05 خرداد 1405
تبریک عجیب کارتر به بازرگان به مناسبت عید قربان
گزارش مخابرهشده از سوی بوریس لینگن (کاردار سفارت آمریکا در تهران) به واشنگتن از اولین عید قربان پس از پیروزی انقلاب اسلامی، غیرمنتظره بود.
روز دهم آبان ۱۳۵۸، نخستین نماز عید قربان تهران در ترمینال خزانه برگزار شد. مطبوعات وقت جمعیت حاضر در نماز را دو میلیون نفر تخمین زدند و آیتالله منتظری (امام جمعهی وقت تهران) سخنان تندی علیه پناه دادن آمریکا به شاه بیان کرد. پس از نماز، جمعیت زیادی راهپیمایی کرد و علیه آمریکا شعار داد و قرائت بیانیه در میدان شوش، مراسم را تمام کرد.
بوریس لینگن در گزارش خود مینویسد: «امروز هم یکی از آن روزهای مخصوص در ایران بود ... روزی که همه را نگران کرد ولی بالاخره معلوم شد که زیاد هم بد نبود.» او در ادامه با تشریح جایگاه «عید قربان» در فرهنگ اسلامی، چنین تجمعی را فاقد مسأله دانسته، اما اضافه میکند: «ولی امروز همزمان بود با موج عظیم انتقادات تحریککنندهی دولتی و مذهبی علیه آمریکا برای پذیرفتن شاه در آمریکا به عنوان معالجات در نیویورک. و بنابراین جشن عید تبدیل به یک هیجان عمومی عظیمی نیز علیه ما شد. اینجا در تهران اعلام شده بود که بعد از یک اجتماع بزرگ در جنوب شهر، جمعیت دستهدسته به طرف سفارت آمریکا حرکت خواهند کرد و در آنجا سخنرانیهایی علیه آمریکا خواهد شد و شعارهایی داده خواهد شد. بنابراین ما خود را آماده کردیم که حدود یک میلیون تظاهرکننده در اطراف سفارت داشته باشیم. یعنی تمام اعضای غیر لازم سفارت را بیرون بردیم، تفنگداران دریایی همگی برای حفاظت از دفترخانه در داخل آن متمرکز شدند [...] ولی خوشبختانه بالاخره معلوم شد که هیچ یک از این کارها لازم نبود.» وی در ادامه با اشاره به اینکه فهمیدند تجمع در میدانی در فاصلهی نزدیک به دو کیلومتری سفارت قرار دارد، میافزاید: «به هر حال ما طرح خود را برای مواقع احتمالی اجرا کردیم و حدود ۹ صبح تظاهرکنندگان آمدند، اما خیلی کمتر از تعداد پیشبینیشده. این گروه که احتمالاً به وسیلهی کمونیستها سازمانیافته بودند، از حدود ۵۰ نفر شروع کردند و به حدود ۴۰۰۰ نفر رسیدند. به نظر میآمد که تاکتیک آنها این بوده که تمام روز ما را خارج از حالت عادی و در نگرانی نگهدارند، زیرا تا ساعت چهار بعد از ظهر با ما بودند و دور بر سفارت میرفتند و میآمدند و در همه حال مشتهایشان را گره میکردند و علیه ما شعار میدادند.» او بعد از شرح برخی جزئیات از تجمعی که تا ساعت ۱۶ به طول انجامیده بود، تنشی که در آخر وقت بر اثر پایین کشیدن «شعار پارچهای بزرگ که به نردههای درب آهنی مخصوص ورود رسمی نصب شده بود» و «روی این پارچه یک چیز خفتباری علیه کارتر نوشته بود» را توصیف میکند. او سپس نتیجه میگیرد: «اگر شاه برای معالجات بیشتر بر مبنای بیماری در آمریکا بماند، ما دردسرهایی خواهیم داشت.» (متن این سند را اینجا ببینید.)
خوشبینی سفارت به پایان یافتن اعتراض مردم دربارهی رفتار ضدمردمی آنها، غیرواقعبینانه بود. زیرا این ماجرا، در روزهایی بود که التهاب دیگری نیز در جریان بود: ملاقات محرمانۀ مهدی بازرگان (نخستوزیر دولت موقت) با زبیگنیو برژینسکی (مشاور امنیت ملی کارتر) در الجزایر.
بازرگان به همراه ابراهیم یزدی (وزیر خارجه) برای شرکت در جشن استقلال الجزایر به این کشور سفر کرد. ساعتی پس از ورود، بدون حضور خبرنگاران، ملاقاتی یکساعتونیمه با برژینسکی انجام داد. رابرت گیتس (وزیر دفاع بعدی آمریکا) که در این دیدار حضور داشت، بعداً گفت که مقامهای ایرانی خواستار این ملاقات بودند، نه آمریکاییها. اما یزدی در مجلس روایت کرد که برژینسکی مانند «شمر ابن ذی الجوشن» ناخوانده به دیدار بازرگان آمد.
مهمتر آنکه یزدی و بازرگان پیش از سفر، امام خمینی را از این ملاقات مطلع نکرده بودند. یزدی فقط «کلیات مسائل احتمالی» را مطرح کرد. امام از اصل دیدار با مشاور امنیت ملی آمریکا بیخبر بود. بازرگان اما در پاسخ به انتقادات گفت: «مگر من هویدا هستم که برای آب خوردن اجازه بگیرم؟»
هنگامی که خبر این دیدار محرمانه منتشر شد، در فضای شدیداً ضدآمریکایی پس از ورود شاه به آمریکا، خشم عمومی برانگیخت. حزب جمهوری اسلامی دولت را استیضاح کرد و نوشت: در روزهایی که رهبر انقلاب شدیدترین حملات را به امپریالیسم آغاز کرده، چرا نخستوزیر با برژینسکی گفتوگو کرده است؟
بازرگان وقتی با خبر شهادت دهها ارتشی در همان روزها و اعتراضات گسترده مواجه شد، با عجله بازگشت، اما دیر شده بود. این ملاقات به یکی از دلایل اصلی بیاعتباری دولت موقت بدل شد و چند روز بعد، عملاً پایان کار دولت بازرگان با تسخیر سفارت آمریکا در ۱۳ آبان رقم خورد.
بعد از تسخیر لانۀ جاسوسی، یک گزارش عجیب دیگر، موجب تقویت بدبینی به بازرگان و دوستانش شد: پیامی که نشان از روابطی خارج از صدای انقلاب داشت. کارتر پیام تبریکی به مناسبت عید قربان برای بازرگان فرستاده بود، اما در پایان پیام، تأکید شده بود که کاخ سفید قصد ندارد این متن را علنی کند، ولی ایرادی ندارد اگر دولت ایران بخواهد آن را منتشر کند. و آن پیام علنی نشده بود. (متن این سند را اینجا ببینید.)