کودتای 21 بهمن
در آستانه قطعی شدن پیروزی مردم، تانکهای ارتش به میدان آورده شد تا جلوی پیروزی را بگیرد. به عنوان نمونه روزنامه کیهان ۲۴ بهمنماه ۱۳۵۷ نوشت: «یکشنبه بیست و دوم بهمنماه ۱۳۵۷ - تمامی ارتش تهران، با آن همه ساز و برگ سبک و سنگین، در برابر سیل خروشان رزمندگان، نیاز به کمک داشت. ۵۱ تانک و تریلر ارتشی از کرمانشاه حرکت کردند که ارتش تهران را در سرکوبی مبارزان راه آزادی مدد رسانند. اما... اما مگر مردم...
در خیابان ایران که ما آنجا در یک منزلی بودیم، جوانها راه میرفتند و فریاد میزدند که نیروی هوایی را دارند تارومار میکنند، مردم بریزید [بیرون]، مردم هم از خانهها بیرون میآمدند میرفتند به کمک آنها. تفنگ و جسم و فداکاری، بر تانک و تشکیلاتِ بشدّت خشمآلودی که به سراغ بچّههای نیروی هوایی آمده بود، غلبه کرد.
تانکِ کاظم ریاحی، فرمانده لشکر گارد جاویدان، ساعت ۳ بامدادِ در زیرگذر میدان فوزیه [امام حسین فعلی] با بطریهای آتشزایی که به آن اصابت کرد، ایستاد.
امام خمینی در سه نوبت، خاطرهای را از شهید قرنی درباره شکست کودتای دولت بختیار در ۲۱ بهمن ۱۳۵۷ نقل کردهاند. بازگویی این روایت بدون هیچ توضیح اضافهای، گویای تمام ماجراست: «مرحوم قرنی میگفت که مقاومت دولت [شاه] در مقابل مردم سه ساعت و نیم بود! ما خیال میکردیم خوب دو- سه روز یا یک شب شد؛ ایشان گفت سه ساعت و نیم بود! خوب، اینها کودتا کردند، اینها قیام کردند، کودتا کردند: اول رفتند سراغ نیروی...
در حالی که کودتا علیه انقلاب مردم، نیازمند تجهیزات زرهی بود؛ ۲۱ بهمن ماه ۱۳۵۷ مردم شهر همدان شاهد ستونی زرهی از نیروهای ارتش شاهنشاهی بودند که از مسیر کرمانشاه عازم تهران بود تا برای سرکوب انقلابیون در پایتخت به کار گرفته شود. ادامه حرکت این ستون، میتوانست پیامدهای غیرقابل پیشبینی و خشونتباری به همراه داشته باشد. در مواجهه اولیه، مردم شهرستان اسدآباد با قرارگرفتن در مسیر تانکها و پرتاب...
آیتالله خامنهای ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ با به تصمیم شجاعانه امام برای ورود به تهران گفتند: «امام در دل تهدیدها به تهران آمد؛ در دل تهدیدها! شما جوانها آن روزها را ندیدهاید. تهدید آمریکا بود، تهدید رژیم بود، تهدید تروریستها بود؛ بعدها معلوم شد که اینها چه برنامههایی داشتند.»[1] امام خمینی خود یکی از این تهدیدها را به اجمال چنین بیان کردند: «آن شبی که میخواستند اینها کودتا بکنند، ما...