21 بهمن 1404

روایت آیت‌الله خامنه‌ای از سه روز منجر به پیروزی انقلاب اسلامی

از بیعت تاریخ‌ساز تا شکست کودتای ۲۱ بهمن


از بیعت تاریخ‌ساز تا شکست کودتای ۲۱ بهمن

«خاطره روز نوزدهم بهمن ماه، از آن قبیل خاطره‌هایی است که کهنه نمی‌شود. [...] میلیاردها حادثه بزرگ و نیمه بزرگ اتّفاق افتاده، ولی امروز هیچ کس از آنها چیزی نمی‌داند؛ اما بعضی از حوادث هم اتفاق افتاده که هرگز گمان کهنه شدن هم در آنها نمی‌رود. این حادثه - یعنی آمدن عناصری از نیروی هوایی، از حاشیه‌ها و از محیطهای دور به مرکز دایره انقلاب - از آن حادثه‌هاست.»[1]

اهمیت این موضوع تا به آنجا است که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای هر سال اشاراتی به آن داشته‌اند و در خلال برخی از این بیانات، خاطرات مشاهدات عینی خود از آن حادثه را بیان کرده‌اند. بازخوانی فرازهایی از این خاطرات، بدون هیچ سخن دیگری برای فهم آن ماجرا کافی است.

غافلگیری ستاد استقبال

«من فراموش نمیکنم؛ در خیابان ایران، نزدیک به مقر امام عزیز و عظیم و بزرگوار - این بنده‌ی صالح خدا - آنجائی که آن روز دل همه‌ی ایران در آنجا میتپید  [...] آن محلی که مخصوص تبلیغات مربوط به آن روزها بود [...] ما به آن میگفتیم دفتر تبلیغات، و بنده آنجا مشغول کار بودم، دیدم یک همهمه‌ی فوق‌العاده‌ای است. نگاه کردم؛ از حیرت به یک حالتی دچار شدم که واقعاً در مقابل حوادث آن روز، از همه‌ی حوادثی که تا آن روز بنده دیده بودم - یا از بیشتر آنها - حیرت‌انگیزتر بود. دیدم عده‌ی کثیری از پرسنل نظامی نیروی هوائی در گروه‌های منظم و صف‌کشیده، کارتهای شناسائی‌شان را در آوردند سر دست گرفتند و آشکارا و با شجاعت دارند به طرف بیت امام راهپیمائی میکنند.»[2]

«خود من شاهد و ناظر بودم. از قبل از ورود به مقرّ امام بزرگوار تا وقتى که وارد شدند و آن طومار را خدمت امام آوردند و بقیه‌ى امورى که انجام دادند، یا آن نمایش عجیب، همه و همه کار آسانى نبود. در همان کار - رژه‌ى همافران - شاید صد شهید خوابیده بود. آرى؛ احتمال داشت که نیمى از همان جمعیت، یا درصد مهمى از آن، به‌خاطر این اقدام، جان ببازند؛ اما هراس به دل راه ندادند و این کار را کردند. این کار، یک حرکتِ رمزى و به اصطلاح نمادین و نشان دهنده‌ى حضور نیرو بود. معنایش این شد که ما این لباس و یراق و نشان و واکسیل و این ظواهر را براى خودش نمى‌خواهیم، بلکه اینها را براى حقیقت و هدفى مى‌خواهیم و حاضریم در راه آن هدف جانمان را هم مایه بگذاریم.»[3]

رژه مقابل امام

«من با عجله رفتم در مقر امام در دبستان علوی، که فاصله‌ی کوتاهی داشت با آنجائی که ما بودیم. آمادگی‌هائی به وجود آمد و امام عزیز ایستادند و این جوانها، این دلاورها، این سلحشورها آمدند در مقابل امام رژه رفتند و امام با همان ایمان و باوری که همیشه از اول شروع نهضت به مسئولیت خود و به نقش خود در اداره‌ی این انقلاب و این ملت داشتند، از اینها رژه گرفتند؛ آنها را نصیحت کردند، به آنها دل دادند، به آنها شجاعت دادند، پرچم آنها را امضا کردند؛ طوماری نوشته بودند، آن را تحویل گرفتند و برای آنها دعا کردند.»[4]

«برخی از اینها، کارتهای شناسایی‌شان را بالای دست گرفته بودند و نشان میدادند، این یک معنایی دارد، یک مضمونی دارد [...] با نیروی هواییِ ارتش، آن روز مثل یک سوگلی رفتار میشد؛ هم آمریکایی‌ها، هم عوامل آنها در کشورمان - که متأسّفانه در رأس امور قرار داشتند و حکومت دست آنها بود - این‌جوری با نیروی هوایی رفتار میکردند و برخورد میکردند. آن‌وقت همین نیروی هوایی، تحت تأثیر جاذبه‌ی حقیقت انقلاب، آن‌چنان به هیجان آمد که یک چنین کار بزرگی را انجام داد؛ یعنی در روز روشن، جلوی چشم این همه مأمور و در معرض تهدیدهای گوناگونی که آن روز وجود داشت، بلند شدند آمدند با امام در خیابان «ایران» بیعت کردند، سرود خواندند، ایستادند و کارتهای شناسایی‌شان را سرِ دستشان گرفتند. آن مضمون مهمّ این حادثه این است؛ جاذبه‌ی عجیب انقلاب، و آن حقیقتی که در درون انقلاب نهفته بود که دلها را به سمت خودش جذب میکرد؛ این را ما بایستی بشناسیم، بدانیم و حفظ کنیم.»[5]

«من از امام سؤال کردم که شما فرمایشى دارید من به این فرزندان شما بگویم؟ دو سفارش کردند که مهمترین توصیه‌هاى امام بود و یکى از آنها عبارت بود از حفظ وحدت. حضرت امام به آنها توصیه کردند که هیچ جدائى میان خودتان احساس نکنید، با هم باشید و در این صورت پیروزى با شماست.»[6]

تلافی گارد شاه

«مرحله‌ی بعد، واقعه‌ی شب بیست‌ویکم بهمن بود که کمتر گفته میشود؛ شب بیست‌ویکم بهمن نیروی هوایی به خاطر انتقام همین مسئله، مورد تهاجم تانکها قرار گرفت.»[7] «نیروی گارد شاه که به محلّ آموزش نیروی هوایی حمله کردند [...] و ‌آن عناصر نیروی هوایی که در محلّ آموزش بودند ــ همین محلّ آموزش شهید خضرائی فعلی ــ مقاومت کردند، درِ اسلحه‌خانه را باز کردند، به مردم اسلحه دادند، ایستادگی کردند، جوانها و عناصر انقلابی هم به شوق آمدند و وارد میدان شدند، هم در خود آن منطقه به کمک نیروی هوایی رفتند، هم در شهر تهران راه افتادند. من خودم یادم هست، ساعت شاید دوازده یا یکِ بعد از نصفه‌شب بود، در خیابان ایران که ما آنجا در یک منزلی بودیم، جوانها راه میرفتند و فریاد میزدند که نیروی هوایی را دارند تارومار میکنند، مردم بریزید [بیرون]، مردم هم از خانه‌ها بیرون می‌آمدند میرفتند به کمک آنها. »[8] «تفنگ و جسم و فداکاری، بر تانک و تشکیلاتِ بشدّت خشم‌آلودی که به سراغ بچّه‌های نیروی هوایی آمده بود، غلبه کرد؛ این هم یک مرحله. من آن شب هم کاملاً یادم هست.»[9]

اثر تصمیم بهنگام خواص

«بدون شک این کاری که در روز نوزده بهمن در مدرسه‌ی علوی خیابان ایران در حضور امام انجام گرفت، در حادثه‌ی بیست و دوم بهمن تأثیر داشت. [...] این حرکت، این جریان عظیم را به وجود آورد؛ تحرک جدیدی و روحیه‌ی تازه‌ای ایجاد کرد.»[10]

«آنها رفتند و این کمر دستگاه را شکست؛ دستگاه احساس کرد بی‌پشت و پناه شده. تنها امید آن نظامی که جز با سرنیزه و زور نمیتواند حکومت کند، چیست؟ جز نیروهای نظامی؟ به مردم که اتکائی نداشتند. اما نیروهای نظامی هم با این صراحت و با این قاطعیت در خدمت مردم قرار گرفتند و ما خدا را شکر میکنیم که نیروی هوائی و همه‌ی ارتش جمهوری اسلامی ایران امتحان خوبی به مردم دادند.»[11]


[1] بیانات در دیدار پرسنل نیروی هوایی 19/ 11/ 1379

[2] خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران‌ به امامت حضرت آیةاللَّه خامنه‌ای‌، 19/ 11/ 1363

[3] بیانات در دیدار پرسنل نیروى هوایى به مناسبت روز نیروى هوایى، 19 /11 /‌1373

[4] خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران‌ به امامت حضرت آیةاللَّه خامنه‌ای‌، 19/ 11/ 1363

[5] بیانات در دیدار جمعى از فرماندهان و کارکنان نیروى هوایى، 19/ 11/  ۱۳۹۳

[6] بیانات در مراسم صبحگاه مشترک سپاه و نیروى دریایى‌در پادگان نیروى دریاى رشت، 1 /12 /1364

[7] بیانات در دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش،‌ 19/ 11/  ۱۳۹۷

[8] بیانات در دیدار فرماندهان نیروی هوایی و پدافند هوایی ارتش،  16/ 11/ 1402

[9] بیانات در دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش، 19/ 11/ 1397

[10] بیانات دردیدار فرماندهان وخلبانان نیروی هوائی ارتش 19/ 11/ 1389

[11] خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران‌ به امامت حضرت آیةاللَّه خامنه‌ای‌، 19/ 11/ 1363