15 فروردین 1405
تأثیر تحریم نفتی بر کشورهای صنعتی و اسرائیل
پس از جنگ چهارم اعراب و اسرائیل در اکتبر 1973 (جنگ یوم کیپور)، کشورهای عربی عضو اوپک برای نخستین بار از نفت به عنوان سلاح استفاده کردند. آنها با کاهش تولید و قطع صدور نفت به حامیان اسرائیل، تلاش کردند موازنه قوا را تغییر دهند[1] و این پدیده به نخستین شوک نفتی معروف شد.[2]
در همین راستا و طی نشست ۱۷ اکتبر ۱۹۷۳ کویت، وزرای نفت عربی بر سه محور اصلی توافق کردند: ۱) آزادی سرزمینهای اشغالی در جنگ ۱۹۶۷ و احقاق حقوق فلسطین؛ ۲) کاهش ماهانه ۵ درصدی تولید نفت تا زمان عقبنشینی اسرائیل؛ ۳) قطع کامل فروش نفت به آمریکا به عنوان حامی اصلی اسرائیل. همچنین کشورهایی که از اعراب حمایت میکردند از تحریم معاف بودند و میزان کاهش تولید برای مصرفکنندگان بر اساس میزان همکاری آنها با دشمن تعیین میشد.[3]
اعراب تصمیم گرفته بودند تا زمانی که اسرائیل اراضی اشغالی را تخلیه نکند و حقوق مردم فلسطین تأمین نشود، تولید و صدور نفت خود را برای کشورهایی که از اسرائیل حمایت میکنند، ماهانه پنج درصد کاهش دهند. عربستان سعودی که تا چند ماه قبل همچنان به عنوان دژ نفتی آمریکا در خاورمیانه به شمار میرفت و گفته میشد که سالها به تنهایی پاسخگوی واردات نفتی آمریکا خواهد بود، ناگهان میزان تولید خود را تا بیست و پنج درصد کاهش داد و صدور نفت را به آمریکا قطع کرد.[4]
عراق همزمان با ایجاد ممنوعیت در تحویل نفت، تأسیسات «اسو و موبیل اویل» را ملی اعلام کرد. کویت و امارات متحده نیز کاهش فوری تولید و قطع تدریجی محموله های نفتی را به مقصد بنادر اروپا، آمریکا و ژاپن اعلام کردند.[5]
از جیرهبندی تا تغییر راهبردی
تحریم نفتی اعراب دارای پیامدهای گوناگون برای جهان خصوصا کشورهای غربی بود. در آنزمان، آمریکا حدود 10%، اروپا 75% و ژاپن 80% از نفت مورد نیاز خود را از اعراب تهیه میکردند. البته که تحریم نفتی اعراب برای کشورهای حامی اسرائیل بود و اگر آنها دست از حمایت خود برمیداشتند و رسما اعلام بیطرفی در جنگ میکردند، شامل تحریم نمیشدند.[6]
در این زمان که تحریم نفتی اعراب اعمال میشود، پیام ریاست جمهوری آمریکا به ملت درباره صرفهجویی در برابر تحریم صدور نفت تهیه میشود. اگرچه آمریکا تنها حدود ۶ تا ۱۰ درصد از نفت مورد نیاز خود را از خاورمیانه تأمین میکرد، اما همین وابستگی نسبی نیز در پی تحریم اعراب به بحرانی ملی انجامید.[7] مالکان اتومبیلهای آمریکایی خود را در صفهای طولانی بنزین یافتند و دولت نیکسون ناچار به اعلام جیرهبندی سوخت از ژانویه ۱۹۷۴ شد.[8] این شوک نفتی علاوه بر ایجاد تورم و رکود، پیامدهای راهبردی بلندمدتی برای واشنگتن به دنبال داشت.
نخست، آمریکا برای کاهش آسیبپذیری، در فوریه ۱۹۷۴ کنفرانسی در واشنگتن برگزار کرد که به تأسیس آژانس بینالمللی انرژی (IEA) در پاریس انجامید. یکی از مهمترین دستاوردهای آن، ایجاد ذخیره استراتژیک نفت آمریکا در اواسط دهه ۱۹۷۰ بود.[9] همزمان، واشنگتن با احداث خط لوله ماوراء آلاسکا (تکمیل در ۱۹۷۵) و وضع استانداردهای کارآمدی سوخت برای خودروها، تلاش کرد وابستگی خود به نفت خاورمیانه را کاهش دهد.[10]
دوم، بحران نفتی ثبات پول جهانی را تهدید کرد و دشمنی متحدان عرب آمریکا را تشدید نمود. حتی گزارش شد که آمریکا برای دفاع از اسرائیل در برابر شکست احتمالی در جنگ ۱۹۷۳، آماده استفاده از تسلیحات هستهای بوده است.[11] همچنین، سیاستهای یکجانبه آمریکا در حمایت از اسرائیل موجب اصطکاک با متحدان اروپایی شد و روزنامه والاستریت ژورنال هشدار داد که این روند به موجودیت اتحادیه آتلانتیک لطمه میزند.[12] در مجموع، تحریم نفتی ۱۹۷۳ به آمریکا نشان داد که حتی اتکای اندک به نفت عربی میتواند امنیت ملی و اقتصاد آن را فلج کند. همین درک بود که پایههای سیاست انرژی و استراتژی نظامی ایالات متحده در خلیج فارس را برای دهههای بعد دگرگون ساخت.
چرخش سیاسی در اروپا و آسیا
اما در اروپا و ژاپن اوضاع به نحو دیگری رقم خورد و آنها به واسطه آسیبهای بیشتری که متحمل شدند، واکنشهای متفاوتتری اعمال کردند. نخستین واکنش از سوی دولت ژاپن انجام میگیرد. ژاپن نیز که 80% نفت موردنیازش وابسته به کشورهای حوزه خلیج فارس بود هم در وضع نگرانکنندهای قرارگرفت و با اینکه وزیر امور خارجه ژاپن اظهار جانبداری از اعراب کرد اما ملک فیصل، مبتکر استراتژی تحریم، خواستار قطع روابط سیاسی و تجاری توکیو با اسرائیل شد. دولت ژاپن سهمیه سوختی صنایع را 10٪ کاهش می دهد؛ به عبارتی نوعی جیرهبندی را اعلام میکند.[13] نخست وزیر ژاپن در همین بحبوحه هشدار میدهد که در صورت تداوم تحریم نفتی به مدت چند هفته صنعت ژاپن از کار خواهد افتاد.[14]
در آلمان هم واکنش سریع بود؛ دولت فدرال آلمان نیز یک نوع جیرهبندی سوختی برای اتومبیلها و صنایع اعمال نمود.[15] از طرف دیگر این کشور برای مدیریت شرایط، آمریکا را به سبب استفاده از پایگاههای هوایی آن کشور، در ارسال اسلحه به اسرائیل مورد استیضاح قرارداد و سیاست بیطرفی خود را در قبال مخاصمات اعراب و اسرائیل به طرفداری از اعراب تبدیل کرد.[16]
درکل، این تحریم تمامی دنیای صنعتی را فراگرفته بود. رؤسای 9 کشور عضو جامعه کشورهای اروپایی در یک جلسه اضطراری در کپنهاگ دانمارک ترازنامهای از پیشبینی تشدید تورم، کسریموازنه پرداختها و رکود اقتصادی ناشی از تحریم اقتصادی ارائه دادند. همچنین سران 9 کشور به منظور رسیدن به یک راه حل فوری، درباره مفاد اعلامیه معروف به «هویت اروپا» در برابر خاورمیانه به تفاهم میرسند و از کشورهای عرب تولیدکننده نفت دعوت میکنند تا با اروپا به گفت و شنود بپردازند.[17]
صحبت رئیس جامعه اروپایی خطاب به نمایندگان کشورهای نفتخیز عرب اینچنین بود: «هدف شما تحریم نفتی آمریکاست، ولی این تیر شما به آمریکا اصابت نمیکند. اروپا را از پای درمیآورد. به ما بگویید هدف شما از این کار چیست؟ در خاورمیانه که کاری از ما ساخته نیست!» بعد از این سخنان نمایندگانی از کشورهای عربی به دانمارک میروند و دبیرکل اوپک اعلام میکند که سازمان تصمیم گرفته است پاداش طرز برخورد اعضای جامعه کشورهای اروپایی را که از فروتنی، خوشخدمتی و نیز ناتوانی و آشفتگی آنان مایه میگیرد، بدهد و حرکت مثبتی از خود ابراز دارد.[18]
هلند نیز که در آغاز جنگ از تلاویو پشتیبانی کرده بود، در ادامه از امضاکنندگان بیانیهی 9 عضو بازار مشترک اروپا بود، اما برخلاف دیگر کشورهای امضاکننده، مشمول تحریم باقی ماند. دولت کانادا نیز به عربستان اطلاع داده بود که اگر صدور نفت خام به این کشور توسط آنها ادامه یابد، صدور نفت تصفیهشده را به اروپا و آمریکا قطع میکند.[19]
هزینههای جنگ برای اسرائیل
تأثیر این تحریم دامنگیر اسرائیل نیز شد به طوریکه پس از جنگ 1973 میلادی اقتصاد رژیم اسرائیل دچار رکود شد و رشد اقتصادی در برخی سالها به صفر رسید و در مجموع از 3% تجاوز نکرد. در همین حال موازنه پرداختهای تجاری و بودجه دولت شاهد سیر نزولی شد. عوامل این رکود بسیار است اما بیش از همه، هزینه های جنگ 1973 میلادی و نیز بالا رفتن ناگهانی بهای نفت دو عامل اصلی این مسئله بودند.[20]
اعراب این تحریم نفتی را به گونهای پیش بردند که دست بالاتر را پیدا کرده بودند، بدین صورت که حتی به کشورهای اروپایی هشدار میدادند و تهدیدشان میکردند. آنها به عنوان مثال، برای اینکه کلیه جنبههای همبستگی کشورهای اروپای غربی را نسبت به هلند خنثی کنند به لندن و پاریس هشدار دادند که اگر مصرف نفت خود را به طرق مختلف نظیر جیرهبندی کاهش دهند، اقدام آنها به عنوان مقابله با تصمیم تولیدکنندگان تلقی خواهد شد.[21]
قدرت نفت و تغییر مسیر جنگ
تحریم نفتی ۱۹۷۳ نشان داد که نفت سلاحی راهبردی با توان تغییر معادلات جهانی است. آمریکا با وجود وابستگی اندک (۶‑۱۰٪) به جیرهبندی و بحران انرژی کشیده شد و پس از آن مجبور به ذخیره استراتژیک نفت و تأسیس آژانس بینالمللی انرژی شد. در طرف دیگر، اروپا (۷۵٪ وابستگی) و ژاپن (۸۰٪ وابستگی) ناچار به جیرهبندی و تغییر سیاست خارجی در قبال اسرائیل شدند. اسرائیل نیز بهطور غیرمستقیم دچار رکود اقتصادی و توقف رشد گردید.
اگرچه تحریم نتوانست شکست نظامی اعراب را جبران کند، اما ترس غرب از ادامه بحران نفتی، آمریکا را وادار کرد که برای پایان دادن به جنگ فشار بیاورد و اسرائیل را به عقبنشینی و مذاکره تشویق نماید.[22] این رویداد ثابت کرد که اهرم نفت چنان مؤثر است که چند کشور عربی تولیدکننده توانستند با تکیه بر آن، اقتصاد و سیاست قدرتمندترین کشورهای جهان را به چالش بکشند و مسیر یک جنگ را به نفع خود تغییر دهند.
[1] نجاتی، غلامرضا (1352). جنگ چهارم اعراب و اسرائیل. تهران: شرکت سهامی انتشار، ص120.
[2] کاتوزیان، محمد علی (1377). نه مقاله در جامعه شناسی تاریخی ایران؛ نفت و توسعه اقتصادی. ترجمه علیرضا طیب، تهران: نشر مرکز، ص95.
[3] صفاتاج، مجید (1391). دانشنامه فلسطین. ج3، تهران: انتشارات آروَن، ص479.
[4] نجاتی، غلامرضا (1352). جنگ چهارم اعراب و اسرائیل. تهران: شرکت سهامی انتشار، ص121.
[5] آقائی، سید داوود (1368). سیاست و حکومت در عربستان سعودی. تهران: میزان، ص143-144.
[6] همان، ص143.
[7] جنگ چهارم اعراب و اسرائیل، ص۱۲۱؛ سیاست و حکومت در عربستان سعودی، ص۱۴۳.
[8] کمپ، جفری؛ هارکاوی، رابرت (1399). جغرافیای استراتژیک خاورمیانه. ج۱، ترجمه سید مهدی حسینی متین، تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردی، ص۹۸.
[9] همان.
[10] همان، ص۹9.
[11] پتراس، جیمز (1387). قدرت اسرائیل در آمریکا. ترجمه حمید نیکو، تهران: مؤسسه مطالعات اندیشه سازان نور، ص۲۵۳.
[12] جنگ چهارم اعراب و اسرائیل، ص۱۲۲-۱۲۳.
[13] همان، ص121.
[14] همان، ص144.
[15] همان.
[16] همان، ص121.
[17] همان، ص144.
[18] همان، ص145.
[19] همان، ص121.
[20] دفتر مطالعات اقتصاد ایران (1381). تأثیر انتفاضه بر اقتصاد رژیم صهیونیستی. تهران: موسسه تدبیر اقتصاد، ص53.
[21] جنگ چهارم اعراب و اسرائیل، ص121.
[22] شهمرادی، حسین (1394). کمپ دیوید - خیانت به آرمان فلسطین، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص۸۷.