16 بهمن 1404
مقالهای در ردّ اتهام به انقلاب اسلامی
محرمانه
فارسی رادیو لندن - ساعت ۲۰/۱۵ دقیقه - ۱۳۵۷/۷/۱۱
روزنامه تایمز امروز، مقالهای از فرد هالیدی(۱) دارد که به شدت از نوشتههای لرد چالفونت(۲) درباره ایران، در این روزنامه انتقاد کرده است. آقای هالیدی معاون انستیتوی جهانی آمستردام است و مقاله خود را بیشتر اختصاص به این میدهد که تمام اعتقادهای لرد چالفونت را از پرداخت غرب به پیشرفتهای ایران و نیز دفاع و طرفداری وی را از شاه رد کند.
به عنوان مثال آقای هالیدی، تحسینها و تقدیرهای لرد چالفونت را از برنامههای شاه در مدرنیزه کردن ایران نقلقول کرده، و توجهها را به گزارشهای بانک جهانی جلب میکند که حاکی از اوضاع مصیبتبار کشاورزی ایران و واردات مواد کشاورزی است که در حال حاضر بیش از ۱۰ درصد درآمد نفت صرف آن میشود. آقای هالیدی به لرد چالفونت که نوشته بود بدون شک منابع خارجی در ترتیب دادن و برانگیختن شورشهای داخلی مردم ایران دست داشتهاند و اینکه اسلحه و پول به طور آزاد در اختیار گروههای مخالف رژیم شاه قرار میگیرد، پاسخ داده مینویسد که: لرد چالفونت هیچ اطلاعات و مدرکی که این ادعای وی را تأیید کند ارائه نمیدهد. گزارشهایی که مبنی بر استفاده از اسلحه در بین تظاهرکنندگان ایرانی باشد نادر بوده است و بهعلاوه، گروههای مذهبی در ایران از نظر مالی از منابع داخلی تأمین میشوند و احتیاج به پول خارجی ندارند.
آقای هالیدی قبول دارد که جنبش اخیر در ایران دارای جنبههای قهقرایی نیز بوده است، ولی او اظهار میدارد که معرفی این جنبش به صورت یک جنبش ارتجاعی، نادرست جلوه دادن عمدی آن است. وی تأکید میکند که این خودبینی و تکبر است که به مردم ایران گفته شود که آنها مستحق تحولات و اصلاحاتی که به وسیله تعدادی از سازمانهای محلی حمایت میشود، نیستند، و اینکه تلویحاً به آنها گفته شود که فقط غربیهای ناآگاه و نامطلع از آنها حمایت میکنند، گمراهکننده است.(۳) آقای هالیدی مقالهاش را این چنین خاتمه میدهد که در چند ماه گذشته ملت ایران بعد از پانزدهسال سکوت صدایشان را بلند کردند و اکنون زمانی است که حتی کودنترین و نابیناترین ناظران هم به آنچه که آنها میگویند توجه میکنند.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
توضیحات سند:
۱- فرد هالیدی (Fred Halliday) نویسنده ایرلندی و استاد دانشگاه و متخصص روابط بینالملل و خاورمیانه بود.
۲- لرد چالفونت (Lord Chalfont). چالفونت عضو مجلس اعیان انگلستان و در دورهای وزیر مشاور در امورخارجه این کشور بود.
۳- این حجم از عبارات «گمراهکننده» از سوی چالفونت درباره انقلاب اسلامی مردم ایران، قابل تأمل بوده و نشاندهنده عمق مخالفت و دشمنی او با این انقلاب است. در اینجا بد نیست به ملاقات او با پرویز راجی سفیر ایران در لندن نیز اشارهای داشته باشیم. راجی در گزارش خود از این ملاقات به وزیر امورخارجه مینویسد:«دیروز [۲۰ شهریور ۱۳۵۷] در سفارت شاهنشاهی ملاقاتی با لرد چالفونت داشتم. نامبرده ضمن اینکه تقاضا داشت مراتب تأسف عمیق[!] به مناسبت وقایع اخیر ایران به شرف عرض پیشگاه مبارک ملوکانه برسد به اینجانب توصیه نمود که شخصی به نام ژنرال INDAR JIT RIKHYE رئیس آکادمی بینالمللی صلح (INTERNATIONAL PEACE ACADEMY) را ملاقات کنم. ژنرال RIKHYE امروز به اتفاق مدیرعامل انگلیسی مؤسسه مذکور به سفارت آمد. نامبرده هندی است و سوابق ممتدی در همکاری با نیروهای صلح سازمان ملل متحد در نقاط مختلف دنیا از جمله ارتفاعات جولان و کنگو داشته و بارها به ایران مسافرت کرده و با مؤسسه روابط بینالمللی وزارت امور خارجه همکاری نموده است و با جناب آقای محمود فروغی اظهار دوستی دیرینه نمود و اظهار میداشت که مدتی هم در دانشگاه پدافند ملی تدریس کرده است و با بعضی از امرای ارتش ایران آشنایی دارد...نامبرده اظهار میداشت که در خصوص مواجهه نیروهای انتظامی با یک جمعیت آشوبگر مراحل مختلف و متنوعی به منظور ایجاد برتری موانعی وجود دارد که از آنجمله حل مسالمتآمیز قضیه و مصالحه و متفرق کردن و ارعاب جمعیت میباشد و چنانچه این اقدامات مؤثر واقع نگردد در نهایت امر به عنوان آخرین و تنها راه چاره بایستی به اسلحه خودکار متوسل گردید. نامبرده همچنین اظهار میداشت که وقتی سربازی به سوی هموطن خود تیراندازی مینماید هنگام بازگشت به سربازخانه در نتیجه اقدامی که به عمل آورده و نیز احتمالاً به علت تأثیر تبلیغات مخالفین دچار بحران روحی شدیدی میشود که در عزم و رویه و ارادهاش ایجاد تزلزل مینماید. اظهار میداشت که مؤسسه او که هدف انتفاعی ندارد دستورالعملهای کلی برای این نوع موارد در اختیار دارد که او شخصاً میتواند آنها را برای مقامات انتظامی توجیه نماید...». پرویز راجی در کتاب «خدمتگزار تختطاووس» جزئیات بیشتری از این ملاقات را فاش کرده است:«لرد والیدن فلد و لرد چالفونت به سفارتخانه آمدند تا درباره امکان تهیه مطالبی راجع به زندگی والاحضرت اشرف صحبت کنند. آنها میگفتند: این مطالب را برای چاپ کتابی تحت عنوان «داستان پهلویها» لازم دارند. و قرار است حدود سه سال برای تحقیق و نگارش این کتاب وقت صرف کنند...». (برای اطلاع بیشتر این سند را ببینید)