31 خرداد 1405

بازخوانی تاریخی دیدار ایران و آمریکا و ماجرای تحریم‌های خاموش


بازخوانی تاریخی دیدار ایران و آمریکا و ماجرای تحریم‌های خاموش

سی‌ویکم خردادماه ۱۳۷۷، در ورزشگاه ژرلان شهر لیون فرانسه، تیم ملی فوتبال ایران در دومین دیدار خود از مرحله‌ی گروهی جام جهانی، موفق شد تیم ملی آمریکا را با نتیجه‌ی دو بر یک شکست دهد. این پیروزی، اگرچه در چارچوب یک رقابت ورزشی رقم خورد، اما به‌دلیل پیشینه‌ی پرتنش روابط دو کشور، به سرعت به یک رویداد با ابعاد سیاسی، رسانه‌ای و فرهنگی بدل شد. هم‌گروهی شدن ایران و آمریکا، چنان بار سیاسی و رسانه‌ای پیدا کرد که رئیس وقت فدراسیون فوتبال ایالات متحده، آن را «مادر تمام بازی‌ها» نامید.[1]

 

نبرد رسانه‌ها

آن‌چه پیش از آنکه سوت آغاز نواخته شود، هیجان بازی را از یک رخداد معمولی ورزشی فراتر برده بود، در زمین رسانه‌ اتفاق می‌افتاد. میدان نبرد اصلی نه در زمین چمن لیون، که در تیتر روزنامه‌ها، امواج تلویزیونی و اظهارات مقامات دو کشور گشوده شد.

تیم ملی ایران در دهکده‌ای کوچک به نام ایسن‌ژو مستقر شده بود. شدت حملات رسانه‌ای به حدی بود که روزنامه محلی این دهکده با بهره‌گیری از فضای تبلیغاتی ضدایرانی، تیتری طعنه‌آمیز علیه مردم ایران زد و نوشت: «زن‌های بی‌حجاب بروند، ایرانی‌ها آمدند».[2]

اما این اهانت، حلقه‌ی نخست از زنجیره گسترده‌تر مواجهه رسانه‌ای با تیم ملی ایران بود. تنها چند روز پیش از بازی، یکی از شبکه‌های تلویزیونی فرانسه، فیلم «بدون دخترم هرگز»[3] را به نمایش گذاشت؛ اثری که چهره‌ای تحریف‌شده از فرهنگ و واقعیت اجتماعی ایران ارائه می‌داد.[4] مسئولان تیم ملی هم در اقدامی قاطع تهدید کرده بودند که اگر عذرخواهی رسمی بابت پخش این فیلم انجام نگیرد، بازی نمی‌کنند؛ تهدیدی که در نهایت به عذرخواهی مقامات فرانسوی انجامید.[5]

اما این موارد، هرچند نشان‌دهنده فضای سنگین رسانه‌ای پیش از مسابقه بود، نتوانست تمرکز تیم ملی را از هدف اصلی خود، یعنی پیروزی در مسابقه منحرف کند. آن‌چه بیش از اهانت‌های محلی و فیلم‌های تحریف‌آمیز، ابعاد سیاسی این رویارویی را برجسته می‌ساخت، بازتعریف خود مسابقه در گفتمان رسانه‌های بین‌المللی بود. لس‌آنجلس تایمز، در تیتری معنادار، از این دیدار با عنوان «فوتبال سیاسی» یاد کرد[6]؛ تعبیری که مبالغه نبود و ریشه در لایه‌های عمیق تاریخی مناسبات دو کشور داشت.

 

هفت دهه رابطه پرچالش

نگاه به پس‌زمینه روابط تهران-واشنگتن این تعابیر را برجسته‌تر می‌کند؛ کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سرنگونی دولت مصدق، فرار محمدرضا پهلوی به آمریکا و عدم استرداد او به ایران، هشت سال جنگ تحمیلی و حمایت‌های همه‌جانبه غرب - به‌ویژه آمریکا - از رژیم بعث و شلیک موشک نیروی دریایی آمریکا به پرواز ۶۵۵ ایران‌ایر که با سرنگونی ۲۹۰ مسافر بی‌گناه ایرانی همراه شد، بخشی از عواملی بودند که هرگونه رویارویی ایران و آمریکا را به عرصه‌ای سیاسی بدل می‌ساخت. در چنین بستری، بازی فوتبال نیز نه یک استثنا، بلکه ادامه همان منازعه تاریخی در قالبی متفاوت بود.

تنها وجه رسانه‌ای مسابقه به پیش از مسابقه ختم نمی‌شد. در میان تماشاگران این بازی، اعضا و طرفداران یکی از گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی نیز حضور داشتند که قصد بر هم زدن بازی را داشتند؛ سازمان مجاهدین خلق (منافقین). روزنامه اطلاعات در تاریخ ششم تیرماه ۱۳۷۷ در گزارشی از خبرگزاری جمهوری اسلامی از زبان محمود ملک‌افضلی نوشت. او فرزند خوانندة معروف دوران پیش از انقلاب بود که خود آن خواننده با منافقین همکاری می‌کرد. با این حال، محمود ملک‌افضلی از مخالفان سرسخت این گروهک بود و در حین بازی نیز از سوی طرفداران آن گروهک مورد حمله قرار گرفت و از ناحیه صورت دچار آسیب‌دیدگی شد. او بیان داشت که آنان تصور می‌کردند تیم‌ملی فوتبال ایران شکست خواهد خورد، اما تیر این جنایتکاران به سنگ خورد.[7]

مهرداد مسعودی که از طرف فیفا به عنوان مسئول رسانه‌ای بازی انتخاب شده بود، بیان کرد: «از جاهای مختلف دنیا دارند می‌آیند که متعلق به یک گروه سیاسی خاص بودند و می‌خواهند از این بازی سوءاستفاده کنند. گروهی از تماشاگران بودند که صورت‌هایشان را با سه رنگ سبز و سفید و سرخ رنگ‌آمیزی کرده بودند و در کنار دیگر هواداران از جمله آمریکاییان حضور داشتند و شیپور می‌زدند و یک گروهی هم بودند که کاملاً مشخص بود با فوتبال هیچ‌کاری ندارند و به یک قصد دیگری آمدند. لباس‌هایشان مشخص بود که یک حالت یونیفورم مانند پوشیده بودند [….] به کل مشخص بود که چه قصدی دارند.» این گروه در مکان‌هایی از استادیوم قرار گرفته بودند که در تیررس دوربین‌های تلویزیونی باشند که آتش رسانه‌ها و همچنین بازی را شعله‌ور تر کنند و حتی قصد ورود به زمین مسابقه را داشتند که این توطئه درنهایت با کمک گارد ویژه فرانسه خنثی شد.[8]

 

دیپلماسی فوتبال

با وجود تمام تنش‌های رسانه‌ای و اهانت‌هایی که پیش از مسابقه رخ داد، روایت دیگری نیز در حال شکل‌گیری بود. این روایت می‌کوشید رویارویی ایران و آمریکا را نه میدان منازعه که بستری برای نزدیکی دو کشور تعریف کند. در پس ذهن بسیاری از ناظران و حتی برخی مقامات دو کشور، این فرضیه نقش بسته بود که ورزش می‌تواند آن‌چه را که سیاست از انجام آن ناتوان مانده، محقق سازد. الگویی که در این میان بیش از همه به یاد آورده می‌شد، دیپلماسی موسوم به «پینگ‌پنگ» در دهه‌ی ۱۹۷۰ بود؛ جایی که تبادل ورزشی میان آمریکا و چین، زمینه‌ساز گشایشی تاریخی در روابط دو کشور شد.[9] در تابستان ۱۹۹۸، بسیاری امیدوار بودند که دیپلماسی فوتبال[10] بتواند نقشی مشابه دیپلماسی پینگ‌پنگ ایفا کند.[11]

مقامات آمریکایی بیش از هر طرف دیگری این امید را به زبان آوردند و منتظر گشایش سیاسی از دریچه فوتبال بودند. بیل کلینتون، رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده، در پیامی ضبط‌شده که قرار بود در خلال مسابقه پخش شود[12]، با تأکید بر اهمیت گفتگوی فرهنگی بیان داشت: «در حالی که امروز مسابقه میان تیم‌های ملی ایالات متحده و ایران را تماشا می‌کنیم، امیدوارم این رویداد ورزشی بتواند گامی دیگر در جهت پایان‌دادن به سال‌ها فاصله و سوءتفاهم میان ملت‌های ما باشد. من خوشحالم که در سال گذشته، رئیس‌جمهور خاتمی و من هر دو بر اهمیت گفت‌وگو میان مردم دو کشور و گسترش ارتباطات فرهنگی و انسانی تأکید کرده‌ایم. ما باور داریم که چنین تماس‌هایی می‌تواند به درک بهتر دو ملت از یکدیگر کمک کند [...]. امید من این است که این مسابقه، صرف‌نظر از نتیجه آن، به یادآوری این حقیقت کمک کند که ورزش می‌تواند پلی میان ملت‌ها باشد، نه دیواری میان آن‌ها.»[13]

مادلین آلبرایت، وزیر امورخارجه وقت ایالات متحده نیز ضمن تأکید بر عادی‌سازی مراودات دو کشور،‌ گفته بود که به تماشای بازی خواهد نشست.[14] آلن روتنبرگ، رئیس فدراسیون فوتبال آمریکا هم در همین فضا، این مسابقه را «فرصتی عالی برای نشان دادن این موضوع دانست که فوتبال و جام جهانی می‌توانند کاری را انجام دهند که سیاستمداران و دیپلمات‌ها قادر به انجامش نیستند».[15]

در سوی دیگر، سیدمحمد خاتمی، رئیس‌جمهور وقت ایران نیز در همان سال -سپتامبر ۱۹۹۸- در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک، با طرح «گفت‌وگوی تمدن‌ها»، بر اشتراکات انسانی و تاریخی ملت‌ها تأکید کرده و گفته بود: «همه انسان‌ها از یک خاستگاه واحد به وجود آمده‌اند و دارای یک تاریخ مستمر، یکپارچه و مشترک هستند». حین سخنرانی خاتمی، بیل کلینتون نیز در میان حاضران بود. این نخستین‌باری بود که آمریکایی‌ها به سخنرانی رئیس‌جمهور ایران گوش می‌دادند.[16]

این هم‌صدایی ظاهری، هرچند در سطح سخنرانی‌ها و پیام‌ها قرار داشت، اما به اندازه‌ای بود که بسیاری، جام جهانی ۱۹۹۸ را نه صرفاً یک رقابت ورزشی که پنجره‌ای به سوی آینده‌ای متفاوت در روابط تهران-واشنگتن تعبیر کنند.

 

مسابقه قرن

فضای پیش از مسابقه، اما تنها به میدان رسانه‌ها محدود نمی‌شد. در شهر لیون و در اطراف ورزشگاه ژرلان، تمهیدات امنیتی خاصی برای این دیدار در نظر گرفته شده بود. سرمربی وقت تیم ملی آمریکا میزان تدابیر امنیتی را باورنکردنی توصیف کرده و گفته بود: «میزان تدابیر امنیتی باورنکردنی بود؛ حتی برای خانواده‌های ما؛ تعداد زیادی پلیس لباس‌شخصی و نیروهای امنیتی مخفی حضور داشتند».[17] نیما نکیسا، دروازه‌بان تیم ملی ایران نیز به محدودیت‌های شدید تردد در حوالی اردوی تیم ملی در ایسن‌ژو اشاره کرد و گفت: «ما از زمانی که رسیدیم به ایسن‌ژو، از ۵۰۰ متر پایین‌تر از محل اسکانمان اگر قصد داشتی بروی باید با آیدی کارت می‌رفتی و پلیس‌های گارد ریاست‌جمهوری فرانسه آنجا حضور داشتند.»[18]

در کنار این فضای امنیتی ویژه، آن‌چه بیش از هر چیز در خاطره‌ها ماندگار شد، شور بی‌نظیر هواداران بود. خبرگزاری آمریکایی سالون، در گزارشی میدانی، فضای میدان مرکزی لیون[19] را چنین روایت کرده است:

تجمعی خودجوش از هواداران ایرانی، از ساعت‌ها پیش از شروع بازی، با شعارهای «ایران! ایران!» و طبل‌هایی کوبنده، فضایی سرشار از هیجان آفریده‌اند. در مقابل، گروهی کوچک‌تر از هواداران آمریکایی نیز شعارهای خود را آغاز کردند. دو گروه تلاش می‌کنند با صدای بلندتر از یکدیگر شعار بدهند.[20]

اما آن‌چه این صحنه را از یک رویارویی معمولی متمایز می‌ساخت، لحظه‌ای بود که دو گروه در یک شعار مشترک به هم پیوستند: «ایران! آمریکا! ایران! آمریکا!»؛ لحظه‌ای که به‌گفته‌ی خبرنگار سالون، کاملاً واقعی و صمیمی بود. این شور و هیجان، درون ورزشگاه نیز ادامه یافت؛ جایی که صدای طبل‌ها، سوت‌ها و فریادهای هواداران، حتی در ورزشگاهی روباز، چنان بود که شنیدن صدای هوادار کنار دستی را غیرممکن می‌ساخت.[21]

در نهایت، آن‌چه بر همه‌ی این حاشیه‌ها و هیجان‌ها غلبه یافت، پیروزی دو بر یک ایران بود. گل‌های ایران را حمید استیلی و مهدی مهدوی‌کیا، و تک‌گل آمریکا را برایان مک‌براید به ثمر رساندند.

 

شادی پس از برد

پس از سوت پایان، ورزشگاه ژرلان به موجی از شعف و غرور ملی بدل شد؛ شادی‌ای که فراتر از یک برد ورزشی بود و در خیابان‌های تهران تا لیون امتداد یافت. مقامات کشور نیز در واکنش‌هایی جداگانه، این پیروزی تاریخی را گرامی داشتند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی، در پیامی به مناسبت این پیروزی، چنین مرقوم کردند: «این، تصویری زیبا از مجاهدت ملت ایران در همه‌ی صحنه‌های زندگی انقلابی اوست. [...] همین مجاهدت کم‌نظیر بود که در دوران انقلاب و در سال‌های دفاع مقدس و در همه‌ی درگیری‌های ملت ایران با شیطان بزرگ، به ملت ما پیروزی و سرافرازی بخشید. امشب نیز یک بار دیگر حریف قوی‌پنجه و مستکبر طعم تلخ شکست را از دست شما چشید.»[22] آن گونه که آن روزها در رسانه‌ها منعکس شد، ایشان به امتداد شادی مردم تا ساعت سه صبح که بیدار شده بودند اشاره کرده و فرموده بودند«این شادى، بسیار اهمیت دارد.»

سیدمحمد خاتمی، رئیس جمهور وقت نیز در پیام تبریک خود این پیروزی را «مظهر وحدت ملی» و تجلی «غرور ملی» خواند و گفت: «همه انسان‌ها، همه ایرانی‌ها با سلائق مختلف، در موقعیتی که قهرمانانشان بازی می‌کنند، تلاش می‌کنند و پیروز می‌شوند، احساس مشترک دارند. غرور ملی در اینجا تجلی پیدا می‌کند. بخصوص وقتی که توان جوانان عزیزشان را می‌بینند[23]

اما این واکنش‌های فوری، تنها یک سوی ماجرا بود. چند ماه بعد، در دیدار تشکّلهای مختلف دانشجویی دانشگاههای تهران به واسطه موضوعی به پیامدهای این بازی اشاره کرده فرمودند: «شما خیال میکنید وقتی که توپتان داخل دروازه‌ی امریکا در یک میدان فوتبال جهانی میرود، چه علّتی دارد که در فلسطین اشغالی، در لبنان، شام، عراق، افریقا، مصر و در آسیای میانه، جوانان، پیران، مردان و زنان از خانه و قهوه‌خانه به خیابان میریزند و شادی میکنند!؟ فکر میکنید علّتش چیست؟ آیا اتّفاق افتاده است که برای پیروزی مثلاً تیم آث میلان، یا تیم ملّی فلان کشور، در هیچ کشوری غیر از کشور خودشان از این شادیها بکنند؟[...]‌ علّت این است که آن شعارها، آن منش و آن چهره‌ی قهرمانانه که ملت ایران با نماد جوانانش در این بیست سال گذشته به خود گرفته، آن‌چنان درخشان است که همه‌ی مردم دنیا - و بیشتر کشورهای مسلمان و کشورهای جهان سوم - هنوز مجذوب آنند! این برای مستکبرین عالم، دردسر بزرگی است.»[24]

این تنها ارجاع ایشان به آن بازی نبود. در سیزدهم بهمن‌ماه ۱۳۷۷، رهبر انقلاب در دیدار با تیم ملی فوتبال، پرده از لایه‌های پنهان این رویارویی برداشتند و نشان دادند که جریان‌سازی رسانه‌ای پیش از مسابقه، بخشی از یک نقشه‌ی محاسبه‌شده بوده است. ایشان با اشاره به اینکه رسانه‌های وابسته به امپراتوری رسانه‌ای هفته‌ها بر سیاسی بودن این بازی اصرار داشتند، هدف اصلی دشمن را چنین افشا کردند: «پیش‌بینی‌های عمده، بخصوص از طرف خودِ آمریکایی‌ها [...] مبیّن این بود که ایران گل خواهد خورد؛ نه این که گل خواهد زد و در یک موقعیت ویژه، رئیس‌جمهور آمریکا هم می‌آمد و از موضع اقتدار و بزرگ‌منشی و بزرگواری، یک پیام هم می‌داد که «بله؛ حالا گل را به شما زدیم، اما بالاخره بیایید دست دوستی هم به هم بدهیم!» بنا بود آن شب پیام رئیس جمهور آمریکا از تلویزیون سراسری‌شان پخش شود. این گل و بعد دنباله بازی‌ای که بچه‌های عزیزمان ادامه دادند، قضایا را صد و هشتاد درجه تغییر جهت داد و حقیقتاً مظهری شد از وضعیت ملت ایران در مقابل آمریکا.»[25]

ایشان در ادامه همین دیدار با افشای دوگانگی رسانه‌های غربی، خاطرنشان کردند: «البته آنها خیلی عصبانی شدند و بعد هم همان عناصر امپراتوری خبری دنیا گفتند که فلانی فوتبال را سیاسی کرد! نگفتند که ما چند هفته است که خودمان این بازی را سیاسی می‌کنیم!»[26]

 

روی دیگر سکه  

در پسِ آن همه دیپلماسی فوتبال و پیام‌های به‌ظاهر دوستانه آمریکایی‌ها، واقعیت‌های متناقض دیگری در جریان بود که در اسناد و گزارش‌های همان سال‌ها ثبت شده است.

آمریکایی‌ها از اواخر 1995، درپی انجام عملیات مخفیانه در ایران بوده‌اند و نیوت گنگریچ، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا، برای این منظور درخواست بودجه‌ای ۱۸ میلیون‌دلاری مطرح کرده بود. مقامات آمریکایی نگران بودند که اگر این برنامه‌ها به‌صورت علنی فاش شود، تلاش‌هایشان برای جلب حمایت بین‌المللی علیه ایران با پیچیدگی مواجه خواهد شد. در جامعه‌ی اطلاعاتی آمریکا، اینگونه اقدامات مخفیانه با هدف تحقق اهداف امنیت ملی طراحی می‌شوند؛ آگاهی از این موضوع در کنار ضرورت پنهان‌کاری نشان می‌دهد که چه میزان برای بی‌ثبات‌سازی ایران هزینه و برنامه‌ریزی شده بود.[27]

گزارش‌های رسانه‌ای نیز این نیت را تأیید می‌کردند. لس‌آنجلس تایمز در فوریه‌ی ۱۹۹۹، به‌نقل از جورج تنت، رئیس وقت سیا، هشدار داد که «احتمال آنکه ایران در سال ۱۹۹۹ با ناآرامی‌های جدی روبه‌رو شود، بیش از هر زمان دیگری از زمان انقلاب اسلامی بیست سال پیش است». او افزود: «جریان‌های میانه‌رو در ایران، در کشمکش خود با محافظه‌کاران، بیش از هر زمان دیگری در موضع دفاعی قرار گرفته‌اند [...] این نشانه آن است که برخی عناصر محافظه‌کار تصمیم گرفته‌اند برای تحمیل اراده خود بار دیگر به زور متوسل شوند».[28] این اظهارات، تنها چند ماه پیش از وقایع کوی دانشگاه در تیرماه ۱۳۷۸، بیانگر ارزیابی نهادهای اطلاعاتی آمریکا از بستر مناسب برای تنش‌افکنی در داخل ایران بود.

یک مورد دیگر از این واقعیت‌ها، قانون تحریم ایران و لیبی یا ایلسا[29] بود که در سال ۱۹۹۶ به امضای بیل کلینتون رسید. این قانون با هدف مجازات هرگونه سرمایه‌گذاری خارجی بالای ۲۰ میلیون دلار در صنایع نفت و گاز ایران، طراحی شد تا درآمدهای نفتی تهران را قطع کند. قانونی که بعدها در سال ۲۰۰۱ توسط جورج بوش تمدید شد، نشان می‌داد که فشار اقتصادی، بخش ثابتی از سیاست آمریکا نسبت به ایران بوده و فارغ از دولت دموکرات یا جمهوری‌خواه، تداوم داشته است.[30]

این مجموعه از فشار اقتصادی، عملیات پنهان و پیش‌بینی ناآرامی، تصویر روشنی از رویکرد آمریکا در آن سال‌ها ترسیم می‌کند. رویکردی که در تقابل کامل با شعارهای دیپلماسی فوتبال و گفت‌وگوی تمدن‌ها قرار داشت. رهبر شهید انقلاب اسلامی، سال‌ها بعد و در هشتم آبان‌ماه ۱۳۸۷ با اشاره به همین الگوی مستمر، تأکید کردند که مشکل ایران با آمریکا به مسائل روزمره یا اختلاف‌نظرهای موردی محدود نیست، بلکه ریشه‌ای عمیق‌تر دارد: «بعد از پیروزی انقلاب - الان، سی سال است - هیچ روزی نبوده است که آمریکا نسبت به ملت ایران نیت خیری داشته باشد؛ از کارهای گذشته‌ی خودش عذرخواهی بکند؛ صادقانه دست از استکبار و طمع‌ورزی نسبت به ملت ایران بردارد. مسئله‌ی ما با آمریکا این نیست که حالا بر سر دو تا موضوع جهانی یا بین‌المللی یا منطقه‌ای با هم اختلاف نظر داریم، برویم بنشینیم با مذاکره حل کنیم. مسئله مثل مسئله‌ی مرگ و زندگی است؛ مسئله‌ی هست و نیست است.»[31]

ایشان در تکمیل این نگاه، در دوازدهم آبان‌ماه ۱۴۰۴ نیز با صراحت بیشتری ماهیت این دشمنی را ذاتی خواندند: «دشمنی آمریکا با ایران، فقط دشمنی زبانی نبود، صرفاً تحریم هم نبود؛ دشمنیِ عملی بود. آمریکایی‌ها تا توانستند، تا آن جایی که دستشان می‌رسید، علیه جمهوری اسلامی توطئه کردند؛ هر چه توانستند به دشمنان ذاتی جمهوری اسلامی کمک کنند، کمک کردند؛ هر چه توانستند به منافع ملّت ایران ضربه بزنند، ضربه زدند. ذات استکباری آمریکا با ذات استقلال‌طلبی انقلاب با همدیگر سازگار نبود. من این را می‌خواهم بگویم: اختلاف جمهوری اسلامی و آمریکا یک اختلاف تاکتیکی نیست، یک اختلاف موردی نیست، یک اختلاف ذاتی است. آمریکا وقتی بتواند، هواپیمای مسافری ایران را با سیصد مسافر ساقط میکند در دریا؛ وقتی بتواند، کسی مثل صدام را وادار می‌کند به حمله‌ی به ایران و انواع کمک‌ها را به او می‌کند؛ وقتی بتواند، حمله‌ی مستقیم هم به کشور می‌کند؛ وقتی بتواند، انواع و اقسام کارهای تبلیغاتی را علیه جمهوری اسلامی انجام می‌دهد؛ وقتی بتواند، همه‌کار میکند. این وضع مقابله و مواجهه‌ی جمهوری اسلامی با آمریکا است.»[32]

 

 

[1] خیابانی، جواد (۱۴۰۰)، مستند مسابقه قرن، تهران:‌گروه تاریخ، فرهنگ و هنر شبکه یک، دقیقه ۵.

[2] همان، دقیقه ۲۳.

[3] Not without my daughter

[4] همان، دقیقه ۴۲.

[5] همان، دقیقه ۴۵.

[6] L. Jones, Grahame (1998). Political Football, Lyon: Los Angeles Times, https://www.latimes.com/archives/la-xpm-1998-jun-21-sp-62275-story.html

[7] اطلاعات، ۱۳۷۷/۰۴/۰۶، ص۳.

[8] مسابقه قرن، دقیقه ۵۲.

[9] بی بی سی، ۱۳۹۹/۰۹/۲۶، لینک: https://www.bbc.com/persian/sport-55325346

[10] Football diplomacy

[11] نعمت‌اللهی، همایون(۱۳۷۹)، واژه نامه سیاسی ویژه جوانان و نوجوانان: توضیح واژه‌ های سیاسی به زبان ساده، تهران: عباسی، ص۷۱.

[13] Clinton, W. J. (1998, June 18). Excerpt of videotaped remarks on the United States–Iran World Cup game. The American Presidency Project, University of California, Santa Barbara. https://www.presidency.ucsb.edu/documents/excerpt-videotaped-remarks-the-united-states-iran-world-cup-game«

[14] مستند مسابقه قرن، دقیقه ۳۴.

[15] Carlisle, Jeff (2022). An oral history of USA-Iran at the 1998 World Cup: Political tension, teammate betrayal and humiliation, Bristol: ESPN, https://www.espn.co.uk/football/story/_/id/37634212/oral-history-usa-iran-1998-world-cup-interviews-photos

[16] قزوینیان، جان(۱۴۰۰)، ایران و آمریکا از ۱۷۲۰ میلادی تا به امروز. ترجمه سعید کلانی، تهران: ثالث، ص۵۷۵.

[17] Lewis, Aimee (2022). A match like no other. When the US played Iran at the 1998 World Cup, Atlanta: CNN, https://edition.cnn.com/2022/11/28/football/iran-usa-france-1998-spt-intl

[18] مسابقه قرن، دقیقه ۲۵.

[19] Place Bellecour

[20] Zindler, Ethan (1998). USA vs. Iran (World Cup: At the Iran-U.S. match, the real action is in the stands), Lyon: Salon, https://www.salon.com/1998/06/24/post_8/.

[21] همان.

[22] پیام تبریک رهبر شهید انقلاب به مناسبت پیروزی تیم ملی فوتبال ایران مقابل تیم فوتبال آمریکا، ۱۳۷۷/۰۴/۰۱.

[23] اطلاعات، ۱۳۷۷/۰۴/۰۱، ص.

[24] بیانات در دیدار تشکّلهای مختلف دانشجویی دانشگاههای تهران، ۲۴ / ۱۰ / ۱۳۷۷

[25] بیانات رهبر شهید انقلاب در جلسه پرسش و پاسخ با جوانان در دومین روز از دهه فجر، ۱۳۷۷/۱۱/۱۳.

[26] همان.

[27] Risen, James (1995). Gingrich Wants Funds for Covert Action in Iran. Washington: LosAngles Times, https://www.latimes.com/archives/la-xpm-1995-12-10-mn-12511-story.html

[28] Richter, Paul (1999). CIA Director Warns of Terrorist Threat, Washington: Los Angeles Times, https://www.latimes.com/archives/la-xpm-1999-feb-03-mn-4543-story.html

[29] ILSA  

[30] Arms Control Today (2001). Iran-Libya Sanctions Act Renewed, Washington: Arms Control Association, https://www.armscontrol.org/act/2001-09/iran-nuclear-briefs/iran-libya-sanctions-act-renewed

[31] بیانات رهبر شهید انقلاب در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان، ۱۳۸۷/۰۸/۰۸.

[32] بیانات رهبر شهید انقلاب در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان، ۱۴۰۴/۰۸/۱۲.