17 فروردین 1405

از درگیری اورسوراواز تا افشاگری علیه رجوی

روایتی از کشمکش‌های گروه‌های اپوزوسیون ایران


روایتی از کشمکش‌های گروه‌های اپوزوسیون ایرانجشن ازدواج جنجالی مسعود رجوی با مریم قجرعضدانلو، همسر ابریشمچی در خرداد ۱۳۶۴ در مقر «اوورسوراواز» برگزار شد

۷ فروردین ۱۳۶۵ روزنامه لوموند از زد و خورد میان طرفداران چریک‌های فدایی خلق و سازمان مجاهدین خلق در اورسوراواز خبر داد. بیست و دو روز بعد، ۲۹ فروردین، سی عضو چریک‌های فدایی خلق به سازمان عفو بین‌الملل مراجعه کردند و رسماً اعلام داشتند که به دنبال افشاگری‌های سازمان مجاهدین علیه آنان، جانشان در خطر است. فردای آن روز، ۳۰ فروردین، مغازه‌های اورسوراواز به مدت دو ساعت تعطیل شد و مردم مقابل شهرداری تجمع کردند تا خواهان تغییر محل اقامت مسعود رجوی شوند.[1]

وجود تنش‌ها و اختلافات عمیق ناشی از سهم بیشتر خواستن سازمان‌ها و احزاب در صورت ائتلاف، نادیده گرفته شدن اقوام توسط گروه‌ها، تجمیع حول محور افراد و اشخاص و بها ندادن به احزاب و سازمان‌هاست.[2] این گزارش با تکیه بر اسناد تاریخی، ریشه‌ها و تداوم این الگو را بررسی می‌کند.

 

اختلاف از دهه ۵۰

در دهه 1350 روابط این دو گروه مسلح همواره با فراز و نشیب هایی همراه بود. اولین نقطه اختلاف این دو گروه بر سر لو رفتن شنود در بهار سال 1353 است.[3] در واقع در آن دوران هر دو گروه، در آن شرایط، یکدیگر را به مسائلی متهم می‌کردند که واقعیت داشت. آن‌ها ضربات ساواک را به طرف مقابل، به عنوان خطاهای تاکتیکی تحلیل نمی‌کردند، بلکه علت آن را عدم رهبری صلاحیت‌دار برمی‌شمردند.[4]

هر یک به دیگری انتقاد داشت و به جای اینکه به فکر جنبش باشد، بیشتر در این اندیشه است که برای سازمان خود مانور دهد و تبلیغ کند و دیگری را در ایدئولوژی دارای ضعف می‌دانست و به گرایش‌های مغایر با نگرش خالص مارکسیستی متهم می‌کرد.[5]

هر دو گروه می‌توانستند ده‌ها نمونه عهدشکنی از طرف مقابل نام ببرند؛ نمونه‌هایی که نشان می‌داد حرکت مسلحانه چریک شهری در ایران، فرایند انحطاط و زوالی ناگزیر را پیموده و به هیچ وسیله نمی‌شد از آن پیشگیری کرد. بخصوص که خودمحوری از همان ابتدا در هر دو سازمان رایج بود. به‌رغم این اختلافات شدید ارتباط منظم ادامه یافت و چریک‌های فدایی از امکانات مجاهدین تغذیه می‌کردند.[6]

 

حذف رفقا

سازمان مجاهدین خلق پیش از انقلاب نیز سابقه خشونت علیه اعضای خود را دارد. در سال ۱۳۵۴ و با تغییر ایدئولوژی به رهبری تقی شهرام و بهرام آرام، اعضای متعهد به اسلام سازمان مورد حذف فیزیکی قرار گرفتند.[7] مجید شریف‌واقفی، از اعضای برجسته سازمان، پس از جریان تغییر ایدئولوژی از مرکزیت اخراج،‌ سلاحش گرفته و به کارگری فرستاده شد، اما او با دوستان هم‌فکرش به‌طور مخفی شروع به سازماندهی کرد. سرانجام با حکم مرکزیت، محکوم به مرگ شد و در بعدازظهر ۱۶ اردیبهشت ۱۳۵۴ طی قراری با وحید افراخته به‌وسیله گلوله‌ای کشته، جسدش سوزانده و در چند قطعه در بیابان‌های مسگرآباد دفن شد.[8]

این الگوی حذف فیزیکی مخالفان داخلی، پیش‌تر نیز درباره عبدالرضا نیک‌بین رودسری، یکی از بنیانگذاران سازمان، اجرا شده بود. نیک‌بین که به خاطر عقاید مارکسیستی از سازمان جدا شد، هرگز مورد حذف فیزیکی قرار نگرفت، اما از آن پس در تمامی مقالات و کتاب‌های سازمان، نامی از او به عنوان بنیانگذار برده نمی‌شد. این رویه بعدها به ترور شخصیتی جداشدگان تبدیل شد.[9]

 

قلعه اورسوراواز؛ مقر فراریان

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مسعود رجوی که به دلیل تحریم رفراندوم قانون اساسی، فاقد صلاحیت نامزدی اولین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری شناخته شده بود، آشکارا رودرروی نظام جمهوری اسلامی ایستاد. پس از عزل ابوالحسن بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا و ریاست جمهوری و حوادث خرداد و تیر 1360، رجوی بنی‌صدر را به زیر چتر حمایتی سازمان کشید و پس از مدتی زندگی مخفیانه، در 7 مرداد 1360 با چهره هایی مبدل به پاریس گریختند.[10] مسعود رجوی در اورسوراواز در حومه پاریس ساکن شد.[11]  قلعه اورسوراواز که در حومه پاریس قرار دارد را می‌توان از اولین پایگاه‌های سازمان در خارج از ایران دانست.[12]

سازمان مجاهدین خلق با شعار «استقلال، آزادی، جمهوری دموکراتیک» در خارج از ایران فعالیت می‌کرد و جریان‌های سلطنت‌طلب نیز خود را «آلترناتیو دموکراتیک» می‌خواندند.[13] گروه‌های اپوزیسیون خارج از کشور که همواره خود را مدافع آزادی بیان، حقوق بشر و دموکراسی معرفی کرده‌اند[14] شورای مقاومت ملی را در پاریس تشکیل دادند و اپوزیسیون خارج از کشور و دشمنان انقلاب اسلامی بسیار امیدوار بودند که این شورا بتواند انسجام و وحدتی میان مخالفین نظام ایجاد و مقدمات سرنگونی نظام را هر چه زودتر فراهم کنند.[15]

در همان سال‌ها، رجوی در پاریس با طارق عزیز، وزیر خارجه و معاون صدام حسین، دیدار کرد و به اصطلاح قرارداد صلحی میان ایران و عراق امضا نمود. [16] ابوالحسن بنی‌صدر که هنوز خود را رئیس‌جمهور قانونی ایران می‌نامید، وقتی از این دیدار و قصد رجوی برای گسترش همکاری با دشمن متجاوز به خاک ایران آگاه شد، از شورای ملی مقاومت کناره گرفت[17] رجوی نیز در واکنش به جدایی بنی‌صدر، همسر خود فیروزه بنی‌صدر – که ازدواج با او را با اهداف سیاسی ترتیب داده بود – طلاق داد و بلافاصله با مریم قجر عضدانلو ازدواج کرد. این ازدواج همزمان با اعلام به اصطلاح «انقلاب ایدئولوژیک» در سازمان مجاهدین انجام شد. در پی این وقایع، حزب دموکرات کردستان به رهبری عبدالرحمن قاسملو، شورای ملی مقاومت را غیردموکراتیک خواند، مسعود رجوی را دیکتاتور نامید و از شورا خارج شد.[18]

در آن سال‌ها جدایی چهره های نام و نشان دار از سازمان و شورای ملی مقاومت، سران گروه مجاهدین را کلافه و مستأصل کرده بود. فحاشی ها و هتاکی های سازمان به مخالفانش در خارج نیز پایانی نداشت. رجوی مخالفین خود را مورد افترا و تهمت‌ها قرار می‌داد و آن‌ها را پاسداران سیاسی رژیم جمهوری اسلامی می دانست.[19]

 

۲۳ روز؛ درگیری، افشاگری، تجمع

در تاریخ 7 فروردین 1365 روزنامه فرانسوی لوموند از زد و خورد میان طرفداران چریک‌های فدایی خلق و اعضای سازمان مجاهدین خلق در منطقه اورسوراواز پرده برداشت. تشدید این اختلافات به حدی بود که 29 فروردین همان سال سی تن از اعضای چریک‌های فدایی خلق با مراجعه به سازمان عفو بین الملل رسما اعلام کردند به دنبال افشاگری‌های سازمان مجاهدین خلق علیه آنان، جانشان در خطر قرار گرفته است. پیامدهای این درگیری ها به سطح جامعه محلی فرانسه نیز کشیده شد چنان که در 30 فروردین 1365 مغازه های اورسوراواز به مدت دو ساعت تعطیل شدند و تجمعی میان شهرداری این شهر با مطالبه تغییر محل اقامت مسعود رجوی شکل گرفت.[20]

رسانه های یادشده همچنین خبر حضور پلیس فرانسه در مقر سازمان مجاهدین خلق (منافقین) در پاریس را برجسته کردند. از جمله خبرگزاری یونایتدپرس اقدام امروز صبح پلیس فرانسه در بازرسی از مقر مسعود رجوی را بزرگ‌نمایی و به یک حمله تشبیه کرد و گفت: پلیس فرانسه امروز شنبه مقر مجاهدین خلق را مورد حمله قرار داد. مسعود رجوی ساعت 5:15 بعدازظهر امروز با یک هواپیمای جت کوچک فرودگاه نظامی بورژه را به مقصد قاهره ترک کرد. بنا بر همین گزارش وی به اتفاق پنج تن دیگر با یک هواپیمای جت فالکن فرودگاه یادشده را ترک کرد. پلیس از اظهار نظر خودداری کرد ولی گفت این حمله جهت تعیین هویت ایرانیانی که در سال 1981 به فرانسه آمدند صورت گرفت. خبرگزاری فرانسه نیز در این باره اعلام کرد عملیات امروز شنبه پلیس در محل اقامت مسعود رجوی، از سرشناس‌ترین مخالفان ایرانی و عزیمت وی از فرانسه احتمالا موجب خواهد گردید تا در عادی شدن روابط تهران و پاریس تسریع به عمل آید. این امر چنانچه تحقق یابد، به دلیل نفوذ ایران می‌تواند در آزادی گروگا‌ن‌های فرانسوی که در لبنان نگهداری می‌شوند تأثیر داشته باشد. این خبرگزاری در ادامه افزود: از منابع بسیار موثق در پاریس کسب اطلاع شد که از دو ماه پیش، یعنی از زمان روی کارآمدن شیراک، نخست وزیر فرانسه ده‌ها تن از هواداران رجوی فرانسه را ترک کردند.[21]

این سه رویداد در بیست و سه روز – درگیری فیزیکی، اعلام خطر جانی به عفو بین‌الملل، و تجمع مردمی علیه اقامت رجوی – هر سه نشانه یک چیز هستند: ناتوانی اپوزیسیون از همزیستی با رقیب، حتی پیش از آنکه به قدرت نزدیک شده باشد.

پس از اخراج از فرانسه در سال ۱۹۸۶، سازمان مجاهدین خلق به عراق نقل مکان کرد. صدام حسین که در آن زمان درگیر جنگ با ایران بود از مسعود رجوی استقبال گرمی کرد و قرار شد تمامی اعضای این سازمان به قرارگاهی در هشتاد کیلومتری مرز ایران در استان دیاله مستقر شوند.[22]

 

اختلاف‌های بی‌پایان

در سال‌های بعد، یک حادثه دیگر نیز اختلافات میان مجاهدین و سایر گروه‌های اپوزیسیون را دامن زد. غرق شدن حسن نعمتی، یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق، در آب‌های اروپا – که برخی منابع آن را ناشی از بی‌توجهی سران سازمان به وضعیت کادرهای خود دانستند – بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های اپوزیسیون پیدا کرد. تلویزیونی که در اختیار دکتر حسیبی (از چهره‌های مخالف مجاهدین) بود، با پخش مصاحبه‌ای تند، سازمان مجاهدین خلق را متهم کرد که هزینه‌های هنگفتی صرف مراسم‌های تشریفاتی و زندگی اشرافی سران خود در پاریس می‌کند، اما اعضای عادی را درمانده و بی‌پول به حال خود رها می‌کند. این موج انتقادات به حدی رسید که بسیاری از ایرانیان خارج‌نشین و حتی برخی گروه‌های همسو با مجاهدین، از آنها فاصله گرفتند. این رویداد نیز مانند بسیاری موارد دیگر نشان داد که در فضای اپوزیسیون خارج از کشور، حتی یک مرگ تلخ نیز نه فرصتی برای همدلی، بلکه بهانه‌ای برای هجمه و تصفیه‌حساب می‌شود. [23]

 

قصه‌ای که تمام نشد

بعد از رحلت امام خمینی، شورای ملی مقاومت مسعود رجوی را به عنوان اپوزیسیون اصلی نظام جمهوری اسلامی به رسمیت شناخت. این واقعه، خشم نیروهای دیگر ضد انقلاب را بر انگیخت و موجی از درگیری‌ها و ناسزاگویی‌های گروه ها به یکدیگر را به راه انداخت. از یک سو رجوی برای رقبایش از پس‌مانده‌های رژیم شاه و دیگران، خط و نشان می‌کشید که آنهایی که فکر می‌کنند از این نمد، کلاهی به آنها خواهد رسید، از هر چه می‌توانند کوتاهی نکنند؛ و ببینند چه کسی زودتر به تهران خواهد رسید و از سوی دیگر هم مقالاتی نگاشته می‌شد و توهمات مجاهدین و امثال آنها درباره سقوط محتوم و نزدیک جمهوری اسلامی به سخره گرفته می شد. فدائیان اقلیت با مخاطب قرار دادن مجاهدین خلق، بنی صدر و شاپور بختیار، به آنها گوشزد می‌کردند که به دور از برانگیختن احساسات کاذب، واقعیت این است که مرگ خمینی تأثیر تعیین کننده‌ای بر سرنوشت جمهوری اسلامی نخواهد گذاشت.[24]

 

شکاف‌های دیروز، خشونت امروز

گزارش خبرگزاری فرانسه به وضعیت اپوزیسیون خارج از کشور دو سال پس از اعتراضات مهسا امینی اشاره می‌کند. این گزارش مستقیماً به اختلافات داخلی میان گروه‌های مخالف اشاره دارد و می‌نویسد که اعتراضات 1401، شکاف‌های عمیقی را در درون اپوزیسیون آشکار کرده است و هیچ گروه متحدی برای دفاع از خواسته‌های معترضان ظهور نکرده است. در خارج از کشور، تلاش‌ها برای ایجاد هماهنگی میان گروه‌های مختلف سلطنت‌طلب، ملی‌گرا و لیبرال در میان تلخی و دشمنی فروپاشیده است.[25]

نرگس ابراهیمی، پژوهشگر دانشگاه بوستون، در این گزارش تحلیل کرده است که جنبش اعتراضی رژیم ایران را تا حد زیادی متزلزل کرد، اما همچنین ورشکستگی مطلق گزینه‌های جایگزین اپوزیسیون را نشان داد و این ورشکستگی نتیجه طبیعی الگویی است که در آن رقابت سیاسی جای خود را به خشونت و ارعاب داده است.[26]

در نمونه دیگر از این خشونت‌ها، نشریه گاردین در گزارشی با عنوان «ایرانیان ساکن بریتانیا در بحبوحه جنگ ایران، نگرانی‌های امنیتی خود را به مقامات گزارش می‌دهند»، از رفتارهای خشونت‌آمیز هواداران رضا پهلوی در بریتانیا پرده برداشت. بر اساس این گزارش، مأموران پلیس محلی در هفته‌های اخیر با نمایندگان برخی جوامع و مشاغل محلی دیدار کرده‌اند تا به مدیریت تنش‌ها و اطمینان خاطر به آنها کمک کنند و گشت‌زنی‌ها را افزایش داده‌اند.[27]

این گزارش حکایت از آن دارد که هواداران سلطنت‌طلب با توسل به زور و تهدید، سایر ایرانیان و حتی اتباع مسلمان ساکن انگلستان را وادار به شعاردادن یا نصب پوستر می‌کنند و در صورت امتناع، با برخوردهای وحشیانه روبه‌رو می‌شوند. طوماری نیز در حال جمع‌آوری امضا است که از وزارت کشور انگلیس می‌خواهد گروه‌های حامی رضا پهلوی را مورد بررسی قرار دهد و از جوامع مختلف از جمله ایرانیان، عراقی‌ها، کردها و دیگران در برابر ارعاب و تهدید به خشونت محافظت کند.[28]

رفتارهای خشونت‌بار این اقلیت تنها به انگلستان محدود نیست. در هامبورگ آلمان، مرتضی صادقی، مالک رستوران سپیده، پس از ممانعت از نصب پرچم شیر و خورشید به قتل رسید. در کانادا، مسعود مسجودی، فعال سیاسی که از رضا پهلوی شکایت کرده بود، توسط دو سلطنت‌طلب به قتل رسید. محسن احمدی‌پور نیز از دیگر مخالفان سلطنت‌طلبان بود که در کانادا به قتل رسید.[29] این حوادث نشان می‌دهد که دست‌کم در نمونه‌های مستند، رفتارهای خشونت‌آمیز هواداران رضا پهلوی ثبت شده است.

از اورسوراواز سال ۱۳۶۵ تا هامبورگ و تورنتو در سال ۲۰۲۳، این الگو بارها تکرار شده است؛ اپوزیسیون خارج از کشور نه تنها نتوانسته متحد شود، بلکه در نبود قدرت، یکدیگر را تهدید، افشا و حتی حذف فیزیکی کرده است. این مستندات نشان می‌دهد که ناتوانی در تحمل رقیب، نه یک حاشیه، بلکه ذات این جریان‌هاست.

 

[1] اسلامی، محمدمهدی و همکاران (1403) جنگ قاب‌ها، تهران: انتشارات ایران، ص51.

[2]  نادری، محمود (1396). حزب دموکرات کردستان ایران، تهران: موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ص608.

[3] موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی(1402). سازمان مجاهدین خلق پیدایی تا فرجام، ج2، تهران: موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ص208.

[4] همان.

[5] همان.

[6] همان.

[7] جنگ قاب‌ها، ص51.

[8] همان.

[9]  همان.

[10] بهروزی، فرهاد (1399). تقویم تاریخ دفاع مقدس، ج54، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص526.

[12] تبرانیان، صفاءالدین (1392). خوابگردها، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص817.

[13] جنگ قاب‌ها، ص32.

[14] همان.

[15] شعبانی، ناصر(1396). بن‌بست در استراتژی؛ شکست در تاکتیک - به ضمیمه روند اخراج گروهک منافقین از عراق، تهران: موسسه راهبردی دیده‌بان، ص157.

[16] یک نفر، یک روز و سی سال: کارنامه سی ساله فرقه تروریستی منافقین، ص695.

[17] همان.

[18] همان.

[19] خوابگردها، ص817.

[20] جنگ قاب‌ها، ص143.

[21] نخعی، هادی (1397). روزشمار جنگ ایران و عراق - کتاب چهل و دوم، ج2، تهران: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، ص94.

[22] بی‌بی‌سی فارسی (2016). از بغداد تا تیرانا: پایان سی سال حضور مجاهدین خلق در عراق، لندن: بی‌بی‌سی، https://www.bbc.com/persian/iran/2016/09/160912_l44_albania_iraq_mujahedin.

[23] درخشان، ژروین (1389). سرگذشت من با مجاهدین، تهران: انتشارات انقلاب اسلامی، ص351.

[24] سام، محسن (1401). سند انتخاب، تهران: انتشارات انقلاب اسلامی، ص58.

[25] AFP. (2024). Iran opposition in disarray two years after Mahsa Amini protests. The Inquirer.

[26] همان.

[27] Guardian. (2025). Iranian Britons report security concerns amid Iran-Israel conflict.

[28] همان.

[29] تسنیم (1405). گزارش گاردین از ارعاب و خشونت‌طلبی فرقه پهلوی در خارج کشور، تهران: خبرگزاری تسنیم، https://tasnimnews.ir/3550977