02 بهمن 1404

روایت علی دانش منفرد از کمیته استقبال از امام

سازمانی که نقشه ساواک را خنثی کرد


سازمانی که نقشه ساواک را خنثی کرد

فعالیت‌ها و مبارزات اسلامی تحت عنوان نهضت امام خمینی، هم چنان آرام و محکم پیش رفت تا جایی که تمام اقشار و طبقات جامعه از بازار تا دانشگاه، تحت تأثیر این حرکت قرار گرفتند. شهادت حاج آقا مصطفی خمینی سرآغاز یک روند جدید در مبارزات مردم ایران بود که رژیم را در حالتی انتقام جویانه وادار به چاپ مقاله توهین‌آمیز در روزنامه اطلاعات، علیه حضرت امام کرد. این مقاله نه تنها موجب جدایی مردم از رهبرشان نشد، بلکه فاصله میان رژیم و ملت را بیشتر تشدید کرد. سرانجام با تظاهرات زنجیره‌ای در سراسر ایران که در واقع نمونه‌ای از تظاهرات ایرانیان در طول تاریخ بود، رژیم مجبور به عقب نشینی شد، اما آن چه که مردم می‌طلبیدند تغییر حاکمیت و رژیم بود که با خروج شاه از ایران به مرز تحقق رسید. با خروج شاه، اوج و شور نهضت، بیش از پیش شد و با رهنمودها و رهبری‌های حضرت امام در حرکت‌های مختلف هم چون اعتصاب ادارات تعطیلی و اعتصاب در صنعت نفت کشور و فرار سربازها از پادگان‌ها جلوه‌گر شد. نتیجه آن شد که بلافاصله پس از فرار شاه در ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷، امام خمینی به ملت اعلام کردند؛ من به زودی نزد شما بر می‌گردم تا در کنار شما مبارزه کنم. اگر کشته شدم به سعادت شهادت نایل می‌شوم و اگر هم پیروز شدیم، با هم به راهمان ادامه می‌دهیم.

تنها تعبیری که در مورد نهضت امام و پیروزی پس از آن می‌توان به کار برد، تعبیر معجزه است؛ در حالی که مبارزات مخفی و سیاسی نیروهای مبارزاتی و مسلح نتوانست رژیم پهلوی را ساقط سازد، حرکت الهی ملت به رهبری امام، به واژگونی رژیم پهلوی منجر شد. در این جا، آن بشارت و سنت الهی تجلی پیدا می‌کند و مستضعفان را وارث و جانشین خود در روی زمین قرار می‌دهد.

اعلام خبر آمدن امام به ایران، جنب و جوش و حرکت زیادی را در میان مردم و انقلابیون به وجود آورد. تشکیلاتی که سازماندهی و رهبری حرکت‌های مردمی را در ایران بر عهده داشت، روحانیت مبارز و نیروهای وفادار به حضرت امام بود. از میان مبارزان، روحانیانی بودند که پیرو امام بوده و در مقاطع مختلف، نهضت امام را یاری کرده و در آن روزها ذیل اعلامیه‌ها را امضا می‌کردند. در رأس آنان، روحانیانی قرار داشتند که پیوند ارگانیک و سازمان یافته‌تری با امام داشتند که می‌توان از شهیدان مطهری، بهشتی و باهنر نام برد. من هم در مقاطع مختلف با این افراد همکاری داشتم؛ در مدرسه رفاه با شهیدان بهشتی و باهنر در مسیر کار فرهنگی و در راستای تربیت اسلامی فعالیت می‌کردم. هم چنین علاوه بر عضویت در هیأت امنای مدرسه به عنوان نماینده هیأت امنا، مدیریت مدرسه را بر عهده داشته و به طور طبیعی دایما با شهیدان بهشتی و باهنر ارتباط داشتم. از سوی دیگر به دلیل عضویت در نهضت آزادی در قبل از پیروزی انقلاب، مورد اعتماد این تشکل بودم؛ از همین رو هنگامی که خبر بازگشت امام مطرح شد، من هم در جریان تشکیل هسته مرکزی کمیته استقبال قرار گرفتم و عضو ستاد مرکزی کمیته شدم.

هر چه زمان به آمدن حضرت امام به ایران نزدیک‌تر می‌شد، شور و هیجان عمومی برای استقبال تاریخی از امام، بیشتر و به تشکیل کمیته استقبال از حضرت امام نزدیک‌تر می‌شدیم، تا اینکه با همفکری و نظر شورای انقلاب و روحانیت مبارز و نظر مشورتی با حضرت امام، قرار شد کمیته استقبال از ایشان زیر نظر شورای انقلاب و با نظر شهیدان بهشتی، باهنر و استاد شهید مطهری و شرکت نمایندگان تشکل‌های وفادار به امام و انقلاب، تشکیل شود و طی جلسه‌ای قرار شد افراد مشروحه زیر، ستاد مرکزی کمیته استقبال از حضرت امام را تشکیل دهند:

۱- شهید بزرگوار مطهری، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال که عضو و رابط با شورای انقلاب نیز بودند.

۲- شهید بزرگوار دکتر مفتح، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط روحانیت مبارز.

۳- شهید بزرگوار فضل‌الله مهدیزاده محلاتی، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط روحانیت مبارز.

۴- آقای هاشم صباغیان، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط نهضت آزادی ایران.

۵- آقای اسدالله بادامچیان، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط هیئت‌های مؤتلفه اسلامی.

۶- آقای دکتر کاظم سامی، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو جاما.

۷- آقای شاه‌حسینی، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط جبهه ملی ایران.

۸- آقای تهرانچی، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط با بازار.

۹- این‌جانب (علی دانش منفرد)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط انجمن اسلامی معلمان.

هر یک از افراد فوق، به علت خاص و مرتبط با مسؤولیت‌های ویژه انتخاب گردیدند. همانگونه که به طور خلاصه ذکر شد، اکثرا دارای شخصیت اعتقادی۔ مبارزاتی بوده و با توجه به ارتباطات و شناختشان می‌توانستند تا حدود زیادی مسؤولیت‌های کمیته استقبال را به عهده گرفته و رهبری نمایند. هم چنین، بنده به علت همکاری و همفکری با شهیدان بهشتی، باهنر و رجایی از یک سو و فعالیت در انجمن اسلامی معلمان به عنوان مؤسس و عضو شورای مرکزی آن و نیز به علت مسؤولیتی که در آن زمان در مدرسه رفاه داشتم، در ستاد مرکزی کمیته استقبال از حضرت امام قرار گرفتم. لازم به یادآوری است که پیشنهاد شد شهید رجایی در کمیته استقبال از حضرت امام، عضو و مسؤولیت داشته باشند که ایشان اظهار داشت حضور بنده به علت مسؤولیت در مدرسه رفاه و شناخت نیروها در ستاد، مفیدتر است و این پیشنهاد مورد تأیید جمع قرار گرفت؛ بنابراین در اواخر دی ماه ۱۳۵۷، کمیته استقبال از حضرت امام شکل گرفت؛ اولین و مهم‌ترین موضوعی که می‌بایست مشخص می‌گردید، مکان و جایگاه کمیته استقبال بود تا هم برای آمدن امام و استقرار در آن آماده می‌شد و هم کمیته استقبال، فعالیت‌های خود را در آن آغاز می‌کرد، به همین دلیل از طریق حاج احمد آقا با حضرت امام در پاریس، تماس گرفته شد تا نظر ایشان برای تعیین مکان کمیته استقبال مشخص گردد. پاسخ و مشخصاتی که حاج احمد آقا از قول امام برای تعیین محل اقامت امام و کمیته استقبال ارایه دادند، بر محورهای زیر قرار داشت؛

۱- مکان استقرار امام (کمیته استقبال) در یکی از نقاط مردمی تهران واقع باشد و در محلات شمال شهر یا دور از مرکز تهران نباشد.

۲- این مکان، متعلق به شخص خاصی نبوده و جنبه عمومی و مردمی داشته باشد.

۳- نوع فعالیت‌هایی که در این مرکز وجود دارد، با اهداف نهضت اسلامی نزدیکی داشته باشد.

با توجه به معیارهایی که از سوی حضرت امام ارائه گردید، چندین مرکز به ایشان پیشنهاد شد و در نهایت حضرت امام، مدرسه رفاه را برای محل اقامت خودشان پس از بازگشت از پاریس، برگزیدند؛ چراکه اولا مدرسه رفاه در خیابان ایران و نزدیک میدان بهارستان قرار داشت

که در قلب تهران و یکی از بهترین محلات بود. ثانیا این مکان در مالکیت شخص خاصی قرار نداشت و توسط جمعی از نیروهای متدین و آگاه و مبارز، هم چون شهیدان دکتر بهشتی، دکتر باهنر، شهید رجایی و شخصیت‌هایی چون آیت الله هاشمی رفسنجانی و تعدادی از نیروهای متدین و مبارز بازار، به صورت مؤسسه تعاون رفاه به وجود آمده بود. ثالثا فعالیت‌هایی که در این مرکز انجام می‌گرفت، فعالیت‌های تربیتی، اسلامی و بستری برای نهضت بزرگ اسلامی به رهبری امام قرار داشت.

با توجه به معیارهای اشاره شده، گرچه مدرسه دخترانه رفاه از امکانات بالایی، مانند مساحت قابل قبول حیاط و سایر نیازها برخوردار نبود، اما از نظر سایر شرایط با نظرات رهبر انقلاب تطابق داشت و امام آن جا را برای استقرار خود، انتخاب و به ما اعلام نمودند. بلافاصله پس از انتخاب مدرسه رفاه برای استقرار حضرت امام، کمیته استقبال، فعالیت عملی خود را آغاز نمود؛ گرچه این کمیته برای استقبال از امام مطرح بود، اما در اصل، کانون انقلاب بزرگ اسلامی بود. کسی دقیقا نمی‌توانست پیش بینی کند که با آمدن حضرت امام چه اتفاقات و حوادثی رخ می‌دهد، زیرا رژیم شاهنشاهی هم چنان بر اریکه قدرت سوار و سازمان‌های نظامی و انتظامی و امنیتی به فعالیت‌های خود ادامه می‌دادند؛ اما از سوی دیگر، رهبر انقلاب، مردم را به مبارزه علیه طاغوت و نظام شاهنشاهی ترغیب می‌کرد و مردم متدین و مسلمان ایران در یک حرکت عمومی، حمایت خود را از رهبر و آرمانهای بزرگ اسلامی اعلام داشته و حرکت کارگران، کارمندان، بازاریان، دانشجویان، دانش آموزان و همه اقشار ایرانی تحت رهبری امام و روحانیت، برای نابودی رژیم شاهنشاهی و ایجاد جمهوری اسلامی، نوید انقلابی بزرگ را می‌داد؛ بنابراین کمیته استقبال بایستی به گونه‌ای سازماندهی می‌شد که از یک سو محل امنی برای حضور امام باشد و از سوی دیگر، نیروهای اصیل و شناخته شده انقلابی و مردم بتوانند از طریق این مرکز با رهبر انقلاب، ارتباط داشته باشند. به محض تشکیل کمیته استقبال، همه مردم ایران متوجه این مرکز شدند و این مرکز وظیفه داشت تا کلیه دستورالعمل‌های رهبری و اعلامیه‌ها و نظرات رهبر را برای مردم منتشر سازد.

در اول بهمن ماه ۱۳۵۷ مدرسه رفاه تعطیل و به کمیته استقبال از حضرت امام تبدیل گشت. لحظات بسیار حیاتی، ارزشمند و حساسی بود؛ اوقات بسیار سریع می‌گذشت و قیام مردم برای ایجاد جمهوری اسلامی و پذیرش رهبر در ایران به اوج رسیده بود. امام اعلام کرده بودند که به زودی به ایران می‌آیند و رژیم درمانده پهلوی با بستن فرودگاه و اجرای حکومت نظامی و بازداشت و کشتار و تهدید، به تلاش‌های مذبوحانه خود ادامه می‌داد. ستاد مرکزی کمیته استقبال از حضرت امام، وظیفه داشت تا مقدمات تشریف فرمایی امام و جایگاه استقرار امام و ارتباط این مرکز با مردم را سازماندهی کند، به همین خاطر در اول بهمن ماه ۱۳۵۷ ساعت ۵ صبح در مدرسه حضور یافتیم و اولین جلسه کمیته استقبال از حضرت امام تشکیل شد.

با توجه به اینکه این جانب به صورت تمام وقت و یکی دو روز بعد، به صورت شبانه روزی در مدرسه حضور داشتم، کلیه مسؤولیت‌های اجرایی و هماهنگی در کمیته استقبال یعنی مدرسه رفاه، بر عهده من گذاشته شد. مهم‌ترین وظایفی که به عهده اینجانب قرار داشت، عبارت بودند از:

۱_تدوین و تهیه ساختار تشکیلاتی کمیته استقبال و انتخاب و ساماندهی نیروهای صد درصد مطمئن در مسؤولیت‌های مختلفی که در تشکیلات کمیته استقبال از امام تعریف شده بود.

۲_برنامه ریزی برای اجرای اهداف کمیته استقبال با کمک نیروهای اصیل و شناخته شده انقلاب.

۳_ایجاد امنیت کامل برای کمیته استقبال به این علت که جایگاه ورود حضرت امام بود و امکان ایجاد خطرات و نفوذ عوامل دشمن بسیار زیاد بود.[1]

۴_تأمین نیازهای اساسی و اولیه کمیته استقبال مانند تلفن، فکس، تلکس، دستگاه تکثیر، خودرو خصوصا مینی بوس برای کارهای تبلیغاتی و بی‌سیم.

برای تحقق بخشیدن به اهداف چهارگانه فوق، بلافاصله سازمان کمیته استقبال را طراحی و پس از تأیید ستاد مرکزی، آن را عملی ساختم. این سازمان را با توجه به تجارب خود و با عنایت به نیازی که در روزهای اول بهمن احساس می‌شد، ترسیم و فورا آن را به اجرا گذاشتیم. جالب توجه آنکه حتی شکل دایره را با سکه (پول رایج) میکشیدیم، چون فرصتی برای تهیه ابزار لازم و نمودار تشکیلاتی با طراحی کامل نبود. این سازمان در تاریخ  ۱ / ۱۱/ ۱۳۵۷ در مدرسه رفاه طراحی و به صورت ستاد مرکزی کمیته استقبال در رأس و ده زیرمجموعه آن تعریف شد. واحدهای هشت گانه تبلیغات، انتظامات، تدارکات (مالی و بلندگو)، برنامه ریزی و تشریفات، برنامه ریزی داخلی و پذیرایی، روابط عمومی، اطلاعات، درب ورودی به صورت واحدهای اصلی‌تر و ۲ واحد دیگر به صورت واحد شهرستانها و واحد خبرنگاران داخلی و خارجی، ترسیم و طراحی گردید. با توجه به کم بودن فرصت و این که می‌بایست هر چه سریع‌تر کمیته استقبال از حضرت امام شکل می‌گرفت، جز انجام طرح ضربتی و انقلابی، چاره دیگری نبود. این سازمان توسط من به عنوان مسؤول اجرایی، تدوین گردید و شرح وظایف هر واحد به صورت فهرست وار، تدوین و مورد عمل قرار گرفت.

مسؤولیت شاخه یا واحد تبلیغات؛ شامل انجام کلیه امور تبلیغاتی مانند تکثیر اعلامیه ها، حضور در راهپیمایی ها، ابلاغ نقطه نظرات لحظه به لحظه امام و کمیته استقبال به مردم، تهیه شعارها و. بود.

مسؤولیت واحد انتظامات؛ شامل مراقبت و تأمین امنیت همه جانبه داخل و اطراف کمیته استقبال و پس از آن تنظیم انتظامات راه پیمایی‌ها و انتظامات مسیر حضرت امام از فرودگاه تا بهشت زهرا، با یاری جستن از مساجد و ائمه جماعت و نیروهای مؤمن مساجد و. بود.

مسؤولیت واحد تدارکات؛ تأمین کلیه نیازهای تدارکاتی کمیته استقبال شامل تأمین مواد غذایی، تأمین کلیه امکانات مالی، تهیه بلندگو و. برای کلیه واحدهای فعال در کمیته استقبال بود.

مسؤولیت واحد برنامه ریزی و تشریفات؛ تهیه و تنظیم برنامه‌های از ورود امام تا استقرار در مدرسه رفاه بود، این واحد مسؤول برنامه ریزی از لحظه نشستن هواپیما در فرودگاه و استقرار نیروهای داخل سالن، تهیه ماشین برای بردن امام از فرودگاه تا بهشت زهرا و... بود.

مسؤولیت واحد برنامه ریزی داخلی و انتظامات داخل کمیته استقبال از حضرت امام؛ شامل مشخص کردن فرد یا افراد مسؤول برای کلیه امور، تعیین و برنامه ریزی تیم‌های انتظامات داخلی و تهیه کارت افراد برای ورود به کمیته استقبال بود.[2]

مسؤولیت روابط عمومی و تعداد افراد آن.

مسؤولیت واحد اطلاعات و تعداد افراد آن. مسؤولیت واحد درب ورودی و تعداد افراد آن.

مسؤولیت واحد شهرستانها؛ ارتباط منظم با شهرستانها و ارسال اعلامیه‌ها و اخبار به شهرستانها و اخذ اخبار و اطلاعات و نیازهای شهرستانها بود.

مسؤولیت واحد خبرنگاران داخلی و خارجی، آماده کردن زمینه مناسب جهت پوشش خبری اخبار نهضت اسلامی توسط خبرنگاران داخلی و خارجی در داخل و خارج از کشور بود.

بلافاصله کارهای اولیه و مقدمات اجرایی، انجام پذیرفت و با آمدن قطعی حضرت امام از پاریس به تهران، نهضت بزرگ اسلامی پرخروش‌تر و ارکان نظام شاهنشاهی لرزان‌تر می‌شد و همه چیز آماده بود تا یکی از بزرگ‌ترین انقلاب‌های جهان، در شکلی بی‌نظیر و بی‌بدیل محقق شود. کسی از آینده خبر نداشت، به بیان دیگر هیچ کس نمی‌دانست برای ۱۰ تا ۱۲ روز دیگر چه حوادثی در ایران رخ می‌دهد. از روزهای اول بهمن ماه تا ۱۲ بهمن ماه ۱۳۵۷ که پرواز انقلاب به زمین نشست، حوادث بسیار زیادی در کشور به وقوع پیوست؛ هر لحظه انسجام، اتحاد و عزم و ایمان مردم برای تشکیل نظام جمهوری اسلامی ایران بیشتر می‌شد، همه جا فریاد خمینی‌ای امام پیچیده بود. مردم، زعیم، رهبر و منجی دور از وطن خود را می‌خواستند و ایران یک پارچه غرق در شور و شوق و شهادت و قیام شده بود.

علمای بزرگ شهرها به تهران آمده بودند تا رهبر انقلاب را یاری دهند، همه سیاسیون هر روز به مدرسه رفاه می‌آمدند تا هم با این مرکز ارتباط داشته باشند و هم سرنوشت نهضت بزرگ اسلامی را جویا شوند. مجبور بودیم که امکانات کمیته استقبال از حضرت امام (مدرسه رفاه) را بیشتر کنیم؛ چرا که ۲ خط تلفن مدرسه پاسخگوی ارتباطات وسیع مردمی نبود، هم چنین در مدرسه سیستم‌های ارتباطی با جهان را ایجاد کردیم، چون سیل خبرنگاران داخلی و خارجی به سوی کمیته استقبال برای مخابره خبر روان بود، به همین خاطر از مردم کمک گرفتیم که با تقاضای ما ده‌ها تلفن به صورت رایگان در اختیار کمیته استقبال قرار گرفت و بلافاصله شرکت مخابرات، سیستم‌های لازم ارتباطی را در مدرسه مستقر ساخت، به تدریج کلیه ماشین‌های برق منطقه‌ای تهران در اختیار کمیته استقبال قرار گرفت و ظرف چند روز، کمیته استقبال به عنوان مرکز اجرایی و فرماندهی انقلاب اسلامی، انجام وظیفه نمود. در این مرحله از نهضت، شورای انقلاب به عنوان اولین نهاد انقلابی و سپس کمیته استقبال از حضرت امام در رابطه با شورای انقلاب، دومین نهاد انقلابی و از نظر اجرایی، اولین نهاد اجرایی در کشور کار خود را آغاز نمودند. این دو نهاد به طور مرتب با امام در ارتباط بودند و فرامین و دستورالعمل‌ها را دریافت می‌کردند.

در کنار واحدهای سازمانی که قبلا اشاره شد، واحدهای دیگری به فوریت در کمیته استقبال به وجود آمد، به طور مثال کمیسیون پزشکی یکی از شاخه‌هایی بود که با همت آقای دکتر حسین عالی و دکتر اسدی لاری و با همکاری جمعی از دکترهای شناخته شده و متدین و مؤمن به وجود آمد.

برای نمونه، واحد تبلیغات کمیته استقبال دارای گروه تبلیغات داخلی و گروه شعار بود که تعداد نسبتا زیادی در آن عضویت داشتند؛ هم چنین کمیسیون‌های مطبوعات و انتشارات و کمیسیون مخبرین، کمیسیون شعار و سرود و پلاکارد و کمیسیون رادیو و تلویزیون نیز در زمینه‌های تبلیغات، فعالیت می‌کردند. برای واحدهای تدارکات برقی، گروه صوت و تصویر، گروه برق (در سه شیفت)، گروه تلکس (در سه شیفت) و گروه تأسیسات، افراد شناخته شده‌ای را معرفی و پس از بررسی و صدور کارت توسط این جانب، کار خود را در محل کمیته استقبال از حضرت امام، ادامه می‌دادند.

صدور کارت برای کلیه افرادی که حق فعالیت در کمیته استقبال را داشته یا اجازه تردد پیدا می‌کردند، با معرفی افراد کاملا شناخته شده توسط این جانب انجام می‌گرفت. کارت‌ها به طور دقیق شماره‌گذاری و امضا می‌شد. کسانی که می‌توانستند افراد را برای صدور کارت معرفی نمایند، چهره‌هایی چون استاد مطهری، دکتر مفتح، شهید محلاتی، مقام معظم رهبری و مسؤولان واحدهای کمیته استقبال از حضرت امام، برای زیر مجموعه خودشان بودند. بدون معرفی کتبی شخصیت‌های شناخته شده، برای هیچ کس امکان صدور کارت وجود نداشت؛ زیرا شرایط بسیار حساس بوده و رژیم سابق تلاش بسیار می‌کرد تا عناصر نفوذی را وارد کمیته استقبال از حضرت امام نماید تا از همه چیز مطلع و احیانا اگر بتوانند دست به جنایاتی بزنند؛ بنابراین می‌بایست ورود افراد برای فعالیت یا رفت و آمد در کمیته استقبال، با معرفی دقیق افراد مورد وثوق انجام می‌گرفت.[3]


[1] برای دیدن نقشه ساواک برای ربایش امام اینجا را بخوانید.

[2] برای دیدن اسنادی مربوط به صدورت کارت در کمیته استقبال، اینجا را ببینید.

[3] بسطامی، رضا (1384) خاطرات علی دانش منفرد، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص 65 - 77

 



تصویری از علی دانش منفرد و حمید نقاشیان در کنار امام خمینی در روزهای نخست انقلاب اسلامی