10 مرداد 1405

پشت پرده حج خونین ۶۶

روایتی از هم‌دستی آل‌سعود و منافقین در کشتار زائران بیت‌الله الحرام


پشت پرده حج خونین ۶۶تصویر مسعود رجوی در لباس احرام؛ این تصویر نخستین بار در سال ۱۳۷۹ در نشریه مجاهد منتشر شد.

در ۹ مرداد ۱۳۶۶، یکی از خون‌بارترین وقایع تاریخ حج رقم خورد؛ زمانی که نظامیان رژیم سعودی با حمله به زائران بی‌دفاع بیت‌الله الحرام، به سوی جمعیت معترض ایرانی در مکه تیراندازی کردند که به شهادت و زخمی شدن صدها زائر انجامید. ابعاد این کشتار به حدی بود که امام خمینی (ره) در ۱۲ مرداد همان سال با انتشار بیانیه‌ای تاریخی تصریح کردند: «آل سعود برای تصدی امور کعبه و حج لیاقت ندارد و علما و مسلمانان و روشنفکران باید چاره‌ای بیندیشند.»[1]

این فاجعه دردناک، رویدادی منفرد نبود، بلکه در شرایطی رخ داد که خاورمیانه تحت‌تأثیر جنگ ایران و عراق و رقابت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای قرار داشت. جنگی که از سال ۱۳۵۹ آغاز شده بود، در سال‌های میانی دهه ۱۳۶۰ نه‌تنها به یک رویارویی نظامی میان ایران و عراق تبدیل شده بود، بلکه عرصه‌ای برای رقابت سیاسی، اقتصادی و تبلیغاتی میان طرف‌های درگیر و حامیان آنان نیز محسوب می‌شد.

در این میان، مناسک حج به دلیل حضور میلیون‌ها مسلمان از کشورهای مختلف، جایگاهی فراتر از یک مراسم عبادی داشت. جمهوری اسلامی ایران از سال‌های نخست پس از انقلاب، مراسم «برائت از مشرکین» را به‌عنوان بخشی از برنامه‌های سیاسی حج برگزار می‌کرد. این مراسم شامل راهپیمایی و صدور پیام‌های سیاسی درباره مسائل جهان اسلام و مخالفت با سیاست‌های آمریکا و اسرائیل بود.[2]

در سال ۱۳۶۶، برگزاری این مراسم در شرایطی صورت گرفت که روابط ایران و عربستان سعودی به دلیل اختلافات سیاسی و منطقه‌ای در وضعیت بحرانی قرار داشت. از سوی دیگر، عربستان سعودی در چارچوب سیاست‌های منطقه‌ای خود، روابط نزدیکی با ایالات متحده آمریکا داشت و در جریان جنگ ایران و عراق نیز از بغداد حمایت می‌کرد.

هم‌زمان با این تحولات، سازمان مجاهدین خلق که پس از خروج از ایران در سال ۱۳۶۰ به عراق منتقل شده بود، فعالیت‌های خود را با حمایت حکومت صدام حسین ادامه می‌داد. این سازمان پس از استقرار در عراق، همکاری‌های گسترده‌ای با ساختار سیاسی و امنیتی عراق برقرار کرد و از خاک این کشور برای عملیات نظامی، تبلیغاتی و اطلاعاتی علیه جمهوری اسلامی استفاده می‌کرد.

حادثه حج ۱۳۶۶ در چنین فضایی رخ داد؛ حادثه‌ای که پس از وقوع آن، موضوع مسئولیت و عوامل مؤثر در شکل‌گیری آن به یکی از بحث‌های مهم سیاسی تبدیل شد. (روایت مشروح حادثه را اینجا بخوانید.)‌

در کنار برخورد نیروهای امنیتی عربستان با راهپیمایی حجاج ایرانی، اسناد مربوط به فعالیت سازمان مجاهدین خلق در همان دوره، ابعاد دیگری از این واقعه را آشکار می‌کند. یکی از مهم‌ترین این اسناد، مذاکرات میان عباس داوری، از مسئولان سازمان مجاهدین خلق، و افسران اطلاعاتی عراق است. در این مذاکرات، موضوع اعزام نیروهای سازمان به حج، استفاده از گذرنامه عراقی، حضور در میان کاروان‌های ایرانی و ایجاد ارتباط با زائران مطرح‌شده است.[3]

بررسی این اسناد در کنار شرایط سیاسی منطقه نشان می‌دهد که حادثه حج ۱۳۶۶ در بستری پیچیده از رقابت‌های منطقه‌ای و فعالیت‌های امنیتی رخ داده است.

 

زمینه

در سال ۱۳۶۶، جنگ ایران و عراق وارد مرحله‌ای شده بود که هر دو کشور تلاش می‌کردند علاوه بر عرصه نظامی، در سطح سیاسی و بین‌المللی نیز موقعیت خود را تقویت کنند. عراق برای ادامه جنگ نیازمند حمایت کشورهای عربی منطقه بود و عربستان سعودی یکی از مهم‌ترین کشورهایی بود که از بغداد پشتیبانی سیاسی و مالی می‌کرد.

در همین دوره، روابط عربستان سعودی و ایران، تحت‌تأثیر تحولات منطقه‌ای قرار داشت. برخی گزارش‌ها از تلاش عربستان برای کاهش اختلافات با ایران در سال ۱۳۶۶ سخن گفته‌اند.[4] این مسئله برای حکومت عراق و سازمان مجاهدین خلق اهمیت داشت؛ زیرا هرگونه بهبود روابط میان تهران و ریاض می‌توانست بر فضای سیاسی جنگ ایران و عراق تأثیر بگذارد. در منابع مورد بررسی، این نگرانی به‌عنوان یکی از عوامل توجه عراق و سازمان مجاهدین خلق به تحولات حج ۱۳۶۶ مطرح‌شده است.[5]

در همین چارچوب، حج به دلیل حضور گسترده مسلمانان از کشورهای مختلف، به عرصه‌ای مهم برای فعالیت‌های سیاسی و اطلاعاتی تبدیل شد. اسناد مربوط به سازمان مجاهدین خلق نشان می‌دهد که این سازمان پیش از برگزاری مراسم حج، برنامه‌هایی برای حضور نیروهای خود در عربستان طراحی کرده بود.

 

مثلث واشنگتن-ریاض-بغداد

حادثه حج ۱۳۶۶ در دوره‌ای رخ داد که روابط میان ایران و آمریکا پس از انقلاب اسلامی همچنان در وضعیت خصومت‌آمیز قرار داشت و منطقه خاورمیانه تحت‌تأثیر رقابت میان جمهوری اسلامی ایران و متحدان منطقه‌ای ایالات متحده بود. عربستان سعودی در این میان، به دلیل جایگاه مذهبی خود به‌عنوان متولی حرمین شریفین و همچنین نقش سیاسی و اقتصادی خود در جهان عرب، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود.

در سال‌های جنگ ایران و عراق، عربستان سعودی یکی از حامیان اصلی بغداد در میان کشورهای عربی محسوب می‌شد. حمایت‌های مالی و سیاسی ریاض از عراق، بخشی از رقابت گسترده‌تر میان ایران انقلابی و کشورهای عربی محافظه‌کار منطقه بود. از سوی دیگر، روابط راهبردی عربستان با ایالات متحده آمریکا، این کشور را در چارچوب سیاست‌های منطقه‌ای واشنگتن قرار می‌داد.[6]

پس از وقوع حادثه مکه، امام خمینی در پیامی که در تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۶۶ صادر کرد، آمریکا و اسرائیل را عامل اصلی این فاجعه معرفی کرد و حکومت عربستان را مجری سیاست‌هایی دانست که به باور ایشان در راستای منافع قدرت‌های خارجی قرار داشت. در این پیام، حادثه مکه به‌عنوان نشانه‌ای از فشار سیاسی علیه جمهوری اسلامی و اقدامی برای جلوگیری از حضور سیاسی مسلمانان در عرصه حج توصیف شد.[7]

در اسناد مربوط به فضای سیاسی آن دوره، تأکید شده است که راهپیمایی‌های برائت از مشرکین برای جمهوری اسلامی صرفاً یک مراسم مذهبی نبود، بلکه محلی برای طرح مسائل سیاسی جهان اسلام و مخالفت با سیاست‌های قدرت‌های بزرگ محسوب می‌شد. در همین زمینه، در منابع مربوط به مواضع آن دوره آمده است که اهمیت این راهپیمایی‌ها از آن جهت دانسته می‌شد که در سرزمین حجاز و در برابر افکار عمومی مسلمانان برگزار می‌شد.[8]

بر اساس این دیدگاه، حساسیت نسبت به مراسم برائت از مشرکین تنها به محتوای مذهبی آن محدود نبود، بلکه به ظرفیت سیاسی آن در ایجاد ارتباط میان مسلمانان کشورهای مختلف مربوط می‌شد. از همین رو، حادثه حج ۱۳۶۶ در چارچوب رقابت‌های سیاسی منطقه‌ای اهمیت بیشتری پیدا کرد.

با این‌حال، بررسی نقش آمریکا در این حادثه نیازمند توجه به دو سطح متفاوت است: نخست، جایگاه آمریکا در معادلات منطقه‌ای و روابط آن با عربستان سعودی که در اسناد و منابع تاریخی این دوره مورد اشاره قرارگرفته است؛ و دوم، بررسی وجود یا عدم وجود نقش مستقیم عملیاتی در حادثه مکه که نیازمند اسناد مشخص و مستقل است.

منابع ارائه‌شده درباره این موضوع، بر پیوند سیاسی میان آمریکا، عربستان سعودی و تحولات منطقه‌ای تأکید دارند. در همین چارچوب، حادثه مکه به‌عنوان رخدادی در بستر تقابل سیاسی ایران با جبهه مخالفان منطقه‌ای و بین‌المللی آن تحلیل شده است.[9]

 

نقش‌آفرینی منافقین

یکی از مهم‌ترین اسناد درباره نقش سازمان مجاهدین خلق در فضای حج ۱۳۶۶، سندی است که مذاکرات میان عباس داوری، از مسئولان این سازمان، و افسران اطلاعاتی عراق را ثبت کرده است. این سند، جزئیات برنامه سازمان برای اعزام نیرو به عربستان و استفاده از پوشش عراقی را بیان می‌کند.

در این مذاکرات، عباس داوری درباره تلاش سازمان برای حضور نیروهای خود در هیئت‌های عراقی اعزامی به حج توضیح می‌دهد:

«ما می‌خواستیم اگر امکان داشته باشد در درون هیئت‌های عراقی اعزامی به حج حضور یابیم و به گونه‌ای که مشخص نگردد که از مجاهدین و غیرعراقی هستیم و همان روزی که ایرانی‌ها وارد می‌شوند ما هم ملحق شویم. البته می‌دانید که ایرانی‌ها به‌صورت کاروانی به حج می‌آیند و می‌خواهیم نیروهای خود را در آن‌ها نفوذ دهیم و ارتباط‌گیری کنند.»[10]

این بخش از مذاکرات، نشان می‌دهد که هدف مطرح‌شده در برنامه سازمان، حضور پنهانی نیروها در محیط حج و قرار گرفتن آنان در میان زائران ایرانی بوده است. در ادامه گفت‌وگو، افسر اطلاعاتی عراق درباره امکان تهیه گذرنامه عراقی برای این افراد و اعزام آنان همراه با کاروان‌های حج عراق توضیح می‌دهد.

در ادامه همین مذاکرات، درباره چگونگی فعالیت این افراد پس از ورود به عربستان صحبت می‌شود. افسر اطلاعاتی عراق توضیح می‌دهد که افراد اعزامی می‌توانند پس از ورود به عربستان از بعثه جدا شوند و فعالیت خود را دنبال کنند، به‌گونه‌ای که شناسایی نشوند.

نکته مهم در این سند، تأکید دوباره عباس داوری بر ضرورت قرار گرفتن نیروهای سازمان در میان کاروان‌های ایرانی است:

«نفرات مجاهدین می‌خواهند در داخل کاروان‌های ایرانی جای بگیرند و شب‌وروز با آن‌ها باشند و مشخص نگردد که از کاروان دیگری آمده‌اند.»[11]

این سند، یکی از مهم‌ترین شواهد درباره تلاش سازمان مجاهدین خلق برای ایجاد حضور پنهانی در مراسم حج آن سال محسوب می‌شود. محتوای آن نشان می‌دهد که این فعالیت با هماهنگی ساختار اطلاعاتی عراق دنبال می‌شده و موضوع استفاده از امکانات عراق برای اعزام نیرو، بخشی از مذاکرات میان دو طرف بوده است.

 

اجرای سناریوی آشوب

اسناد مربوط به فعالیت سازمان مجاهدین خلق در حج ۱۳۶۶ تنها به برنامه‌ریزی برای اعزام نیرو محدود نمی‌شود، بلکه برخی گزارش‌ها جزئیاتی درباره چگونگی حضور این افراد در عربستان و جایگاه آنان در میان زائران ارائه می‌کنند.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، نیروهای سازمان با استفاده از پوشش زائران عراقی وارد عربستان شدند. در این گزارش‌ها آمده است که مقدمات اعزام این افراد با همکاری طرف عراقی انجام شد و اعضای اعزامی از مناطق مختلف جمع‌آوری شده و پیش از سفر، شرایط لازم برای حضور در محیط حج را پیدا کردند.[12]

در همین گزارش‌ها، عباس داوری به‌عنوان مسئول کاروان معرفی شده و گفته شده است که تعدادی از نیروهای سازمان با گذرنامه‌های عراقی وارد عربستان شدند و پس از ورود، در میان زائران ایرانی قرار گرفتند. هدف از این اقدام، بر اساس همین منابع، آن بود که فعالیت‌های آنان به نام زائران ایرانی ثبت شود.

از جمله نکات مورد اشاره در این گزارش‌ها، حضور افرادی از شبکه‌های مختلف سازمان در این کاروان است. اسامی شماری از این افراد توسط نوروزعلی رضوانی، عضو سابق سازمان، ذکر شده است؛ از جمله حاج مسیح، حاج صادقی، حسین مسلمی، بهرام (تقی)، اصغر معروف به «اصغر رادیو»، جواد صالح تهرانی، کاوه روابط، حسین فیلی، حمید باطبی، جواد و حسن عنایت.

این اطلاعات، در کنار سند مذاکرات عباس داوری با افسران اطلاعاتی عراق، نشان می‌دهد که حضور سازمان مجاهدین خلق در حج ۱۳۶۶ یک حضور برنامه‌ریزی‌شده و خارج از چارچوب یک سفر عادی زیارتی بوده است.

در برخی گزارش‌ها همچنین به پیامدهای بعدی این ماموریت برای تعدادی از اعضای سازمان اشاره شده است. بر اساس این گزارش‌ها، پس از بازگشت کاروان، برخی از افراد دچار اختلافات درون‌سازمانی شدند و به دلیل «مسئله‌دار شدن» با برخوردهای تشکیلاتی مواجه شدند.

این گزارش‌ها مواردی از مرگ‌های مشکوک برخی اعضای سابق یا ناراضی سازمان را نیز مطرح کرده‌اند؛ از جمله درباره افرادی با نام‌های مستعار «اصغر رادیو»، «بهرام» و «جواد».[13]

موضوع مهم در بررسی این بخش آن است که اسناد موجود، وجود برنامه سازمان برای حضور پنهانی در فضای حج و نفوذ در میان کاروان‌های ایرانی را نشان می‌دهد. همچنین مذاکرات ثبت‌شده میان سازمان و اطلاعات عراق، وجود هماهنگی میان دو طرف را در زمینه اعزام نیرو تأیید می‌کند.

 

هماهنگی عملیاتی بغداد و منافقین

برخلاف برخی گزارش‌های پس از حادثه، اسنادی شامل گفت‌وگویی مستقیم میان مسئول سازمان مجاهدین خلق و مقام امنیتی عراق به‌دست آمد. محتوای این گفت‌وگو نشان می‌دهد که موضوع اعزام نیرو به حج در سطح هماهنگی میان سازمان و دستگاه اطلاعاتی عراق مطرح بوده است.

در این مذاکرات، طرف عراقی درباره چگونگی تأمین ویزا برای نیروهای سازمان پرسش می‌کند و عباس داوری توضیح می‌دهد که افراد مورد نظر باید بتوانند در جده، محل ورود بسیاری از زائران، فعالیت ارتباطی خود را انجام دهند.

افسر اطلاعات عراق در پاسخ، امکان تهیه گذرنامه عراقی و اعزام افراد همراه با کاروان‌های حج عراق را مطرح می‌کند و توضیح می‌دهد که فرد اعزامی می‌تواند پس از ورود به عربستان از کاروان جدا شود و فعالیت خود را ادامه دهد.[14]

در بخش پایانی این گفت‌وگو، داوری بار دیگر بر هدف اصلی سازمان تأکید می‌کند و می‌گوید نیروهای سازمان باید در داخل کاروان‌های ایرانی قرار بگیرند، به شکلی که مشخص نشود از کاروان دیگری آمده‌اند.

این سند از این جهت اهمیت دارد که نشان می‌دهد سازمان مجاهدین خلق، حج را به‌عنوان یک عرصه فعالیت تشکیلاتی و اطلاعاتی مورد توجه قرار داده بود. همچنین نقش عراق در فراهم کردن امکانات لازم برای اجرای این برنامه، در همین مذاکرات مورد اشاره قرارگرفته است.

 

پاداش خوش‌خدمتی

یکی دیگر از موضوعات مهم مرتبط با فعالیت سازمان مجاهدین خلق در سال ۱۳۶۶، سفر مسعود رجوی به عربستان سعودی است. این سفر در شرایطی انجام شد که پس از حادثه مکه، سازمان تلاش کرد روابط خود را با طرف سعودی گسترش دهد.

بر اساس مذاکرات میان مسئولان سازمان و افسران اطلاعاتی عراق، پس از انتشار اطلاعیه سازمان درباره حادثه مکه، ارتباطاتی میان سازمان و سفارت عربستان شکل گرفت. در این مذاکرات، از تماس سفارت عربستان و انتقال پیام ملک فهد برای ملاقات با نمایندگان سازمان سخن گفته شده است.[15]

در این گفت‌وگوها، مهدی ابریشمچی توضیح می‌دهد که پس از اطلاعیه سازمان درباره حادثه مکه، سفارت عربستان با سازمان تماس گرفته و هیئتی از سازمان را برای سفر به جده و ملاقات با مسئولان سعودی دعوت کرده است.[16]

در ادامه مذاکرات، موضوع سفر مسعود رجوی به عربستان نیز مطرح می‌شود. بر اساس این اسناد، هماهنگی‌هایی برای انجام این سفر با رعایت مسائل امنیتی صورت گرفته و بر محرمانه ماندن جزئیات آن تأکید شده است.[17]

تصویر مسعود رجوی در لباس احرام که سال‌ها بعد منتشر شد، مربوط به همین سفر دانسته شده است. این تصویر نخستین بار در سال ۱۳۷۹ در نشریه مجاهد منتشر شد و انتشار دیرهنگام آن، پرسش‌هایی درباره علت پنهان ماندن این سفر در سال‌های قبل ایجاد کرد.

 

نقش ایالات متحده

حادثه حج ۱۳۶۶ در شرایطی رخ داد که سیاست‌های منطقه‌ای آمریکا در خاورمیانه بر پایه حمایت از متحدان سنتی خود و مقابله با گسترش نفوذ جمهوری اسلامی ایران شکل گرفته بود. در این دوره، عربستان سعودی یکی از مهم‌ترین شرکای منطقه‌ای ایالات متحده به شمار می‌رفت و روابط دو کشور در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی گسترش یافته بود.

اهمیت عربستان برای آمریکا تنها به دلیل جایگاه اقتصادی این کشور و نقش آن در بازار انرژی محدود نبود، بلکه موقعیت عربستان به‌عنوان مرکز جهان اسلام و مدیریت حرمین شریفین نیز به این کشور جایگاهی ویژه در معادلات منطقه‌ای می‌داد. از این منظر، هرگونه تحول سیاسی در فضای حج می‌توانست بازتابی فراتر از مرزهای عربستان داشته باشد.

در سال‌های جنگ ایران و عراق، آمریکا سیاست مهار جمهوری اسلامی ایران را دنبال می‌کرد و روابط نزدیک واشنگتن با کشورهای عربی منطقه، به‌ویژه عربستان سعودی، در همین چارچوب قابل بررسی است. حادثه حج ۱۳۶۶ نیز در چنین فضایی رخ داد؛ فضایی که در آن رقابت میان ایران و مخالفان منطقه‌ای و بین‌المللی آن تشدید شده بود.

پس از وقوع حادثه مکه، در پیام امام خمینی، آمریکا و اسرائیل را به‌عنوان عوامل اصلی پشت پرده این فاجعه معرفی شدند. در این پیام، حادثه مکه نه یک رویداد منفرد، بلکه بخشی از تقابل گسترده‌تر میان انقلاب اسلامی و قدرت‌هایی دانسته شد که در برابر آن قرار داشتند.[18]

در همین چارچوب، در منابع مربوط به مواضع آن دوره تأکید شده است که راهپیمایی برائت از مشرکین به دلیل ماهیت سیاسی خود برای قدرت‌های بزرگ حساسیت‌برانگیز بود؛ زیرا این مراسم امکان انتقال پیام‌های سیاسی به جمعیت مسلمانان حاضر در حج را فراهم می‌کرد.

نقش آمریکا در این موضوع را می‌توان در چارچوب تأثیرگذاری بر معادلات منطقه‌ای، حمایت سیاسی از متحدان خود و فضای تقابل با جمهوری اسلامی در دوران جنگ ایران و عراق بررسی کرد.

 

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

حادثه حج ۱۳۶۶ یکی از پیچیده‌ترین رخدادهای سیاسی مذهبی دهه ۱۳۶۰ بود که در نقطه تلاقی چند روند مهم تاریخی قرار داشت: جنگ ایران و عراق، رقابت ایران و عربستان سعودی، سیاست‌های منطقه‌ای آمریکا و فعالیت‌های سازمان مجاهدین خلق در همکاری با حکومت عراق.

بررسی اسناد ارائه‌شده نشان می‌دهد که حج در آن دوره برای بازیگران مختلف، تنها یک مناسک مذهبی نبود؛ بلکه به عرصه‌ای برای فعالیت‌های سیاسی و امنیتی تبدیل شده بود. راهپیمایی برائت از مشرکین برای جمهوری اسلامی ایران ابزاری جهت طرح مسائل جهان اسلام و مواضع سیاسی خود محسوب می‌شد و همین امر حساسیت مخالفان منطقه‌ای و بین‌المللی ایران را برمی‌انگیخت.

در این میان، عربستان سعودی به دلیل جایگاه خود در جهان اسلام و روابط نزدیک با آمریکا و کشورهای عربی مخالف ایران، در مرکز تحولات قرار داشت. حادثه مکه پس از وقوع، به بحرانی گسترده در روابط ایران و عربستان تبدیل شد و پیامدهای سیاسی آن سال‌ها ادامه یافت.

از سوی دیگر، اسناد مربوط به سازمان مجاهدین خلق نشان می‌دهد که این سازمان در همان دوره، برنامه‌هایی برای حضور پنهانی در فضای حج داشته است. مذاکرات عباس داوری با افسران اطلاعاتی عراق درباره اعزام نیرو با پوشش عراقی، تهیه گذرنامه، حضور در میان کاروان‌های ایرانی و ایجاد ارتباط با زائران، بیانگر تلاش سازمان برای بهره‌برداری تشکیلاتی از فضای حج است.

همچنین گزارش‌های مربوط به حضور نیروهای سازمان در عربستان، نشان می‌دهد که این فعالیت‌ها در چارچوب همکاری گسترده‌تر سازمان مجاهدین خلق و حکومت عراق انجام می‌شده است.

سفر مسعود رجوی به عربستان پس از حادثه و تلاش سازمان برای برقراری ارتباط با مقامات سعودی نیز نشان‌دهنده اهمیت سیاسی این واقعه برای سازمان مجاهدین خلق بود. اسناد مربوط به مذاکرات سازمان با طرف عراقی، نشان می‌دهد که این سفر با هماهنگی‌های امنیتی انجام شد و هدف آن گسترش ارتباطات سیاسی سازمان در منطقه بود.

در مجموع، حادثه حج ۱۳۶۶ را باید در بستری چندلایه بررسی کرد؛ بستری که در آن، رقابت قدرت‌های منطقه‌ای، سیاست‌های آمریکا، جنگ ایران و عراق و فعالیت‌های سازمان مجاهدین خلق به یکدیگر پیوند خورده بودند. اسناد موجود درباره فعالیت سازمان مجاهدین خلق، یکی از ابعاد مهم و کمتر بررسی‌شده این حادثه را روشن می‌کند و نشان می‌دهد که فضای حج در آن سال، علاوه بر جنبه مذهبی، عرصه‌ای برای فعالیت‌های سیاسی و امنیتی نیز بوده است.

 

[1] مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (۱۳۹۹) صحیفه امام خمینی، ج۲۰، تهران: نشر عروج، ص۳۵۳.

[2] خمینی، روح‌الله (۱۳۶۸). صحیفه انقلاب «وصیت‌نامه سیاسی-الهی امام خمینی»، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ص۵۲.

[3] تبرانیان، صفاءالدین (۱۳۹۲). خوابگردها، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، صص۷۰۱-۷۰۲.

[4] جمعی از پژوهشگران (۱۳۸۵). سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام (۱۳۴۴-۱۳۸۴)، ج۳، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ص۲۶۶.

[5] همان.

[6] Murray, W., & Woods, K. M. (2014). The Iran–Iraq war: A new perspective. Cambridge University Press,p 345.

[7] مرتضوی، سیدضیاء (۱۴۰۰). دانشنامه‌ امام خمینی، ج۲، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ص۶۵۲.

[8] صحیفه انقلاب «وصیت‌نامه سیاسی-الهی امام خمینی»، ص۵۲.

[9] دانشنامه‌ امام خمینی، ص۶۵۲.

[10] خوابگردها، ص۷۰۱.

[11] همان، ص۷۰۲.

[12] سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام، صص۲۶۶-۲۶۷.

[13] همان، صص۲۶۷-۲۶۸.

[14] خوابگردها، ص۷۰۱.

[15] سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام، صص۲۶۹-۲۷۰.

[16] همان، ص۲۷۰.

[17] همان، ص۲۷۱.

[18] دانشنامه‌ امام خمینی، ص۶۵۲.