر ایشان بخواهند، گروگان‌ها را در اختیار ایشان بگذاریم.»[13]

 

توقف انتقال گروگان‌ها

سرانجام شورای انقلاب تصمیم نهایی خود را گرفت: تحویل گرفتن گروگان‌ها از دانشجویان فعلاً به تعویق می‌افتد. مصاحبه‌ها و سخنرانی‌هایی که از اعضای شورای انقلاب به ثبت رسیده نشان می‌دهد که بی‌توجهی دولت ایالات متحده به شروط دولت ایران، دلیل این تصمیم بود. [...]

اندکی از ظهر ۱۸ فروردین گذشته بود که رئیس‌جمهور و چند عضو شورای انقلاب با امام خمینی ملاقات کردند. [...] یکی از موضوعات کلیدی این جلسه، نحوه مواجهه با مسئله گروگان‌ها و دولت آمریکا بود. بلافاصله بعد از خاتمه جلسه، دفتر امام خمینی در قم اطلاعیه کوتاه ولی مهمی صادر کردند. در این اطلاعیه تأکید شده که موضع امام خمینی تغییری نکرده و همچون گذشته است: مرجع تعیین سرنوشت گروگان‌ها وکلای ملت ایران در مجلس شورای اسلامی هستند و تا آن زمان، گروگان‌ها در اختیار دانشجویان باقی خواهند ماند.[14] [...] این اطلاعیه برای مرتبه‌ای دیگر نشان داد سناریویی که بنی‌صدر و قطب‌زاده پیش می‌بردند بدون هماهنگی با امام خمینی بود و گام‌های طرف ایرانی، نه با هماهنگی، بلکه با تحمیل سیاسی پیش می‌رفتند.

 

قطع رابطه و پیام تاریخی امام

نهایتاً لحظه گسست رشته روابط ایران و آمریکا فرارسید. در شامگاه ۱۸ فروردین ۱۳۵۹، [...] جیمی کارتر، رئیس‌جمهور ایالات متحده، پیام تیزلحنی منتشر کرد که در شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی آمریکا قرائت شد. کارتر اعلام کرد مسأله اصلی، «شبه‌نظامیان اشغال‌گر سفارت» نیستند، بلکه «دولت ایران» است که خود را پشت شبه‌نظامیان پنهان کرده و از پذیرش مسئولیت شانه خالی می‌کند؛ چراکه اکنون دانشجویان حاضرند گروگان‌ها را تحویل دهند اما دولت ایران آنها را تحویل نمی‌گیرد. کارتر پس از روشن کردن موضع خود نسبت به دولت ایران، خبر از چهار فرمانی داد که امروز صادر کرد. [...]

پیام کارتر در ۱۸ فروردین ۱۳۵۹، به معنای پایان روابط دیپلماتیک دولتین ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران بود. طبق این پیام، دو دولت از این پس دیگر روابط دیپلماتیکی نخواهند داشت؛ تحریم‌هایی که شورای امنیت تصویب کرده ولی با وتوی شوروی به اجرا درنیامده بود، خارج از مدار سازمان ملل اعمال می‌شد؛ اموال مسدودشده ایران کماکان مسدود باقی می‌ماند و با تشخیص دولت آمریکا، از اموال ایران به مدعیان آمریکایی بخشیده می‌شد؛ و تمام روادیدهایی که برای اتباع ایران صادر شده بود، باطل شدند. [...] خبر قطع رابطه یک‌سویه آمریکا با ایران، در جامعه ایران با استقبال حیرت‌برانگیزی مواجه شد. [...]

روز بعد، ۱۹ فروردین ۱۳۵۹، امام خمینی پیام مهمی درباره قطع روابط ایران و آمریکا خطاب به ملت ایران صادر کردند. آغاز پیام رهبر انقلاب ایران چنین بود که «اگر کارتر در عمر خود یک کار کرده باشد که بتوان گفت به خیر و صلاح مظلوم است، همین قطع رابطه است.» ایشان استدلال کردند که رابطه ایران و آمریکا، رابطه‌ای بود که یک سوی آن زورمندان و چپاولگران بودند و سوی دیگرش، مظلومانی که رهایی از چنگال ستمگران را می‌خواستند؛ و قطع چنین رابطه‌ای به سود مظلومان تمام می‌شود.[15] افزون بر رهبر انقلاب، رئیس‌جمهور، شورای انقلاب و دانشجویان مسلمان پیرو خط امام هم بیانیه‌های مشابهی صادر کردند.

 

[1] FRUS, 1977-1980, Vol. ۱۱, Doc. ۲۱۸.

[2] Marcus Kaiser

[3] Jordan. Crisis. p۲۲۳..

کایزر پیام‌ها را در روزهای ۶ و ۷ فروردین به وزارت امور خارجۀ ایران تحویل داد و قطب‌زاده، در روز ۸ فروردین پیام‌ها را به ریاست‌جمهوری و دفتر امام در تهران تحویل داد. (خبرگزاری پارس، بولتن ایران در ۲۴ ساعت گذشته، ۱۱ فروردین ۱۳۵۹، ص ۷ و ۱۱.)

[4] کیهان، 10 فروردین 1359، ص 2.

[5] FRUS, 1977-1980, Vol. 11, Doc. 220.

[6] کیهان، 10 فروردین 1359، ص 12.

[7] خبرگزاری پارس، بولتن ایران در 24 ساعت گذشته، 11 فروردین 1359، ص 11.

[8] خبرگزاری پارس، بولتن ایران در 24 ساعت گذشته، 11 فروردین 1359، صص 7-8.

[9] کیهان، 10 فروردین 1359، صص 2-4.

[10] Los Angeles Times, 30 Mar. 1980, Part I, p. 1.

[11] FRUS, 1977-1980, Vol. 11, Doc. 227.

[12] کیهان، 14 فروردین 1359، ص 7.

[13] کیهان، 16 فروردین 1359، ص 3.

[14] کیهان، 19 فروردین 1359، ص 3.

[15] صحیفۀ امام خمینی(ره). ج 12، ص 233.