07 مرداد 1405
پیشدرآمدی بر سقوط
روایتی از مداخلات آشکار و پنهان ایالات متحده در ایران پیش از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲
چکیده
مقاله پیشرو با تکیه بر اسناد آرشیوی منتشرشده از سوی وزارت امور خارجه و سازمان سیا، به واکاوی مداخلات ایالات متحده در ایران در فاصله زمانی چند هفته منتهی به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ (۱۹ اوت ۱۹۵۳) میپردازد. واقعه محوری این پژوهش، بیانیه ۷ مرداد ۱۳۳۲ (۲۹ ژوئیه ۱۹۵۳) وزارت امور خارجه آمریکا است که در آن «نگرانی از رشد فعالیتهای کمونیستی در ایران» ابراز گردید.[1] این مقاله نشان میدهد که بیانیه مذکور، نه یک اظهارنظر دیپلماتیک مستقل، بلکه حلقهای از زنجیره مداخلات برنامهریزیشدهای بود که از ماهها پیش، با هماهنگی کامل وزارت خارجه، سیا و دولت بریتانیا، برای سرنگونی دولت دکتر محمد مصدق طراحی شده بود. یافتهها حاکی از آن است که ایالات متحده در آستانه کودتا، همزمان با ابراز نگرانی علنی از «نفوذ کمونیسم»، بهطور پنهانی به استخدام عوامل، تدارک تسلیحات، طراحی بیانیههای پساکودتا و هماهنگی با ژنرال فضلالله زاهدی و شاه میپرداخت. این دوگانگی رفتار - نگرانی آشکار و توطئه پنهان - ماهیت تمامعیار مداخله آمریکا در سرنوشت سیاسی ایران را بهروشنی آشکار میسازد.
واژگان کلیدی: کودتای ۲۸ مرداد، بیانیه وزارت خارجه آمریکا، عملیات آژاکس، محمد مصدق، جان فاستر دالس، نفت ایران، مداخله خارجی.
۱. مقدمه
در ۷ مرداد ۱۳۳۲ (۲۹ ژوئیه ۱۹۵۳)، جان فاستر دالس، وزیر خارجه ایالات متحده، در کنفرانسی خبری اعلام کرد که از «گسترش فعالیتهای کمونیستی در ایران» بهشدت نگران است.[2] این اظهارنظر که در میانه بحران ملیشدن صنعت نفت و تشدید اختلافات تهران - لندن بیان میشد، در تهران بهعنوان «اخطار نهایی» به دولت دکتر محمد مصدق تلقی گردید.[3] با این حال، آنچه در پشت این ابراز نگرانی دیپلماتیک پنهان بود، بسیار فراتر از یک هشدار ساده بود: این بیانیه، بخشی از یک عملیات هماهنگ اطلاعاتی - سیاسی بود که در آن، وزارت خارجه، سیا و دولت بریتانیا بهطور دستبهدست، زمینههای سرنگونی دولت منتخب ایران را فراهم میکردند.
پژوهش پیشرو در پی پاسخ به این پرسش است که مداخلات ایالات متحده در آستانه کودتای ۲۸ مرداد، چه ابعاد و اشکالی داشت و بیانیه ۷ مرداد وزارت خارجه، در چه بستر راهبردیای صادر گردید؟ فرضیه مقاله آن است که مداخلات آمریکا در این دوره، در دو سطح «آشکار» (بیانیهها، ابراز نگرانی و فشار دیپلماتیک) و «پنهان» (طراحی کودتا، استخدام عوامل، تدارک تسلیحات و هماهنگی با عوامل داخلی) جریان داشت و بیانیه ۷ مرداد، حلقه اتصال این دو سطح بود؛ حلقهای که نگرانی علنی را به توطئه پنهان گره میزد.
۲. مبانی نظری و چارچوب تحلیلی
برای تحلیل مداخلات آمریکا در آستانه کودتای ۲۸ مرداد، مقاله حاضر از چارچوب نظری «امنیتسازی» و «جنگ سرد» بهره میگیرد. بر اساس این چارچوب، دولتها با بزرگنمایی تهدیدات موجود - در اینجا «تهدید کمونیسم» - اقدامات فوقالعاده را مشروعیت میبخشند.[4] در مورد ایران، «تهدید کمونیسم» و «نفوذ شوروی» بهعنوان ابزاری برای امنیتسازی اقدام نظامی - اطلاعاتی آمریکا بهکار گرفته شد، در حالی که انگیزههای واقعی - یعنی کنترل بر منابع نفتی و جلوگیری از الگوبرداری سایر کشورها از ملیسازی نفت - در پشت این بهانه پنهان ماند.
اسنادی که سالها بعد منتشر شد، نشان میدهند که ایالات متحده از اوایل سال ۱۹۵۳ (۱۳۳۱-۱۳۳۲)، طرح سرنگونی مصدق را با همکاری بریتانیا در دستور کار داشت و این طرح، ماهها پیش از بیانیه ۷ مرداد، به تأیید رئیسجمهور وقت، دوایت آیزنهاور، رسیده بود.[5] در ۱۱ ژوئیه ۱۹۵۳ (۲۰ تیر ۱۳۳۲)، آیزنهاور رسماً عملیات «آژاکس» را تأیید کرد و به سیا چراغ سبز نشان داد.[6] این واقعیت، نشان میدهد که بیانیه ۷ مرداد، نه یک اقدام واکنشی، بلکه بخشی از یک راهبرد از پیشطراحیشده بود.
۳. بستر تاریخی: از ملیسازی نفت تا طراحی کودتا
در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ (۲۰ مارس ۱۹۵۱)، قانون ملیسازی صنعت نفت ایران به تصویب مجلس شورای ملی رسید و در ۲۸ فروردین ۱۳۳۰ (۱۷ آوریل ۱۹۵۱)، دکتر محمد مصدق بهعنوان نخستوزیر ایران منصوب شد.[7] این رویداد که نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران بهشمار میرود، واکنش شدید بریتانیا را در پی داشت. شرکت نفت ایران و انگلیس (AIOC) که تا پیش از آن، کنترل صنعت نفت ایران را در اختیار داشت، تمامی توان خود را برای بازپسگیری امتیاز ازدسترفته بهکار گرفت.
در نخستین ماههای بحران، ایالات متحده موضعی نسبتاً بیطرفانه اتخاذ کرد و حتی در مواردی، بهعنوان میانجی میان ایران و بریتانیا ظاهر شد.[8] با این حال، با تشدید بحران و ناتوانی بریتانیا در حل مسأله از مسیر دیپلماتیک، واشنگتن بهتدریج به سمت همکاری همهجانبه با لندن برای سرنگونی مصدق متمایل گردید.
در ژانویه ۱۹۵۳ (دی ۱۳۳۱)، دولت تازهانتخابشده آیزنهاور با رویکردی تهاجمیتر نسبت به کمونیسم و با تکیه بر برادران دالس - جان فاستر دالس بهعنوان وزیر خارجه و آلن دالس بهعنوان رئیس سیا - راهبرد خود را در قبال ایران تغییر داد.[9] در ۴ مارس ۱۹۵۳ (۱۳ اسفند ۱۳۳۱)، آلن دالس طی گزارشی به آیزنهاور، «وضعیت ایران» را بحرانی توصیف کرد و بر ضرورت «اقدام قاطع» برای جلوگیری از «سقوط ایران به دست کمونیستها» تأکید نمود.[10] در همین جلسه، طرح سرنگونی مصدق - که بعدها «عملیات آژاکس» نامیده شد - بهطور جدی مورد بحث قرار گرفت.
۴. بیانیه ۷ مرداد ۱۳۳۲: متن و بستر
همانطور که گفته شد، جان فاستر دالس در بیانیه ۷ مرداد ۱۳۳۲ از «گسترش فعالیتهای کمونیستی در ایران» ابراز نگرانی نمود.[11] این بیانیه، در تهران بهعنوان «اخطار نهایی» به دولت مصدق تلقی شد.[12] بر اساس یک سند بریتانیایی محرمانه که در مجموعه اسناد روابط خارجی ایالات متحده منتشر شده است، «بیانیه آقای دالس در کنفرانس مطبوعاتی ۲۹ ژوئیه که از رشد فعالیتهای کمونیستی در ایران نگران است، در تهران بهعنوان اخطاری به دکتر مصدق برای توقف معاشقه با حزب توده و شوروی تلقی گردید».[13]
با این حال، آنچه در این بیانیه آشکارا بیان نشد، هماهنگی کامل وزارت خارجه با سیا برای اجرای عملیات سرنگونی مصدق بود. تنها پنج روز پیش از این بیانیه، در ۲۴ ژوئیه ۱۹۵۳ (۲ مرداد ۱۳۳۲)، جان فاستر دالس در مکالمهای تلفنی با برادرش آلن دالس، از «پروژه» (که همان عملیات آژاکس بود) سخن گفت و ابراز نگرانی کرد که «مرد جوان» (اشاره به شاه) ممکن است «در آخرین لحظه عقبنشینی کند».[14] این مکالمه که در اسناد رسمی وزارت خارجه ثبت شده است، نشان میدهد که درست در همان روزهایی که دالس بهطور علنی از «نگرانی» خود سخن میگفت، در پسپرده، هماهنگیهای نهایی برای اجرای کودتا در جریان بود.
۵. مداخلات پنهان: استخدام، تدارکات و هماهنگی
بیانیه ۷ مرداد، تنها بخش آشکار مداخلات آمریکا در آستانه کودتا بود. در پشت این صحنه، شبکهای از فعالیتهای پنهان در جریان بود که اسناد منتشرشده، ابعاد گسترده آن را آشکار ساختهاند:
نخست، استخدام عوامل داخلی. سیا با هزینهای بالغ بر ۵/۳ میلیون دلار (معادل ۴۸ میلیون دلار امروز)، به استخدام عوامل نفوذی، روزنامهنگاران و شخصیتهای سیاسی مخالف مصدق پرداخت.[15] این عوامل، نقش کلیدی در ایجاد فضای روانی علیه دولت و سازماندهی تظاهرات کودتا ایفا کردند.
دوم، تدارک تسلیحات و تجهیزات. سیا در ایران «به اندازه کافی اسلحه و مواد انفجاری ذخیره کرد تا از یک سازمان چریکی ۱۰,۰۰۰ نفره برای شش ماه پشتیبانی کند».[16] این تسلیحات، در اختیار عوامل کودتا - از جمله ژنرال فضلالله زاهدی - قرار داده شد.
سوم، هماهنگی با ژنرال زاهدی. از ۲۵ ژوئیه ۱۹۵۳ (۳ مرداد ۱۳۳۲)، یعنی تنها چهار روز پیش از بیانیه دالس، «گزارشهای موثقی حاکی از آن بود که زاهدی بهطور مخفیانه با شاه و سفارت آمریکا در تماس است».[17] در ۹ اوت (۱۸ مرداد)، «جلسات مخفیانهای میان شاه، ژنرال زاهدی و برخی از مقامات سفارت آمریکا در جریان بود».[18]
چهارم، طراحی بیانیه پساکودتا. در ۲۲ ژوئیه ۱۹۵۳ (۳۱ تیر ۱۳۳۲)، کرمیت روزولت - رئیس عملیات آژاکس سازمان سیا در تهران - از همکارانش جان والر و دونالد ویلبر خواست تا «بیانیه رسمی آمریکا را برای انتشار پس از کودتا» تهیه کنند.[19] در ۵ اوت (۱۴ مرداد)، پیشنویس این بیانیه آماده شد که در آن، کودتا «نتیجه اراده مردم ایران و بهرهبری شاه» توصیف گردیده بود.[20] این بیانیه، اگرچه هرگز رسماً منتشر نشد، اما محورهای گفتاری آن در روزها و ماههای پس از کودتا، توسط مقامات آمریکایی بهکار گرفته شد.
۶. از بیانیه تا کودتا: روزشمار مداخلات
روزشمار رویدادها در فاصله بیانیه ۷ مرداد تا کودتای ۲۸ مرداد، بهخوبی نشان میدهد که مداخلات آمریکا چگونه از مرحله «ابراز نگرانی» به «اجرای عملیات» تبدیل شد:
۱۱ ژوئیه (۲۰ تیر): آیزنهاور رسماً عملیات آژاکس را تأیید کرد.[21]
۲۰ ژوئیه (۲۹ تیر): ژنرال زاهدی که دو ماه در مجلس بهعنوان پناهنده بود، مجلس را ترک کرد.[22]
۲۲ ژوئیه (۳۱ تیر): روزولت از والر و ویلبر خواست تا بیانیه پساکودتا را تهیه کنند.[23]
۲۴ ژوئیه (۲ مرداد): مکالمه تلفنی برادران دالس درباره «پروژه» و «مرد جوان».[24]
۲۶ ژوئیه (۴ مرداد): روی ملبورن، رئیس بخش سیاسی سفارت آمریکا در تهران، با لوئیس هندرسون (سفیر آمریکا که بهطور استراتژیک در اروپا بهسر میبرد) دیدار کرد.[25]
۲۹ ژوئیه (۷ مرداد): بیانیه دالس در کنفرانس خبری.[26]
۳ اوت (۱۲ مرداد): منابع نزدیک به شاه گزارش دادند که «تغییرات بزرگی بهزودی رخ خواهد داد».[27]
۴ اوت (۱۳ مرداد): آیزنهاور بیانیهای صادر کرد که در آن، بر «اتخاذ تدابیر لازم برای جلوگیری از عقبافتادن ایران پشت پرده آهنین» تأکید نمود.[28]
۸ اوت (۱۷ مرداد): مطبوعات حزب توده اعلام کردند که «یک کودتای نظامی توسط شاه برنامهریزی میشود».[29]
۹ اوت (۱۸ مرداد): جلسات مخفیانه شاه، زاهدی و مقامات سفارت آمریکا.[30]
۱۳ اوت (۲۲ مرداد): شاه فرمان عزل مصدق و انتصاب زاهدی را صادر کرد.[31]
۱۹ اوت (۲۸ مرداد): کودتا با موفقیت به اجرا درآمد.[32]
۷. دوگانگی رفتار: نگرانی آشکار در خدمت توطئه پنهان
بیانیه ۷ مرداد و مداخلات همزمان پنهان، بهخوبی نشاندهنده دوگانگی رفتاری ایالات متحده در آستانه کودتاست. از یک سو، وزارت خارجه بهطور علنی از «نگرانی» خود سخن میگفت و از دولت مصدق میخواست تا «از معاشقه با کمونیستها دست بردارد».[33] از سوی دیگر، همان وزارت خارجه، در هماهنگی کامل با سیا، طرح سرنگونی همان دولتی را پیش میبرد که ظاهراً نسبت به رفتار آن «نگران» بود.
این دوگانگی، نه یک تناقض، بلکه یک راهبرد حسابشده بود. بیانیه علنی، از یک سو بهمنزله «اخطار نهایی» به مصدق عمل میکرد تا شاید او را به عقبنشینی وادارد؛ از سوی دیگر، «مشروعیت» مداخله را در اذهان عمومی آمریکا و جهان توجیه میکرد. در همان حال، عملیات پنهان، مسیر اصلی اقدام - یعنی سرنگونی خشونتآمیز دولت - را هموار میساخت.
اسناد نشان میدهند که سفارت آمریکا در تهران، در این روزها بهطور فعال در حال هماهنگی با عوامل کودتا بود. یک سند بریتانیایی محرمانه بهصراحت اشاره میکند که «گزارشهای موثقی حاکی از آن بود که ژنرال زاهدی بهطور مخفیانه با شاه و سفارت آمریکا در تماس است» و «بهطور گستردهای باور بر این بود که دولت آمریکا از سرنگونی دولت مصدق حمایت میکند».[34] در ۹ اوت (۱۸ مرداد)، «جلسات مخفیانهای میان شاه، ژنرال زاهدی و برخی از مقامات سفارت آمریکا در جریان بود».[35]
۸. پیامدها و عبرتها
کودتای ۲۸ مرداد، اگرچه در کوتاهمدت به هدف خود - یعنی سرنگونی مصدق و بازگرداندن شاه - دست یافت، اما پیامدهای بلندمدت آن، تا به امروز گریبانگیر مناسبات ایران و آمریکا بوده است. این کودتا، نهتنها به پایان دوران کوتاه دموکراسی پارلمانی در ایران انجامید، بلکه زمینهساز ۲۵ سال سلطنت استبدادی شاه و نهایتاً انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ گردید.[36]
مداخلات آمریکا در آستانه کودتا، درس مهمی را در باب ماهیت روابط قدرت در نظام بینالملل بههمراه دارد. بیانیه ۷ مرداد و هماهنگی پنهان همزمان آن، نشان میدهد که قدرتهای بزرگ، حتی زمانی که بهظاهر نگران «ثبات» و «دمکراسی» هستند، در عمل بهدنبال منافع خود هستند و برای تأمین آن، از هیچگونه مداخلهای - اعم از دیپلماتیک، مالی و نظامی - فروگذار نمیکنند.
[1] US Department of State, Foreign Relations of the United States, 1952–1954, Iran, 1951–1954, Volume X (1989), Document No. 362: British Memorandum, 2 September 1953, Persia: Political Review of the Recent Crisis, Phase I, Section 7, p. 27.
[2] Ibid.
[3] U.S. Department of State, Foreign Relations of the United States, 1952–1954, Iran, 1951–1954, Volume X (1989), Document No. 362, paragraph 9, p. 27.
[4] بوزان، بری؛ ویور، اوله؛ دی وایلد، یاپ (۱۳۷۷). امنیت: چارچوبی نوین برای تحلیل، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی، ص۸۷.
[5] National Security Archive. (1953). Eisenhower’s approval of the coup allowed the CIA to implement additional elements of the plot. The Black Vault.
[6] Ibid.
[7] آبراهامیان، یرواند (۱۳۶۱). ایران بین دو انقلاب، تهران: نشر نی، صص۲۴۶-۲۴۷.
[8] گازیوروسکی، مارک (۱۳۷۰). سیاست خارجی آمریکا و شاه: ساختن یک دولت کلاینتل در ایران، تهران: نشر نی، ص۵۰.
[9] همان، ص۵۵.
[10] CIA. (1953). The Iranian Situation: Allen Dulles to President Eisenhower. Confidential Report, March 4, 1953.
[11] US Department of State, Foreign Relations of the United States, 1952–1954, Iran, 1951–1954, Volume X (1989), Document No. 362: British Memorandum, 2 September 1953, Persia: Political Review of the Recent Crisis, Phase I, Section 7, p. 27.
[12] U.S. Department of State, Foreign Relations of the United States, 1952–1954, Iran, 1951–1954, Volume X (1989), Document No. 362, paragraph 9, p. 27.
[13] US Department of State, Foreign Relations of the United States, 1952–1954, Iran, 1951–1954, Volume X (1989), Document No. 362: British Memorandum, 2 September 1953, Persia: Political Review of the Recent Crisis, Phase I, Section 7, p27..
[14] U.S. Department of State, Foreign Relations of the United States, 1952–1954, Iran, 1951–1954, Volume X (1989), Document No. 251: Memorandum of Telephone Conversation between Secretary of State John Foster Dulles and Allen W. Dulles, July 24, 1953, pp. 195–196.
[15] US State Department documents. (2017). US papers on 1953 Iran coup published. China Daily.
[16] Ibid.
[17] US Department of State, Foreign Relations of the United States, 1952–1954, Iran, 1951–1954, Volume X (1989), Document No. 362: British Memorandum, 2 September 1953, Persia: Political Review of the Recent Crisis, Phase I, Section 7, p. 27.
[18] Ibid.
[19] CIA. (1953). Memorandum from Kermit Roosevelt to John Waller and Donald Wilber, July 22, 1953. Declassified June 21, 2011.
[20] CIA. (1953). Proposed text of State Department release, August 5, 1953. Declassified June 21, 2011.
[21] National Security Archive. (1953). Eisenhower's approval of the coup allowed the CIA to implement additional elements of the plot and led to the overthrow of Mossadegh on August 19. The Black Vault.
[22] US Department of State, Foreign Relations of the United States, 1952–1954, Iran, 1951–1954, Volume X (1989), Document No. 362: British Memorandum, 2 September 1953, Persia: Political Review of the Recent Crisis, Phase I, Section 7, p. 27.
[23] CIA. (1953). Memorandum from Kermit Roosevelt to John Waller and Donald Wilber, July 22, 1953. Declassified June 21, 2011.
[24] U.S. Department of State, Foreign Relations of the United States, 1952–1954, Iran, 1951–1954, Volume X (1989), Document No. 251: Memorandum of Telephone Conversation between Secretary of State John Foster Dulles and Allen W. Dulles, July 24, 1953, pp. 195–196.
[25] US Department of State, Foreign Relations of the United States, 1952–1954, Iran, 1951–1954, Volume X (1989), Document No. 362: British Memorandum, 2 September 1953, Persia: Political Review of the Recent Crisis, Phase I, Section 7, p. 27.
[26] Ibid.
[27] Ibid.
[28] Ibid.
[29] Ibid.
[30] Ibid.
[31] Ibid.
[32] روزولت، کرمیت (۱۳۵۸). ضدکودتا: مبارزه برای کنترل ایران. ترجمه مهدی حقیقتخواه، تهران: نشر نو، ص ۱۸۵.
[33] US Department of State, Foreign Relations of the United States, 1952–1954, Iran, 1951–1954, Volume X (1989), Document No. 362: British Memorandum, 2 September 1953, Persia: Political Review of the Recent Crisis, Phase I, Section 7, p. 27.
[34] Ibid.
[35] Ibid.
[36] ایران بین دو انقلاب، ص۲۸۰-۲۸۱.