09 بهمن 1404
به بهانه سالروز رحلت آیتالله العظمی حائری در نهم بهمنماه 1315
نقش آیتالله حائری در توسعه فقاهت و مرکزیت علمی قم
آیتالله شیخ عبدالکریم حائری یزدی، از مراجع برجسته تقلید در تاریخ تشیّع، نقشی محوری در شکلگیری و تحکیم حوزه علمیه قم ایفا کرد. مهاجرت ایشان به قم به دعوت علما و مردم این شهر، نقطه عطفی در تاریخ روحانیت شیعی بود و موجبات هجرت شمار بسیاری از شخصیتهای دینی برجسته به این شهر را فراهم ساخت. مهاجرتی که نهتنها قم را به مرکز علمی و فرهنگی تشیّع تبدیل کرد، بلکه اثرات آن به سراسر جهان شیعی گسترش داد. این رهآورد تاریخی، پایهای مستحکم برای تداوم نهضت علمی و فرهنگی حوزه قم و تربیت نسلهای متفکر روحانی شد.
روایت کوتاهی از زندگی این عالم جلیلالقدر در صفحات ۹۵ تا ۹۶ از کتاب «الف لام خمینی» به رشته تحریر درآمده است. کتابی که در زمستان ۱۳۹۶ توسط موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی به قلم هدایتالله بهبودی منتشر شده است. به بهانه سالروز رحلت آیتالله العظمی شیخ عبدالکریم حائری یزدی در نهم بهمن ماه ۱۳۱۵، خواندن این روایت خالی از لطف نیست.
مرجعیت علمی و جاذبه فقاهت
آیتالله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی [...] نهم بهمن ۱۳۱۵ چشم از جهان فروبست. پانزدهسال از زمانی که او به حوزه علمیه کمرمق قم آمد و با بنیانی نو جان تازهای به آن بخشید میگذشت. مغناطیس فقاهت او عالمان بسیاری را به این شهر کشید و خیلی زود قم را به مرکز تعاطی آراء فقهی تبدیل کرد. حکمای نامور نیز برای بهرهمندی از دانش آیتالله، چند سالی به قم آمده، ضمن شرکت در درس خارج او، به تدریس فلسفه همت گماشتند و حوزه علمیه قم را شریک گسترش معارف حکمی تهران کردند.
حضور در تحولات سیاسی
مزایای سیاسی حضور حاج شیخ در قم کمتر از فواید علمی آن نبود. وجود او ادامه هر رخداد سیاسی-مذهبی را به قم میکشید؛ چه این حادثه یک سرش در عتبات عالیات باشد، چه در تهران، اصفهان، تبریز و مشهد. هرچند دوری از سیاست را یکی از ویژگیهای آیتالله برشمردهاند، اما در پشت این واقعیت، باید به این حقیقت اشاره کرد که او نهال علوم دینی را آشکارا در حوزه علمیه قم غرس کرد و پنهانی با قنات سیاست آبیاری نمود.
محدودیت در مراسم تشییع
فردای فرمان یافتن حاج شیخ، جراید پایتخت خبر را درج کردند و نوشتند که ساعت ۱۲ ظهر مراسم تشییع با حضور چند هزار نفر در قم انجام شد. دولت رضاشاه در یازدهم بهمن مجلس ترحیمی در مسجدشاه برپا کرد که رئیسالوزرا، برخی از اعضای کابینه، روحانیان و اصناف در آن شرکت جستند.
این مراسم محدود به تهران و قم نبود. مردم شهرهای دیگر نیز در سوگ رئیس روحانی کشور شرکت کردند، اما عوامل دولتی تضییقاتی برای جلسات ختم آیتالله در قم به اجرا گذاشتند. شاهدان نزدیک گفتهاند: «در تمام شهرستانها دو روز مجلس ترحیم گرفتند، ولی در قم مراسم تشییع جنازه و کفن و دفن بیشتر از نصف روز طول نکشید. همان شب هم فاتحه گرفتند و از فردای آن روز مجلس فاتحه قدغن شد. در تهران نیز از طرف دولت مجلس ترحیمی در مسجدشاه برگزار شد، ولی امام جمعه تهران که قصد داشت فاتحهای بگیرد، پهلوی به او اجازه نداد».
منع برپایی مراسم ختم در مساجد قم، شاگردان و دوستداران حاج شیخ را در خانهاش گرد آورد. «آنجا را دیگر نتوانست جلوگیری کند».[1]
ارادت امام به «شیخنا»
ارادت علمی و قلبی حاج آقا روحالله به استادش، حاج شیخ، بارها در جملات کوتاه و موجز او رخ نمود. وی همواره از آقای حائری به «شیخنا» (شیخ ما) یاد میکرد. این ترکیب در واژگان اهل علم و دل، ضمن اشارت به شاگردی و مریدی، حکایت از والایی مقام و علو جاه استاد و مراد دارد؛ مخصوصاً اگر دانسته شود که این شاگرد تا چه اندازه در کاربرد القاب ممسک و محتاط بوده است.
وقتی مقدمه کتاب «دماءثلاثه» را به نویسندهاش، حاج آقا روحالله خمینی، نشان دادند، آن را خواند. نویسنده مقدمه یادی از استاد مؤلف، مرحوم آیتالله حائری، کرده بود: «من برای مرحوم حائری از پیشوند حضرت آیتالله استفاده کرده بودم.» امام وقتی به این جمله رسیدند ناراحت شدند و فرمودند: «باید مینوشتی آیتاللهالعظمی. ایشان بطنی بودند در علم»![2]
گفتنی است پس از درگذشت حاج شیخ، حاج آقا روحالله، در درسی که بخواهد مطلبی به داشتههای علمیاش بیفزاید، شرکت نکرد؛ اما برای مرور فقه و اصول، با عالمانی چون سید صدرالدین صدر و سید احمد زنجانی بحث و تبادل نظر داشت.[3]
[1] تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی تاریخ حوزه علمیه قم)، ج 1، صص 87 تا 90.
[2] خاطرات آیت الله مسعودی خمینی، ص 144.
[3] «با یاران و شاگردان امام»، حوزه، شم 32 (خرداد و تیر 1368)، صص 114 تا 126.