26 خرداد 1405

شکست توسعه اسرائیلی و الگوی جایگزین امام

مروری بر تاریخچه تاسیس جهاد سازندگی


شکست توسعه اسرائیلی و الگوی جایگزین امام

در ۲۶ خرداد ۱۳۵۸ و با فرمان امام خمینی، جهاد سازندگی به‌عنوان نهادی برای عمران و توسعه روستاها تأسیس شد؛ نهادی که فراتر از یک سازمان اجرایی، حامل یک نگاه متفاوت به مفهوم توسعه بود. این تجربه بر پایه اتکا به ظرفیت‌های درونی جامعه، مشارکت مردمی و نقش محوری روستا در پیشرفت کشور شکل گرفت و در برابر الگوهای توسعه تمرکزگرا و وابسته به منابع و نسخه‌های بیرونی قرار گرفت. از این منظر، جهاد سازندگی را می‌توان یکی از مهم‌ترین تجربه‌های توسعه بومی در ایران دانست که بر خوداتکایی و عدالت‌محوری تأکید داشت.

 

نقش شهید بهشتی

چند صباحی از پیروزی انقلاب اسلامی نگذشته بود که تعدادی از تشکل‌های دانشجویی با راهنمایی شهید بهشتی طرحی موسوم به «جهاد برای سازندگی روستاها» را تقدیم امام خمینی کردند. ایشان نیز با توجه به گزارش‌های دریافتی از محرومیت مناطق عموماً روستایی، در ۲۷ خردادماه ۱۳۵۸ تشکیل جهاد سازندگی را اعلام کردند. تقی امان‌پور از اعضای مؤسس جهاد در این باره می‌گوید: «جمع‌بندی نهضت دانشجویی این بود که جوانان باید به کمک بشتابند و روستاها را دریابند بنابراین طرح خود را به عنوان جهاد سازندگی تقدیم امام کردند» و امام در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۵۸ آن را تأیید کردند و به قول شهید بهشتی، امام با دیدن این طرح بال درآوردند. به این ترتیب جهاد سازندگی با همت همان جوانانی شکل گرفت که برای پیروزی انقلاب اسلامی بیشترین تلاش را کرده بودند. چند ماه پس از تأسیس جهاد سازندگی حوادثی چون سیل خوزستان توجه جهادی‌ها را به این استان جلب کرد. حضور و فعالیت جهادگران در خوزستان با جنگ تلاقی یافت و تلاش آنها دو چندان شد.[1]

بر همین اساس طی پیامی رادیو تلویزیونی خطاب به ملت ایران در ۲۶ خرداد ۱۳۵۸ فرمان تشکیل جهاد سازندگی را صادر کردند و بدین ترتیب جهاد ملت به نام جهاد سازندگی آغاز شد و نیروهای متخصص و انقلابی برای عمران و آبادانی و خدمات رسانی به محرومین و مستضعفین بسیج شدند.

در بخشی از این پیام آمده است: «ما در مشکلات باید متوسل بشویم به ملت. ملتی که - بحمدالله - مهیا برای کمک و فداکاری بوده و هستند. با فداکاری ملت - بحمد الله - مراحلی را که بسیار اهمیت داشت پشت سر گذاشتیم، موانع مرتفع شد، خائنین رفتند، و اگر تتمه ‌ای هم باشد، با همت ملت خواهند رفت. لکن این دیوار شیطانی بزرگ که شکست، پشت آن دیوار خرابیهای زیاد هست؛ و ما باید به همت ملت آن خرابیها را ترمیم کنیم. ناچاریم که به ملت متوجه بشویم برای سازندگی؛ برای اینکه ترمیم کنیم این خرابی ها که در طول مدت حکومت جائر پهلوی در مملکت ما حاصل شده است. و- بحمد الله - ملت ما راجع به سازندگی، این مهیا بودن خودشان را اعلام کرده‌ اند.»[2]

 

اهداف و فلسفه وجودی

عمده‌ترین اهداف جهاد سازندگی از ابتدای تأسیس به طور خلاصه عبارت بودند از: زدودن فقر و محرومیت از روستاها، حرکت به سوی استقلال و خودکفایی کشور با تلاش در جهت بهبود وضع اقتصادی و اجتماعی روستاها و مناطق عشایری از طریق توسعه کشاورزی، دامداری، صنایع روستایی، ایجاد زمینه لازم برای رشد شخصیت والای انسانی روستاییان از طریق مشارکت، نظارت آنان در فعالیت‌های روستایی، بسیج اقشار مختلف مردم برای سازندگی روستاها و نهایتاً فراهم کردن امکان تلاش برای پیشرفت و ترقی روستاها. لازم است ذکر شود به دلیل ابعاد گسترده ویرانی‌ها و محرومیت‌های به‌جامانده از رژیم پهلوی، جهاد سازندگی اولویت در امر سازندگی را به روستاهای محروم اختصاص داد.[3]

 

مشارکت مردمی و توسعه‌محوری

در خصوص مناطق دورافتاده و محروم در اساسنامه جهاد سازندگی آمده بود: «جهاد سازندگی با اعتقاد به رشد و تعالی انسان به عنوان هدف نهایی توسعه، مشارکت جدی مردم در مراحل مختلف را برای کارایی هرچه بیشتر برنامه‌ها و بروز استعدادها و خلاقیت‌ها ضروری می‌داند. جهاد با هدف رشد و شکوفایی استعدادها و شخصیت انسانی روستاییان، ارتقای سطح فرهنگ، مهارت و آگاهی آنان برای استفاده بهینه از امکانات، سازماندهی و حمایت از روستاییان و تولیدکنندگان به‌منظور افزایش توان آنان در امر توسعه روستایی، تغییر بینش روستاییان و عشایر نسبت به پذیرش شیوه‌های نو در تولید جهت بهبود وضع تولید و اقتصاد روستایی و ایجاد شرایط مناسب برای جلب مشارکت آنان و کسب نقش مؤثر در توسعه را مدنظر دارد. در این راستا برای تحقق اهداف مزبور، سیاست‌های ذیل دنبال می‌شود؛ ایجاد و گسترش سازمان‌ها و تشکل‌های روستایی به منظور انسجام و مشارکت روستاییان در مدیریت روستاها، بسیج و به‌کارگیری امکانات و نیروهای مردمی در برنامه‌های عمران و توسعه روستایی، گسترش الگوهای کار جمعی و تعاونی در امر تولید، توزیع و خدمات مربوط به تولید، ارائه و ترویج دیدگاه‌ها، تجارب، روش‌ها و شیوه‌های مناسب در زمینه توسعه روستایی و نقش و جایگاه روستا در توسعه ملی در سطح جامعه.»[4]

در واقع، جهاد سازندگی با کارکرد محرومیت‌زدایی از مناطق محروم و ترمیم خرابی‌های به‌جامانده از حکومت پهلوی به فرمان امام خمینی در ۲۶ خرداد ۱۳۵۸ تشکیل شد (همان، ج۸، ص ۱۷۹). جهادگران نخست به میان روستاییان و عشایر می‌رفتند و با تشکیل جلسات مشورتی، نیازها و انتظارات را با اولویت‌بندی خود مردم بومی به دست می‌آوردند و با همکاری مردم روستا، پروژه‌های عمرانی، فعالیت‌های توسعه‌ای و کمک‌های مردمی را سامان می‌دادند.[5]

 

دولت موقت و شکل‌گیری جهاد

دولت موقت در تأسیس و راه‌اندازی بسیاری از نهادهای انقلابی همانند دادگاه‌های انقلاب اسلامی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، جهاد سازندگی نقش داشت. در آغاز تشکیل جهاد سازندگی، دولت موقت سرپرستی آن را بر عهده گرفت و محمدحسین بنی‌اسدی[6] نماینده دولت در آن نهاد شد(ناطق نوری، همان، ص ۱۸۹-۱۹۱). جهاد سازندگی با توجه به اولویت رسیدگی به روستاها، کارهای فراوانی را در روستاها انجام داد. دولت در ۱۳۵۸/۷/۱ با اشاره به همکاری دولت و مردم با جهاد سازندگی در گزارشی، ساختن و تعمیر صدها کیلومتر راه روستایی و صدها فعالیت عمرانی عمومی مانند حمام، مدرسه، درمانگاه، مسجد و غسالخانه، اجرای صدها پروژه حفر چاه، نصب مخزن، لوله‌کشی آب و ده‌ها سد خاکی و برق‌رسانی در روستاهای کشور و همچنین لایروبی صدها قنات و ارائه خدمات درمانی، بهداشتی و دارویی و دامپزشکی، صدها کلاس اسلام‌شناسی، سوادآموزی، آموزش فنی و حرفه‌ای و دیگر کارهای فرهنگی و خدماتی و عمرانی را بخشی از عملکرد جهاد سازندگی دانست.[7]

 

سنگرسازان بی‌سنگر

جهاد سازندگی در راستای تحقق فرمان‌های حضرت امام(ره) دستاوردهایی به‌دنبال داشت که بدین شرح است: توجه خاص به محرومان و مستضعفان و نگرشی همه‌جانبه به مناطق محروم روستایی، تلاش در جهت تحقق رشد کشاورزی به عنوان محور استقلال کشور، ایفای وظایف سازندگی در عرصه جنگ و شهادت و بازسازی ویرانه‌های به‌جامانده از جنگ و افتخار عنوان «سنگرسازان بی‌سنگر»، رشد شخصیت روستاییان و جلب مشارکت آنان، تربیت سازندگان متعهد و حزب‌اللهی برای نظام اداری کشور با ارتقای سطح بینش علمی و مهارتی آنان، دگرگون ساختن چهره روستاهای کشور در سایه توکل به خدا و اطاعت از ولایت فقیه و در نتیجه بسیاری از ناممکن‌ها را ممکن ساختن، سیاست انعطاف‌پذیری، حضور در فعالیت‌های اضطراری و قدرت جابه‌جایی با توجه به روحیه همکاری فی‌مابین بخش‌ها و مناطق، در جهت نیل به اهداف کلی جهاد، ایجاد فضای مناسب جهت رشد و ارتقای نیروها در ابعاد فرهنگی، تجربی و تخصصی، خدمت به محرومان و روستاییان با اولویت مناطق دورافتاده و مستعد.[8]

امام خمینی(ره) درباره جهاد سازندگی چنین می‌فرمودند: با تأسیس این ارگان، عظیم انقلاب اسلامی ما توانست به دورافتاده‌ترین مناطق کشور راه یابد و رسالت تاریخی و اسلامی خود را با تمام کارشکنی‌ها به اقصی نقاط کشور برساند. کم نیستند جهادگرانی که در راه بهبود زندگی مردم محروم و مستضعف ما شهید و یا معلول گردیده‌اند و کم نیستند خواهران و برادرانی که در بدترین شرایط دست به اقدامات فرهنگی و عمرانی زدند و به بدترین شکل، به دست گروهک‌های از خدا بی‌خبر و منافقان دنیاپرست شهید گردیده‌اند. باید اعتراف کرد اینان بزرگ‌ترین آبرو را به انقلاب اسلامی خود داده‌اند و با تعهد به اسلام و ایمان به خدای تعالی در این راه بهترین نمونه و الگو برای همه جوانان مسلمان و متعهد اسلامی گردیدند. امیدوارم همانگونه که در راه سازندگی کشور تمام نیروهای مادی و معنوی خود را به کار بسته‌اید، از سازندگی خود و دیگران که مقدم بر سازندگی‌هاست، غفلت نکنید و همانگونه که بارها یادآوری کرده‌ام «سازندگی روح را بر سازندگی جسم مقدم بدارید» تا به خواست خدای تعالی با نیروی[9] ایمان کارها به بهترین و سریع‌ترین وجه پیش برود و هرچه زودتر با کمک خداوند و کمک یکدیگر این کشور را به خودکفایی و آبادی کامل برسانیم. إن‌شاءالله.[10]

 

وزرات جهاد سازندگی

سرانجام، جهاد سازندگی به‌دلیل گستردگی فعالیت و تشکیلات در آذر ۱۳۶۲ به وزارتخانه تبدیل شد. این تغییر طی طرحی در سه فصل شامل اهداف، وظایف و مقررات عمومی در ۱۱ ماده و ۵ تبصره در جلسه روز سه‌شنبه ۷ آذر ۱۳۶۲ مجلس به تصویب نهایی و ۱۰ روز بعد به تأیید شورای نگهبان رسید.[11]

بعد از مطرح شدن تشکیل وزارت جهاد سازندگی، اساسنامه‌ای توسط برادران جهاد در دفتر مرکزی تهیه شد و توسط اعضای شوراهای مرکزی جهاد سازندگی در کشور به تصویب رسید و به عنوان طرح توسط نمایندگان مجلس شورای اسلامی در دوره اول مطرح شد و در کمیسیون ویژه جهاد مورد بررسی قرار گرفت و بعد از طی مراحل و اصلاحاتی جهت تصویب به مجلس شورای اسلامی تقدیم شد.

بررسی لایحه تشکیل وزارت جهاد سازندگی از جلسه ۲۴ آبان ۱۳۶۲ شروع شد و پس از بحث و گفت‌وگوهای لازم و چندین جلسه علنی، کلیات طرح در سه فصل شامل اهداف، وظایف و مقررات عمومی با یازده ماده و پنج تبصره در جلسه روز سه‌شنبه ۷ آذر ۱۳۶۲ مجلس شورای اسلامی به تصویب نهایی نمایندگان و در تاریخ 17 آذر 1362 با محتوای زیر به تأیید شورای نگهبان رسید.[12]

 

الگوی توسعه‌ای جهاد  

جهاد سازندگی یک الگوی توسعه‌ای ضداستعماری بود. دقیقاً برعکس مدل‌های غربی که توسعه روستاها را وابسته به وام‌های صندوق بین‌المللی پول، مشاوران آمریکایی و تکنولوژی اسرائیلی می‌دانستند، امام در این مدل به روستا اصالت داد.

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های جهاد سازندگی با الگوهای رایج توسعه در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ این بود که روستا را صرفاً محل اجرای پروژه‌های دولتی نمی‌دانست، بلکه مردم روستا را به‌عنوان بازیگران اصلی توسعه وارد میدان می‌کرد. در اساسنامه و اهداف اولیه جهاد، بر «بسیج امکانات و استعدادهای مردم» و مشارکت مستقیم روستاییان تأکید شده بود.

مدل‌های مسلط غربی برای توسعه روستایی در جهان سوم، به ویژه در دوران جنگ سرد، علیرغم شعار ظاهری کمک به توسعه، در عمل ساختاری از وابستگی اقتصادی، فنی و سیاسی را پدید آوردند. این مدل‌ها که توسط نهادهایی چون صندوق بین‌المللی پول[13]، بانک جهانی و برنامه‌های دوجانبه‌ای مثل «نقطه چهارم[14]» آمریکا پیاده می‌شدند، روستاها را به عنوان بازارهایی برای نفوذ سرمایه و فناوری خارجی تعریف می‌کردند.

صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی از طریق ابزار «شرط‌های ساختاری[15]»، هرگونه کمک یا وامی را به اجرای سیاست‌های خاصی مشروط می‌کردند که عملاً حاکمیت اقتصادی کشورهای دریافت‌کننده را از بین می‌برد.[16]

 

روستاها قبل از جهادسازندگی

 برنامه «نقطه چهارم» که بعدها به یو.اس.ای.آی.دی[17] تبدیل شد، نماد بارز حضور مشاوران آمریکایی در بطن روستاهای ایران بود. این برنامه که از سال ۱۹۵۰ (۱۳۲۹ شمسی) در ایران آغاز شد، توسط دانشگاه ایالتی یوتا مدیریت می‌شد.[18] در این مدل مشاوران، تکنولوژی کشاورزی غربی را بدون توجه به بافت محلی به روستاها وارد می‌کردند. گزارش‌های تاریخی نشان می‌دهد که آن‌ها با مشکلاتی مانند واکنش منفی روستاییان به ماشین‌آلات کشاورزی (که منجر به بیکاری کارگران بومی می‌شد) و موانع زبانی مواجه بودند، اما به جای تطبیق روش‌ها، بر تحمیل آن‌ها پافشاری می‌کردند.[19]

از طرف دیگر مجموع کمک‌های اقتصادی آمریکا به ایران تا سال ۱۹۷۴ (۱۳۵۲) حدود یک میلیارد دلار برآورد شده که از محل فروش نفت ایران تأمین می‌شد. بخش زیادی از این پول صرف آموزش هزاران تکنسین کشاورزی ایرانی در آمریکا شد تا آن‌ها مجریان همان مدل وابسته در داخل باشند.[20]

 

تکنولوژی اسرائیلی  

یکی دیگر از ابعاد توسعه قبل از حضور جهاد، همکاری نزدیک رژیم پهلوی با اسرائیل در حوزه کشاورزی بود. این همکاری که در سایه زلزله قزوین (۱۳۴۱ شمسی) آغاز شد، عمیق‌ترین شکل نفوذ تکنولوژیک را رقم زد.

پس از زلزله ۱۳۴۱، موشه دایان، وزیر کشاورزی وقت اسرائیل به ایران آمد و قراردادی برای بازسازی دشت قزوین امضا کرد. این قرارداد به شرکت اسرائیلی «تاهال» (شرکت طراحی و برنامه‌ریزی آب اسرائیل) واگذار شد و یک گروه ۲۴ نفره شامل زمین‌شناس و مهندس به سرپرستی آریه لوبا عازم ایران شدند.[21]

در میان این متخصصان، ۱۲ نفر نیروی اطلاعاتی اسرائیل نیز وجود داشتند که در پوشش طرح‌های کشاورزی، فعالیت‌های تبلیغاتی و روانی علیه اعراب انجام می‌دادند. همچنین یکی از قراردادهای فرعی به شرکت «یونتا[22]» واگذار شد که حلقه دیگری از زنجیره نفوذ بود.[23]

اسرائیل نه تنها طرح‌های آبیاری (آبیاری تحت فشار) را در ایران نصب کرد، بلکه مسئولیت آموزش مروجان کشاورزی و مأموران دولتی ایران را در داخل خاک خود بر عهده گرفت. این مدل، روستایی ایرانی را به پایلوت آزمایش تکنولوژی‌های صهیونیستی تبدیل کرد که بعدها در آفریقا نیز تکرار شد.[24] اما این طرح به دلیل حفر بی‌رویه‌ی چاه‌های عمیق و استخراج بی‌رویه‌ آب، تعادل هیدرولوژیکی منطقه را به هم زد، قنات‌های سنتی را خشک کرد و منجر به فروپاشی تعادل زیست‌محیطی و آسیب‌پذیری بیشتر دشت در برابر خشکسالی شد. همچنین باعث بیکاری کشاورزان و مهاجرت آنها به شهر شد و آن را به عنوان یک نمونه ناموفق در طرح توسعه‌ برون‌زا شناسایی کرد.

 

جهاد و توسعه ضد استعماری

در نهایت می‌توان گفت که مدل توسعه غربی در روستاهای ایران و جهان سوم، بر خلاف ادعای «مدرنیزاسیون»، عموماً به از بین بردن خوداتکایی روستاییان انجامید. این رویه همان چیزی است که امام خمینی(ره) و بنیانگذاران جهاد سازندگی به عنوان «توسعه ضداستعماری» در مقابل آن ایستادگی کردند و الگویی مبتنی بر اصالت روستا و اتکا به خود را جایگزین ساختند. یک الگوی بومی که برعکس طرح‌های شکست خورده قبلی، منجر به بهبود زندگی در بسیاری از مناطق توسعه نیافته شد و یک جهش با تکیه بر نیروی مردم در عمران و آبادانی کشور ایجاد کرد.

 

[1] قیم، بهادر، (۱۳۹۷). مراکز اقتصادی خوزستان در جنگ، تهران: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ص ۳۶۸-369.

[2] خمینی، روح‌الله. ( 1279 1368) صحیفه امام. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)، ج ۸، ص ۱۷۹-۱۸۰.

[3] مراکز اقتصادی خوزستان در جنگ. ص 368-369

[4] همان، ص369-370.

[5] مرتضوی، سیدضیاء (1400). دانش‌نامه امام خمینی، ج6، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ص۱۵۳.

[6] داماد بازرگان

[7]  دانش‌نامه امام خمینی، ج6، ص۴۴۹.

[8] مراکز اقتصادی خوزستان در جنگ، ص۳۷۰.

[9] روزها و رویدادها، ج1، ص ۵۱۳.

[10] همان، ص ۵۱۴.

[11] مراکز اقتصادی خوزستان در جنگ، ص۳۷۰.

[12] روزها و رویدادها، ج1، ص۵۰۹.

[13] IMF

[14] Point Four

[15] Structural Conditionalities

[16] Scoop. (2024). 80 years is enough: Shut down the IMF–World Bank! Report from Rural Peoples’ Movements.

[17] USAID

[18] Jessie Louise Embry, “Point Four, Utah State University Technicians, and Rural Development in Iran, 1950–64,” Rural History 14, no. 1 (2003): 99–113, https://doi.org/10.1017/S0956793303000050

[19] Ibid

[20]U.S. Department of Agriculture, Iran: Agricultural Production and Trade (Washington, DC: Economic Research Service, Foreign 357, 1974)

[21] کاشت بذر نفوذ سیاسی در زمین دشت قزوین/ امپراتوری اسرائیل در ایران

[22] UNTA

[23] کاشت بذر نفوذ سیاسی در زمین دشت قزوین/ امپراتوری اسرائیل در ایران

[24] U.S. Department of Agriculture, Iran: Agricultural Production and Trade (ERS-Foreign 357) (Washington, DC: Economic Research Service, 1974), https://doi.org/10.22004/ag.econ.316420