30 خرداد 1405
به بهانه سالروز تصویب طرح «عدم کفایت سیاسی» ابوالحسن بنیصدر در مجلس شورای اسلامی
آقای بنیصدر رئیس جمهور است، یا رئیس اپوزیسیون؟!
چرا در ارکستر ضدانقلاب همه برای یک نفر مینوازند:«سید ابوالحسن بنیصدر...»؟!
متن پیش رو عیناً از روزنامه اطلاعات مورخه ۳ تیرماه ۱۳۶۰ آورده شده است:
«هرچه بدتر بهتر»، این شعار جبهه متحد ضدانقلاب و به تمام معنا ارتجاع است، شعار جبهه ضد ملی!، شعار مجاهدین[خلق]، شعار سلطنتطلبان و هواداران [شاپور] بختیار، شعار پیکاریها[=سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر] و اقلیتیها[=چریکهای فدایی خلق(اقلیت)] و گروهکهای چپ و راست ضد انقلاب است. این نیروها تمام همّ و غمشان چوب لای چرخ انقلاب گذاشتن است. استراتژیشان نقزدن و انتقاد کردن است، اما هیچ برنامه عملی و مشخصی در جهت رفع نارساییها ارائه نمیدهند، میدانید چرا؟ برای آنکه معتقدند «هرچه بدتر بهتر». برای آنکه رژیم انقلابی ایران را (همچنانکه آمریکا قبول ندارد) از بیخ و بن قبول ندارند. برای آنکه معتقدند هدف وسیله را توجیه میکند. و تنها همینشان مانده است که وقتی راهپیمایی میلیونی مردم را میبینند که چونان سیلی خروشان علیه توطئههای آنان و در تأیید رهبرکبیر خود، شهر را به لرزه درآورده است، حکم بر ضد خلقی بودن خلق! صادر کنند. قضیه آقایان قضیه یکی از لوئیهای فرانسه است که وقتی آراء مردم را منطبق با خواست خود نیافت، ملت را منحله اعلام کرد!... راستی که تاریخ چه آزمونگر شگرفی است!
آقای رئیسجمهور! وقتی شما به جای مردم زحمتکش به چنین گروهکهایی تکیه میزنید، حتماً در یک جای عمل یا اندیشه شما گرهای وجود دارد. آخر کدام عقل سلیم، تودهها را رها میکند و گروههایی که مورد انزجار مردمند را میچسبد؟ البته به استثنای تمام رادیوهای امپریالیستی و ضدانقلابی جهان که بهویژه در حوادث اخیر برای شما آقای رئیسجمهور(!) سینه چاک میدادند و از «اختناق و استبداد» دادشان به هوا بود، گروهکهای یادشده نیز در تأیید شما شهر را اعلامیهباران کردند. بگذارید بخشهایی از این اعلامیهها را با هم بخوانیم:
«مجاهدین خلق ایران ضمن محکوم کردن مجدد تعطیل روزنامه انقلاب اسلامی و توطئه حذف آقای رئیسجمهور دکتر بنیصدر حمایت خود از ایشان را اعلام میکنند... توطئه تعطیل روزنامههای غیر حزبی و بهویژه روزنامه انقلاب اسلامی گام بلند دیگریست در مسیر حذف رئیسجمهور که جز خفقان باز هم بیشتر و خشنودی دشمنان این میهن وسرکوب و کشتار داخلی را در پیش ندارد. مجاهدین خلق ایران ... ضرورت حمایت از رئیسجمهوری را که در معرض چنین توطئههایی واقع شده یادآوری میکنند.»(۱)
سازمان توفان:«...انحصارطلبی و دیکتاتوری روحانیت ارتجاعی در یورشهای اخیر خود به جناح دیگر هیأت حاکمه (منظور آقای بنیصدر است) بیانگر این واقعیت است که در صورت عدم مقاومت مردم زندگی را بر مردم سیاه و تباه خواهد کرد...»(۲)
حزب رنجبران:«دیو خونآشام استبداد از حرکتهای دیروزمان سخت به وحشت افتاده و از تمامی طرق ممکن سعی در خفه کردن و سرکوب حرکتهای اعتراضی و مبارزهجویانه مردم را دارد...ما از تمامی مردم مبارز تهران دعوت میکنیم که در ادامه مبارزات خود امروز ساعت ۴ بعدازظهر در راهپیمایی میدان شهدا که به دعوت دفتر همکاریهای مردم با رئیسجمهور انجام گرفته شرکت کرده و بار دیگر خاطره پرشکوه راهپیماییهای زمان شاه منفور را در خاطرهها زنده کنند.»(۳)
جبهه ملی:«در شرایطی که همه آزادیهای فردی و اجتماعی توسط هیأت حاکمه مستبد و انحصارگر زیر پا نهاده شده و استقلال مملکت معرض خطرات جدی قرار دارد، از شما دعوت میکنیم که ۴ بعداز ظهر دوشنبه ۲۵ خرداد در گردهمایی و راهپیمایی جبهه ملی، بانگ اعتراض خود را به گوش جهانیان برسانید.(۴)
سازمان رزمندگان پیشگام مستضعفین ایران:«...امروز شاهد تبر زدن ارتجاع به نهال آزادیهای رهآورد انقلاب هستیم و میبینیم که چگونه انحصارطلبان... از یکسو قدرت را انحصاراً قبضه میکنند و از سوی دیگر آزادیهای نیمبند اجتماعی را نیز به زیر ضربات بیامان و کوبنده خویش میگیرند.»(۵)
حزب رنجبران:«برکناری بنیصدر کمک به صدام است... حزب رنجبران ایران فرمان برکناری بنیصدر از فرماندهی کل قوا را محکوم مینماید.»(۶)
چریکهای فدایی(اقلیت):«در مقابل سیاست سرکوب و اختناق و محو کامل آزادی مطبوعات، به مقابله برخیزیم.»(۷)
راستی چرا در این ارکستر رنگارنگ از راست ارتجاعی جبهه ملی گرفته تا چپ افراطی (پیکار و اقلیت)، همه و همه برای یک نفر مینوازند:«سید ابوالحسن بنیصدر...»؟ آیا هنوز هم میتوان باور کرد که چنین شخصیتی رئیسجمهوری است، و نه رئیس اپوزیسیون یا رهبر ضدانقلاب؟
آقای بنیصدر خود میگوید:«آیا ما که منتخب مردم هستیم به این معنی است که ما هر چه خواستیم بکنیم، یا طبق نظر مردم باید کار کنیم؟»(۸) آیا گروهکهای ضد انقلابی «مردم» هستند؟
ممکن است عناصر صادقی که در منجلاب گروهکهای چپ و راست سرنگون شدهاند از سر ناآگاهی و فقر بینش و دانش این واقعیت را درنیابند، اما طبیعتاً کسی که مدعی است در تمام زمینههای علمی دست به تحقیق و پژوهش زده و طرفدار تحقیق و تخصص و علم و دانش است و سرانجام برای مقام مسئولی مانند ریاستجمهوری، بعید است که با چنین گروهکهایی همصدایی کند، زیرا در این صورت حتماً یک جای کار می لنگد.
آقای بنیصدر در تمام طول ریاستجمهوری خود دائماً کوشیده است با مطرح کردن مسأله آزادی، مردم را از انقلاب و هر چه که هست بیمناک کند، راستی برای چه؟ آیا برای این نیست که مردم نتیجهگیری کنند «صد رحمت به رژیم گذشته»؟! بگذارید برخی از اظهارات ظاهراً آزادیخواهانه آقای بنیصدر را از نظر بگذرانیم:
- درست پس از گروگانگیری هرج و مرج و ترور و وحشت شروع میشود.(۹)
- میایستیم در راه آزادی شما، برای شکستن سانسور.(۱۰)
- رئیسجمهور ... به دعوت شما که هر روز او را به مقاومت و استقامت میخوانید، صمیمانه لبیک میگوید.(۱۱)
- مادام که سانسور وجود دارد، جامعه هیچ شانسی برای این ندارد که به روی تصمیمات من گفتگو کند.(۱۲)
- غول استبداد و اختناق میخواهد بار دیگر حاکمیت خود را به شما مردم بپاخاسته تحمیل کند.(۱۳)
- باور نکنید که بشود بر اساس ترس امنیت بهوجود آورد.(۱۴)
- دولت حق حاکمیت ملی ایران را مخدوش نموده است.(۱۵)
- نقض استقلال مراجع قضایی با چنین کیفیتی در رژیم گذشته نیز کمتر سابقه داشته است.(۱۶)
- هشدار میدهم که اگر در برابر تمایل به استقرار استبداد نایستادید، استبداد بر شما مسلّط خواهد شد و دمار از روزگار شما در خواهد آورد.(۱۷)
- اکثریت مردم محروم برای علاج محرومیت، آزادی میخواهد.(۱۸)
- باید یقین داشت و به این نسل اعتماد کرد که او حکومت جهل را نخواهد پذیرفت.(۱۹)
- هر تجاوزی به آزادی شد، شما مردم همانطور که در زمینه روزنامه میزان کردید، باید با چشمانی باز مراقب باشید و نگذارید هیچ تجاوزی انجام بگیرد.(۲۰)
- تشکیل اجتماع، اجازه قبلی نمیخواهد.(۲۱)
- استقامت کنید، احساس مسئولیت کنید، اختیاری که خدا به شما داده است را مفت از دست ندهید.(۲۲)
- از نظر من این (توقیف میزان و زندانی کردن مدیر مسئول آن) تهدید جدی برای آزادی و خصوصاً حکومت قانون است.(۲۳)
- آینده تاریک است، با تلاش به سود تغییرات اساسی آن را روشن کنید.(۲۴)
- خفقان مطبوعات مقدمه استقرار استبداد است.(۲۵)
شاید اگر به منابع این گفتهها اشاره نمیشد، خواننده فکر میکرد که از رادیوی بی بی سی، رادیو بختیار، رادیو امریکا، آسوشیتدپرس، رویتر، یونایتدپرس و سایر «پرس»های امپریالیستی تراویده است.
آزادی قبل از ریاستجمهوری
گفتیم که آزادی جز در چهارچوب استقلال قابل تحصیل نیست. بنابراین قاسملوها و کوملهها از جناح چپ، درست به همان نقطهای میرسند که آزادیخواهان دروغین از موضع راست. آیا آقای بنیصدر این واقعیت را نمیداند؟ چرا خوب هم میداند، همچنان که تا پیش از تصدی ریاستجمهوری به آن اشاره میکرد، و بعد از آن، همه این باورها را از صفحه ذهن خود حذف کرد. آقای بنیصدر هفت ماه قبل از ریاستجمهوری گفته بودند:
«دروغگوها میکوشند مسائل فرعی و اغلب ساختگی را محور اندیشه، عمل و نتیجه عامل از میان بردن وحدت دینی و ملی بگردانند و بدین کار دشمن را پیروز سازند. یکی از این مسائل که واقعیتی در بر ندارد و میخواهند آن را زمینه اصلی قرار دهند «آزادی مستقل از استقلال» است. تحصیل این آزادی به عنوان زمینه کار و مبارزه و هدف انقلاب ایران جز فریب نیست و مایه اختلاف است... تا وقتی دست از تصور نادرست و لجوجانه خود، یعنی تصور جدایی مسأله آزادی از مسأله استقلال، برندارد و به تصحیح انقلابی راهحلها بپردازد، این ادغام در رهبری مشکلی را حل نخواهد کرد.»
«در حقیقت به دلیل آنکه مشخصه هر چهار وجه واقعیت اجتماعی ایران، وابستگی به غرب و آمریکاست و ایران با ۵۷ رشته وابستگیها به غرب وابسته است، «آزادی» تا این وابستگیها به غرب وجود دارند و جامعه ایرانی را در بندهای خود اسیر کردهاند، سرابی بیش نیست. و بسیار مهمتر از آن، به دلیل آنکه استقلال و آزادی پشت و روی یک سکهاند و همواره یعنی در گذشته و حال بدون استقلال، آزادی مفهوم نداشته است و به عکس، زمینه اصلی عمل انقلابی مبارزه با سلطه خارجی است، وجه مشخصه این دوران اینست...»(۲۶)
راستی چه سخنان سنجیدهای!:
- «دروغگوها میکوشند...»
- «آزادی مستقل از استقلال» نیست.
- «تحصیل این آزادی جز فریب نیست و مایه اختلاف است.»
- تصور نادرست «جدایی مسأله آزادی از مسأله استقلال»
- «آزادی تا وابستگی وجود دارد سرابی بیش نیست.»
- «استقلال و آزادی پشت و روی یک سکهاند.»
- «بدون استقلال، آزادی مفهوم نداشته است.»
آقای بنیصدر! چگونه است که آن روز تحصیل آزادی جز در چهارچوب استقلال «سرابی» بیش نبود و امروز به رغم محاصره اقتصادی امپریالیسم، تجاوز آمریکایی صدام، توطئه کشورهای دستنشانده منطقه، حضور نیروی واکنش سریع آمریکا در اقیانوس هند و خلیج فارس، تجهیز روزافزون اسرائیل و مصر و عربستان سعودی، و جز اینها «آزادی جدا از استقلال» قابل طرح است؟ و تازه از پل گذشته است؟ شما که آن روز معتقد بودید «دروغگوها میکوشند مسائل فرعی و اغلب ساختگی را... عامل از میان بردن وحدت دینی و ملی بگردانند و بدین کار دشمن را پیروز سازند. یکی از این مسائل که واقعیتی در بر ندارد و میخواهند آن را زمینه اصلی قرار دهند «آزادی مستقل از استقلال» است، با توجه به عملکرد این چند ماههتان، خود امروز بر خر دروغ سوار نیستید؟ و آیا نمیکوشید «بدینکار دشمن را پیروز سازید»؟
امام خمینی رهبرکبیر انقلاب اسلامی ایران در مراسم تنفیذ حکم ریاستجمهوری شما گفته بودند: من از آقای بنیصدر میخواهم که مابین قبل و بعد از ریاستجمهوری در احوال ایشان تفاوتی نباشد.(۲۷) شما آقای رئیسجمهور، اکنون این «تفاوت» را چگونه توجیه میکنید؟ آیا حق با مردم نیست که علیرغم «سنجش افکار» شما، میلیون میلیون به خیابانها میریزند و بر ضد شما شعار میدهند؟
منابع:
۱- از اطلاعیه ۱۸ خرداد ۶۰.
۲- اطلاعیه ۱۸ خرداد ۶۰.
۳- اطلاعیه ۱۹ خرداد ۶۰.
۴- اطلاعیه جبهه ملی، ۲۴ خرداد ۶۰.
۵- اطلاعیه ۱۸ خرداد ۶۰.
۶- اطلاعیه ۲۱ خرداد ۶۰.
۷- اطلاعیه ۱۹ خرداد ۶۰.
۸- انقلاب اسلامی، ۱۰ خرداد ۶۰.
۹- میدان آزادی، ۲۲ بهمن ۵۹.
۱۰- میزان، ۲۵ بهمن ۵۹.
۱۱- اطلاعیه رئیسجمهور.
۱۲- مصاحبه با نشریه آلمانی پروفیل (۹ فوریه ۱۹۸۱)، به نقل از روزنامه جمهوری اسلامی ۵۹/۱۲/۲۸.
۱۳- مأخذ ۱۱.
۱۴- انقلاب اسلامی، ۲۲ خرداد ۶۰.
۱۵ و ۱۶- انقلاب اسلامی، ۲ خرداد ۶۰.
۱۷ و ۱۸- همانجا، ۲۳ اردیبهشت ۶۰.
۱۹- همانجا، ۲۰ اردیبهشت ۶۰.
۲۰- همانجا، ۱۹ اردیبهشت ۶۰.
۲۱- همانجا، ۹ اردیبهشت ۶۰.
۲۲- همانجا، ۳۱ فروردین ۶۰.
۲۳ و ۲۴- همانجا، ۲۳ فروردین ۶۰.
۲۵- همانجا، ۱۹ فروردین ۶۰.
۲۶- نوشتههای آقای بنیصدر، به نقل از اطلاعات هفتگی، شماره ۲۰۲۹.
۲۷- امّت، دوشنبه ۲۰ بهمن ۵۹.