28 اسفند 1404
سفرایی که امام شهید به اروپا اعزام کرد
در دوران تحصیل در اروپا، دبیر سیاسی اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان اروپا بودم که حدود ۶۵ انجمن را مدیریت میکرد. در یک دیدار خصوصی که با اعضای شورای مرکزی خدمت ایشان رسیدیم، توصیههای ایشان برای ما چراغ راه بود. ایشان میفرمودند اولویت اول شما «کسب علم» است و در کنار آن، باید به عنوان «سفرای جمهوری اسلامی»، ندای انقلاب را با زبانی متناسب با فرهنگ آن کشورها به گوش جهانیان برسانید.
در نگاه بلند و تمدنساز رهبر شهید، دانشگاه نه صرفاً یک مرکز آموزشی برای صدور مدرک، بلکه ستون استوار استقلال ملی و «کارخانه انسانسازی» است. ایشان پیشرفت علمی را پیشران اصلی اقتدار کشور میدیدند و معتقد بودند که دانشگاه باید نخبگانی باهویت، متدین و آرمانخواه تربیت کند که مرزهای دانش را برای عزت ایران جابهجا کنند. در منظومه فکری ایشان، از تحول در علوم انسانی تا دستیابی به قلههای هوش مصنوعی، همگی قطعات یک پازل برای رسیدن به تمدن نوین اسلامی هستند.
حضرت آقا همواره بر حرکت در «لبه علم» تأکید داشتند. امروز مسئله هوش مصنوعی یکی از آن حوزههای حیاتی است که ایشان بسیار بر آن اصرار میورزیدند. دغدغه اصلی ایشان این بود که ما نباید در این مسیر پراکندهکاری کنیم. متأسفانه این بخش تا حدودی مغفول مانده است و باید هرچه سریعتر آن را حل کنیم؛ زیرا ایشان تأکید داشتند که در حوزه هوش مصنوعی، نیازمند یک «مرکز و فرماندهی واحد» هستیم.
اما خاطرهای که هرگز فراموش نمیکنم و حسرتش بر دلم ماند، مربوط به همان دیدار است. شب به ما اطلاع دادند که فردا با آقا دیدار داریم. من حقیقتاً خیلی دلم میخواست با یک آمادگی و پاکی معنوی خاص، مثلاً با سه روز روزه گرفتن، به ملاقات ایشان بروم تا شأنیت حضور در محضر نائب امام زمان (عج) را پیدا کنم. اما وقت تنگ بود و من خجلتزده به آن جلسه رفتم. اقامه نماز پشت سر ایشان رویایی بود. در پایان جلسه، آقا با محبت بین ما آمدند؛ ایشان چند بار با مهربانی به من نگاه کردند، اما من از شدت حیا و اینکه خودم را لایق نمیدیدم، نمیتوانستم رو در روی ایشان صحبت کنم. ایشان چفیهای به بنده هدیه دادند و من در ذهنم گفتم انشاءالله در دیدار بعدی با روحیهای بهتر با ایشان همکلام میشوم... اما آن فرصت دیگر تکرار نشد.
* برگرفته از شماره شماره 1332 هفتهنامه شما